میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است!
وحدت بدون اجرای قانون غیرممکن است. حتی اگر دعوتکنندگان به قانونشکنی عذرخواهی هم کنند باز هم مسایلی از قبیل حقوق پایمال شده شهروندان باقی میماند که نظام هم نمیتواند یکطرفه آنها را ببخشد. در آشوبهاي پس از انتخابات، 37 تن از هموطنان مظلوم کشته شدهاند و آبروی نظام در جهان هتک شده است و اين هزينهی هنگفت، چيزي نيست كه به آساني چشمپوشی کرده و فراموش كنيم. كساني كه تهمت تقلب و تجاوز زدند و كساني كه بهجاي پيگيري قانوني اعتراض، طرفدارنشان را به خيابانها كشاندند، همه بايد در دادگاه محاكمه و مجازات شوند. تا وقتي مسببان آشوب، تحريككنندگان، جنايتكاران و افترا زنندگان محاكمه و مجازات نشده و قانون اجرا نشود وحدت بیمعناست و تفاهم و آشتي به معني تبرئه گناهكاران و جنايتكاران است.
اينکه ميرحسين موسوي بر خلاف همه مقررات و قوانين مربوط به انتخابات و بر خلاف راي شوراي نگهبان و تنفيذ مقام معظم رهبري خود را پيروز انتخابات اعلام کرد اين نوعي خروج بر امام عادل است.
همان سيري که منافقين در قبل از انقلاب در پذيرش مارکسيسم مرتکب شدند دوم خرداديها در پذيرش ليبراليسم مرتکب شدند،اين پذيرش آنها را به وادي نفاق انداخت و اين نفاق هم منجر به خروج بر حاکميت شد.کودتاي دوم خرداديها ناکام و مفتضح شد، دولتهاي غربي هم فهميدند نظام تنومندتر از آن است که فکر کرده اند، استحکام نظام به واسطه فرهنگ ولايت وتشيع است.
لاريجاني با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمي حرفي زده است که قابل تأمل است، وي گفته : اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها مي روند هسته عمل تشکيل مي دهند. سوال اين است که چه عملي است که باقي مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعني آنها به همان نقطه اي رسيده اند که منافقين رسيده اند.
منافقين بچه مسلماناني بودند که مجذوب مارکسيسم بودند،اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند.مسير آنها در نهايت به خشونت مي رسد و اين علامت ختم کارشان است.دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتي که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدي است خود را معطل اينها نمي کند. آنها دست به انتحار سياسي زده اند،نظام بايد مدل جديدي را براي طراحي رقابت سياسي در نظر بگيرد.
کاري که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاري ديني در اين انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حيثيت مردم بود و در تاريخ ايران بي نظير است و بايد اين حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود.حتي کساني که بي دين هستند اما طرفدار دموکراسي مي باشند بايد دست رهبري انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوريت نظام دفاع کردند.عده اي در داخل و خارج با کارگرداني بيگانگان اسلاميت و جمهوريت نظام را به بهانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هدف قرار داده بودند اما هوشياري رهبري و بيداري مردم مانع از شرارت آنها شد. ما بايد شکر نعمت رهبري را به جا آوريم و اين کار فقط با درک درست وقايع و فهم رهنمودهاي معظم له و حمايت مومنانه از ايشان امکان پذير است.حفظ تمايز ما با ديگر مکاتب اعتقاد و التزام به ولايت است، ما ولايت را در اصول در کنار توحيد و معاد و در فروع جزء پايه هاي اسلام در کنار زکات، حج، نماز و روزه مي دانيم.
ولايت کليد بهشت و اکسير اعظم است،رکن اول ولايت حساسيت به مشروعيت حکومت است، ولايت با دغدغه نان شروع نمي شود با دغدغه مشروعيت شروع مي شود. دغدغه مشروعيت بيداري سياسي را در پي دارد.بايد بيرق اسلام در دست کسي باشد که شرايط آن را داشته باشد. يک شيعه بايد ملاک مشروعيت و مصداق آن را بداند و اين در ادبيات اهل بيت(ع) رکن بزرگي است. اگر کسي نخواهد تولي و تبري را رعايت کند نوعي کاهلي در امر ولايت را مرتکب شده است و اين از کاهلي در نماز و روزه مهلک تر است. ممکن است اين کاهلي منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج هميشه با شمشير نيست، خروج يعني به هر دليل در برابر امام عادل قرار گيريم.
خاتمی بعنوان سومین رییس دولت جمهوری اسلامی -که مدت زمان قابل ارزیابی- رییس دولت بوده است در خرداد 1376 در رقابت با ناطق نوری با اختلاف فاحشی رییسجمهور ایران شد. در ادامه به خلاصه ای از رویکردها و نتایج حوزه های مختلف دولت ایشان میپردازیم.
سیاست داخلی
دولت خاتمی با 10یا11 وزیر از حزب مشارکت که ریاستش به عهده برادر رییس جمهور بود مطمئنا حزبیترین دولت جمهوری اسلامی محسوب میشود. باز شدن فضاي سياسي از مهمترين نكات دوران اصلاحات محسوب ميشود ولي نكته اينجاست كه تيغ اين آزاديها اغلب گردن نهادهاي انقلابي چون سپاه، بسيج و یا شورای نگهبان را ميزد و اگر كسي كوچكترين انتقادي از دولت ميكرد با سیل حملات روزنامههاي زنجيرهاي به « درك نكردن پيام دوم خرداد» متهم ميشد. از توجیهات معروف اصلاحطلبان برای ناکارامدی دولت خاتمی، شعار «هر 9روز یک بحران» است. یعنی حدود 145 بحران که هیچگاه اصلاحطلبان نتوانستند اين 145 بحران را نام ببرند. البته بحرانهایی مثل قتلهای زنجیرهای، آشوبهای کوی دانشگاه، روزنامههای زنجیرهای و یا اختلافات قومی و یا رسوایی کنفرانس برلین بطور مشخص ایجاد شدند ولی در واقع ایجاد و مدیریت این پروژهها توسط عناصر دولت در خود وزارت اطلاعات و یا وزارت کشور انجام میشد تا برای به بنبست کشاندن نظام دینی در ایران حداکثر استفاده را کرده باشند. در ماجرای قتلهای زنجیرهای و انتخاب بازجوهای بیدین توسط حجاریان و عباد برای شکنجه سعید امامی و خانوادهاش و انحراف پرونده از موضوع اصلی، همگي با اطلاع خود آقای خاتمی بوده است که سازمان قضایی نیروهای مسلح در بیانیهاش مجبور شد به اطلاع خاتمی از آن جنایات تصریح کند و حتی چند قاضی و وزیر را برای روحالله حسینیان فرستاد که وساطت کنند و دیگر افشاگریهایش را ادامه ندهد. بهرحال هدف نابودی نظام بود که عباس عبدی گفت ما ترجیح میدهیم وزارت اطلاعات ضعیفی داشته باشیم و منافقین در تهران به مقر حکومت خمپاره بزند! اصلاحات که مست رای 20میلیونی بود با تحلیل غلط از انتخابات به این نتیجه رسیده بود که مردم آنها را در مقابل نظام انتخاب کردهاند و سودای براندازی از درون را در سر میپروراندند تا جایی که ابطحی مسئول دفتر خاتمی در نهاد ریاست جمهوری به روحالله حسینیان گفت: «...آقای خاتمی 20 میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنهای هشت میلیون رای آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقای خامنهای پیروز نخواهد شد!»
مجلس پنجم که علیرغم اکثریت جناح موسوم به راست در آن، در ابتدای معرفی کابینه به همه وزاری خوب و بد خاتمی یکجا رای داده بود، مجبور شد وزیر کشور را بخاطر فعالیتهای علیه نظام، استیضاح و برکنار کند. شدت هجمه علیه نهادهای قانونی کشور در دوران انتخابات مجلس هفتم بود که بعد از رد صلاحیتها، در مجلس، اصلاحطلبان حرفهایی علیه رهبر و انقلاب گفتند که هیچ روزنامهای جرات نکرد وقاحت آنها را منتشر کند و حرمتشکنی را به حداکثر رساندند و دولت هم اعلام کرد نمیخواهد انتخابات را برگذار کند و تعدادی از وزرا و خود خاتمی تهدید به استعفا کردند. ولی رهبر انقلاب زیر بار این حرفهای زور نرفت و گفت این انتخاباتِ قانونی هر طور شده برگزار خواهد شد. در این دوران که بعضی اصلاحطلبان صراحتا خاتمی را گورباچف ایران خطاب کردند، تلاش برای براندازی نرم با انواع و اقسام نقشهها و برنامهها اجرا شد و روزگار سختی را بر دوستداران نظام مقدس جمهورری اسلامی ورق زد که هرگز تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. ولی نهایتا اختلافات گروههای دوم خرداد در تقسیم قدرت با منحل شدن شورای شهر تهران بخاطر ناکارامدیِ حاصل از جنجالهای سیاسی بیفایده باعث شد تا نامیدی مردم از این جریان به اوج برسد تا انتخابات شورای شهر بعدی با رای به اصولگرایان اولین میخها به تابوت اصلاحات کوفته شود.
سیاست خارجی
درحاليكه اصلاحطلبان نقطه قوت خود را در امور خارجه و سیاست تنشزدایی میدانند ولی در واقع این وادادگی در مقابل غرب بود که مورد استقبال غربیها واقع شده بود. عقبنشینی از مواضع اصولی جمهوری اسلامی و آرمانهای امام راحلره بارها و بارها موجب دلسردی مستضعفان و نهضتهای آزادیبخش جهان از ایران شد. حتی نامهای خطاب به جرج بوش بعدها افشا شد که در آن وزیر خارجه حاضر شده بود بازای خارج کردن ایران از محور شرارت، حزب لبنان و حماس را بفروشد. در این فضا کسی جرات نداشت از آرمانهای امام و فتح قلههای جهان توسط اسلام و یا نابودی اسراییل سخن بگوید و اصلاحطلبان گمان داشتند مشروعیت و عزتشان را از غرب و توجه غرب به آنها میگیرند. بعبارت واضحتر ایران در حال هضم شدن در نظام سلطه بود. تلاش برای راضی کردن غرب از حکومت اسلامی که تضاد بنیادی با هم دارند باعث شد که ایران یکجا مستضعفان جهان و نقش آنها در سیاست و اقتصاد را فراموش کند تا جایی که در سفر خاتمی به افریقا در سال آخر ریاست جمهوریاش گفت: ایکاش سال اول به افریقا میآمدم. اوج ذلت در برابر غرب در دوران مذاکرات هستهای و قرارداد سعدآباد بود که در ایران به قرارداد ترکمنچای2 لقب گرفت و ما همه چیز را پذیرفتیم. علیرغم تمام این عقبنشینیها، امریکا باز هم ایران را محور شرارت معرفی کرد، غرب اجازه نداد حتی یک سانتریفیوژ برای تحقیقات در دانشگاه ما فعال باشد و هر روز ایران را ناقض حقوق بشر خواندند. کار به جایی رسید که ظهرهوند سفیر سابق کشورمان در ایتالیا گفت: «بعد از رسمیت جلسه سعدآباد جک استراو به نشان تحقير، در حضور وزیر خارجه پایش را روي ميز دراز كرد! و یوشکا فیش هنگام خروج از تهران با ادبیات تحقیرآمیزی گفت که به ایرانیان گفتیم که بساط خود را جمع کنند.» ما در افغانستان تمام میراث امام خمینی را فروختیم و زیر پای همپیمانان مظلوم خود یعنی مجاهدان افغان را خالی کردیم و همانند امریکا آنها را جنگطلب خواندیم تا بعد از این همه همکاری باز هم هر روز توسط امریکا تهدید به حمله نظامی شویم.
فرهنگ
بعد از سیاست داخلی، پررنگترین جنبه فعالیت دولت خاتمی حوزه فرهنگ بود. این حوزه با وزارت مهاجرانی آغاز شد. فردی که بعدها بخاطر رسوايي و شکایت مسئول دفترش و... مجبور به ترک ایران شد و امروز وزیر فرهنگ ایران، لندننشین شده و علیه جمهوری اسلامی هر روز با مصاحبههایش آب به آسیاب کشورهای استعمارگر میریزد. وی که پیگیر سیاست سمحه و سهله بود بارها اعلام کرد باید كلمهي ارشاد اسلامی از آخر نام این وزارتخانه حذف شود. با این موضعگیری وزير، دیگر نباید انتظاری از مطبوعات داشت چه آنکه آنها نیز در هجمه به مبانی جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشتند و در پروژههاي مختلف، روزنامههای زنجیری که با وامهای بلاعوض 4-3 میلیاردی وزارت فرهنگ، راهاندازی میشدند طبق برنامهای منظم به یک نهاد انقلابی هجمه میبردند. مهمتر از نهادها مبانی انقلاب بود؛ یکی از آنها نوشت اندیشههای امام خمینی به زبالهدان تاریخ رفته، عمادالدین باقی بشدت علیه امام خمینی سخنرانی میکرد. جالبتر اینکه مرکز نشر آثار امام، اینگونه افراد را در سالگرد امام خمینی دعوت میکردند تا سخنرانی کنند. البته آنها به کاریکاتور امام خمینی و دشنام به انقلاب اکتفا نکردند و گام را جلوتر گذاشتند و تخریب اسلام و اهلبیت را آغاز کردند. عاشورا را نتیجه خشونتطلبی پیامبر در بدر معرفی کردند و یا دین را افیون ملتها گفتند. مراجع تقلید و مقلدین را به میمون تشبیه کرده و مسخره کردند. بقدری این وقاحتها زیاد شد که بعد از دهها سال بار دیگر علمای قم دست به تحصن زدند. تا اینکه نوبت به وزیر ارشاد بعدی یعنی مسجدجامعی رسید. وی که با نام آیتالله زاده رای اعتماد گرفت همان سیاستهای مهاجرانی را ادامه داد و تنها بعضی ظاهرسازیهایی مثل افزایش نمایشگاههای قرآن را اضافه کرد. ابزار تمام تغییرات دلخواه استکبار همین فرهنگ بود لذا با برنامه عمل میکردند و در یک شتاب فزایندهای بسیاری از ضدانقلابها و افراد محارب از مسعود بهنود گرفته تا جهانبگلو و بسیاری از تودهایها و یا کانون نویسندگان در کنار حلقه کیان به صحنه مطبوعاتی کشور برگشته و علیه اسلام و مبانی انقلاب طبق برنامه در روزنامهها و مجلات متعددی مطلب مینوشتند. لذا رهبر انقلاب در آن زمان روزنامهها را پایگاه دشمن توصیف کرد. البته این جریانات فکری تنها محدود به رسانهها نبودند بلکه بسیاری از این جاسوسان فرهنگی مثل جهانبگلو بعنوان مشاور مجلس، دولت یا مشاور رییس دولت فعاليت میکردند. جریان فمینیستی نیز در این میان بشدت مشغول بود نشریات زن و یا پیام هاجر و افرادی مثل مهرانگیز کار و شیرین عبادی باعث
در این دوران فیلمهای سينمايی از لحاظ کمیت افزایش یافت ولی محتوا بشدت علیه مقدسات و مذهب بود علیرغم پیشبینی دولت مبنی بر اینکه فساد در سینما باعث افزایش تماشاچیان سینما میشود ولی بازدیدکنندههای سینما از 60میلیون صندلی در سال به نزديك 3میلیون در پایان دولت خاتمی رسید. هرچند دولت ورود ماهواره یا لوح فشرده را علت این ورشکستگی سينمای ایران مطرح میکرد ولی در واقع این دو پدیده در تمام کشورهای دنیا رخ داده است و در هیچکدام منجر به کاهش 20برابری نشده و بعبارت دیگر سینمای هیچ کشوری را نابود نکرده است. در حوزه کتاب بخاطر اینکه کمتر در معرض نمایش همگانی بود، اوضاع دین ستیزی و امثالهم به مراتب وخیمتر بود. فهرست مفصلی از این شبیخون همه جانبه فرهنگی در دوران دولت آقای خاتمی در گزارش تحقیق و تفحص مجلس هفتم آمده است که به قول سخنگوی کمیته؛ یک وانت مستندات دارد، لذا در این مختصر نمیگنجد.
اقتصاد
نقاط مثبت اقتصادي دولت خاتمي عبارت است از يكسانسازي نرخ ارز، شروع ایجاد بانكها و بيمههاي خصوصي، توسعه بورسهاي استاني و پايهريزي شبکه شتاب است. هرچند در نحوه اجراي اين موارد نقاط مبهم بسيار زيادي است خصوصا در مجوز و وام به بعضي بیمهها و بانكهاي خصوصي ولي آنچه در كل اقتصاد دولت خاتمی پررنگ است ادامه سياست تعديل اقتصادي دولت قبلي البته با هماهنگي كمتر و اختلافات بیشتر تيم اقتصادي است. بهرحال اين سياست به شكاف طبقاتي دامن زد و ضریب جینی را در سال81 به 0.42 یعنی بیشترین فاصله طبقاتی بعد از سال 62 رساند بطوري كه این بی توجهی به محرومین در دور بعدي انتخابات دامن اصلاح طلبان را گرفت. شايد علت عمده اين موضوع بيتوجهي رييس دولت به مساله اقتصاد باشد چون دغدههاي وي اغلب مسايلي همچون گفتگوي تمدنها بود، چه آنكه مقام معظم رهبري بارها در تريبونهاي عمومي از دولت خواست به مشكلات معيشتي مردم بيشتر توجه شود. مردوخی دبیر وقت هیات امنای صندوق ذخیره ارزی هم اخیرا اعلام کرد: «در دولت اصلاحات برای برداشت بیحساب و غیرقانونی از صندوق، مسابقه گذاشته بود و شرکتهای صوری بسیاری ایجاد شدند که در پناه شهرت سیاسی صاحبانش برای وامهای خارج از روال قانونی از بانکهای عامل فشار زیادی میآوردند.» بانك جهاني پول، طرح پژوهشي نقدي كردن يارانهها را به كارفرمايي وزارت رفاه ارايه كرد ولي هيچگاه دولت جسارت اجراي آن را نداشت و در پايان هشت سال هم خاتمي گفت: ايكاش هدفمند كردن يارانههاي اجرايي ميكرديم. اختلافات تيم اقتصادي خاتمي مخصوصا بعد از فوت نوربخش به اوج خود رسيد و افراد تيم اقتصادي يكديگر را متهم به فساد اقتصادي ميكردند. در اين دوران فساد اقتصادي دستگاهها بقدري زياد شد كه بعضي وزرا با گستاخي تمام از ريخت پاشهاي تشريفاتي خود دفاع ميكردند. اوج اين مسايل رشوه 15 میلیون دلاری یک آقازاده از شرکت استات اویل بود که وی از سوی پلیس نروژ تحت تعقیب قرار گرفت ولی در کشور اسلامی خودمان هرکاری دلش میخواست انجام میداد و یا دكوراسيون 1.5 ميليارد توماني اتاق وزير راه و مراسم افتتاحيه 1.7 ميليارد توماني فرودگاه نيمهتمام امام خميني که از دولتي با اين رويكرد نبايد انتظار اجراي سياستهاي ارتقاء كارايي، بهينهسازي مصرف سوخت يا اصلاح الگوي مصرف را داشت. لذا مصرف سوخت در کنار بیتوجهی دولت به شدت در حال رشد بود به طوری كه با اختلاف بسیار زیاد، بالاترین رشد مصرف سوخت در جهان را داشتیم.
البته گاهي آمار عجيب و غريب هم ارايه ميشد مثل اينكه دولت گفت سالانه رشد اقتصادي 7درصد بوده يعني طي هشت سال اقتصاد كشور 50درصد رشد داشته است در حالی که رشد چشمگیر مهاجرت از روستاها به شهرها، کاهش فعالیتهای عمرانی و طولانی شدن مدت اجرای پروژهها نشان از نقض اینگونه ادعاها داشت. آمار رسمی وزارت صنایع در پایان دولت اول خاتمی تصریح کرد که 2500 واحد صنعتی دچار بحران هستند که حدود 1500 واحد آن تعطیل شدند. تا آنجا که دكتر غنيميفرد رييس وقت خانه صنعت استان تهران در ارديبهشت 84 گفت: دولت با واردات بي رويه، توليد را نابود كرده و بيكاري و ورشكستگي صنايع را به اوج رسانده است. هرچند حسين عبده علت اين شكستها را ضعف در اجرا دانست و سياستهاي اقتصادي را بينقص خواند. نهایتا مستندات آماري بانك مركزي نشان ميدهد، تعهدات خارجي كشور شامل بدهيهاي قطعي و احتمالي كه در ابتداي دولت دوم اصلاحات يعني سال 80 حدود 20 ميليارد دلار بوده است، به بيش از 40 ميليارد دلار در پايان سال 83 افزايش يافت.
نسل خمینی
هاليوود و پنتاگون |
امشب که داشتم کتاب هایم را رو به راه می کردم چشمم به کتابی از شهید آوینی با عنوان " رستاخیز جان " افتاد خیلی وقت بود که می خواستم آن را مطالعه کنم، گذرا آن را تورق کردم وشروع به خواندن نمودم، این گونه شروع می شد :جهان ما جهانی است که در آن هم" التزام" و هم "عدم التزام" - "تعهد" و "عدم تعهد" - هر دو، مورد تحسین واقع می شوند چه در هنر و چه در سیاست. خیلی برایم این حرف سنگین بود. چگونه می شود از طرفی انسانی و یا هنرمندی را در التزام و یا در عدم التزام به چیزی تا حد خدایی پرستید! اما به قول شهید، التزام به چیزی؟ التزام به بی بندوباری یا عدم التزام به اخلاقیات یا بلعکس. در جای دیگر کتاب، سید شهیدان اهل قلم سخنی را از کامو نقل می کند که اینگونه نوشته شده بود : "((شاعر ملامتی)) و یا شاعر ملعون که زاده جامعه ای تجارت پیشه است... سرانجام ازنظر اندیشه کارش بدین تحجر می رسد که می پندارد فقط در صورتی هنرمند، هنرمندی بزرگ است که به مخالفت با جامعه خود، جامعه هرجه باشد برخیزد.
این فکر در اساس خود درست که هنرمند واقعی نمی تواند با جهانی که خدایش پول است همگام شود اما نتیجه ای که از آن می گیرد یعنی این که هنرمند باید مخالف هرچیزی بطورکلی ، باشد درست نیست.بدینگونه هنرمندان ما آرزو دارند که ملامتی شوند، اگر چنین نباشد وجدانشان ناراحت است و می خواهند که برایشان کف بزنند، هم سوت بکشند." نمی دانم چرا وقتی این سطور به پایان رسید بی درنگ یاد استاد شجریان افتادم همو که نوای ربنای ماه مبارک رمضانش سیقل دهنده میلیون ها روزه دار مسلمان است و آثار هنری اش مخدر روح هنردوستان ایرانی. انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث قبل وبعد از آن حاوی خاطرات خوب و بدی بود که در صفحه تاریخ ایران نقش بست ، در این میان افراد با توجه به علاقه سیاسی خود بعضا جهت گیری های متفاوتی را بر له ویا علیه نظام به شیوه های مختلف روا داشتند که در این میان هنرمندان نیز از قافله عقب نماندند...مخاطب من در این یاداشت استاد شجریان است! دوست دارم از ایشان بپرسم : استاد شما که با خیلی ها فرق می کردید و بنوعی جزء خواص و چهره های ماندگار این آب و خاک بودید؟ شما چگونه توانستید به رسانه هایی همچون "بی بی سی" و "صدای آمریکا " که با پول چپاول این آب وخاک سرپا شده اند بهاء دهید و آن رسانه ها را جهت انعکاس اعتراض خود مشروع بپندارید؟ استاد شمایی که خروش نوایاتان پشتیبان میلیون ها انقلابی سال ۵۷ بود چگونه امروز خروش ۴۰ میلیون رای را نشنیده گرفتید و آن را همانند دیگر خود فروخته گان به تبلیغات رنگین استعمار واستکبار دروغین نامیدید ؟و مردم این آب خاک را از صدایتان که گاها از صدا وسیما بخش می شد محروم کردید؟ استاد زمانی که صدایتان که از "بی بی سی" بخش می شد که می گفتید: نمی خواهم صدای این خس وخاشاک دیگر بخش شود! بخود گفتم به یقین استاد حرف های رئیس جمهور را بخوبی درک نکرده؟ چرا که منظور رئیس جمهور از خس و خاشاک همان جاسوسان ، منافقان و خودفروختگانی است که منافع گروهی اشان به خون مردم نجیب ایران با هر طرز تفکر ارجحیت داده اند. استاد یقینا شما آنچنان در قلب مردم جای دارید که لازم نبود جایگاه خود را به "شاعران ملامتی" تنزل دهید! می دانید استاد زمان حال به تاریخ تبدیل می شود و رفتارهای عجولانه و احساسی ما بر تارک تاریخ ثبت خواهد شد! استاد انسان مختار است،اما آزادی اش مقدم بر حقیقت و عدالت نیست که بخواهد به بهانه آزادی بیان هر حقی را کتمان کند این عین بی عدالتی است و البته بی عدالتی و بی انصافی بزرگ آن است که شما حرف حق را نشنیده بگیرید و در جهت عکس آن ، آنهم سوار بر موج کشنده احساسات حرف دیگری بزنید. خود بهتر می دانید که "محمدرضا شجریان" یک فرد است و "استاد هنرمند مسلمان ایرانی محمدرضا شجریان" یک فرد دیگر. اولی آزاد است که هر خطایی را انجام دهد که البته ضررش را خودش خواهد دید اما شما در برار "استاد" مسئول خواهید بود، در حیطه مسلمانی باید حواستان به رفتار ، کردار، و گفتارتان باشد، شما ایرانی هستید و مواضع شما پای میلیون ها ایرانی نوشته خواهد شد چرا که شما فرد ایرانی شناخته شده ای در دنیا هستید! و هنرمند که مسئولیتی بس سنگین خواهد بود نام محمدرضا شجریان را مزین کرده. استاد بهتر نیست کمی به این القاب ومسئولیت های آنها توجه می کردید و سپس آنگونه احساسی اعلام موضع می کردید. استاد شما ماندگارید اما بگذارید بدون نقص ماندگار بمانید وخود را کمتر هزینه خودفروختگان بکنید!!!
پژواکی در پاسخ آقای شجریان
کنون اما برادر جان
تو گر خود سینه ات را پیش او داری سپر ، آیا نباید گفت :
" تو از آیین انسانی چه میدانی ؟ "
که با یک این چنین شیطان آدمخوار ، دمخواری ؟
چگونه باورت دارم که این سان باورش داری ؟
نشسته با چنین دیوی ، فراز تلی از نعش هزاران کودک غزه
و با آن لحن شورانگیز و با مزه
برایم شعر می خوانی : (( تفنگت را زمین بگذار )) ! ؟
تفنگم را برادرجان اگر یک دم به روی خاک بگذارم
زمینِ میهنت را دیو خواهد خورد
و ذره ذره خاکش را به باد خشم خواهد برد.
تفنگ من برادر جان چه می دانی برای چیست ؟
برای جاودانه ماندن میهن
برای آن که دیگر بار اهریمن
اگر خواهد خلیج فارس را سازد به خون کودکانم سرخ
حسابش را به تیغ تیر بسپارم
به چنگالش رد شمشیر بگذارم !!!
آدميزاد تويي؟ آمده ام تو را بخورم و حسابت را برسم!
آدميزاد گفت : حالا چه عجله ايه ؟ بفرماييد داخل اين اتاق خستگي در کنيد . الساعه خدمت ميرسم !سلطان را در قفس کرد و به شاگردش گفت : حسن آفتابه را بيار!.
حسن هم آفتابه آب جوش را اورد و آدميزاد آن را روي قفس ريخت و بعد در را باز کرد . سلطان سوخته نعره ميکشيد و ميدويد دوستانش به او رسيدند و گفتند اين حال و روز را چه کسي به سر تو آوده ؟ گفت : آدميزاد !!همه با هم جمع شدند تا به آدميزاد حمله کنند، آدميزاد که از دور آن ها را ديد پريد بالاي درخت ، شير ها بر پشت هم سوار شدند تا دستشان به آدميزاد برسد . آدميزاد که اوضاع را چنين ديد از همان بالاي درخت بلند صدا زد : حسن آفتابه را بيار ... شير سوخته که زير بود با شنيدن اين سخن پا به فرار گذاشت و همه شير ها پايين ريختند و به دنبال او ميدويدند ، از شير سوخته پرسيدند چرا چنين کردي ؟
شير سوخته گفت : شما نمي دانيد حسن آفتابه رو بيار يعني چه!!!!

امروز اسرائيلي ها معناي اين ضرب المثل قديمي ايراني را خوب درک کرده اند!!
مقاومت فلسطين عمليات رواني را از طریق ارسال پيامک به تلفن هاي همراه هزارن صهيونيست انجام داد : با اين مضمون (وارد غزه شويد که مرگ در انتظار شماست ! ) شماري از صهيونيست ها پس از دريافت اين پيامک راهي بيمارستان شدند . بعد هم ارتش اسرائيل همه ي گوشي ها ي موبايل سربازان را جمع کرد !
حسن آفتابه رو بيارررر......
پي نوشت:
مثل اسرائيل هم مثل همان هواپيمارباي ناشي ای است که :
وقتي هواپيما از زمين بلند شد و از فرودگاه دور شد رفت توي کابين خلبان و اسلحه رو گرفت طرف خلبان و با لحن خشني گفت: « مسير رو عوض کن و برو اسراييل» خلبان با لحن آرامي گفت: « برو بشين بچه بذار حواسم جمع کارم باشه » . بنده خدا از لحن آرام خلبان جا خورد. انگار نه انگار که تفنگ گرفته طرف خلبان. دوباره ولي با صدايي لرزان گفت: « اصلا نمي خواد بري اسراييل. برو طرف دبي. برو و الا شليک مي کنم.» خلبان اين بار عصباني شد. زد پس گردن هواپيماربا و گفت: « د ... مگه بت نمي گم برو بذار حواسم به رانندگيم باشه؟!. برو بيرون. برو اين غلطا به تو نيومده» . هواپيماربا اشکش در آمد و با لحن التماس آميزي گفت : « خب... خب حداقل بذار يه بوق بزنم. جون من. فقط يه بوق!»
روز اول گفتند ميخوايم غزه را در هم بکوبيم! بعد از کمي گفتند اصلا هدف ما فقط حماس هست !بعدتر گفتند هدف ما پايگاه هاي موشکي حماس هست !بعد تر گفتند هدف ما ترساندن حماس هست ...

ابطحي استراتژيهاي اصلاحات را اينگونه بيان ميكنند:
"1- دين ستيزي؛ يعني بيتوجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بيبند و باري كه مهمترين شكل آن بيتفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي ". ابطحي ميگويد سعي ميشد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود.
ابطحي خصوصيات اصلاحطلبان را نيز اينگونه ذكر ميكند:
"1- غرب باوري؛ بيهويتي اصلاحطلبان در سياست خارجي شاخصترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانهترين تقاضاهاي غرب بودند. "
به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاحطلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان ميكند و ميافزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود.
نقد زیبایی از رای اعتماد به مجلس (خواندنی)

با سریال تاریخی ، رزمی و تم هایه های عاشقانه که انصافا زیبا ، جذاب و حرفه ای ساخته شده است !
اما این لایه های اولیه فیلم است در لایه های بعدی چیزهای دیگری نهفته است .
حقیقت اینه كه صهیونیسم ، از هر حربه ای برای رسیدن به هدفهاش استفاده می كنه. یه مثال می زنم تا این موضوع رو بهتر متوجه بشید.
عبارت «موش» كه سال ها در اروپا ، خطاب به یهودیان گفته می شد ، نه با مقابله به مثل یهودیان كه طی یك جریان فرهنگی - رسانه ای ، در مدت چند سال عملآ از بین رفت. چطور؟ اكثر ما انیمیشن «میكی موس» كه بازگو كننده ماجراهای موشی زیرك در مقابله با توطئه های دشمن بود را دیده ایم. بخش اول عبارت Mici Mouse (كه به معنای «میكی موشه» است) یعنی Mici ، در ذهن واژه Mike (مخفف میكائیل كه از اسامی عبرانی است) را تداعی میكند و از سوی دیگر واژه Mice ، به معنی جمع كلمه Mouse یعنی موش هاست و در كل ، در دل نام این انیمیشن ، ارتباطی چندگانه بین موش و یهود نهفته است. این موش زیرك و دوست داشتنی ، آنچنان در دل های بینندگان نفوذ می كند كه دیگر تركیب «موش كثیف» ، تركیبی ناخوشایند و ناچسب به نظر می رسد.
در موردی دیگر كه بیشك شاهكار انیمیشن سازی جهان است یعنی «تام و جری» ، پیروز بلامنازع داستان ، همیشه «جری» یا كاركتر موش است. تا جایی كه بیننده آرزو می كند كاركتر «تام» یا گربه نیز هر از چندگاهی پیروز شود. ولی گوبا قرار است این یك سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر تاریخ باشد كه همیشه «موش» پیروز خواهد بود ؛ موشی كه در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد.
به هر حال كودكانی كه طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را تماشا می كردند ، اكنون بزرگسالانی هستند كه دیگر عبارت «موش كثیف» به معنای «یهودی» مفهومی ندارد و در اروپای ضدیهود ، «موش كثیف» تركیبی نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرك و مهربان ، بار معنایی جدیدی یافته است.
پس می بینیم كه هیچ چیز ، اون چیزی نیست كه ما فكر می كنیم و صهیونیست ها ، كم كم دارن عقاید و تفكرات ما رو به نفع خودشون تغییر می دن. حالا به این مقدمه نسبتآ طولانی ، می رسیم به بحث اصلی خودمون یعنی «سریال جومونگ». جومونگی كه همچون موسی (ع) در خانه فرعون (امپراطور) رشد و نمو می كند ، برعلیه وی می شورد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (كه گذر موسی (ع) از رود نیل را تداعی میكند) ، به سرزمین خالی از سكنه (!) پدرانش یعنی چوسان قدیم (ارض موعود) وارد می كند.
چو سان در ذهن عبارت «جو سان - Jew Sun» یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفتآور میشود كه خورشید در تورات ، نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد! چوسان كه ارض موعود شد ، منجی این قوم - جومونگ - نیز راهبی یهودی می شود (Jew Monk = راهب یهودی) و پایه های ابتدایی امپراطوری خود را در جو لبن (Jew Lebun = لبنان یهودی) بنا می كند. در اكثر واژه های كلیدی این افسانه كره ای ، «جو» و یا چیزی شبیه آن (كه دقیقآ با همین تلفظ ، در زبان لاتین به معنای یهودی است) به كار رفته است. شایان ذكر است لازم نیست دقیقآ املای این لغات صحیح باشد. چراكه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامی و یا كلماتی بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامی و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزامآ املاء - اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات ، اسامی خاص هستند تا درصورت ترجمه و دوبله به زبانهای دیگر ، تغییر نكنند.
البته آنچه ذكر شد ، سوای موارد متعدد نمادگرایی تصویری - صهیونیستی این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم كه بر روی پوست ترسیم شده را دیده باشید ، فقط كافیست تا نقشه فرضی ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلآ دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید. همچنین در زمینه سكانسهای مختلف این سریال ، ستاره شش گوش و یا تصاویر متعدد پرچم هایی با نقش خورشید كه نماد ارض موعود صهیونیست هاست مواجه می شوید.
از اینها كه بگذریم ، نقش «كابالا» یا عرفان و سنت شفاهی یهود و پیشگویی هایشان در این سریال غوغا میكند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمی ، بدون اذن پیشگوهای زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یك «نوستراداموس» یا «ربی یهودا» ، «اری مقدس» ، «ربی شمعون» و دیگر كابالیست های یهودی لازم دارند تا برایشان ، واقعه 11 سپتامبر را پیشگویی كند و از آینده روشن قومشان بگوید. تأكید بسیار بر مسئله پیشگویی ، پرده از نیتی شوم و شیطانی برمیدارد كه آن چیزی جز نامگذاری دهه دوم قرن بیست و یكم به نام دهه كابالا نیست. آنچه در این سریال و دیگر فعالیت های فرهنگی - رسانه ای یهود به آن پرداخته می شود ، آماده سازی ذهن مردم جهان برای پیاد شدن مفاهیم دلخواهشان است. همانگونه كه فیلم ها ، سریال ها و آوازه خوانیهای سبك متال و ... دهه نود ، جهان را برای ورود به عصر ترانس مدرنیسم كه همان Satanism و یا شیطان پرستی بود ، آماده كرد.
جومونگ كه گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند ، ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنیاسرائیل (طالوت و داوود) ، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادی كم ، بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینیها (هان) پیروز می شود.
نقش زنان در این سریال (اعم از كاركترهای مثبت و منفی) ، انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود و یا حداقل دیگرانی چون ریوقا ، ساره ، یائل و ... می اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» ، بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودی است كه بنابر فصل های 4 و 5 كتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق ، بر سربازان سیسرا پیروز می گردد و یا اقدامات تجاری وی ، «گراسیا ناسی» زن تاجر معروف یهودی و عامل اصلی نفوذ یهودیان در دربار عثمانی را در خاطر زنده می كند. بانو سویا (همسر جومونگ) نیز كه ابتدا به اسارت می رود ، ولی پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش ، از معرفی مجدد خود سرباز می زند ، شما را یاد داستان «هدسه» كه بنابر فیلم صهیونیستی «یك شب با پادشاه» ، به زور از خانه عمویش مردخای ربوده شد و به همسری خشایار شاه درآمد ، میاندازد.
در بررسی شخصیت های زن این سریال ، از هدسه كه با نفوذ در دربار ایران ، مقدمات قتل 77000 ایرانی را فراهم نمود بگذریم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است) ، به یاد «ركسلانه» یا «خرم سلطان» یهودی می افتیم كه با نفوذ در دربار سلیمان ، پادشاه عثمانی به همسری وی درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفی» ، بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ های ایران و عثمانی شد. در دیالوگهای این سریال ، فراوان عبارات آوارگی ، اسارت ، سرزمین مادری و تاریخی ، كوچ و ... به چشم می خورد كه همگی یاأور فرازهایی از تورات است.
جومونگ برای دفاع از خود ، حق دارد از سلاح های نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی ، بمب های آتشزا و ... برعلیه دشمنان خود استفاده كند. تا جایی كه بیننده ، این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی می داند كه حاصل هوشمندی و تخصص كارگزاران اوست. همانگونه كه باید صدها كلاهك اتمی رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد.
![]()
دشمن اصلی جومونگ ، امپراطوری چینی ها یا همان «هان» است كه سربازهایش ، با پری كه بر روی كلاهخودهایشان دارند ، بیشباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقی هم به نظر می رسد. باید در مقابل نفوذ روزافزون اقتصادی چینی های كومونیست در مقابل ایالات متحده كه 80 درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداكثر 6 درصدی یهودیان است ، ایستاد. یكی از این راه ها ، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد امریكا و اسرائیل در حیاط خلوت چین است.
توجه بیش ار حد این سریال به مقوله تجارت ، بی شك برای یهودیان زرپرست ، زیبندهتر است تا شینتویستها و مائویستهای روح گرای شرق آسیا. شاید هم صهیونیست نمی تواند قبول كند كه پیروان مكتب كومونیسم (چین) ، امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند. لابد كره هم به عنوان همپیمان ایالات متحده و اسرائیل ، با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) ، به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگی جهت سرازیر نمودن هرچه بیشتر تولیدات خود در كشورهای هدف (مانند ایران) است. چرا كه مناسبات اقتصادی 12 میلیارد دلاری بین ایران و كره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران ، چشم طمع چشم بادامیهای كرهای را هرچه بیشتر به سوی این مرز پرگهر جلب كرده است.
این در حالی است كه نوادگان جومونگ ، بارها در مجامع بین المللی هم داستان با امریكا و اسرائیل ، فعالیتهای صلحآمیز هسته ای ما را محكوم نموده اند. نمی دانم چرا باید بازارمان را در اختیار كشوری بگذاریم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گذاره اقتصادی - تجاری این مجموعه نیست. بلكه موارد دیگری همچون نقش شركت گوگل در القاء تبلیغات غیرمستقیم نیز در این سریال مشهود است. آنجا كه قرار است امپراطوری نوبنیاد جومونگ «گوگوریو» نام گیرد ، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنی بر تأسیس كشوری به نام گوگوروا ( gogooroa ) در جزیرهای G شكل (لوگوی اصلی شركت گوگل) در اقیانوس آرام از سوی مدیران گوگل میاندازد.
البته با تمام تلاش و زبردستیای كه نویسندگان و دستاندركاران كرهای - اسرائیلی این مجموعه به خرج دادند ، هیچگاه نخواهند توانست اسامی برخی شخصیت ها و كاركترهای این سریال مانند «مگول» ، «یاگاك» و «ماگاك» را كه از دیدگاه ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی ، همان «مغول» ، «یأجوج» و «مأجوج» خودمان هستند را با پوشش فرهنگی بپوشانند. چرا كه همواره در پشت این اسامی ، قتل ف غارت ، خونریزی و توحش نهفته است. البته این افراد ، بد نیست بدانند كه مردمان این سرزمین ، همان صاحبان فرهنگی هستند كه مغول ها را مسلمان نمودند و همچنین بنابر برخی تفاسیر ، این ذوالقرنین یا كوروش ایرانی بود كه اسلاف و اجداد آنها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند.
لینك های مرتبط:
جومونگ و نجات بخشی بنیاسرائیل
بازتاب سریال افسانه جومونگ در جامعه
دكتر حسن عباسي رئيس مرکز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز گفت :
در كودتاي مخملي كه دو ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گستردهاي از عمليات رواني، سياسي و سرمايه گذاري بر انشقاقهاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن، و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل چقدر بالا است.در حوزه علوم استراتژيك، اين تجارب را در شكل ادبيات پايه و كلاسيك حكومتداري ميتوان به صورت مدرن تبديل به علم كرد و در اختيار نسلهاي بعد قرار داد.اگر به سابقه نيم قرن اخير ايالات متحده امریکا نگاه كنيم، متوجه ميشويم، آن دسته از رهبران موفق ناميده شدهاند كه صاحب ايدئولوژي براي اداره جامعه بودهاند، همچنان كه اين رويكرد را در كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه ميبينيم.
زماني كه صحبت از انديشه استراتژيك يك رهبر ميكنيم، 4 عنصر مد نظر ما است كه به ترتيب هرم جامعه سازي است و در دل آن ملتسازي، دولت سازي و سيستمسازي قرار دارد. اين 3 جز دقيقاً نظير بافت يك فرش عمل ميكنند، به طوري كه "ملت سازي" همان گرهها و نقش و نگارها هستند و "دولت سازي" و "سيستم سازي" تار و پودها را ميسازند.وي مدل ذهني رهبر معظم انقلاب را 3 وجهي دانست و گفت: بر خلاف رهبراني كه در جهان تك بعدي ميانديشند، ذهن مقام معظم رهبري 3 وجهي است، كه در راهبردها و راهكارها به خوبي نمايان است، به عنوان مثال ايشان در حوزه سياست خارجي از 3 وجه عزت، حكمت، مصلحت نام ميبرند و در سياست داخلي، مثلث عزت، رحمت و اقتدار را ميسازند كه اين دو، در ضلع عزت با هم همپوشاني ميكنند. حال اگر اين مثلثها را بيابيد و ادامه بدهيد، با يك ساختار و شبكه مواجه ميشويد كه دستگاه فكري و نقشه استراتژيك رهبري را تشكيل ميدهد.
این دو لینک را ببینید، تحلیل دنباله دار فوق العاده ایست!
تا زمانی که بر اساس مشورت با رهبری اجرای این دستور را اجازه داشتند به تاخیر بیاندازند ، همین کار را کردند و زمانی که رهبری بنا به فضاسازیهای بوجود آمده مصلحت را در انتشار علنی این مکاتبه دیدند طبیعتا آقای احمدی نژاد هم بلافاصله مطابق این فرمان علنی عمل کردند که این اقدام آقای احمدی نژاد هم عین حقیقت قانون اساسی و شریعت اسلامی است.
و جالب تر اینجاست که اصولاً در حال حاضر بحث از رفراندوم که در اصل 59 قانون ذکر شده و در مسائل و اعمال قوه مقننه است(نه قوه مجریه) با تصویب دو سوم نمایندگان برای انجامش صورت می پذیرد محلی از اعراب دارد؟ یعنی آقای خاتمی که 8 سال رییس جمهور این کشور بودند، فضای کنونی را طوری می بینند که نیاز به همه پرسی باشد؟ آیا ایشان در صورت انجام همه پرسی باز هم حرف از تقلب نخواهند زد؟ از کجا معلوم نخواهید فاز بعدیتان را با انجام این همه پرسی به سرانجام رسانید؟ یا اصلاً نکند می خواهید نیروهای سازمان ملل را بیاورید تا باز برایتان رفراندوم کند؟ آنچه ما از شما و همفکرانتان دیدیم این چنین بوده است که اگر نعوذ بالله خود خدا هم بیاید پایین و برایتان کاری انجام دهد، می گردید از بغلش راهی پیدا کنید تا هزینه انجام این کار را برای خدا هم بالا ببرید!!...جناب خاتمی! هر چند از همان سال اول حضورتان مشخص بود از کجا دستور می گیرید، ولی خواهش می کنم برای انجام نیات شومتان از ما مردم مایه نگذارید! اوضاع جامعه آرام است، مگر اینکه شما و دوستانتان دوباره بخواهید بحران سازی کنید!...یاعلی

«همانا حقيقت بر تو اشتباه شده است. به درستي كه حق و باطل را با ميزان قدر و شخصيت افراد نمي توان شناخت.اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي و باطل را نيز بشناس، اهل آن برايت آشكار مي گردد.»
*. حرف دل من از زبان سید مصطفی میر محمدی
حسین شریعتمداری
به سبک همون خانمه بخونید البته با این پیش زمینه که او که می داند رای نمی آورد پس چرا کروبی آمد ؟!
فیلم انتخاباتی مهدی کروبی بهانه ای شد تا بیایم و از گفتنی ها بگویم. واقعیت آن است که اصلا انتظار چنین فیلمی را نداشتم. می دانستم کروبی شخصیتی است که به منحرف ها و غرب زده ها میدان خواهد داد و از او حداکثر بهره برداری را خواهند کرد. اما با این همه فیلم تبلیغاتی این چنینی برایم دور از انتظار بود.در فضای انتخاباتی کنونی هر سه کاندیدای منتقد دولت در پازل هاشمی بازی می کنند. چگونه است که کارگزاران رسما از موسوی حمایت می کند، اعضای کارگزاران در ستاد کروبی حضور می یابند و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و از نزدیکان هاشمی همراه برخی چهره های نزدیک به رئیس مجمع در انتخابات حاضر می شود. این ها همه و همه بروز یک طراحی است. محسن رضایی و آقای کروبی مهره های سوخته هاشمی در این انتخابات هستند. این واقعیتی است که نمی توان آن را انکار کرد.
و اگر اين جريان رويش مي شد زبان باز كند حتما مي گفت: « پوپوليسم آنقدر ها هم كه مي گفتيم بد نيست!»...بله! اين واقعيتي دردناك است...و من نامي بر اين جريان نو ظهور نمي نهم به جز... نئو پوپوليسم!...آنها كه كه هم عوام فريبي را محكوم مي كنند و هم تبليغ!...نئو پوپوليستها...به عرصه سياست ايران خوش آمديد...ياعلي
با تشکر از وبلاگ زیبای ((اکینانیوز))
به نوشته اين روزنامه امريكايي، احمدينژاد بعد از اينكه پست رياست جمهوري را به عهده گرفت، خطاب به آژانس انرژي اتمي اعلام كرد: "يا پلمب تأسيسات هسته اي ايران را جمع كنيد یا خودمان آنها را مي شكنيم و برايتان پست مي كنيم." اين جمله به شدت مورد حمايت مردم واقع شد. احمدينژاد حقوق و دستمزد ها را افزايش داد و بهخصوص با حمايت از مردم فقير روستايي توجه آنها را به خود جلب كرد.

واشنگتن پست در ادامه نوشت: احمدينژاد در سمنان خطاب به مردم گفت "من شنيده ام كه شما خواهان كاهش بهاي كرايه خانه هستيد، من به شما قول مي دهم كه پروژه هاي خانه سازي را با سرعت بيشتري پيگيري كنیم." وی همچنين گفت همكارانش 28 پروژه جديد را براي كاهش بيكاري در دست كار دارند. و تا به حال 16 مجتمع ورزشي در این شهر ساخته شده است كه هشتتاي آنها مخصوص بانوان بوده است.
تصاویر بی احترامی شیراک به رییس جمهور سابق


به راستی چه ارتباطی میان یک روشنفکر سکولار و فرهنگستانی که تحت امر یک فرد مدعی خط امام است، می تواند باشد؟
یکی جلوی این (( یونگ فو )) رو بگیره ........!!
2.چرا احمدينژاد عصر جمعه در انتخابات ثبتنام كرد؟
برداشت اول : عصر روز جمعه ...
در حالیکه روزهای انتهایی مهلت ثبت نام به دلیل اثرگذاری بیشتر ، زمان مناسب تری برای ثبت نام می باشد ، دکتر احمدی نژاد امروز (جمعه ۱۸ ارديبهشت) را برای ثبت نام خود انتخاب نمود.
" انتخاب تعمدی عصر روز جمعه " علی رغم پذیرش پیش فرض " انعکاس کمتر رسانه ای " این واقعه ، نمادی از جهت و مبنای حرکت است .
علاوه بر این ، انتخاب روز جمعه دلیلی دیگر نیز دارد . بخوبی بخاطر دارم که آقای ثمره می گفتند چند وقت پیش یکبار که برای بیان مطلبی راجع به انتخابات خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم ، هنوز در ابتدای مطلب بودم که ایشان به بنده گفتند : ساعت کاری زمان طرح این مطالب نیست ، این صحبت ها زمانش برای استراحت روز جمعه است ....
امروز نیز وقتی علت انتخاب این زمان را از دوستان پرسیدم علاوه بر دلیل پیش گفته ، گفتند که دکتر نمی خواست در ساعت اداری ، وقت خود را صرف امور انتخاباتی ....
برداشت دوم : توصیه به ستادهای مردمی
- آقای احمدی نژاد وقتی پشت تریبون رفت به نقطه ای خیره شد و مدت زمانی سکوت کرد و لبانش آرام تکان می خورد . ..
- آقای احمدی نژاد گفتند بنده ستاد رسمی به معنای آنکه خودم سازماندهی کنم و وقت بگذارم و مدیریت کنم ، ندارم . وظیفه من اعلام آمادگی برای حضور است .
- عزیزانی بصورت داوطلب و مردمی در حال سازماندهی فعالیت ها هستند .
- باید در انتخابات راه باز شود و همه ظرفیت هایی که فکر می کنند توان دارند و برای کشور فکر و نقشه دارند ، بتوانند به میدان بیایند .
- وقتی آقا گفتند من تنها یک رای دارم ، فضایی دلنشین برای حضور همه افراد همه توانها و فکرها باز شد .
- حامیان نبایند غلو کنند و بایست نقاط ضعف را بپذیرند . انتخابات محل مشخص شدن نقاط ضعف و قوت است برای آینده بهتر کشور ...
- هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را بنام بنده از مردم ندارد.
- بهترین تبلیغ گفتگو است . نیازی به هزینه نیست . هزینه ها را به محرومین بدهید .
- تلاش در ستادهای انتخاباتی هیچ حقی برای عزل و نصب و یا موارد دیگر برای بعد از انتخابات ایجاد نخواهد کرد .
برداشت آخر : تا لحظه آخر ....
چند وقت پیش ، پرسیدم آیا در زمان انتخابات می خواهید به سفرهای انتخاباتی بروید ؟
گفت چه نیازی هست ؟
گفتم پس چه می خواهید بکنید ؟
گفت تا لحظه آخر برای مردم کار می کنیم .....
اون هم همش دغدغه آزادی داره !!
همش هم به فکر مردمه می ترسه برای اون ها اتفاقی بیفته . مهمتر از صلح وجود نداره !!
همش مواظبه خدای نا کرده امپراطوری هان از دست مردم بویو نرنجه
تو حرف هاش مهمترین چیز رو آزادی می بینی ولی اون آزادگی رو از یاد برده
و شده ملعبه دست امپراطوری هان !!
در اين اينجا از يكسو اقتدار نخست وزير تركيه و از سوي ديگر حيرت و ترس و كوچكي را در چهره رئيس رژيم صهيونيستي ببينيد .

اردوغان هم که ، لابلای موج مردم مشتاق کشورش به ترکیه بازگشت و آنچه انجام داده را انجام وظیفه و صدای مظلومان سراسر جهان نام داد.
جانم به این ترک با غیرت !!
« اي سگ ! اين بوسه خداحافظي است ! اين از سوي بيوهها ، يتيمان و
افرادي است كه در عراق كشته ميشوند ».

و اين سان بود كه مقاومت در برابر كفر رنگ تازه اي گرفت! در ميان خيل لشكريان دشمن!!همانان كه دم از آزادي مي زدند! در ميان محافظان بسيار جرج بوش! با نماد نفرت در سرزمينشان(پرتاب كفش) چنان بدرقه گرمي از يكي از بزرگترين جنايتكاران تاريخ كرد كه تا ابد در اذهان همه باقي خواهد ماند! با حركت شجاعانه اش چنان آبروي موفقيت دموكراسي دروغين مبتني بر سلاح و آتش را برد كه شايد سالها غرب نتواند بر موفقيتش در جنگ ها ببالد!!
"منتظر الزيدي" شايد تا ديروز خبرنگار گمنامي بود كه مي توانست تا آخر عمر آن سان كه دوست دارد زندگي كند،اما امروز نماد آزاديخواهي ملي است! نماد زندهي مبارزه با استبداد و استعمار! كاري كه او كرد تنها ابراز نفرت نبود! به لجن كشيدن تمام صحبت هايي بود كه بوش پيش از آن در رابطه با پيروزي اش در جنگ عراق گفته بود! نفرت از بوش و آمريكا نه تنها در ميان عوام مردم عراق،كه حتي در ميان قشر فرهيخته عراق و مردم تحصيلكرده اين كشور و بسياري از ملل ديگر وجود دارد! اگر چه معلوم نيست چه بر سر اين بنده مخلص خدا آورده و خواهند آورد،اما "منتظر" براي هميشه نماد مقاومت در برابر تمام كفر لقب خواهد گرفت. او شايد جانش را بر سر اين راه بنهد، اما در مقابل چند ميليارد انسان خفتي به سران منحوس آمريكا وارد كرد كه ميليون ها مقاله و فيلم نمي توانست چنين باشد. ايثار اگر تا ديروز معناي ديگري براي بسياري از انقلابيون داشت، اما اين حركت نشان داد هيچ گاه دستها خالي نيست...اگر تا ديروز سنگ نماد مقاومت با دستهاي خالي در برابر مستكبرين بود،از امروز كفش ها نيز به اين نماد پيوستند، اگر چه در مزايده اين كفش را 500 هزار دلار قيمت نهند، ارزش واقعي كفش ها حساب شدني نيست! چون اين كفش ها كاري را كردند كه هزاران بمب و موشك و... نمي توانست انجام دهد.
آفرين بر غيور مرد بزرگ عراقي كه عزتمندانه ايثار نمود، اگر چه بوش حركتش را خودنمايي در مقابل دوربينها قلمداد كند! و خود بوش تنها كسي بود كه معناي واقعي اين حركت را فهميد! اگر چه باز هم اين حركت را از آثار يك جامعه آزاد بداند!
و اي كاش... اي كاش تمام سران جهان عرب به اندازه ي همين خبرنگار غيور غيرت داشتند...و اين چنين بر سر مردم غزه و عراق مصيبت نمي باريد...
پي نوشت:
- بعد از ديدن صحنه پرتاب كفش، به شدت دچار غرور شدم! آن جا كه ترس را در چشمان آن رييس جمهور احمق آمريكا مي ديدم! آنجا كه حس كردم انگار خردِ خرد شد! تمام آنچه ريسته بود پنبه شد... و با خودم گفتم: « و مكروا و مكر الله. والله خيرالماكرين»... و اينجا بود كه دست خدا در ديدار خداحافظي اين جنايتكار از آستين يكي از بندگان مخلصش بيرون آمد و تمام كفر را بر زمين كوبيد...و شايد با خودم به نوعي تعبير : « و انّ حزب الله هم الغالبون» را دريافتم!...نمي دانم! خوشحالم! خوشحالم كه خرد شدن اين مرد كثيف را در مقابل تمام جهان ديدم! به والله كه اين حركت نماد جنبشي بزرگ در آينده خواهد بود...به لطف خدا...
- لینک این مطلب در فارس نیوز !!
"تا زمانی که از ژرفای قلب،
روح یک یهودی هنوز در حسرت و آرزو است،
و پیش به سوی "شرق"،
چشمی صهیون را مینگرد،
امیدمان هنوز از دست نرفته،
امید دوهزار سالهمان،
که ملتی آزاد باشیم در سرزمین مادری خود،
سرزمین صهیون و اورشلیم."

كربلا فقط یک شهر و یک نام نیست؛ هرجا که اهل حق در محاصره ناجوانمردانه یزیدیان زمانه باشند،
آنجا کربلا ست.
نباید اجازه دهیم روزمرگی و تکرار جنایت، ما را از انجام وظیفه باز دارد؛ در مقابل جنایت یزیدیان، در هر زمان و برای هزارمین بار هم که باشد، سکوت، معنایی جز خیانت ندارد و سکوت کنندگان را نامی جز "کوفی" نمی توان نهاد...

تمام منابعِ قدرت در اختيارتون باشه، رقبايِ اقتصادي، سياسي و فرهنگي رو در دنيا كنار زده باشيد
حالا فقط مونده كه يه تنه، سكان قلب اقتصادي و منابع انرژي دنيارو بدست بگيريد
با هر ترفندي كه شده، حتي به قيمت گول زدن مردم كشورتون!
از هيچ راهكاري هم چشم پوشي نمي كنيد، به اون منطقه حمله كرده. حمله ي وحشيانه
چرا وحشيانه؟! چون فقط در يكي از كشورهاي مورد حمله، سالي 100هزار غير نظامي كشته ميشه!![]()
:
به هرصورت بعد از طي تمام اين مراحل، به اين منطقه مسلط ميشيد و در اين راه از تمام ابزار هاي موجود بهره ميگيريد
مثلاً:
گروه هاي تروريستي پرورش ميدين و براي فرافكني افتضاحاتتون، از اين " گروه هاي جنايت پيشه ساده لوح" استفاده مي كنيد![]()
يا بدون هيچ مدركي كشورهاي ديگر منطقه رو در جناياتتون دخيل مي كنيد
يا....
:
اما اين وسط يه كشوري هست كه اذيتتون مي كنه!![]()
شما تونستيد "گردن كشترين" كشورهاي دنيارو به "بندگي" وادار كنيد، حالا بين 200كشور بزرگ و كوچيك، يه كشور پيدا شده كه ازتون فرمانبرداري نمي كنه!
از راه فشار سياسي وارد ميشيد....فايده نداره
از راه فشار اقتصادي وارد ميشيد....فايده نداره
از راه فشار رواني وارد ميشيد...فايده نداره
از راه فشار نظامي وارد ميشيد....فايده نداره![]()
:
ابهتتون دچار خدشه شده، فكر مي كنيد داريد حقير ميشيد... يه كشور با اون همه اهرم، نميتونه حتي يك مورد از پيش ببره!![]()
مگه ميشه؟!
چشماتون رو باز مي كنيد، ميبينيد، يواش يواش از گوشه كنار دنيا، كساني پيدا ميشن كه جرات حرف زدن پيدا كردند![]()
ديگه حالا كار بجايي رسيده كه هزاران هزار شهروند آرژانتيني، طي يك نامه به ملت اون کشور ، بشدت از امريكا انتقاد مي كنند و دروغ پردازي هاي دولت كشورشون رو ناشي از فشار "رژيم ستمگر" امريكا معرفي مي كنند!![]()
خوب شما هم مياييد و اين كشور رو محاصره ي نظامي مي كنيد (بعد از محاصره ي اقتصادي و سياسي!)
و ناوهاي پيشرفته ي جنگيتون رو به مرزهاي آبي اون كشور ميفرستيد...![]()
خوب فكر مي كنيد عكس العمل اون كشور چي باشه؟! كوتاه مياد؟! مثل كره شمالي، تمام راكتورهاشو در ازاي دريافت سالانه 1ميليون تن نفت، تعطيل ميكنه؟!![]()
نه اشتباه نكيند اون كشور "ياغي و محور شرارت" نه تنها كوتاه نمياد، بلكه يه هواپيماي بدون سرنشين (دِرون) به فراز آبهاي كشور ميفرسته و 25دقيقه از ناو آيزنهاور شما فيلمبرداري مي كنه!![]()
![]()
ناوهايي كه به انضمام حداقل سه ناوچه ي محافظ، در صدر غير قابل دسترسترين ادوات نظامي بشمار ميرن...!
خوب شما چيكار مي كنيد؟! چرا حمله نمي كنيد؟! بهانه هم كه زياده... نكنه ديگه خودتون هم به قدرتتون اطمينان نداريد؟!
ولي من ميگم چيكار مي كنيد... بعد از يه سري هياهو، يه ناو جنگي ديگه به منطقه گسيل مي كنيد
اينكار در زبان نظامي، "تهديد بسيار جدي" تلقي ميشه...![]()
![]()
خوب ديگه فكر كنم ديگه وقتشه كه اون كشور از همه چي صرف نظر كنه نه؟!
بازم نه... جووناي ايراني به دل آبهاي خليج هميشه فارس ميزنند و ميرنو ميرن وَ "آرم سپاه پاسداران" رو روي ناو تازه وارد امريكايي "حك" مي كنند تا به دنيا ثابت كنند ايران كشوري بوده كه طي هزارن سال حتي براي 1روز هم مستعمره ي هيچ كشوري نبوده و حالا يك كشور با فقط 400سال پيشينه نميتونه براي ما خط و نشون بكشه.... (قابل توجه مردهاي نامرد عرب!![]()
![]()
![]()
![]()
حالا شما اگه جاي مقامات امريكايي بودين، چيكار مي كردين؟!
كوتاه ميومدين يا بازم ادامه ميدادين كه آبروي رفتتون رو برگردونيد؟!
اما از من به شما نصيحت: آب رفته، باز نمي گردد بجوي!![]()
سرويس مجلس!
اصولا نماينده هاي مجلس هفتم كه ظاهرا مخالفين ما هم هستن و مثلا دوسته اين احمدي نجاته!آدماي خيلي باحالين!...خدايي اينقدر من باهاشون حال مي كنم كه نگو!! اصلا هر چي آدم باحال مشتيه اينجا جمع شده!!! اين مجلس همون مجلسيه كه فكر كنم يك شاعر باحال كه احتمالش هم هست از نماينده هاي همين هفتميا باشه سروده در وصفش گفته:
مجلسي كه در آن جمعند عالمان(؟!)دوعالم!!!
نطق مخالفي به نام تو شد شد، نشد نشد!!!
اولي كه اين مجلس راه افتاد كلي غم گرفتيم! گفتيم اي واي! حالا ميان با بي عرضگي اين حاجاقا تازه وارد كه هشت سال گند زد به مملكت! دولتم ميگيرن و بعدم خر بيار و باقالي بار كن!!! اين اوضاع و نگراني ها ادامه داشت تا اينكه دولتم گرفتن و ديگه همون چيزي كه نمي خواستيم سر من و امثال من بدبخت اومد!! گفتيم: حالا اينقدر دل و قلوه ميدن و ميگيرن كه ما چهار سال ديگه كه هيچي، ده سال ديگه هم نمي تونيم با هماهنگي اين دوتا قوه به صحنه قدرت بر گرديم! خصوصا كه مثلا رييس مجلس اولين كسي بود كه به ديدار اين يارو بي ريشه هه رفته بود...ديگه كوچكترين اميدي نبود! اما خب، هر چه بيشتر پيش رفت مثل اينكه مثل هميشه پيش بيني هامون شكر خدا اشتباه از كار درمي اومد!!!
از همون روزاي اول مجلسيا نشون دادن كه چون اين دوتا ظاهرا همفكرن پس بايد دولت احمدي نجات (كه 80 درصد همين نماينده ها تو انتخابات مخالفش بودن)، بعد انتخابات يه دفعه ورقشون برگشت و طرفدارش شدن خفن و بعدم اومدن و شروع كردن به سهم خواهي...حتي همون دوستاني كه بهش مي گفتن كوتوله سياسي!!! ...اما ما قبل انتخابات فكر مي كرديم اين ظاهر قضيه است و باطنش اينه كه اينا همه با همن!!! براي همينم اينقدر نگران بوديم و دلهره داشتيم... و ... از اين چيزا!! اما اصلا يك گوشه از معادلات رو در نظر نگرفته بوديم!! اونم اينه كه سياست خدايي اگه تو ايرانم باشه بازم بي پدر و مادره...يعني مثلا اگه اينا هردو تا اسولگرا!!! هم باشن بازم خب پاي منافع كه مياد وسط اسول مصول حاليش نميشه!!! ...
اينقدر حال كرديم اونجايي كه هي احمدي نجات! وزير معرفي ميكرد و هي مجلسيا ردش ميكردن...كاري كه حتي همفكراشون تو مجلس پنجم با خاتمي هم نكرده بودن!!!... آي اين دلمون خنك شده بود...آي دعا كرديم اينا رو!!! كاري كه اگه ما مي كرديم كلي مي كوبيدنمون خودشون داشتن با خودشون ميكردن!!! يه بلايي سرش در آوردن كه ديگه احمدي نجات! هيچ كس قابل اطمينان و واسه مهمترين وزارت خونش نداشت و آخرم از سر ناچاري يكي از كساني كه اي همچين هم بي ربط به حاجاقا پدر خوانده نبود رو مجبور شد سركار بزاره!! آخرم كه اينطوري شد(؟!) و مجبور شد برش داره!! آي دعا كرديم اين هفتميا رو!!!
يا مثلا اينقدر حال ميكرديم كه زرت و زرت اين وزرا رو ميخواستن و هي استيضاحشون ميكردن...الكي الكي... خيلي باحال بود... اگه حتي خود ما مي خواستيم اينقدر سنگ تو راه احمدي نجات! بندازيم عمرا مي تونستيم...اونم به اين راحتي!!! اونم بدون هيچ هزينه اي!!!
يا اينقدر دلمون خنك شد احمدي نجاته! اومد قانون سهميه بندي مصوب اينا رو اجرا كرد و بعد فرداي اون روز خودش و وزراشو مجلس خواستن و به خاطر اجراي سهميه بندي ميخواستن دو سه تا وزيراش و استيضاح كنن!!! اينقدر حال ميداد كه نگو... هي مردم به احمدي نجات فحش ميدادن!!! هي اون هيچي نمي گفت...آخه كي كار داشت كه احمدي نجات قانون مجلس و اجرا كرده..همه ميگفتن خود ناكسش بود كه اينكارو كرد!!... خب كي ميدونست همه مثل اين حاجاقا تازه وارد بي عرضه نيستن كه هر چي مجلس تصويب كنه به اونجاش بخوره(وارد جزييات نشين ديگه!!) و بگه اجرا نمي كنم...يا بگه مگه خدايي نكرده خر كلمو گاز گرفته كه راي دور بعد و بدم به مصلحت!!!...
اين آخر كاري هم كه همچين احمدي نجات و دور زدن كه ديگه هيچ جايي براي عمل ما نزاشتن!!! يعني با تصويب 1200 ليتر بنزينشون در ماه... هم فحشا رو سر احمدي نجات ريختن...هم بنزينشونو گرفتن... هم دورش زدن... هم نشون دادن واقعا سياست دين و ايمون حاليش نميشه...هم نشون دادن گور باباي احمدي نجات... هم نشون دادن گور باباي مردم....
خبرنگار حامي هميشگي مجلس...راننده سرويس مجلس!!
کاری از خبرنگار اکینا نیوز !!!
ماجراي جالب قرآن باز كردن رئيس جمهور
در مراسم بدرقه رسمي در سفر به كشور بلاروس
:
" احمدي نژاد به مانند گذشته پيش از سوار شدن به هواپيما قران به دست گرفت (به نيت استخاره يا استمداد ) و پس از زمزمه كردن كلماتي قرآن را مقابل روي خود باز می کند.
احمدي نژاد پس از خواندن آياتي كه در آن صفحه آمده بود لبخندي بر لبانش نشست و قرآن را مقابل محمدي گلپايگاني كه براي بدرقه او به فرودگاه آمده بود گرفت و دو طرف به نشانه رضايت لبخندي زدند. البته پرويز داوودي نيز براي ارضاي كنجكاوي خود سركي كشيد تا دليل لبخند احمدي نژاد و محمدي گلپايگاني را در يابد.
" پس از پايان مراسم بدرقه من نيز براي ارضاي اين حس كنجكاوي به نزد محمدي گلپايگاني رفتم و از او در اين باره جويا شدم."
- حاج آقا ميشه بگيد وقتي آقاي احمدي نژاد قرآن را باز كردند چه آيه اي آمد؟
- بله. " انزلناه بالحق و نزل بالحق و ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا "
- حاج آقا ميشه بگيد اين آيه از كدام سوره است؟
- سوره اش ؟ نه خاطرم نيست ولي آيه اين بود.
من خودم شخصا حدس مي زدم كه ممكن است چنين آيه اي آمده باشد.
حاج آقا الان چند سفر است كه آقاي احمدي نژاد قرآن باز مي كنند و اين آيه مي آيد.اين از نظر شما عجيب نيست؟
- چرا، عجيبه.همينطوره كه شما مي گيد.
- آخه چه جوريه حاج آقا ؟
-حق با شماست .اما خوب تباني كه نبوده.ايشان قرآن باز مي كنند و اين آيه مي آيد . اين جزء عجايب است. حالا كه شما مي گيد مي بينم حق با شماست و عجيب هم هست.
وي همچنين با اشاره به مراسم بدرقه رسمي سفر قبلي احمدي نژاد به مقصد امارات مي نويسد:" ... پس از مستقر شدن محمدي گلپايگاني چند كلمه اي هم بين وي و احمدي نژاد رد و بدل مي شود :
احمدي نژاد : خاطرتان هست آن شب كه به عربستان مي رفتيم، قران باز كرديم چه آمد؟
گلپايگاني : آيه اش نه يادم نمي آيد!
احمدي نژاد : وما ارسلناك الا مبشراً و نذيرا . صبح مي خواستيم بياييم دوباره باز كرديم همين آمد.
گلپايگاني: خوب همين هم هست. جايگاه شما و شان شما همين است (در همين حد است).
احمدي نژاد: "خوب نه جمهوري اسلامي همينه."
کیهان می نویسد :
پس ازگذشت يك روز از ناآرامي كه به دليل انتشار يك نشريه حاوي مطالب توهين آميز در دانشگاه اميركبير تهران رخ داد، آشكار شد كه اين اقدام توطئه آميز با همكاري ومشاركت برخي رسانه ها و احزاب مدعي اصلاح طلبي صورت گرفته است.
از علائمي كه به روشني وجود اين ارتباط را آشكار مي كند، اقدام پايگاه خبري «روزنا» ارگان رسمي حزب اعتماد ملي است كه ساعت 30/10 صبح روز سه شنبه با انتشار خبري به نقل از فردي به نام «حكيمي نيا» - از دانشجويان عضو شاخه افراطي تحكيم در دانشگاه علامه- نوشت : دو نشريه «ديوار» و «سحر» توسط بسيج دانشجويي و با مطالبي توهين آميز به قصد بدنام كردن انجمن چاپ و در صحن دانشگاه پخش شده است.
در ادامه اين خبر همچنين گفته شده است كه اعضاي بسيج جمعي از دانشجويان عضو انجمن اسلامي را مضروب ساخته اند. اين خبر در حالي ساعت 30/10 صبح روي خروجي روزنا قرار گرفت كه اساسا تمام حوادث دانشگاه اميركبير مانند توهين نشريات موهن و درگيري هاي متعاقب آن ازساعت 30/13 به بعد رخ داد و صبح سه شنبه- يعني زماني كه خبر سايت حزب اعتماد ملي منتشر شده- اساسا در دانشگاه اميركبير اتفاقي رخ نداده بود.! اين پيش گويي دقيق درگيري در دانشگاه- 3 ساعت زودتر- نشان مي دهد هماهنگي هاي قبلي ميان طيف رسانه اي و دانشجويي فتنه گران وجود داشته است. نكته جالب اين كه پس از كشف اين موضوع توسط بسيج دانشجويي و انتشار آن روي اينترنت ، «روزنا» ساعت انتشار خبر فوق را از 30/10 به 30/16 تغيير داد ولي بعد، پس از مواجه شدن با اعتراض هاي گسترده ناچار آن را به صورت اصلي اش بازگرداند.
و رجا نیوز :
گاف عجيب سايت روزنا ( وابسته به روزنامه اعتماد ملي) از توطئه براي توهين به مقدسات و اغتشاش در دانشگاه ها پرده برداشت. به گزارش خبرنگار رجانيوز، در حالي كه اولين نسخه هاي نشريات موهن در ساعات پس از ظهر (پس از 12) در دانشگاه اميركبير پخش شد، سايت روزنا در ساعت 10:39 دقيقه در گفتگو با عباس حكيم زاده گزارش داده است: تعدادي نسخه مجعول از دو نشريه دانشجويي سحر و ريوار كه توسط اعضاي بسيج دانشجويي به منظور وارد آوردن اتهام به اعضاي انجمن اسلامي تهيه شده است در صحن دانشگاه پخش شد. اين در حالي است كه احمد قصابان مدير مسئول يكي از نشريات موهن در گفتگو با ايلنا تاييد كرده است كه در ساعت 13 اين نشريات پخش شده است. همچنين در حالي كه اولين تجمعات دانشگاه اميركبير از ساعت 14:30 دقيقه شروع شد، اين عضو دفتر تحكيم وحدت در ساعت 10:39 دقيقه از درگيري و مضروب شدن دانشجويان خبر داده بود !
پی نوشت :
فکر می کردم فقط به من گفته شده که دوستان بی اعتماد نا ملی ، مشکل را ::فنی:: و ناشی از ::سرور:: خوانده اند. اما با خواندن وبلاگ حسن روزی طلب مشخص شد که نــــــه ، این دروغ ضایع که به دلائل ::فنی:: مسخره بودنش روشن است به همه جا منعکس شده است ! سئوال ساده این است که چرااین مشکل فنی ،ناگهان ، در روز مشخص ،ساعت مشخص و در موضوع مشخص ، ظاهر می شود و در هیچ یک از صفحات و جزئیات قبلی این سایت تاکنون مشاهده نشد ؟ اگر می خواهند بفهمند خطای کد سرور چیست ،بد نیست به خروجی وب سرور پنچر رادیو دوره و زمونه نگاهی بیاندازند و ببینند که تمام ساعتهای ارسال کامنت ها چگونه درج می شود.
جالب است ! آنجا که بعد از فشارهای عمومی ،مجبور شدند ،دستکاری خود در همین مهر ساعت (را که به ساعت ۱۶ تغییر داده بودند ) را به حالت اول برگردانند.
حضرات بی اعتماد نا ملی !
مشکل نه ::فنی:: است و نه از ::سرور::
بلکه مشکل عمیقا ::سیاسی:: است و از ::نیت:: و ::فکر:: شما ناشی شده . به دوست رسانه ای دیگری می گفتم که در مکتبی که ::ماکیاول:: حجت آور شود ،دروغ مباح و مستحب و واجب می شود. در این مکتب دروغ اشکال ندارد بلکه جزو ابزار کار استاندارد است. پس بروید و مشکل اصلی را حل کنید.

بلر نظاميان آزاد شده انگليسي را مجازات نكند
احمدي نژاد از دولت بلر خواست كه نظاميان بازداشتي انگليس را به جرم پذيرش اشتباه خود در ورود به آبهاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران مجازات نكند. همگان بايد بدانند ملت بزرگ ايران از حقوق و سرزمين خود با اقتدار دفاع كرده و خواهد كرد.
وي با بيان اين كه ايران از اين كه جوانان انگليسي در عراق ماندهاند و در آبهاي سرزمين ايران دستگير ميشوند متاسف است، اظهار داشت: چرا سختترين ماموريتها يعني گشتزني دريايي بايد به يك مادر واگذار شود،چرا تمدن غرب به ارزشهاي خانواده بي اهميت است؟!
وي ادامه داد: متاسفانه دولت آقاي بلر راه جنجال آفريني را انتخاب كرده و موضوع را به شوراي امنيت كشاند.
به گفته رئيس جمهور، شوراي امنيت بدون بررسي دقيق و مشاهده اسناد دقيق بيانيهاي صادر كرد، مردم جهان ميپرسند چرا؟ اتحاديه اروپا نيز بدون بررسي دقيق عليه ايران موضع گرفت، اما آيا خود اعضاي اتحاديه اروپا ميپذيرند كه تماميت اراضيشان مورد تعرض قرار گيرد؟از آقاي شيراك هم تعجب ميكنيم كه بدون بررسي اعلام موضع ميكند.
احمدينژاد تصريح كرد:آيا احترام به حقوق انسانها و حق حاكميت ملتها و دولتها يك تعهد، يا يك ادعاست و تاسفبارتر اين كه دولت انگليس اين جرات را ندارد كه حقيقت را به مردم خود بگويد.
وي ادامه داد: ما قضاوت را در اين مورد به مردم جهان و انگليس وا ميگذاريم.
اعطاي نشان درجه 3 شجاعت به فرمانده مرزبانان دريايي جنوب
محمود احمدينژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران عصر امروز چهارشنبه در حين برگزاري كنفرانس رسانهاي خود با حضور بيش از 200 خبرنگار داخلي و خارجي ناوسالار يكم پاسدار ابوالقاسم آمانگاه فرمانده مرزبانان جنوب غرب كشور كه 15 نظامي انگليسي متجاوز به آبهاي سرزميني كشورمان تحت فرماندهي وي بازداشت شدهاند را به دريافت نشان درجه سه شجاعت مفتخر كرد.
اما در مورد دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی که سوم فروردین ماه ۸۶ توسط جانبرکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آبهای ایران بازداشت شدند، نکاتی وجود دارد که هرگز نباید از ذهن دور داشت:

۱- رسانه های غربی طی چند روز گذشته تبلیغات بسیار وسیع و کم سابقه ای را برای آزادی این ۱۵ متجاوز آغاز کرده اند که اکثر آن بر این محور شکل گرفته است که این نیروها وارد آبهای ایران نشده اند. اما اعترافات صریح بازداشت شدگان، مستندات مربوط به دستگاه جی پی اس و اظهارات فرمانده گارد ساحلی عراق به وضوح نشان می دهد که حضور این ۱۵ نفر در آن قسمت از آبهای اروند رود که متعلق به ایران است، بسیار ناموجه بوده و آنها وارد مرزهای آبی ما شده اند و این حق انکارناپذیر ایران بوده که آنها را بازداشت کند.
۲- نیروهای دریایی انگلیس همواره توسط رسانه های غربی به عنوان شکست ناپذیرترین سربازان دریایی دنیا جلوه داده شده اند در حالی که دستگیری این ۱۵ متجاوز انگلیسی و همچنین دستگیری ۸ نفر دیگر از آنان در سال ۸۳ - که البته چند روز پس از دستگیری آزاد شدند- هیمنه پوشالی و افسانه شکست ناپذیری نیروهای نظامی آنان را شکست.
۳- قطعا انگلیسی ها و امریکایی ها از یاد نبرده اند که طی چند سال اخیر بارها و بارها شهروندان و دیپلمات های ایرانی را به بهانه های واهی ربوده اند و به خود اجازه داده اند که با دهن کجی به افکار عمومی دنیا، آنان را چندین و چند ماه در زندان های مخوف خود نگهداری کنند. پس قطعا ایران نیز می تواند این ۱۵ نفر را که مرزهای ما تجاوز کرده اند، مورد بازجویی و محاکمه قرار دهد که البته این کار زمانبر خواهد بود و شاید ماه ها به طول بیانجامد.
۴- بر اساس قوانین جمهوری اسلامی افراد مسلحی که بدون اجازه کشورمان وارد مرزهای ایران شوند، باید بر اساس قوانین ایران محاکمه شوند و قاعدتا اتهام آنان جاسوسی خواهد بود و حکم جاسوس نیز اعدام است. پس مسئولان ایران حق ندارند هیچ کدام از این ۱۵ نفر را قبل از محاکمه آزاد کنند.
۵- دستگیری این ۱۵ جاسوس برای ما یادآور دستگیری جاسوسان آمریکایی در ۱۳ آبان ۵۸ در جریان تسخیر لانه جاسوسی است و میخواهیم تا زمانی که دولت نجس انگلیس (به فرموده رهبری) از ایران عذرخواهی رسمی نکرده و ندامت خود را به جهانیان اعلام نکرده است، این متجاوزین را در ایران زندانی نگاه داریم تا درس عبرتی برای همه زورگویان جهان باشد. در این زمینه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اگر در سال ۸۳ با مسامحه دولت پیشین ایران، ۸ جاسوس انگلسی را محاکمه کرده بودیم و به جرم جاسوسی به چوبه دار می سپردیم، دیگر این زحمت ها پیش نمی آمد...
۶- انگلیسی تنها با گذشت ۶ روز از دستگیر نیروهای نظامی خود، رسما اعلام کردند که روابط تجاری انگلیس با ایران تا زمان آزادی این ۱۵ نفر قطع شد. ما از این جریان خوشحالیم. چون سالها بود که انتظار چنین روزی را می کشیدیم. اما کار ناقص مانده است. دلدادگان انقلاب اسلامی ایران زمانی خنکای غرور ملی و اقتدار اسلامی را با تمام وجود احساس خواهند کرد که نه تنها روابط تجاری بلکه همه روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و انگلیس برای همیشه قطع شود و درب سفارتخانه و موسسات انگلستان در ایران پلمپ شود و حقوق غصب شده ایرانیان - از جمله باغ قلهک- به ملت ایران بازگردانده شود.
۷- سپاه، وزارت خارجه و تمام مسئولانی که در جریان دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی به نوعی دست داشته اند باید بدانند که فرزندان معنوی حضرت روح الله بر دستان آنان بوسه می زنند و از تصمیم گیران در این زمینه انتظار دارند که این ۱۵ جاسوس پس از طی شدن مراحل قانونی بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه شوند.
در این زمینه مسئولان کشورمان باید توجه داشته باشند که هیچ عجله ای در کار نیست و باید با خونسردی و بدون توجه به جنجال های انگلیسی ها و غربی ها کار خود را بکنند چون هیاهوی غربی ها برای آزادی زودهنگام این ۱۵ متجاوز، معنایی جز آب در هاون کوبیدن ندارد.
* برای موافقت با عدم آزادی این ۱۵ انگلیسی متجاوز و محاکمه آنها می توانید فعلا این طومار را که یکی از دوستان زحمت تهیه آن را کشیده، امضا کنید.
انتقاد با دشمنی فرق می کند. اگر به لحن و چگونگی حرکت و صحبت برخی ها در داخل توجه کنید، به وضوح این نکته را درمی یابید که عده ای بدون آگاهی و عده ای هم با آرزوی نابود کردن دولت نهم، دقیقا با اهداف و حرکت های دشمنان خارجی نظام اسلامی همسو شده اند تا نگذارند هیچ یک از برنامه های مردمی این دولت به نتیجه برسد.

به اذعان همگان،پایگاه مردمی دکتر احمدی نژاد از جمله مهمترین نقاط قوت دولت نهم است و رهبری نیز همواره بر این نکته تاکید کرده است که این محبوبیت پیامدهای بسیار خوبی برای کشور دارد. پس قاعدتا ضربه زدن به پایگاه مردمی رئیس جمهور، ضربه زدن به منافع کشور محسوب می شود.
معاون ریچارد هالبروک، از مقامات ارشد در موسسه امنیت و صلح آمریکا چندی پیش در مصاحبه ای به غربی ها توصیه کرد که پایگاه مردمی احمدی نژاد را تضعیف کنند و گفت: " در لحن تبلیغات خود، میان احمدی نژاد و ایران فرق بگذارید. اگر هدف ما این است که احمدی نژاد را از پایگاه مردمی آن محروم کنیم، این خط کشی و جدا کردن حتماً باید انجام شود.
اقداماتی که احمدی نژاد را تضعیف می کند را افزایش دهید. علائمی که از ایران می رسد نشان می دهد که تحریم های ضعیفی که تا کنون بر علیه ایران اعمال شده است، برروی مردم ایران اثر منفی گذاشته و به محبوبیت احمدی نژاد ضربه زده است . این نکته به ما این این انگیزه را می دهد که فراتر از آنچه تا کنون انجام داده ایم نیز برویم و اقدامات بیشتری انجام دهیم.
ارتباط خود را با سایر مقامات ایران افزایش دهید. اگر ایرانیان معتدل بیشتری قانع شوند که واشنگتن مصمم به راه اندازی جنگ با ایران است، آنها ممکن است انگیزه بیشتری برای حمایت از سران معتدل تر سیستم پیدا کنند .
اگر بر اساس نشانه های رسیده، این درست باشد که مردم ایران فکر می کنند اظهارات رییس جمهور در مورد هولوکاست به اعتبار کشورشان در دنیا ضربه زده است، از این می توانیم استفاده کنیم و محکومیت بین المللی شدید تری را در مورد این اظهارات انجام دهیم .
باید دقت کرد که تلاش های آشکار برای بی اعتبار کردن احمدی نژاد یا فشار برای ایرانیان برای دور شدن از او نتیجه معکوس به بار خواهد آورد."
حالا خوب دقت کنید و ببینید چه کسانی در ایران در حال انجام دقیق این دستورات هستند. از طریق به خوبی می توان دوست و دشمن را شناخت.
نيروهاي انگليسي متجاوز به آبهاي سرزميني ايران به تهران منتقل شدند. به گزارش فارس، 15 نظامي انگليسي كه روز گذشته به خاطر عدم توجه به مرزهاي بين المللي و ورود غيرقانوني به آبهاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران، توسط مرزبانان كشورمان در محدوده شمال غربي دستگير شده بودند، ظهر امروز براي ارائه توضيحات نسبت به اين اقدام متجاوزانه خود به تهران منتقل شدند.
نظاميان ياد شده شامل 8 ملوان و 7 نفر از نيروهاي موسوم به "رويال مارينز" و از نيروهاي زيرمجموعه ناو كورناوال هستند كه با تجهيزات كامل نظامي و دستگاههاي پيشرفته جغرافيايي، دستگير شدند كه در ميان اين نظاميان انگليسي، ناوي زن نيز ديده ميشود.
** قابل توجه کسانی که علیه بقیه مسلمانها در خصوص موضوع خلیج فارس اقامه دعوا کردند و مرتکب اصلی را فراموش کردند ! سایت بی.بی.سی الان محل دستگیری - اما به قول خودش دزدیده شدن و ربایش ! - این حضرات را خلیج نامیده و نام خلیج فارس را حذف کرده ! برای اینکه عکس را خوب ببینید ، ذخیره کنید و دوباره ببینید . اینها خیلی بی شرف هستند. ممکن است سریع مت نرابردارند. ولی مثل اینکه خیلی به حقارت دچار شده اند که اینگونه عقده گشایی می کنند !

بسم الله .
§ این هم از داداش شهرام !
آخی... :))
البته مثل اینکه موقع دستگیری یه کم یحتمل تعارف داشته و ماموران –احتمالا دولت خارجی دستگیر کننده- هم یه کم اصرار کرده اند و تعارفات هم به درازا کشیده و چک و چونه و پاچش داش شهرام آثار این تعارفات را رو خودش داره ! موقعی که حرف می زد شده بود عین این ننه مرده ها . یقینا فکککرشم نمی کرده بیان کجااا ؟ خارج اونم تو یه ده کوره ، گوششو بگیرن بیارنش خونه ! همچی شاخش شیکسسه بود دل آدم براش کباب میخواست.
حالا بره خودشو برای 122 میلیون دلار جریمه و 60-70 میلیون دلار استرداد عین مال بسرقت رفته و ده دواز ده سال زندان و ده دوازده سال انفصال و رسیدگی به پرونده جیم شدگی اش و جعل اسناد منجر به فرارش و –ماشششالا ! ، آدم کم میاره از تعدد عناوین مجرمانه ! - ... آماده کنه !
اما من به ماجرا از زاویه دیگری هم نگاه می کنم .
در ماجرای شهرام جزایری ، دولت کمترین نقش را در برخورد با وی از نظر قانونی بر عهده داشت ، اما دستگاه اطلاعاتی به محض فرار او ، بشکل اتوماتیک فعال شده و پس از اینکه خاطیان و قاصران با سرافکندگی و شرمندگی از وزارت اطلاعات درخواست کردند تا به پرونده وارد شود ، در فاصله زمانی کوتاهی برای اینگونه اقدامات ، فراری را شناسایی و تحویل می دهد.
این درحالیست که کشورهای خارجی ، حتی از حضور او در خاک کشور خودشان اطلاع نداشتند ، اما این ، امکانات و تحولات سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران است که به او اجازه می دهد ، نه تنها از جزئیات تحرکات تمامی عناصر تحت تعقیب ، اطلاع داشته باشد ، بلکه در صورت لزوم برای گرفتن گوش نامبردگان و عودت به منزل ! ، زحمت زیادی هم متحمل نشود !
با ورود به سال 86 ، آرام آرام به نیمه دوم طول خدمت دکتر احمدی نژاد در مسئولیت ریاست جمهوری نزدیک می شویم و فکر می کنم ، این یکی از نشانه های آشکارشدن میوه های درخت خدمتگذاری صادقانه و پیگیرانه است. وقتی کاری را به تمامه به حوزه مسئولیتی دولت واگذار کنند و نه تنها از دخالت و ورود در آن به هر نحو خودداری کرده ، بلکه سرافکنده از سستی واهمال و قصور خویش ، از دولت بخواهند تا وارد ماجرا شود ، نتایجی شبیه آنچه که در دستگیری شهرام دیدیم رخ می دهد. همچنین ، این دستگیری ، نشان از آن دارد که احمدی نژاد در بهسازی درونی سیستم های مختلف کشور نیز ، گامهای موثر و موفی را برداشته که شیرینی و میوه این تلاشها و اقدامات ، آرام آرام در نیمه دوم فعالیتهای دولت آشکار خواهد شد.
خبر دستگیری شهرام ، بهترین خبری بود که می شد به ملت ایران داد. ملتی که اگر الان شهرام را در خیابان ول کنی دیگر نمی توانی پیدایش کنی ! تیکه بزرگش گوششه !
1ـ از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران حكم جلب متهم به كليه مراجع نظامي و انتظامي و امنيتي صادر گرديده است.
2ـ مامورين مراقب وي جهت تحقيقات لازم، تحت تعقيب كيفري قرار گرفتهاند.
يك مقام آگاه امنيتي در پي دستگيري عوامل بمب گذار حادثه تروريستي در زاهدان، ابعاد ديگري از توطئه اخير آمريكا براي ايجاد فتنه قومي و مذهبي در كشور را افشا كرد.
يك مقام آگاه امنيتي در گفت و گو با خبرگزاري فارس با اشاره به اعتراف عوامل تروريست بمب گذار در زاهدان اظهار كرد: اين افراد اجير شده بودهاند و هيچگونه سازماندهي در داخل كشور و استان سيستان و بلوچستان نداشتهاند. آنان افراد شروري بودهاند كه از سوي سرويسهاي اطلاعاتي و آموزشي خرابكاري ديدهاند. در اين حادثه تروريستي كه صبح چهارشنبه انجام شد، يك اتوبوس حامل كارمندان سپاه پاسداران در ميدان ثارلله زاهدان منفجر گرديد كه بر اثر آن 12 تن شهيد و 24 نفر هم مجروح شدند. اين مقام آگاه افزود: در اعتراف يكي از عوامل بمب گذار اشاره شده كه افرادي كه به وي آموزش بمب گذاري و ترور دادهاند با زبان انگليسي صحبت ميكردهاند و مترجمين احتمالاً از اعضاي منافقين بودهاند.
اين منبع مطلع به علت اين اقدامات تروريستي اشاره كرد و گفت: در اعترافات افراد دستگير شده اشاره شده كه در راهپيمايي گسترده 22 بهمن، حضور اهل تسنن در كنار شيعيان باعث ناخرسندي آمريكا شده و براي بر هم زدن اين وحدت، همدلي و تابعيت از نظام و رهبري تصميم گرفتند كه چند اقدام خرابكاري در استان سيستان و بلوچستان انجام شود. اين مقام آگاه امنيتي در ادامه گفت و گو با فارس به نقل از دستگير شدگان تصريح كرد: اين افراد پس از بمب گذاري و به شهادت رساندن تعدادي از شهروندان شيعه و سني، قصد داشتند برخي از مولويهاي اهل تسنن و سران طوايف در استان سيستان و بلوچستان را ترور كنند و از اين طريق فتنه قوي مذهبي در استان و حتي كشور ايجاد كنند.
به گفته اين منبع مطلع، يكي از افراد دستگير شده نحوه دستگيري خود را اين گونه بيان كرده است: «من فكر نميكردم كه مردم به ما حمله كنند؛ زيرا ما را توجيه كرده بودند كه مردم با شما هستند اما پس از انجام انفجار، مردم به سوي من حمله كردند و مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد از آن از سوي مامورين دستگير شدم.» افراد دستگير شده با اظهار ندامت و پشيماني از اقدام خود به اغفال خويش و دريافت وجوه كلان براي اقدامات تروريستي اشاره كردهاند.
روحانيت به خاطر مشروطه احساس سرخوردگي و انفعال داشت و تنها قدرت امام بود كه توانست مبارزه را يك فرهنگ كند. وزير دفاع امريكا پشت پرده استراتژي جديد رئيس جمهور كشورش درباره عراق و نحوه تعامل با ايران را فاش كرد.
دو خبرگزاري فرانسه و رويترز گزارش دادند، «رابرت گيتس» كه در خاورميانه به سر مي برد روز پنج شنبه درجمع خبرنگاران در منامه پايتخت بحرين گفت: «امريكا بايد ابتدا موضعش را تقويت كند و سپس با ايران وارد گفت وگو شود». وي اضافه كرد: «به صراحت مي گويم كه اكنون ايران هيچ نيازي به مذاكره با ما ندارد. بنابراين در هرگونه مذاكره اي در شرايط كنوني، امريكا طرف التماس كننده خواهد بود و تنها از ايران خواهد خواست از انجامx ،y ياz خودداري كند».
پس از اعلام استراتژي جديد بوش درباره كنترل بحران عراق در هفته گذشته كه در آن تأكيد شده بود از اين پس نيروهاي امريكايي در عراق به افراد و شبكه هاي ايراني حمله خواهند كرد، برخي تحليلگران در داخل و خارج چنين نتيجه گيري كردند كه بوش قصد دارد با ايران درگير شود. افزايش شمار نظاميان و تقويت ناوگان دريايي امريكا در خليج فارس نيز بر شدت اين گمان مي افزود، اما در همان ايام نيز كارشناساني در داخل ايران از اين ديدگاه دفاع مي كردند كه امريكا درواقع تواني براي رويارويي با ايران نداردو استراتژي جديد درباره عراق هم بيش از آنكه واقعيت داشته باشد، يك ژست است. از ديد اين تحليلگران هدف نهايي امريكا مذاكره با ايران است اما پيش از ورود به آن ابتدا مي خواهد موضع تضعيف شده خود در مقابل تهران را تقويت كند. اظهارات جديد وزير دفاع تازه كار امريكا اين ديدگاه را به طور كامل تأييد مي كند.
آخرين نوشته استاد فقيد علي دواني درباره سخنان دكتر احمدينژاد در دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.
به گزارش فارس، استاد علي دواني اين نوشته 16 دي ماه و دوز پيش از وفاتشان براي انتشار به يكي از هفته نامه هاي سراسري سپرده بودند. اين نوشته به خوبي مواضع سياسي ايشان را در آخرين روزهاي حيات نشان ميدهد.
متن كامل اين نامه به اين شرح است:
چرا بايد آقاي دكتر احمدينژاد خود را تنها ببيند؟!
شنيده ام كه آقاي دكتر احمدينژاد رياست محترم جمهوري در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ضمن سخنراني از جمله گفته اند : «بعد از اينكه عليه دولت نوشتند، يك نفر پيدا شده چيزي عليه آنها گفته. بعد آمدند ديدند ايشان نسبتي با اعضاي دولت دارد. آن را گذاشتند كنار، فحشش را به دولت ميدهند. اينها همان كساني هستند كه ميگفتند همه اشخاص براي خودشان مستقلند. زماني يك خانمي آمد و مردانگي كرده است، خدا شاهد است من نديدم و نخواندم و نه در جريان بودم. در روزنامه ها نوشتند كه او پول داده، امكانات داده كه به كساني حرفي زده شود. اين دروغ است، حتي من شنيدم وزارت ارشاد احتياط كرده و آن امكانات معمولي عادي را كه به همه ميداده، به ايشان نداده است.»
با اين كه من منزوي هستم و سر در كار خود دارم و روزنامه هم نمي خوانم و گاهي اوضاع جاري را از سيما ميبينم، يا از اين و آن ميشنوم و كاري به نفي و اثبات مسايل سياسي ندارم، زيرا به قدر كافي هستند، اما شنيدن اين جمله مختصر و تاثر انگيز رياست جمهوري باعث تاثر بسيار من شد؛ به خصوص كه ربطي هم به من دارد.
خانم فاطمه رجبي همسر آقاي دكتر الهام كه ايشان او را تنها حامي و مدافع خود دانسته اند، دختر انديشمند من است كه بيش از افراد خانواده عاطفي است و نمي تواند آنچه را ميانديشد كه بر خلاف انتظار است از بيان آن خودداري كند.
آقاي دكتر احمدينژاد! ناراحت نباشيد. غير از مشاراليها، بسياري هستند كه درباره شما و عملكرد شما و از انتقاد مغرضانه از كارهاي شما ناراحت و در تب و تاب ميباشند. از همه مهمتر توجه خاص مقام معظم رهبري است كه در فرصت هاي مناسب، از جمله در شهر شما (گرمسار) به آن گونه از انديشه ناب و عملكرد شما تمجيد نمودند و به نحو دلسوزانهاي مخالفين را نصيحت كردند كه دست از سمپاشي و بي انصافي بردارند و خلاصه در هر مناسبتي شما را تاييد ميكنند.
بهترين گواه پشتوانه مردمي شما، احساسات بي شائبه ميليونها مردم مسلمان و خيرخواه هستند كه در بازديد جنابعالي از استانها و شهرستانها ابراز داشته و ميدارند.
كارهاي ابتكاري و موضع گيري هاتان در برابر مطامع بيگانگان و كارشكني هاي آمريكاي جهانخوار و صهيونيسم بينالملل و اروپائيان كينه توز، به خصوص درباره مساله انرژي هسته اي كه قهرمانانه آن را به پيش بردهايد و به خواست خدا پيش ميبريد را مورد حمايت كامل قرار داده و بي صبرانه منتظر پايان كار توسط شما هستند.
نامه تاريخي شما به بوش رئيس جمهور آمريكا كه شنيدم در داخل باعث سخنان مغرضانه شده بود، در كشور ارمنستان براي تحسين آن همايش منعقد كرده و گفته اند براي داشتن يك زندگي آرام و سالم، همين است كه رئيس جمهور ايران ارائه داده است، راه انبيا و تعاليم و رهنمودهاي آنها.
همين ديشب (10 آذر) در سيما ديديم كه يك مرد آمريكايي گفته بود: آنچه رئيس جمهور ايران در نامه اش خطاب به ملت آمريكا گفته است، حرف دل ما را زده است!
از قضاوت و اظهارات ديگران در نقاط مختلف جهان اطلاع ندارم ولي اين را ميدانم كه اگر من و يا روحانيوني كه قلم به دست داريم و سياستمداراني كه سر در كار سياست دارند، ميخواستند اين دو نامه را بنويسند شايد نمي توانستند بهتر از اين را ارائه بدهند.
حال چرا ما به جاي تقدير از كارهاي شگفتبرانگيز و خيرخواهانه رئيسجمهور محترم، به وجدان خود اجازه دهيم كاري كنيم كه ايشان خود را تنها ببينند و فقط حمايت و دفاع يك زن دلسوز و با ايمان را مايه خوشوقتي خود بدانند؟!
مگر نشنيديم همان ماههاي اوليه انتصاب ايشان به رياست جمهوري و موضعگيريهايي كه ابراز داشتند، بوش رئيس جمهور آمريكا گفت: «احمدينژاد رئيس جمهور ايران مرد عجيبي است»!
راستي، چه كسي از مسئولان ما به ياد داشت و به فكر افتاد كه در اوضاع و شرايط كنوني داخلي در مقابل صهيونيسم بينالملل و آمريكاي جنايتكار و پشتيباني ملل اروپا از اسرائيل، مسئله هولوكاست را مطرح كند، و بگويد اگر اين مسئله راست است چرا بايد ملت فلسطين تاوان آن را بدهند؟!
و بگويد: «اين درست است كه ملت آلمان پس از 60 سال هنوز بايد سالي دويست و پنجاه ميليون يورو غرامت به اسرائيل بپردازد»؟!
و از اين راه به پژوهشگران بي طرف و منصف در سراسر دنيا جرأت تحقيق و اظهار نظر نسبت به اين دو مسئله بدهد؟ و شنيديم اين سخن در خود آلمان انعكاس وسيعي يافته و از آن موقع نسبت به مردم ايران با چشم ديگري نگاه ميكنند؟!
شنيدم در روزنامهاي از خانه مجلل آقاي دكتر الهام ياد كرده اند، حال آن كه دكتر الهام سالها معاون امور مالي سه دادستان كل آقايان: صانعي، موسوي خوئيني ها، و ري شهري و معاون آقاي يونسي رئيس دادسراي تهران بود. اگر او مانند بعضيها بود، اقلاً يك خانه معمولي در شهر داشت، حال آن كه يك خانه يك طبقه در يك محله مستضعف نشين و دور از شهر با چه امكاناتي چند سال پيش بنا كرد كه قسمتي از پول آن را من به دخترم دادم، بقيه را دو بار از صندوق قرض الحسنه گرفتم. گمان نمي كنم يك مسئول درجه سوم در آن محله سكونت داشته باشد. بعد از قبول پست جديد هم كه در خانه كنار رئيس جمهور است، خانه اش همانجاست كه بود.
خود رئيس جمهور محترم هم در همان خانه كه قبلا بوده مهمانان خود را ميپذيرد، و شايد كسي اطلاع نداشته باشد. حال انسان با اين اوضاع و جو چه كند كه مقبول عامه باشد؟!
شايد باور نكنيد كه پس از يك سال و اندي من غير از دو بار كه آقاي رئيس جمهور را ديدم و آن هم در مجلس ختم پدرشان بود و فقط تسليت گفتم، و ايشان هم آهسته تشكر كردند، حتي به اندك صحبتي هم نكشيد . من در اينجا لازم ميدانم غزل نغز فيلسوف و محدث نامي ملامحسن فيض كاشاني را بياورم كه گويي اين روزها آن را گفته و به ما پند داده:
درج در پست بعدی!
آیت الله مصباح یزدی رییس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) که با سفربه لبنان ودیدار با سیدحسن نصرالله پیام تبریک این مجمع را به دبیر کل حزب الله لبنان ابلاغ کرده است امشب گزارشی ازاین سفرارائه کرد. وی در این گزارش مواردی ازامدادهای غیبی که در جنگ 33 روزه به كمك نیروهای مقاومت اسلامی آمده بود را نیز برای حضار بیان نمود.
ایشان با تأکید بر اینکه برخی از پیروزیهای حزب الله عظیم تر ازمعجزات صدر اسلام بوده به موارد زیر اشاره کرد که در دیدار با سید حسن نصرالله بلاواسطه از خود وی شنیده است:
دوربین دید در شب!
دشمن در اين جنگ دو برگ برنده داشت. يكي اينكه مجهز به دوربين مادون قرمز بود و در شب به راحتي ما را هدف قرار مي داد اما ما در شب هيچ ديدي نسبت به آنها نداشتيم ودومين ترفند بزرگ آنها گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هلي برن و تخليه نيروهاي مجهز در پشت خط بود.
فرمانده يكي از قرارگاههاي مهم ما كه كاملا مورد اعتماد و وثوق من است براي من تعريف كرد: شبي كه از اين جنگ گسترده و حربه اسرائيلي ها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هلي كوپتر در حال پياده كردن نيرو در خط مقدم بود و به علت در اختيار نداشتن وسايل ديد در شب كاري از دست ما برنميآمد، از شدت خستگي به خواب رفتم. در خواب حضرت زينب(س) را ديدم و از اوضاع نزد ايشان گله كردم. ايشان با اشاره بنده را متوجه قسمتي كردند كه خانمي ايستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا(س) را مشاهده و درد دل هاي خود را به او عرض كردم. حضرت فرمودند: ما به فكر شما هستيم و براي شما دعا مي كنيم .من اصرار كردم و وضع وخيم جبهه را كه به خاطر هلي كوپترهاي اسراييلي ها به وجود آمده بود يادآور شدم .حضرت مرا به صبوري دعوت كردند. اما من همچنان اصرار كردم! حضرت كه اصرار مرا مشاهده كردند با دست خود اشاره اي كردند و سپس فرمودند: برو تمام شد.
من درهمين حين از خواب بيدارشدم و به خاطر سماجتي كه كرده بودم ناراحت وپشيمان بودم . معمولا اخبار خط مقدم جبهه با تاخير پانزده دقيقه اي به قرارگاه مي رسيد. بعد از حدود پانزده دقيقه از لحظه خواب من ، به من اطلاع دادند كه يك هلي كوپتر اسرائيلي با عده اي از افراد زبده سقوط كرده ومن متوجه شدم در همان لحظهي اشارٍه حضرت، اين حادثه براي هلي كوپتر اسراييلي اتفاق افتاده و همين سقوط باعث ترس شديد دشمن و عقب نشيني آنها گرديده است.جالب اينكه دشمن صهيونيست، پس از اين حادثه تصور ميكرد كه حزب الله از ابزار پيشرفتهي ديد در شب بهرهمند است.
ادامه آتش، بدون مهمات!
در یکی ازجبهه ها که مهمات بخشي از نيروهايمان تمام شده بود دستورعقب نشینی را صادر کردیم . این نیروها در کنار رودخانه ای بودند که اسراییل می خواست تا ساحل آن پیشروی کند وآن را مرز خود قرار دهد.این رزمندگان با گروهی که پشت رودخانه بودند تماس می گیرند که ما درشرف سقوط هستیم و تقاضای کمک می کنند. آنها هم پاسخ می دهند که امیدی به ما نداشته باشيد چون ما هم مهمات نداریم.در همین اثناء می بینند آتشی بر سر اسراییلی ها فرود آمد. نیروهای خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جایی را زدید همین جا را بزنيد! آتش ادامه پيدا می کند وبراثرشدت حجم آن، اسراییلی ها موفق به پیشروی نمی شوند و فرار می کنند. بعد از فرار آنها، نيروهاي جلو از نيروهاي پشت رودخانه تشکر می کنند ولی آنها هم پاسخ می دهند ما که گفتیم: سلاح ومهماتي نداریم و آن آتش هم کار ما نبود! و بالاخره هم معلوم نمی شود که چه کسی این آتش را بر سردشمن ریخته بود.
تواضع و نورانیت سید حسن نصرالله
آنچه برای خود من اهمیت داشت تشرف خدمت آقای سید حسن نصرالله بود.برخورد و تواضع ایشان بسیار برای من عجیب بود. هر شخصی که به چنین پيروزيهاي برسد و موقعيت جهانی پیدا کند به طور طبیعی تغییراتی در منش ، رفتار ، گفتار و موضع گیری های وی پیدا میشود. اما چیزی که ما از ایشان ديديم اين بود كه نه تنها تغييري در وي ایجاد نشده بود بلکه بر تواضع وی افزوده هم شده بود.
ایشان به قدری نورانی، پاک و با صفا بود که من احساس می کردم خدمت یکی از سربازان امام زمان(عج) نشسته ام .
من به شخصه بی واسطه چیزهایی از کسی شنیدم
که تا پارسال فرمانده سپاه حزب الله بود!
این که نفرات درگیر حزب الله در جنگ کمتر از ۱۰۰۰ نفر بود.
واین که اسرائیلی ها در این جنگ ۳ بار تمام مهماتشون تموم شد
و توسط امریکا و انگلیس جایگزین می شد.
طبق قانون اساسی لبنان، رییس جمهور باید یک مسیحی، نخست وزیر سنی و رییس مجلس باید یک شیعه باشد. جدای از استعماری بودن اصل این تفکیک عجیب و غریب، شاید برای شما جالب باشد که آخرین سرشماری در این کشور در سال1932 توسط فرانسه انجام شد که به دروغ اعلام کردند 55٪ لبنانیها مسیحی 25٪ سنی و 18٪ شیعه هستند و بر همین اساس این قانون تقسیم قدرت را وضع کردند و از آن تاریخ تاکنون(75 سال) سنی ها و مسیحیان اجازه ندادند هیچ سرشماری دیگری در این کشور انجام بگیرد ولی طبق تخمین خود سنی ها و مسیحیان این کشور، حدود 35% شیعه، 32%مسیحی و 20%سنی و 13% متفرقه می باشند. هرچند شیعیان معتقدند که مسیحیان تنها 20درصد می باشند و از 4میلیون نفر جمعیت این کشور حدود 1.8میلیون نفر آن شیعه هستند یعنی 45%.

بعد از فرار اسراییل از جنوب لبنان، بسیاری خواهان تقویت حزبالله در عرصه سیاسی، برای به دست گرفتن قدرت شدند و اینکه آنان اسلحه را فراموش کند ولی تدبیر حزبالله و رهبر معظم انقلاب این بود که اسراییل دست از شرارت بر نداشته است. (چنانکه ثابت شد.) شاید ورود حزبالله به پارلمان و پذیرفتن وزارت کار و وزارت انرژی تحت همین شرایط صورت گرفت. از دلایل دیگر عدم حضور جدی حزبالله در امور سیاسی شفاف نبودن فضای سیاسی در لبنان است چنانکه 20درصد مسیحی این کشور بسیار ثروتمند میباشند و بسیاری از رسانه های این کشور و بنگاههای اقتصادی نیز در دست ایشان است و با پشتوانه خارجی (غرب و مخصوصا فرانسه) فضای سیاسی و روانی تاریکی ایجاد میکنند. استضعاف بسیار شدید مردم شیعه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ مالی به این علل اضافه می شود. البته حزبالله با مشکل دیگری هم روبرو بود و آن جنبش امل می باشد. این جنبش که علیرغم شروع خوب نتوانست با تاریخ مبارزه در لبنان حرکت کند نه تنها از قافله جهاد جا ماند بلکه با ناسازگاری با حزبالله باعث ایجاد تفرقه در بین شیعیان می شد.
بهرحال آنچه پیش رو داریم فضایی متفاوت از قبل از جنگ است. جبهه شیعیان متحدتر شده است و جوسازی های رسانهای،علیه حزبالله نیز دیگر کارایی ندارد. چندی پیش سیدحسن اعلام کرده
بود شرط خلع سلاح حزبالله خروج اسراییل از مزارع شبعا و ایجاد یک دولت و ارتش قوی در لبنان است. به تعبیر من، شرط اخیر در فضای دیپلماتیک چنین معنی می شود: واگذاری حق مشارکت سیاسی حزبالله در دولت طبق بافت جمعیتی و نیز به دست گرفتن ارتش توسط شاخه نظامی حزبالله.
البته در هردو مورد به نفع دولت لبنان است. ارتش لبنان تقریبا ضعیفترین ارتش منطقه است و می توان گفت این کشور اصلا ارتشی ندارد. به این وسیله حزبالله سعی خواهد کرد هم حقوق اجتماعی مردم شیعه را استیفا کند و هم عملا خلع سلاح نشده است .
به هرحال حتی اگر منظور سید حسن نصرالله هم این نبوده است، این پیشنهاد خوبی می باشد و 2میلیون شیعیان لبنان که تاکنون دل به یک دولت شیعی 70 میلیونی بسته بودند بهتر است به فکر ایجاد یک انقلاب مستقل دیگر در منطقه باشند همانطور که ایرانی ها در سال57 و شیعیان در عراق و حماس در فلسطین چنین کردند.
موانع
هرچند حزب الله 2سال وقت دارد تا با رایزنیهای مختلف برای انتخابات بعدی این کشور آماده شود ولی وظیفه ج.ا.ا نیز نباید فراموش کرد چون دیگر کشور های صاحب نفوذ در این کشور(فرانسه و عربستان) بیکار نخواهند نشست و برای به قدرت رساندن مجدد همپیمانان خود از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چه آنکه امروز هم، رییس جمهور این کشور رفیق فابریک ژاک شیراک و نخست وزیر این کشور دوستدختر(!) عربستان است ضمن اینکه تمام امکانات تبلیغاتی این کشور در دست ایشان می باشد (قابل ذکر است که این کشور به چاپخانه خاور میانه معروف است و نیمی از مطبوعات عربی در این کشور منتشر می شود و از دهها شبکه تلویزیونی این کشور تنها یک شبکه ازآن حزب الله است) و فرانسه و عربستان پول بیشتری برای اینگونه مسایل هزینه میکنند ولی ایران دارای محدودیتهای زیادی است و آخرین مشکل موجود برای حزب الله، بافت جمعیت ناهمگون شیعیان در این کشور است چراکه تمام 1.8 میلیون شیعه در این کشور در محدوده بسیار کوچکی ساکن شده اند (به علل تاریخی:فشار عثمانیها و استعمار و نیز فقر مالی) حتما تراکم مناطق شیعه نشین را در تلویزیون در ساختمانهای چند
طبقه و کوچه های 3-2 متری دیده اید!
ولی بسیاری از این موانع یا قابل رفع است و یا در انتخابات تاثیر چندانی ندارد و نیز فراموش نکنیم، روزی که شاهنشاه ایران جشنهای 2500ساله برگزار میکرد خوشبین ترین آدمها هم باور نمی کردند بزودی یک مرجع تقلید در ایران حاکم شود و روزی که جوانان ایرانی زیر آتش فانتومهای بعثی تکه تکه می شدند گمان نمی کردند یک روز در عراق حزبی بر سر کار بیاید که دوست صمیمی ولی فقیه آنها باشد (عبدالعزیزحکیم _رییس ائتلاف شیعه- با تمام وجود به ولایت فقیه اعتقاد دارد) و روزی که نتانیاهو، سرکار آمدن حماس را به ایستادن ایران بر دروازه های بیت المقدس تشبیه می کرد هرگز گمان نمی کرد که این کابوسش تعبیر شود!
... و آیا واقعا با این لطف الهی یک قدم دیگر به ظهور منجی نزدیک خواهیم شد.
انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا
* آخرين سخنان صدام قبل از اعدام
درباره ي نحوه شكست ايران بود !
ژنرال آمريکايى مسوول بازداشتگاه صدام گفت : رئيس جمهور مخلوع عراق در آخرين ساعات عمرش خواست به او اجازه ي گفتگو با ۱ مقام ارشد آمريكايى داده شود .
اين ژنرال آمريکايى گفت : صدام چند ساعت پيش از اعدامش به من گفت اگر زمينه ي ديدار با مقام ارشد آمريکايى را برايم فراهم کني ، طرحهايى ارايه خواهم کرد که هيمنه ي ايران را بشکند و نيز امنيت نفت منطقه ي خليج فارس را براى آمريکا تامين کند .
اين ژنرال آمريكايى در پاسخ به اين سوال که چرا با اعدام صدام پيش از رسيدگى به ساير پروندههاى اتهامىاش موافقت کرديد ؟ گفت : اين دستور از واشنگتن به ما ابلاغ شد !

سمت چپي را كه ميشناسيد؟...اره خودشه...
داشتم فيلم حوادث اخير دانشگاه اميركبير را باز مرور مي كردم .
نمي دانم چه بگويم ...
از خود حوادث و حواشي آن مهمتر ، سخنان احمدي نژاد است.
لذت بردم از این که ارزوی سوختن مثل شهید رجایی را دارد
مومن باید این طوری باشد
مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد
به آنهايي هم كه از ريخت روستايي و حرفهاي دانشگاهي احمدي نژاد خوششان نمي آيد هم بگويم ، لا اقل براي اينكه از ما عقب نمانيد ( چون ما تمام سخنرانيهاي خاتمي را تاجايي كه مي شد در تلويزيون مي ديديم و متنش را هم در روزنامه هاي خودتان مي خوانديم ) شده يك بار حرفهاي احمدي نژاد را بشنويد. رفقايتان كه شنيدند. نترسيد . نمي ميريد :)
يهوديان ارتدوكس كه بخش مهمي از يهوديان دنيا به شمار ميروند، معتقدند تشكيل دولت يهودي در يك كشور، خلاف آيين يهوديت است.
«رابي آرون كوهن»، خاخام يهودي ارتدوكس كه از منچستر، به كنفرانس هولوكاست در تهران آمده، در معرض شكايت چند تن از صهيونيستهاي شهر منچستر قرار گرفته است.
برخي از صهيونيستها در منچستر ميگويند: حضور او در جلسه بررسي هولوكاست، موجوديت يهود را زير سؤال ميبرد.

كوهن كه عضو ارشد فرقهاي به نام «نوتوري كارتا»ست كه اعتقاد دارند بنا بر آيين يهوديت، اين بسيار اشتباه است كه يهوديان براي خود دولتي به وجود آورند و تبعيد و انزواي يهوديان، تنها وقتي پايان مييابد كه پيامبر غايب قوم يهود، پا بر زمين بگذارد و حكومت جهاني يهود را برپا كند.
زماني كه خاخام كوهن وارد تهران شد، گفت، به اينجا آمده است تا نقطهنظرات جمعيت زيادي از يهوديان ارتدوكس را بازگو كند.
يهوديان ارتدوكس بخش سنتي و قديمي يهوديت ميباشند كه خود را به آيين دين يهود، وفادارتر از ديگر فرقههاي يهوديت ميدانند.
او همچنين در مراسم دو روزه كنفرانس هولوكاست گفت: من مطمئنا ميگويم كه هولوكاست وجود داشته است، اما اين امر نميتواند براي كشتار فلسطينيان مورد استفاده قرار بگيرد.

داستان این سایت بازتاب عزیز هم داره همینطور میشه. دیروز توی اخبارش زده بود که احمدی نژاد نشسته رقاصه های عربی رو تماشا کرده و کلی هم حال کرده و به همین خاطر شیعیان خلیج فارس هم کلی از احمدی نژاد بدشون اومده! (اینجا)
در حالیکه اصل خبر اینطور بوده که رییسجمهور بعد از پایان رژه کاروانهای ورزشی از مراسم خارج شده بود(اینجا). من نمیدونم این سایت منظورش از این شایعه چی بوده ولی یک نکته ذهن مرا مشغول کرده آن هم این است که بلافاصله بعد از این مراسم (زمان انتشار این شایعه) خبرنگار بازتاب از کجا فهمیده که شیعیان خلیج فارس بخاطر این عمل احمدی نژاد بشدت از او متنفر شده اند مگر این شیعیان رسانهای مستقل دارند و یا اصلا هیچ رسانهای در این کشورها نظرات آنها را منعکس می کند ویا در بین 10کشور خلیج فارس چگونه چنین اجماعی بین همهی شیعیان آنها اتفاق افتاده آنهم بلافاصله بعد از مراسم افتتاحیه و این خبرنگار هم ازآن مطلع شده؟! مگر همه آنها نشسته اند و تا پایان مراسم رقص آواز افتتاحیه مسابقات ورزشی.... را دیده اند؟
جالبتر اینکه این سایت با کمال پررویی با اصرار بر ادعای خود فیلم افتتاحیه (رقص و آواز) را منتشر کرده (اینجا) که هیچجای آن نشانی از تماشای این مراسم توسط رییس جمهور نداره (بجز یک صحنه از رژه ورزشکاران کشورها و نه رقص و آواز)!!! (+) و سوال آخر اینکه بازتاب می خواهد با این شایعه چه چیزی را ثابت کند؟
البته بازتاب در طرح شایعه در لابلای اخبارش ید طولایی دارد. فقط توی سه ماه تابستان امسال شاید بیش از 10 بار خبر از تعویض افراد کابینه احمدی نژاد داد که البته 3-2 تغییر بدون سروصدایی هم که در کابینه اتفاق افتاد هیچکدام پیشگوییهای بازتاب نبود بلکه این سایت فقط تمایلات گروهی خودشان را در
قالب شایعه رواج میدهد تا بهنوعی به دولت اعمال فشار کند یا با جوسازی ایجاد تنش کند..
سايت خبري مذكور پيش از اين نيز در يك استدلال عجيب تشييع پرشكوه پيكر آيتالله تبريزي را "هشدار مردم به دولت" خوانده بود! اين در حالي بود كه همين سايت به خاطر سكوت مقطعي آيتالله تبريزي در جريان جنگ 33 روزه لبنان مطلب وهن آميزي را عليه اين مرجع تقليد و نيز آيتالله وحيد خراساني منتشر كرده بود.
جالبترین قسمت این سایت انتخاب تیترهای کذایی است: مثلا خبری زده بود درمورد اثرگذارترین سرمقاله نویسان جهان از نظر فایننشالتایمز و با گذاشتن عکس شریعتمداری(کیهان) تیتر زده بود "سرمقاله نویس فاشیست محافظهکار! " در حالیکه حتی نویسنده فایننشال تایمز هم این لقب را به سرمقالهنویس استرالیایی داده بود و نه آقای شریعتمداری! که البته فردایش تیتر را عوض کرد.
یا در بحبوحه حوادث نا امنیهای امسال سیستان که سرنخهای آنها با محرکها انگلیسی پیدا شد، تیتر زده بود "مسوولین کشور ناتوان در حفظ امنیت.. " (اینجا) یعنی دقیقا همان تیتری که بانیان این حوادث دوست داشتند مطرح شود!.... این درحالی است که رهبر معظم انقلاب برخي رسانهها را به خاطر "بدگويي، لجن پراكني و بد دهني و بي انصافي" در قبال رئيس جمهور و دولت مورد ملامت قرار داده بوده و فرمودند : "این اشکالات اگر درست هم بود مطرح کردنش جایز نیست چه برسد حالا که دروغ هم هست."

|
توجیه یک خبر دروغ به قیمت گاف رسانه ای بزرگتر | |
|
پس از افشاگري رسانه هادرباره اقدام موهن يك سايت خبري در لجن پراكني عليه رئيس جمهور، سايت مذکور در واکنش به این موضوع، اقدام به انتشار فيلم تقطيع شده و 4 دقيقه اي از مراسم افتتاحيه بازي هاي آسيايي در دوحه كرده است. گزارش خبرنگار رجانيوز در اين باره به نکات جالب توجهی اشاره دارد که رجا قسمتهایی از آن را در این خبر منتشر می کند: 1- اين سايت در خبر اوليه اش از «آوازخواني يكي از خوانندگان زن مصري در زمان حضور رئیس جمهور» خبر داده بود، اما ساتيار امامي از عكاسان حرفه اي كشور كه در مراسم افتتاحیه دوحه به تصوير برداري مي پرداخته و اين سايت وي را روزنامه نگار اصلاح طلب معرفي كرده است ،در وبلاگ شخصي خود نوشت:«اين تصوير مربوط به بخشي از برنامه است كه پس از استقرار كامل تيمها در ميدان اجرا شد» و اين در حاليست كه رييس جمهور پس از پايان رژه تيم ها ورزشگاه را ترك كرده است! در این میان نكته جالب آنكه سایت مذکور، ذیل انتشار فیلم 4 دقیقه ای، در توضیحاتی ضمن اذعان به این نکته که خبر اولیه اش در مورد حضور احمدی نژاد در زمان برگزاری مراسم خوانندگی زنان مصری و هندی و ... اشتباه بوده ، نوشته است:« از نمایش بخشی از مراسم از جمله برنامه خواننده زن هندی که بلافاصله پس از رژه انجام شده و همچنین خواننده زن مصری و انگلیسی معذوریم (!) » پيش از اين رجانيوز گزارش داده بود: پس از پایان مراسم رژه تیمهای ورزشی از مقابل جایگاه و خروج رئیس جمهور کشورمان، در قسمتی که نمادهای فرهنگی و آداب کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا (از جمله هند،چین و...) معرفی می شده، برنامه هایی با حضور خوانندگان زن و رقصهای مردانه و زنانه اجرا شده که سایت مذکور، ناشیانه( و یا عامدانه) با کنار هم قرار دادن آن تصاویر و صحنه های حضور احمدی نژاد در ورزشگاه دوحه تلاش کرده تا به هر نحو ممکن خبر مورد نظر خود را بسازد.
2- مراسم افتتاحيه بازي هاي آسياي حدود 8 ساعت به طول انجاميد و رئيس جمهور فقط حدود 5/2 ساعت از برنامه در ورزشگاه حضور داشته است. این در حالیست که چندين قسمت از فيلم مورد ادعاي اين سايت از مراسم مربوط به بعد از پايان رژه تيم ها و خروج رئیس جمهور از ورزشگاه انتخاب شده است. 3ـ هر بيننده آماتوري با ديدن فيلم مورد ادعاي اين سايت در خواهد يافت كه اين فيلم به صورت غير حرفه اي تقطيع و مونتاژ شده است. نكته جالب آنكه سايت مذكور در تقطيع اين فيلم از رعایت ظرایف کار نیز غافل بوده و مرتکب يك گاف بزرگ در دقيقه 57/1 فیلم منتشره خود شده است. در این لحظه و در حاليكه تصاوير مربوط به حركات موزون زنان آسياي جنوب شرقي (قسمتی از برنامه كه بنا بر صريح گزارش رجانيوز و همچنين اظهارات ساتيار امامي در غياب رئيس جمهور اجرا شد) نمايش داده مي شود،قسمت دیگری از مراسم که در آن زن محجبه ای(ام الحنایا) در حال خواندن دكلمه ديده مي شود ( قسمتي كه در زمان حضور احمدی نژاد اجرا شده ) و پس از 15 ثانيه دوباره فيلم به پخش حركات موزون برمي گردد! این گاف بزرگ رسانه ای به خوبی نشان دهنده آن است که برخي قسمتهای این مراسم در فیلم انتشار یافته جابجا شده تا سایت مذکور بتواند خبر کذب ارسالی خود را به خوبی و البته کاملا ناشیانه توجیه نماید. براي ديدن عكسهاي اين مراسم كه در سايت رسمي برگزار كننده آن منتشر شده است، اينجا راكليك كنيد. | |
بسمه تعالی
اسرائیل باید از بین برود(حضرت امام خمینی)
( بار کد کالاهای ساخت اسرائیل )
شما هم براي فلسطينيان کاري را نکنيد.تمامی تولیدات صنعتی ، کشاورزی و ... در کشورهای مختلف جهان دارای بار کد مخصوصی است که نشان دهنده کشور سازنده و ویژگی های مخصوص آن محصول است . شماره 729 سه رقم اول بار کد کالاهای ساخت اسرائیل است . به نمونه زیر توجه کنید : 7290000000008 بارکد یکی از کالاهای اسرائیلی است که شماره 729 از سمت چپ نشان دهنده این مطلب است که این کالا ساخت اسرائیل بوده و رقم های بعدی در واقع کد شناسایی محصول تولید شده است .
برای تمام خوره های سیاسی و تمام ان هايي که پيگير اخبار
فاطمه رجبي هستند يا حتي اسم او را شنيده اند
اینک مصاحبه او را با سایت رجا نیوز را بخوانید:
داستان از اين قرار است که چند ماه پيش از حمله اسرائيل به لبنان و آغاز جنگ 33 روزه ، نيروهاي امنيتي حزبالله از پهلو گرفتن يک کشتي حامل انواع سلاح هاي آمريکايي به بندر بيروت مطلع مي شوند . اين در حالي بود که کشتي مذکور با رعايت همه نکات امنيتي و تحت عنوان يک کشتي حامل کالاهاي غير نظامي وارد بندرگاه شده بود. اين کشتي از مبدا يکي از بنادر آمريکا و با ليست جعلي کالاهاي غيرنظامي عازم بيروت شده و قرار بود تا اين محموله نظامي در اختيار برخي از گروههاي لبناني که دستي دراز در جنگ هاي داخلي لبنان داشتند قرار بگيرد . خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمز آمريكا براي فروپاشي نظام حاكم بر جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد جدیدی را پیش پای سردمداران کاخ سفید گذاشته است .
«باربارا گارسن» خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمزدر تحليلي با عنوان« شوخي بكن اما جنگ نه» در اين روزنامه نوشت:
درحاليكه اين امكان وجود دارد كه با توسل به شوخي هاي قومي و رايج كردن «جوك» عليه قوميتها قلوب مردم كشورهاي متخاصم را فتح كرد ديگر چه لزومي به براندازي اين گونه رژيمها با حمله و اشغال خاك كشورشان است.
گارسن که ظاهرا روی آشوبهای چندی پیش شمال غرب كشور بسیار حساب باز کرده بود، بدون اشاره به حرکت عظیم مردمی آذریها و اعلام ایستادگی تا پای جان در حمایت از جمهوری اسلامی، به بزرگنمایی برخی اعتراضها پرداخته و گفته است: چندي قبل با انتشار مطلب طنز آميزي در ايران كاسه صبر اذريها در ايران لبريز شد و اذربايجانيهاي ايران به نشانه اعتراض به درج كاريكاتوري در يكي از روزنامه هاي معروف ايران كه وابسته به احمدي نژاد است(!) تظاهرات خشم آلود شديدي عليه فارس ها(!)كردند زيرا كه در اين طنز فارسها اذريها را بعنوان سوسك خطاب كرده بودند آذريها بر خلاف آنچه انتظار مي رفت جواب اين شوخي را با شوخي ندادند و اسلحه بدست وارد صحنه شدند،وارد ساختمانهاي واقع در مسير تظاهرات شده آنها را آتش زدند و حتي در اين راهپيمايي تلفاتي نيز برجاي ماند .
این تحليلگر لوس آنجلس تايمز در ادامه گفته است: با استفاده از اين ترفند مي توان خشم و غضب قوم آذري ايران را برافروخت ، زيرا اقليتهاي قومي ايران شوخي بردار نيستند. بهتر است آمريكا از اين نقطه ضعف وارد و از واكنش شديد اقليتهاي قومي ايران براي فروپاشانيدن نظام حاكم برجمهوري اسلامي ايران بهره برداري كند.
«هر بار كه خبر درگيري جريانهاي سياسي شما را ميشنوم، به شدت متأسف شده به گريه ميافتيم».****
بيراهه نيست اگر ادعا كنيم تا آن زمان كه در جناحهاي داخل كشورمان نزاعهاي شديد سياسي، تخريبهاي سازمان يافته و بعضا برخوردهاي فيزيكي وجود دارد و در آستانه هر انتخابات جناحها (و به تازگي كه درگيريهاي داخل جناحي، بيش از نزاعهاي بينجناحي شده است) بر سر گوشت قرباني انقلاب، به جان هم ميافتند، درخواست برقراري وحدت و اتفاق نظر در جريانهاي گوناگون اسلامي در ديگر دول، خاصه در ميان شيعيان عراق، كه در طرفين آن جوانان احساسي كمتجربه (نه به مانند سياسيون روزگار ديده ما) قرار دارند، اقدامي چندان منطقي و پذيرفتني نيست كه «كل اگر طبيب بودي سر خود دوا بكردي»!
****
نگارنده به هيچ وجه اعتقادي به جامعه تكصدايي، وجود يك حزب فراگير و يا جريان كشورشمول ندارد، لكن اختلافنظر و عقيده، كه همواره مورد تأكيد و تأييد رهبر انقلاب بوده و امري سازنده و تحول آفرين است، متفاوت از تخريب، توهين، سنگاندازي و بسياري زشتيها و پلشتيهاي ديگر است كه متأسفانه، به صورت روزمره در جريانهاي سياسي و صاحبان قدرت ديده ميشود. در اينباره سخن بسيار است و مجال اندك.
****
خوب و پسنديده است بزرگان گروههاي سياسي، آن هنگام كه چشم خود را بر همه واقعيتها ميبندند و به سوي منافعشان ميتازند، اندكي بينديشند كه «شما قدر نعمتهايي را كه داريد، به درستي نميدانيد» يعني چه؟ كه خدا با هيچ قومي عهد و پيمان نبسته است.


رییس جمهور امروز در چهارمین کنفرانس مطبوعاتی خود، از آمارهایی سخن گفت که وضعیت بسیار مثبتی از اقتصاد کشور ترسیم می کند.
به گزارش خبرنگار بازتاب، دکتر احمدی نزاد از 3 برابر شدن ایام شاخص مثبت در بورس، دو برابر شدن حجم معاملات بورس، 3 برابر شدن سرمایه گذاری خارجی و کاهش سه درصدی واردات در سال جاری نسبت به سال گذشته خبر داد.
رئيس جمهور با انتقاد از سرمايه گذاري سرمايههاي ملت در بخشهاي ديگر گفت: دولت تلاش كرد تا درآمد نفت را به زندگي مردم بازگرداند و اين تغيير رويكرد به پائينترين سطح زندگي مردم رسيده و يك ميليون و چهار صد هزار نفر هر يك 500 هزار تومان سهام عدالت دريافت كردهاند كه تا سقف دو ميليون تومان افزايش خواهد يافت.
احمدي نژاد با اشاره به اتخاذ ساز و كارهاي گوناگون دولت براي واگذاري بخش دولتي به مردم گفت:با فراهم شدن زير ساختها، كارخانهها بايد با پرداخت مالياتها و بدهيها وارد بورس شده و در سهام عدالت مشاركت نمايند.
وي گفت: توزيع سهام عدالت به سرعت ادامه مييابد و ظرف دو سال آينده تمامي مردم ايران وارد چرخه سالم اقتصادي كشور ميشوند.
احمدي نژاد ساماندهي وضعيت كشاورزي را به عنوان پايه اقتصادي كشور در دولت نهم مورد اشاره قرار داد و گفت:تقويت بخش كشاورزي نقش اجتماعي گستردهاي هم دارد و باعث كاهش مهاجرت هاي گسترده ميشود و برنامه ريزيها را بهبود ميدهد.
احمدي نژاد گفت: خريد به هنگام محصولات كشاورزي از اقدامات
ارزنده دولت در تقويت بخش اقتصادي است و بخش اهمي از بودجه متمم دولت در سال گذشته پرداخت بدهي دولت به كشاورزان طي سالهاي گذشته بوده است.
رئيس جمهور با انتقاد از مشكلات ايجاد شده در تاخير پرداخت خريد محصولات كشاورزي گفت: دولت آن دسته از محصولات كشاورزي مانند گندم، چاي و برنج را كه موظف به خريد آن است به روز خريده و قيمت آن را به موقع پرداخت ميكند.
طي سه چهار سال آينده دغدغه اشتغال در كشور نخواهيم داشت
وي خاطرنشان كرد: روزانه 2 هزار طرح در سراسر كشور در شوراي اشتغال بررسي و به بانكها معرفي ميشود، انشاء الله در سه چهار سال آينده دغدغه اشتغال در كشور نخواهيم داشت.
وي تاكيد كرد: در همين مدت اندك و با راه اندازي طرحهاي زود بازده 144 هزار فرصت شغلي ايجاد شده است.
وي با اشاره به بحران بورس طي سال 83 و بعد از آن و عوامل بروز آن گفت: وقتي دولت جديد شرايط را تحويل گرفت، روند نزول بورس به شدت ادامه داشت، ولي اينك روند بورس تثبيت و اطلاعات داده شده شفاف است.
احمدي نژاد افزود: رقم معاملات ما در بورس اينك تصاعدي بوده و در 7 ماه بازده فعاليت بورسها 12 درصد است كه رقم مناسب و خوبي است.
وي گفت: در سال 84 تنها شاخص كل بورس در 38 روز مثبت بود ولي از ابتداي سال 85 تاكنون 68 روز شاخص بورس مثبت بوده است.
رئيس جمهور افزود: 325 هزار ميليارد ريال در سال 84ميزان معاملات بورس بود كه تنها در 7 ماه اول سال به 334 هزار ميليارد ريال با بازده بيش از 12 درصد رسيده است كه امري مطلوب و پذيرفتني براي سرمايه گذاري است.
وي به صادرات غير نفتي و افزايش آن طي 15 ماه گذشته اشاره كرد و گفت: در سال گذشته 7 و 2 دهم ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشتيم و عليرغم پيش بيني برنامه توسعه صادرات غير نفتي طي هفت ماه گذشته بيش از 8 و 4 دهم ميليارد دلار رسيده كه نشان از روند مثبت دارد و اميدواريم تا پايان سال در 14 ميليارد دلار برسد.
وي گفت:در هفت ماه گذشته با افزايش صادرات نفتي ميزان واردات كشور هم 3 درصد كاهش يافته است.
رئيس جمهور خاطرنشان كرد: از شاخصهاي ديگر قابل توجه،رشد سرمايه گذاري هاي خارجي در ايران، برخلاف تبليغات منفي عليه كشورمان است و امروز شاهد يك رشد جهشي بودهايم.
وي گفت:در سال 82 بيش از هزار و 685 ميليون دلار، در سال 83، 2 ميليارد و هفتصد ميليون دلار، در سال 84، 4 ميليارد و 310 ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي در ايران صورت گرفته كه در 7 ماهه اول سال،به هفت ميليارد و دويست ميليون دلار رسيده است.
وي گفت: در سال 82 سيصد و نود و دو ميليون دلار، در سال 83، دويست و هشتاد و يك ميليون دلار، در سال 84 سيصد و پنجاه و هفت ميليون دلار جذب سرمايههاي مردمي داشتيم كه در 7 ماهه اول به 678 ميليون دلار رسيده است.
رئيس جمهور در خصوص نتايج انتخابات امريكا و شكست بوش و تاثير آن بر ديپلماسي اين كشور در برابر ايران گفت: اين بوش نبود بلكه شكست امريكا در برابر ملتهاي دنيا به خاطر تجاوز، يك جانبه گرايي، زورگويي و تحقير ملتهاست كه در سياستهاي دولت آمريكا نمايان گرديده و باعث تحقير ملت آمريكا نيز شده است.
وي گفت:كساني كه با راي اندكي از مردم انتخاب شدهاند، فكر نكنند حالا هر كاري ميخواهند ميتوانند،بكنند.
احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه رفتار امريكا ارتباطي به مردم آمريكا ندارد، گفت: اگر گروه جديد بخواهد همان شيوه قبلي دولت بوش را ادامه دهد، با سيلي ملتهاي جهان رو برو شده و به همان سرنوشت دچار خواهند شد.
وي گفت: به زودي در پي درخواست ملت امريكا به ملت اين كشور پيامي خواهم فرستاد كه هم اينك در مرحله نگارش آن هستم و با ملت اين كشور گفتگو خواهم كرد.
وي با تاكيد بر اين كه دوست داريم روزنامهها روزانه 10 ميليون تيراژ داشته باشند،در ادامه با اشاره به جلسه خود با نمايندگان و اينكه در آن جلسه گفتم شعار دو تا بچه غلط است و توانمندي كشور ما زياد است،بيان داشت:اين خبر طور ديگري مطرح شد و مورد تمسخر و جعل قرار گرفت.
احمدي نژاد با بيان اين كه در هيچ جاي دنيا همبستگي بين رشد اقتصادي و كنترل جمعيت مشاهده نميشود و مشكلات اقتصادي ما ربطي به رشد جمعيت ندارد،تصريح كرد:رقيبان ما به رشد جمعيت جايزه ميدهند اما به ما ميگويند كنترل كنيد، در حالي كه كشورهاي قدرتمند پر جمعيت هستند و اين يك فاكتور است.
وي در ادامه گفت:ما خوشحاليم كه جمعيت ما جوان است، جوانان باعث حركت هستند،اما با اين رشد جمعيت كشور تا چند سال ديگر دانشگاههاي ما خالي ميشود، آيا ميتوانيم 20 سال ديگر جمعيت پير خود را كنترل كنيم؟
احمدي نژاد با بيان اين كه رسانههاي ما از دولت پول ميگيرند تصريح كرد: آنها كه ميخواهند فضاي رسانهها را مخدوش كنند بدانند كه سودي نميبرند.
خبرنگار شبكه العالم در باره دستاوردهاي هستهاي ايران همچون رسيدن به زنجيره سه هزارتايي سانتريفيوژ پرسيد كه وي اظهار داشت: تا رسيدن به 60 هزار تا سانتريفيوژ راه زيادي است.
متن کامل را در ستون گفتگو بخوانيد
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حقایق و واقعیات جنگ تحمیلی افزودند: هم مسئولان سیاسی و هم مسئولان نظامی در جنگ خدمات فراوان و ضعفهایی داشتند كه برآیند آنها موجب تصمیم گیری امام راحل درباره قطعنامه شد كه اطلاعات آن به طور مناسب و به تدریج در اختیار مردم قرار میگیرد اما آنچه به عنوان برآیند همه تواناییها، ضعفها، و كوتاهیها اتفاق افتاد مطلقا به معنای شكست و تسلیم طلبی نبود چرا كه امام عظیم الشأن امت، مظهر استقامت، ایستادگی و امید به آینده بود و در همه تصمیمات جنگ، پذیرش قطعنامه و دیگر حوادث بر همین اساس عمل كرد و به ما نیز همین روش را آموخت.
آیتالله خامنهای شجاعت همراه با تدبیر را، منش و منطق انقلاب و امام دانستند و افزودند: امروز نیز نظام اسلامی تصمیمات خود را با تدبیر و بصیرت اما با دلیری و شجاعت و تكیه بر توان ملت مؤمن ایران اتخاذ میكند و با به كارگیری تاكتیكهای صحیح و منطبق با اقتضائات روز، اهداف خود را محقق میسازد، همچنانكه در موضوع هستهای نیز همین راه پیگیری شده است.
دكتر حسين علايي ، از فرماندهان ارشد دفاع مقدس در يادداشتي تحليلي به مندرجات نامه تاريخي امام خميني(ره) پرداخته است.در بخشي از اين يادداشت آمده است:
هرچند براي تحليل محتوايي اين نامه، بهتر است تا شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نظامي و بينالمللي آن دوران كه منجر به صدور متن نامه شده است، بررسي شود و از طرفي، ديگر نامهها و مكاتبات و بحثهايي كه در اين زمينه در آن روزها انجام شده نيز، مورد مطالعه قرار گيرد، در عين حال، بررسي همين نامه هم، مسائل زيادي را براي مردم و محققّان تاريخ، روشن و شفاف مينمايد...
با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، صدام حسين اعلام كرد كه او قطعنامه را نخواهد پذيرفت و براي همين، به برقراري آتشبس تن نداد و حمله گسترده خود را براي اشغال دوباره سرزمينهاي ايران آغاز كرد و توانست يك بار ديگر، خرمشهر را اشغال و با تصرف جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر تا نزديكيهاي شهر اهواز در خوزستان پيشروي كند و از سوي ديگر، با شكستن خطوط دفاعي در غرب كشور، منافقين را با خودروهاي زرهي، عازم تهران كند كه آنان هم تا نزديكي كرمانشاه جلو آمدند و در آنجا در كمين رزمندگان سلحشور اسلام نشستند و طرح صدام ناكام ماند؛ بنابراين، حضرت امام خميني در آخرين فرصت باقي مانده كه ارتش بعثي عراق به مرزهاي بينالمللي رسيده بود، قطعنامه را پذيرفت تا با ايجاد يك فشار سياسي عظيم از ادامه تهاجم بيشتر دشمن جلوگيري كند...
مشخص ميشود كه در آن دوران، بحثهاي جدّيِ جنگ با ارائه نظريات گوناگون به امام منتقل ميشده است و واقعيتهاي جنگ به درستي و با شجاعت از سوي دولتمردان و نيز فرماندهان جنگ در اختيار حضرت امام و مسئولان سياسي كشور قرار ميگرفته است. ايشان نيز با بررسي آخرين وضعيت دشمن و تواناييها و استراتژي و سياستهاي وي و نيز تحليل شرايط توان خودي در هر زمان، تصميم مناسب را ميگرفتهاند. گاهي از لزوم شكست حصر آبادان سخن ميگفتهاند، گاه شعار «جنگ جنگ تا پيروزي» را مطرح ميكردهاند و در تيرماه سال 1367 نيز با توجه به اطلاعات ارائه شده به ايشان و شرايط جبهههاي جنگ و اقدامات نظامي دشمن، امام در مورد پذيرش آتشبس به نتيجه رسيدهاند.
هرچند پذيرش آتشبس براي امام تلخ بود و چنين تصميمي براي ايشان چون زهر كشنده بوده است، حضرت امام خميني، شجاعانهترين تصميم دوران حيات خود را در يك فرصت مهم گرفتند، به گونهاي كه اگر ارتش بعثي صدام، پس از پذيرش اين تصميم جمهوري اسلامي ايران و در ادامه تهاجم دوباره خود به خاك ايران در روزهاي اوايل مرداد ماه 1367 موفق ميشد بخشي از خاك ايران را در اشغال خود نگه دارد.
قطعنامه 598 پايه حقوقي مناسبي براي آغاز مذاكرات بينالمللي براي رسيدن به صلح بود. در مجموع، به نظر ميرسد كه نحوه پايان يافتن جنگ با پايان دادن به موج تهاجمات و حملات نظامي دشمن از سوي رزمندگان اسلام، براي حضرت امام شيرين شده است، زيرا امام، خود ديدند كه در شرايط بسيار نابرابري كه صدام، دوباره ارتش بعثي را به سوي سرزمينهاي ايران گسيل داشت
و پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، دشمن دوباره بخشهايي از خاك خوزستان را اشغال كرد و ارتش بعثي صدام تلاش ميكرد تا مناطق تصرف شده را در اختيار خود نگه دارد، در اين وضعيت، رزمندگان اسلام با فداكاري بسيار و با كمبودهاي وسيع تسليحاتي، توانستند يك بار ديگر، دشمن را در خاك ايران منهدم كرده و باقيمانده ارتش بعثي را از كشور بيرون و منافقين را فراري دهند و قواي دشمن را به پشت مرزهاي بينالمللي برانند و صلابت ارتش اسلام را براي چندمين بار به صدام و حاميانش نشان دهند.
البته خود امام هم در اين مقطع از جنگ، يك بار ديگر با شجاعت تمام و با خلق حماسهاي بينظير به صحنه آمدند و در واكنش به اشغال دوباره خرمشهر از سوي دشمن، به فرمانده وقت سپاه اعلام كردند: «يا خرمشهر يا سپاه» و چه خوب رزمندگان پرنشاط اسلام، توانستند آخرين نبرد دشمن را نيز با ناكامي محض روبهور كنند و آنچنان در قدرت خود اوج بگيرند كه رئيسجمهور وقت، پس از حضور در جبهههاي جنوب به حضرت امام اعلام كردند كه جبههها پر از نيروي داوطلب مردمي است و بسيجيان و قواي مسلح آماده ادامه نبرد در خاك دشمن هستند و حضرت امام هم در پاسخ ايشان، فرمودند كه: «ما در صلح جدّي هستيم»...