تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
طرح آشتی ملی !!

میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است!


به تازگی طرحی موسوم به طرح آشتی یا وحدت ملی مطرح شده است که سوالهای بی پاسخ زیادی دربارهی آن مطرح است؛ اختلافات سر چیست؟ مرز اختلاف کجاست؟ در مورد چه چیزی باید متحد شویم؟ با چه کسی باید وحدت داشت؟ اینها سوالهای بیپاسخ این طرح است که منجر به مبهمتر شدن فضای این فتنه خواهد شد و ظاهرا طرح­کنندگان واقعی آن به دنبال اهدافی چون فرار از قانون و اجرای عدالت، زنده نگه داشتن گفتمان بحران، حفظ محوریت برای بعضی شخصیتها، توقف فرایند روشنگری علیه خائنان و منافقان و ترمیم آبروی قانونشکنان و حامیشان است. در ادامه به بررسی این مساله میپردازیم.

ادامهی یک سناریو. ظاهرا رویکرد این طرح همان طرح دستمالی شده دولت ائتلاف ملی است که قبل از انتخابات برای کنار زدن احمدینژاد مطرح شد و آقای لاریجانی همهی دوست و دشمن نظام را در همایش 30سال قانونگذاری جمع کرد نا شاید بتواند بحث دولت ائتلافی محسن رضایی و یا شبیه آن را با پشتوانه هاشمی به اجماع برساند ولی نهایتا منجر به برخورد تند مقامات عالی نظام در خصوص این همایش شد و حتی پولهای خرج شده در آن هم شرعا زیر سوال رفت. این نطفه گویا امروز به شکل دیگری در حال انعقاد است و خواصی که به گفتهی مقام معظم رهبری در شرایط بحران سکوتشان هم بیتقوایی است و بعد از انتخابات به اشتباه سكوت كردند، امروز ژست بیطرفی بین حق و باطل گرفتهاند و دستاویز فتنهجویان شدهاند. بهرحال بیطرفی در بین حق و باطل خودش حمایت از باطل است لذا این سادهاندیشان بهتر است الان نیز سكوت كنند و دم از وحدت نزنند. چون مطرح كردن این مباحث با هدف متوقف كردن روشنگری‌ها صورت می‌گیرد. كسانی که امروز طرح وحدت ملی را مطرح می‌كنند كه تا دیروز با تمام قوا بر خلاف آن عمل کرده اند. مثلا جناب آقای محسن رضایی در بحرانیترین شرایط هرچه توانست در صحت انتخابات تشکیک کرد و آب به آسیاب کودتاگران ریخت حالا دم از وحدت میزند.

میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است! نظر میرحسین موسوی هم درخور تامل است: « در دیداری که با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد. در آستانه انتخابات، زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه‌آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود.» یعنی از نظر ایشان وحدت ملی به معنی وحدت اقلیت طرفدرانش است. به عبارت دیگر هنوز هم میخواهد که اقلیتِ خیابان ولیعصر را بر کل کشور حاکم کند و اسم آن را وحدت ملی بگذارد. البته طراحان اصلی این طرح چندان در پی جذب مجدد موسوی نبوده و راهکاری برای آن تدارک ندیدهاند بلکه هدف اصلی، ترمیم وجهه بعضی شخصیتهای دیگر است. لذا موسوی هم در مصاحبهای از هماهنگ نشدن این طرح با او اعلام نارضایتی کرده است.

حسن نیت کافی نیست. عدهای بحث حکمیت بزرگانی مثل مهدویکنی را مطرح کردهاند. اولا هر نیت خیری حتما منجر به عمل خیر نمیشود. چه بسا با نیت خیر اشتباهات بزرگی رخ میدهد. چقدر سادهاندیشی است اگر گمان کنیم منافقانی که تیغ بر روی نظام و ولایتفقیه کشیدهاند حالا بیایند و حکمیت فرزند همان نظام و ولایت فقیه را بپذیرند! عجیبتر اینکه بعضی دوستان گفتهاند که امام حسن هم صلح کرد! وقتی کشور در اوج اقتدار، بحران را پشت سر گذاشته و موفقیتهای دیپلماسی خارجی بیشتر آشکار شده، در حالی که ملت ایران نشان دادند که با مردم کوفه در زمان امامحسن بسیار متفاوت هستند، اکنون نظام به چه حقی آبرو و اقتدار این مردم را زیر پا بگذارد و دست قانونشکنان را بفشارد؟ چگونه میتوان با جریانی متحد شد که دولت امریکا و رژیم اشغالگر قدس رسما از آنها حمایت کرده و گروهکهای سلطنتطلب، منافقین، مسعود رجوی و رضا پهلوی در حمایت از آنها بیانیه صادر میکنند؟

محور واقعی طرح وحدت ملی. اگر محور وحدت قانون اساسی است، پس چرا پدرخوانده اصلاحطلبان از قانون­شکنان حمایت کرده و میکند؟ محور وحدت اگر پذیرش حکم ولایت فقیه باشد، تنها باید یک طرف این دعوا یعنی قانون­شکنان و کسانی که ولایت فقیه را نادیده گرفتند عذرخواهی کرده و به این اصول بازگشت کنند. ولی شواهد نشان میدهد که محورهای واقعی این وحدت شخص دیگری میباشد. ظاهرا هدف این طرح بیشتر آرام‌سازی و کنترل فضای اطراف ‌هاشمي‌رفسنجانی است، طراحان این طرح قصد ندارند از جانب نظام مشروعیت رفتارهای بعد از انتخابات را تايید کنند. بلکه با توجه به اینکه در این فتنه بعضی از اصولگرایان از هاشمی فاصله گرفتهاند و بعضی از اصلاح طلبان هم از ایشان ناخشنودند، این طرح تلاشی برای بازگشت همهی آنها بر این محور است! به عبارت دیگر این طرح تنها برنامهای برای احیاء بعضی شخصیتهاست. وگرنه چگونه ممکن است نماینده آقای رضایی در جلسه نمایندگان کاندیداها با مقام معظم رهبری به شدت از شخص ولیفقیه انتقاد کند و بعد هم خود رضایی او را تحسین کند که؛ تنها نمایندهی من جرات انتقاد بیپرده را داشته است، ولی حالا دم از وحدت حول محور ولایت فقیه را بزند. شاید هم به تازگی ولی فقیه بعضیها عوض شده باشد!

ابزاری برای موجسواران. البته دلیل دیگری برای مطرح کردن این طرح بی سر و ته و بیخاصیت میتواند زنده نگه داشتن گفتمان بحران و تنش باشد. چرا که موجسواران همواره در شرایط نا آرام میتوانند موجسواری کنند. همانطور که بعد از نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از انتخابات و دعوت به قانون توسط ایشان، فضا به سمت آرامش می­رفت ولی خطبهی هاشمی رفسنجانی با تشکیک در انتخابات، اعلام شرایط بحرانی و ارایه راهکارهای فرا قانونی در تضاد با منویات مقام معظم رهبری، منجر به تشدید تنشها شد. امروز هم در حالی که چند هفتهای است که آشوبگران دستاویز جدیدی ندارند، آقایان دوباره این خدمت را به به این موجسواران میکنند.

وحدت با جنایتکار! بدون روشن شدن تکلیفِ تهمتهای بزرگی مثل تقلب 11میلیونی، کشتار بیحساب مظلومین و یا تجاوز جنسی، میخواهیم سر چه چیزی متحد شویم. اگر اصلاح طلبان هنوز معتقدند که این نظام به راحتی چنین جنایات بزرگی را مرتکب میشود چرا میخواهند با جنایتکاران دست وحدت بفشارند؟ اگر هم این اتهامات را به دروغ منتشر کردهاند باید با صدای بلند معذرتخواهی کنند. بهرحال بدون توجه به ریشه این اغتشاشات نمیتوان راه حلی برای آن جست. اینجا دعوای دو همسایه نیست که با روبوسی مسایل حل شود، اینجا شخصی علیه امام عادل، تنفیذ و حکم او تحریک و قیام کرده است. اخیرا خاتمی در سخنانی گفته است که اگر به معترضین اجازه تجمع داده نشود آنها بعد از این "هستهی عمل" تشکیل میدهند. سوال اینجاست که آنها تا کنون چه عمل دیگری انجام نداده­اند که به آن تهدید میکنند، از این کلمات بوی ترور و گروهکهای منافقین به مشام میرسد.

فرار از افکار عمومی. زمانی که آقایان آشوبطلب به خیال پشتوانهی مردمی، پشت سر هم علیه نظام تندترین بیانیهها را صادر کرده و تهدید میکردند باید به فکر وحدت ملی بودند. زمانی که آقازاده ها آشوبها را هدایت میکردند باید به فکر اتحاد میافتادند، روزهایی که آبروی نظام را به حراج گذاشته بودند و گمان میکردند که میتوانند نظام را به زانو دربیاورند باید به فکر آشتی ملی میافتادند. حالا که غبار فتنه در حال فرو نشستن است و اسناد ارتباط با جرج سورس آشکار شده، دروغها یکی پس از دیگری افشا شده و با رو گردانی همان میزانِ حداقلیِ افکار عمومی مواجه شدهاند به فکر آشتی افتادهاند. بهرحال اگر همهی حسن نیتها را هم بپذیریم چه تضمینی برای پایبندی طرفهای قانونشکن به نظرات میانجی باشد. چرا که آنها یکبار با استفاده از ظرفیتهای قانونی وارد انتخابات شده و قانون­گرایی را شعار اصلی خود قرار دادند ولی زمانی که همه چیز را به ضرر خود دیدند همان قانون را لگد مال کردند.

وحدت بدون اجرای قانون غیرممکن است. حتی اگر دعوتکنندگان به قانونشکنی عذرخواهی هم کنند باز هم مسایلی از قبیل حقوق پایمال شده شهروندان باقی میماند که نظام هم نمیتواند یکطرفه آنها را ببخشد. در آشوب‌هاي پس از انتخابات، 37 تن از هموطنان مظلوم کشته شدهاند و آبروی نظام در جهان هتک شده است و اين هزينهی هنگفت، چيزي نيست كه به آساني چشمپوشی کرده و فراموش كنيم. كساني كه تهمت تقلب و تجاوز زدند و كساني كه به‌جاي پيگيري قانوني اعتراض، طرفدارنشان را به خيابان‌ها كشاندند، همه بايد در دادگاه محاكمه و مجازات شوند. تا وقتي مسببان آشوب، تحريك‌كنندگان، جنايتكاران و افترا زنندگان محاكمه و مجازات نشده و قانون اجرا نشود وحدت بیمعناست و تفاهم و آشتي به معني تبرئه گناهكاران و جنايتكاران است.


2 نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

محمد جواد لاريجاني: دوم خردادي ها به ترور روي مي آورند !
 

اينکه ميرحسين موسوي بر خلاف همه مقررات و قوانين مربوط به انتخابات و بر خلاف راي شوراي نگهبان و تنفيذ مقام معظم رهبري خود را پيروز انتخابات اعلام کرد اين نوعي خروج بر امام عادل است. برخي فکر مي کنند صورت مساله دعواي بين دو نفر است، اگر روبوسي کنند مشکل تمام مي شود. اين درست نفهميدن صورت مساله است.آنچه که رخ داد يک کودتاي تمام عيار با همکاري دول غربي بود، موسوي چه بداند و چه نداند وارد اين بازي ابلهانه شد و تمام دنيا هم از او حمايت کردند.

همان سيري که منافقين در قبل از انقلاب در پذيرش مارکسيسم مرتکب شدند دوم خرداديها در پذيرش ليبراليسم مرتکب شدند،اين پذيرش آنها را به وادي نفاق انداخت و اين نفاق هم منجر به خروج بر حاکميت شد.کودتاي دوم خرداديها ناکام و مفتضح شد، دولتهاي غربي هم فهميدند نظام تنومندتر از آن است که فکر کرده اند، استحکام نظام به واسطه فرهنگ ولايت وتشيع است. 
لاريجاني با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمي حرفي زده است که قابل تأمل است، وي گفته : اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها مي روند هسته عمل تشکيل مي دهند. سوال اين است که چه عملي است که باقي مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعني آنها به همان نقطه اي رسيده اند که منافقين رسيده اند.

منافقين بچه مسلماناني بودند که مجذوب مارکسيسم بودند،اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند.مسير آنها در نهايت به خشونت مي رسد و اين علامت ختم کارشان است.دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتي که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدي است خود را معطل اينها نمي کند. آنها دست به انتحار سياسي زده اند،نظام بايد مدل جديدي را براي طراحي رقابت سياسي در نظر بگيرد.

کاري که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاري ديني در اين انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حيثيت مردم بود و در تاريخ ايران بي نظير است و بايد اين حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود.حتي کساني که بي دين هستند اما طرفدار دموکراسي مي باشند بايد دست رهبري انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوريت نظام دفاع کردند.عده اي در داخل و خارج با کارگرداني بيگانگان اسلاميت و جمهوريت نظام را به بهانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هدف قرار داده بودند اما هوشياري رهبري و بيداري مردم مانع از شرارت آنها شد. ما بايد شکر نعمت رهبري را به جا آوريم و اين کار فقط با درک درست وقايع و فهم رهنمودهاي معظم له و حمايت مومنانه از ايشان امکان پذير است.حفظ تمايز ما با ديگر مکاتب اعتقاد و التزام به ولايت است، ما ولايت را در اصول در کنار توحيد و معاد و در فروع جزء پايه هاي اسلام در کنار زکات، حج، نماز و روزه مي دانيم.

ولايت کليد بهشت و اکسير اعظم است،رکن اول ولايت حساسيت به مشروعيت حکومت است، ولايت با دغدغه نان شروع نمي شود با دغدغه مشروعيت شروع مي شود. دغدغه مشروعيت بيداري سياسي را در پي دارد.بايد بيرق اسلام در دست کسي باشد که شرايط آن را داشته باشد. يک شيعه بايد ملاک مشروعيت و مصداق آن را بداند و اين در ادبيات اهل بيت(ع) رکن بزرگي است. اگر کسي نخواهد تولي و تبري را رعايت کند نوعي کاهلي در امر ولايت را مرتکب شده است و اين از کاهلي در نماز و روزه مهلک تر است. ممکن است اين کاهلي منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج هميشه با شمشير نيست، خروج يعني به هر دليل در برابر امام عادل قرار گيريم.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

کارنامه دولت اصلاحات

خاتمی بعنوان سومین رییس دولت جمهوری اسلامی -که مدت زمان قابل ارزیابی- رییس دولت بوده است در خرداد 1376 در رقابت با ناطق نوری با اختلاف فاحشی رییس­جمهور ایران شد. در ادامه به خلاصه ای از رویکردها و نتایج حوزه های مختلف دولت ایشان می­پردازیم.

سیاست داخلی

دولت خاتمی با 10یا11 وزیر از حزب مشارکت که ریاستش به عهده برادر رییس جمهور بود مطمئنا حزبی­ترین دولت جمهوری اسلامی محسوب می­شود. باز شدن فضاي سياسي از مهمترين نكات دوران اصلاحات محسوب مي­شود ولي نكته اينجاست كه تيغ اين آزادي­ها اغلب گردن نهادهاي انقلابي چون سپاه، بسيج و یا شورای نگهبان را مي­زد و اگر كسي كوچكترين انتقادي از دولت مي­كرد با سیل حملات روزنامه­هاي زنجيره­اي به « درك نكردن پيام دوم خرداد» متهم مي­شد. از توجیهات معروف اصلاح­طلبان برای ناکارامدی دولت خاتمی، شعار «هر 9روز یک بحران» است. یعنی حدود 145 بحران که هیچگاه اصلاح­طلبان نتوانستند اين 145 بحران را نام ببرند. البته بحرانهایی مثل قتلهای زنجیره­ای، آشوبهای کوی دانشگاه، روزنامه­های زنجیره­ای و یا اختلافات قومی و یا رسوایی کنفرانس برلین بطور مشخص ایجاد شدند ولی در واقع ایجاد و مدیریت این پروژه­ها توسط عناصر دولت در خود وزارت اطلاعات و یا وزارت کشور انجام می­شد تا برای به بن­بست کشاندن نظام دینی در ایران حداکثر استفاده را کرده باشند. در ماجرای قتلهای زنجیره­ای و انتخاب بازجوهای بی­دین توسط حجاریان و عباد برای شکنجه سعید امامی و خانواده­اش و انحراف پرونده از موضوع اصلی، همگي با اطلاع خود آقای خاتمی بوده است که سازمان قضایی نیروهای مسلح در بیانیه­اش مجبور شد به اطلاع خاتمی از آن جنایات تصریح کند و حتی چند قاضی و وزیر را برای روح­الله حسینیان فرستاد که وساطت کنند و دیگر افشاگری­هایش را ادامه ندهد. بهرحال هدف نابودی نظام بود که عباس عبدی گفت ما ترجیح می­دهیم وزارت اطلاعات ضعیفی داشته باشیم و منافقین در تهران به مقر حکومت خمپاره بزند! اصلاحات که مست رای 20میلیونی بود با تحلیل غلط از انتخابات به این نتیجه رسیده بود که مردم آنها را در مقابل نظام انتخاب کرده­اند و سودای براندازی از درون را در سر می­پروراندند تا جایی که ابطحی مسئول دفتر خاتمی در نهاد ریاست جمهوری به روح­الله حسینیان گفت: «...آقای خاتمی 20 میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه‌ای هشت میلیون رای آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقای خامنه‌ای پیروز نخواهد شد!»

مجلس پنجم که علیرغم اکثریت جناح موسوم به راست در آن، در ابتدای معرفی کابینه به همه وزاری خوب و بد خاتمی یکجا رای داده بود، مجبور شد وزیر کشور را بخاطر فعالیتهای علیه نظام، استیضاح و برکنار کند. شدت هجمه علیه نهادهای قانونی کشور در دوران انتخابات مجلس هفتم بود که بعد از رد صلاحیتها، در مجلس، اصلاح­طلبان حرفهایی علیه رهبر و انقلاب گفتند که هیچ روزنامه­ای جرات نکرد وقاحت آنها را منتشر کند و حرمت­شکنی را به حداکثر رساندند و دولت هم اعلام کرد نمی­خواهد انتخابات را برگذار کند و تعدادی از وزرا و خود خاتمی تهدید به استعفا کردند. ولی رهبر انقلاب زیر بار این حرفهای زور نرفت و گفت این انتخاباتِ قانونی هر طور شده برگزار خواهد شد. در این دوران که بعضی اصلاح­طلبان صراحتا خاتمی را گورباچف ایران خطاب کردند، تلاش برای براندازی نرم با انواع و اقسام نقشه­ها و برنامه­ها اجرا شد و روزگار سختی را بر دوستداران نظام مقدس جمهورری اسلامی ورق زد که هرگز تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. ولی نهایتا اختلافات گروههای دوم خرداد در تقسیم قدرت با منحل شدن شورای شهر تهران  بخاطر ناکارامدیِ حاصل از جنجالهای سیاسی بیفایده باعث شد تا نامیدی مردم از این جریان به اوج برسد تا انتخابات شورای شهر بعدی با رای به اصولگرایان اولین میخها به تابوت اصلاحات کوفته شود.

سیاست خارجی

درحاليكه اصلاح­طلبان نقطه قوت خود را در امور خارجه و سیاست تنش­زدایی می­دانند ولی در واقع این وادادگی در مقابل غرب بود که مورد استقبال غربیها واقع شده بود. عقب­نشینی از مواضع اصولی جمهوری اسلامی و آرمانهای امام راحلره بارها و بارها موجب دلسردی مستضعفان و نهضتهای آزادیبخش جهان از ایران شد. حتی نامه­ای خطاب به جرج بوش بعدها افشا شد که در آن وزیر خارجه حاضر شده بود بازای خارج کردن ایران از محور شرارت، حزب لبنان و حماس را بفروشد. در این فضا کسی جرات نداشت از آرمانهای امام و فتح قله­های جهان توسط اسلام و یا نابودی اسراییل سخن بگوید و اصلاح­طلبان گمان داشتند مشروعیت و عزتشان را از غرب و توجه غرب به آنها می­گیرند. بعبارت واضح­تر ایران در حال هضم شدن در نظام سلطه بود. تلاش برای راضی کردن غرب از حکومت اسلامی که تضاد بنیادی با هم دارند باعث شد که ایران یکجا مستضعفان جهان و نقش آنها در سیاست و اقتصاد را فراموش کند تا جایی که در سفر خاتمی به افریقا در سال آخر ریاست جمهوری­اش گفت: ای­کاش سال اول به افریقا می­آمدم. اوج ذلت در برابر غرب در دوران مذاکرات هسته­ای و قرارداد سعدآباد بود که در ایران به قرارداد ترکمنچای2  لقب گرفت و ما همه چیز را پذیرفتیم. علیرغم تمام این عقب­نشینی­ها، امریکا باز هم ایران را محور شرارت معرفی کرد، غرب اجازه نداد حتی یک سانتریفیوژ برای تحقیقات در دانشگاه ما فعال باشد و هر روز ایران را ناقض حقوق بشر خواندند. کار به جایی رسید که ظهره‌وند سفیر سابق کشورمان در ایتالیا گفت: «بعد از رسمیت جلسه سعدآباد جک استراو به نشان تحقير، در حضور وزیر خارجه پایش را روي ميز دراز كرد! و یوشکا فیش هنگام خروج از تهران با ادبیات تحقیرآمیزی گفت که به ایرانیان گفتیم که بساط خود را جمع کنند.» ما در افغانستان تمام میراث امام خمینی را فروختیم و زیر پای هم­پیمانان مظلوم خود یعنی مجاهدان افغان را خالی کردیم و همانند امریکا آنها را جنگ­طلب خواندیم تا بعد از این همه همکاری باز هم هر روز توسط امریکا تهدید به حمله نظامی شویم.

فرهنگ

بعد از سیاست داخلی، پررنگ­ترین جنبه فعالیت دولت خاتمی حوزه فرهنگ بود. این حوزه با وزارت مهاجرانی آغاز شد. فردی که بعدها بخاطر رسوايي و شکایت مسئول دفترش و... مجبور به ترک ایران شد و امروز وزیر فرهنگ ایران، لندن­نشین شده و علیه جمهوری اسلامی هر روز با مصاحبه­هایش آب به آسیاب کشورهای استعمارگر می­ریزد. وی که پیگیر سیاست سمحه و سهله بود بارها اعلام کرد باید كلمه­ي ارشاد اسلامی از آخر نام این وزارتخانه حذف شود. با این موضعگیری وزير، دیگر نباید انتظاری از مطبوعات داشت چه آنکه آنها نیز در هجمه به مبانی جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشتند و در پروژه­هاي مختلف، روزنامه­های زنجیری که با وامهای بلاعوض 4-3 میلیاردی وزارت فرهنگ، راه­اندازی می­شدند طبق برنامه­ای منظم به یک نهاد انقلابی هجمه می­بردند. مهمتر از نهادها مبانی انقلاب بود؛ یکی از آنها نوشت اندیشه­های امام خمینی به زباله­دان تاریخ رفته، عمادالدین باقی بشدت علیه امام خمینی سخنرانی می­کرد. جالبتر اینکه مرکز نشر آثار امام، اینگونه افراد را در سالگرد امام خمینی دعوت می­کردند تا سخنرانی کنند. البته آنها به کاریکاتور امام خمینی و دشنام به انقلاب اکتفا نکردند و گام را جلوتر گذاشتند و تخریب اسلام و اهلبیت را آغاز کردند. عاشورا را نتیجه خشونت­طلبی پیامبر در بدر معرفی کردند و یا دین را افیون ملتها گفتند. مراجع تقلید و مقلدین را به میمون تشبیه کرده و مسخره کردند. بقدری این وقاحتها زیاد شد که بعد از دهها سال بار دیگر علمای قم دست به تحصن زدند. تا اینکه نوبت به وزیر ارشاد بعدی یعنی مسجدجامعی رسید. وی که با نام آیت­الله زاده رای اعتماد گرفت همان سیاستهای مهاجرانی را ادامه داد و تنها بعضی ظاهرسازی­هایی مثل افزایش نمایشگاه­های قرآن را اضافه کرد. ابزار تمام تغییرات دلخواه استکبار همین فرهنگ بود لذا با برنامه عمل می­کردند و در یک شتاب فزاینده­ای بسیاری از ضدانقلاب­ها و افراد محارب از مسعود بهنود گرفته تا جهانبگلو و بسیاری از توده­ای­ها و یا کانون نویسندگان در کنار حلقه کیان به صحنه مطبوعاتی کشور برگشته و علیه اسلام و مبانی انقلاب طبق برنامه در روزنامه­ها و مجلات متعددی مطلب می­نوشتند. لذا رهبر انقلاب در آن زمان روزنامه­ها را پایگاه دشمن توصیف کرد. البته این جریانات فکری تنها محدود به رسانه­ها نبودند بلکه بسیاری از این جاسوسان فرهنگی مثل جهانبگلو بعنوان مشاور مجلس، دولت یا مشاور رییس دولت فعاليت می­کردند. جریان فمینیستی نیز در این میان بشدت مشغول بود نشریات زن و یا پیام هاجر و افرادی مثل مهرانگیز کار و شیرین عبادی باعث

تجمعات مدني و تظاهرات سكوت جنبش سبز

نيروي انتظامي در حال آتش زدن؛ جنبش سبز در حال تظاهرات سكوت!

شدند تا بارها علمای قم به فریاد بيايند.

 در این دوران فیلمهای سينمايی از لحاظ کمیت افزایش یافت ولی محتوا بشدت علیه مقدسات و مذهب بود علیرغم پیش­بینی دولت مبنی بر اینکه فساد در سینما باعث افزایش تماشاچیان سینما می­شود ولی بازدیدکننده­های سینما از 60میلیون صندلی در سال به نزديك 3میلیون در پایان دولت خاتمی رسید. هرچند دولت ورود ماهواره یا لوح فشرده را علت این ورشکستگی سينمای ایران مطرح می­کرد ولی در واقع این دو پدیده در تمام کشورهای دنیا رخ داده است و در هیچکدام منجر به کاهش 20برابری نشده و بعبارت دیگر سینمای هیچ کشوری را نابود نکرده است. در حوزه کتاب بخاطر اینکه کمتر در معرض نمایش همگانی بود، اوضاع دین ستیزی و امثالهم به مراتب وخیم­تر بود. فهرست مفصلی از این شبیخون همه جانبه فرهنگی در دوران دولت آقای خاتمی در گزارش تحقیق و تفحص مجلس هفتم آمده است که به قول سخنگوی کمیته؛ یک وانت مستندات دارد، لذا در این مختصر نمی­گنجد.

اقتصاد

نقاط مثبت اقتصادي دولت خاتمي عبارت است از يكسان­سازي نرخ ارز، شروع ایجاد بانكها و بيمه­هاي خصوصي، توسعه بورسهاي استاني و پايه­ريزي شبکه شتاب است. هرچند در نحوه اجراي اين موارد نقاط مبهم بسيار زيادي است خصوصا در مجوز و وام به بعضي بیمه­ها و بانكهاي خصوصي ولي آنچه در كل اقتصاد دولت خاتمی پررنگ است ادامه سياست تعديل اقتصادي دولت قبلي البته با هماهنگي كمتر و اختلافات بیشتر تيم اقتصادي است. بهرحال اين سياست به شكاف طبقاتي دامن زد و ضریب جینی را در سال81 به 0.42 یعنی بیشترین فاصله طبقاتی بعد از سال 62 رساند بطوري كه این بی توجهی به محرومین در دور بعدي انتخابات دامن اصلاح طلبان را گرفت. شايد علت عمده اين موضوع بي­توجهي رييس دولت به مساله اقتصاد باشد چون دغده­هاي وي اغلب مسايلي همچون گفتگوي تمدنها بود، چه آنكه مقام معظم رهبري بارها در تريبونهاي عمومي از دولت خواست به مشكلات معيشتي مردم بيشتر توجه شود. مردوخی دبیر وقت هیات امنای صندوق ذخیره ارزی هم اخیرا اعلام کرد: «در دولت اصلاحات برای برداشت بیحساب و غیرقانونی از صندوق، مسابقه گذاشته بود و شرکتهای صوری بسیاری ایجاد شدند که در پناه شهرت سیاسی صاحبانش برای وامهای خارج از روال قانونی از بانکهای عامل فشار زیادی می­آوردند.» بانك جهاني پول، طرح پژوهشي نقدي كردن يارانه­ها را به كارفرمايي وزارت رفاه ارايه كرد ولي هيچگاه دولت جسارت اجراي آن را نداشت و در پايان هشت سال هم خاتمي گفت: اي­كاش هدفمند كردن يارانه­هاي اجرايي مي­كرديم. اختلافات تيم اقتصادي خاتمي مخصوصا بعد از فوت نوربخش به اوج خود رسيد و افراد تيم اقتصادي يكديگر را متهم به فساد اقتصادي مي­كردند. در اين دوران فساد اقتصادي دستگاهها بقدري زياد شد كه بعضي وزرا با گستاخي تمام از ريخت پاشهاي تشريفاتي خود دفاع مي­كردند. اوج اين مسايل رشوه 15 میلیون دلاری یک آقازاده از شرکت استات اویل بود که وی از سوی پلیس نروژ تحت تعقیب قرار گرفت ولی در کشور اسلامی خودمان هرکاری دلش می­خواست انجام می­داد و یا دكوراسيون 1.5 ميليارد توماني اتاق وزير راه و مراسم افتتاحيه 1.7 ميليارد توماني فرودگاه نيمه­تمام امام خميني که از دولتي با اين رويكرد نبايد انتظار اجراي سياستهاي ارتقاء كارايي، بهينه­سازي مصرف سوخت يا اصلاح الگوي مصرف را داشت. لذا مصرف سوخت در کنار بی­توجهی دولت به شدت در حال رشد بود به طوری كه با اختلاف بسیار زیاد، بالاترین رشد مصرف سوخت در جهان را داشتیم.

البته گاهي آمار عجيب و غريب هم ارايه مي­شد مثل اينكه دولت گفت سالانه رشد اقتصادي 7درصد بوده يعني طي هشت سال اقتصاد كشور 50درصد رشد داشته است در حالی که رشد چشمگیر مهاجرت از روستاها به شهرها، کاهش فعالیتهای عمرانی و طولانی شدن مدت اجرای پروژه­ها نشان از نقض اینگونه ادعاها داشت. آمار رسمی وزارت صنایع در پایان دولت اول خاتمی تصریح کرد که 2500 واحد صنعتی دچار بحران هستند که حدود 1500 واحد آن تعطیل شدند. تا آنجا که دكتر غنيمي­فرد رييس وقت خانه صنعت استان تهران در ارديبهشت 84 گفت: دولت با واردات بي رويه، توليد را نابود كرده و بيكاري و ورشكستگي صنايع را به اوج رسانده است. هرچند حسين عبده علت اين شكستها را ضعف در اجرا دانست و سياستهاي اقتصادي را بي­نقص خواند. نهایتا مستندات آماري بانك مركزي نشان مي­دهد، تعهدات خارجي كشور شامل بدهي­هاي قطعي و احتمالي كه در ابتداي دولت دوم اصلاحات يعني سال 80 حدود 20 ميليارد دلار بوده است، به بيش از 40 ميليارد دلار در پايان سال 83 افزايش يافت.

 

نسل خمینی


2 نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/16ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

هاليوود و‌ پنتاگون

 
 هالیوود و‌ پنتاگون

هاليوود و‌ پنتاگون


 

همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود.   همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشن‌های شما حضور می‌یابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد.   
 
گفتگو با دیوید روب
چکیده:
هالیوود و پنتاگون از دیرباز همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشته‌اند، چرا که در اختیار نهادن تجهیزات لازم و حمایت از اکران فیلم‌های‌ هالیوود از یک سو و ساخت فیلم‌های همسو با اهداف پنتاگون از سوی دیگر، همکاری نزدیک دو طرف را رقم زده است. دیوید روب در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات:‌ هالیوود» نشان می‌دهد که چگونه‌ هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون در مورد تغییر فیلمنامه‌ها، حذف مسایل واقعی اما ناخوشایند، سانسور جنایات جنگی و پرهیز از نشان دادن صحنه‌های استعمال موادمخدر و مشروبات الکلی، عملاً به یک جریان گسترده خود سانسوری در ایالات متحده دامن می‌زند. البته هدف نهایی آنان از این اقدامات کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مطلوب از ارتش در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان که سربازان آینده ارتش ایالات متحده هستند و همچنین نمایندگان کنگره که باید همه ساله بودجه هنگفت نیروهای پنج‌گانه ارتش را تصویب کنند، می‌باشد. خبرنگار نشریه «مادر جونز» در گفتگو با «دیوید روب»، ابعاد مختلف این همکاری را برملا می‌کند.

مقدمه
امروزه تعدادی از تهیه‌کنندگان‌ هالیوود، به افرادی تبدیل شده‌اند که با تغییر افراد شرور فیلم‌نامه‌ها به انسان‌هایی قهرمان، تغییر شخصیت‌های اصلی، عوض کردن مفاهیم سیاسی حساسیت‌برانگیز و یا اضافه کردن صحنه‌های مربوط به حضور نیروهای نجات به فیلم‌هایی که اصولاً به این صحنه‌ها نیازی نداشته‌اند، در جهت خوشحال کردن پنتاگون، گام برمی‌دارند. گویی که هیچ انسان بدی در ارتش وجود ندارد. هیچ معاشرتی بین فرماندهان و زیردستان صورت نمی‌گیرد. سربازان ارتش از موادمخدر و الکل استفاده نمی‌کنند. هیچگاه بر سر خشک مغز‌ی‌های موجود، کشمکشی روی نمی‌دهد. و در نهایت اینکه ارتش و رئیس‌جمهور نباید با تصویری بد معرفی شوند.
دیوید روب در این مصاحبه توضیح می‌دهد که چرا پنتاگون بیش از ساخت یک فیلم خوب به دنبال ارائه یک تصویر مناسبی از خویش است و چرا تهیه‌کنندگان فیلم‌هایی نظیر اسلحه برتر، برهنگان و سانتینی بزرگ مجبور شده‌اند که با دستکاری و تغییر در فیلمنامه‌هایشان، خواسته‌های پنتاگون را اجرا نمایند. البته آنان در مقابل توانسته‌اند با قیمتی اندک به لوکیشن‌ها، خودروها، تانک‌ها، نفربرها و تجهیزات و نیروهای نظامی مورد نیاز خویش برای ساخت فیلم‌هایشان دست یابند.
در سال جاری، آقای روب که به عنوان خبرنگار در دو نشریه گزارشگر‌ هالیوود و دیلی واریتی به فعالیت مشغول است، از انعقاد یک موافقتنامه میان استودیوهای فیلمسازی‌ هالیوود و مقامات پنتاگون، مطلع گردید و تصمیم گرفت که در این مورد به تحقیق بپردازد. وی به بررسی صدها سند پنتاگون پرداخت و با ده‌ها فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و فرمانده نظامی نیز مصاحبه نمود. در نهایت نیز یافته‌هایش را در کتاب «نام عملیات:‌ هالیوود» منتشر نموده است.
در ادامه مصاحبه خبرنگار نشریه «مادر جونز» جف فلیچر با دیوید روب را می‌خوانید:
مادر جونز: سابقه همکاری ارتش ایالات متحده با‌ هالیوود به چه زمانی بازمی‌گردد؟
دیوید روب: همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. هرچند اولین همکاری دوطرف به ساخت فیلم بالها در سال 1927 میلادی بازمی‌گشت که برنده جایزه اسکار نیز شد.
یک تهیه کننده باید چه گام‌هایی را برای دستیابی به این کمک‌ها بردارد؟ و این فرآیند چگونه است؟
اولین گام این است که یک درخواست همکاری را برای پنتاگون ارسال و نیازمندی‌های خود را از قبیل کشتی، تانک، هواپیما، بندرگاه، اسلحه، زیردریایی و نیروهای نظامی اعلام نمایید. بدین ترتیب این تجهیزات در ساعت مقرر به شما تحویل می‌گردد. البته باید پنج نسخه از فیلم‌نامه را به پنتاگون ارسال کنید تا در میان پنج نیروی هوایی، دریایی، زمینی، گارد ساحلی و تفنگداران دریایی توزیع شود. کمی بعد نیز پاسخ مثبت و یا منفی آنها را برای همکاری دریافت خواهید کرد. البته همیشه آنها تغییراتی را در فیلم‌نامه اعمال می‌کنند تا تصویر ارائه شده در این فیلم‌ها، با نظرات آنها انطباق یابد. به هرحال شما می‌توانید این تغییرات را اعمال کنید، با آنها به مذاکره بپردازید و یا اینکه از همکاری‌های آنان چشم‌پوشی نمایید.
البته باید دانست که همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشن‌های شما حضور می‌یابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد. در صورت عدم رضایت وی، آنها راش‌های فیلم را بازبینی می‌کنند و تقاضای تغییر صحنه‌های موردنظر را می‌نمایند. همچنین شما بدون موافقت آنها قادر به تغییر هیچ یک از بخش‌های فیلم‌نامه مورد توافق نخواهید بود. و به خاطر داشته باشید که سرهنگ دیوید جورجی که یکی از این مشاوران نظامی است، یکبار تهدید نموده بود که در صورت عدم تأمین رضایتش، نیروهای نظامی خود را از لوکیشن خارج خواهد کرد. البته پس از آماده شدن فیلم، شما باید یک نمایش خصوصی را باید برای مقامات پنتاگون تدارک ببیند. لذا همه مردم ما باید دریابند که این فیلم‌ها از سوی مقامات نظامی بازبینی شده است.
در این مرحله که ساخت فیلم به پایان رسیده، ارتش چه کاری می‌تواند در صورت مشاهده وجود یک مشکل انجام دهد؟
این اتفاق در مورد فیلم رشته اندوه اثر کلینت ایستوود روی داد. در فیلم‌نامه این فیلم صحنه‌ای وجود داشت که یک سرباز آمریکایی به سوی یک سرباز زخمی و بی‌دفاع کوبایی، آتش می‌گشود. مقامات پنتاگون اعلام نمودند که این صحنه باید حذف شود، چون یک جنایت جنگی است. لذا کارگردان مجبور به حذف آن صحنه شد. چرا که آنان تهدید نموده بودند که در غیر این صورت، ضمن عدم همکاری، از نمایش فیلم در سینماهای پایگاه‌های نظامی خارج و داخل خاک آمریکا جلوگیری خواهند نمود؛ کاری که می‌تواند به نمایش عمومی یک فیلم سینمایی آسیب‌هایی جدی وارد کند. البته این اتفاق در گذشته در مورد چند فیلم روی داده است. به هرحال، استیوود که در یک طرح خیرخواهانه کمک به فقرا که با حمایت نیروی دریایی انجام می‌گرفت نیز عضویت داشت، با اقدامات تلافی‌جویانه مقامات پنتاگون روبه‌رو شد.
برای من این سؤال مطرح شده که پنتاگون برای کمک به یک فیلم، چه معیارهایی را مدنظر می‌گیرد؟
مهمترین فاکتور، کمک نهایی فیلم به برنامه‌های استخدام پرسنل موردنیاز ارتش است. همچنین آنها به دنبال عقلانی نشان دادن عملیات‌هایشان هستند، هرچند ارائه این تصویر خوب، به بهای تحریف واقعیت‌ها تمام شود. واقعیت‌هایی که معمولاً بار ارزشی منفی نیز دارند. این اتفاق در مورد فیلم سیزده روز که تصویری دقیق ولی در عین حال منفی نسبت به بحران موشکی کوبا (که می‌توانست به آغاز جنگ جهانی سوم، منجر شود)، ارائه می‌داد، اتفاق افتاد. هنگامی که دو تهیه کننده فیلم پیتر آلموند و کوین کاستنر به مذاکره در مورد فیلم‌نامه خود و اتفاقات روی داده در کاخ سفید در دوره ریاست‌جمهوری نیکسون با مقامات پنتاگون پرداختند، آنان خواهان تغییر اتفاقات تاریخی مستندی شدند که نوار صوتی مذاکرات آنها هم موجود است. البته با پاسخ منفی تهیه‌کنندگان، از کمک‌های ارتش هم خبری نبود.
اما چرا تهیه‌کنندگان بیشتری از این رویکرد استقلال‌طلبانه استفاده نمی‌کنند؟
امروزه بسیاری از تهیه‌کنندگان، ساخت فیلم‌نامه‌های پیشنهادی را تنها منوط به همکاری ارتش می‌دانند. چرا که در غیر این صورت، هزینه‌های فیلم بسیار زیاد خواهد شد. بدین ترتیب ما شاهد یک خودسانسوری سازمان یافته هستیم. همان‌طور که در مورد فیلم سقوط بلک‌هاوک اثر ریدلی اسکات که به بررسی جنگ تفنگداران آمریکایی در موگادیشو می‌پرداخت، این اتفاق روی داد.
اما اگر از مسئله حذف جنایات جنگی بگذریم، چه چیزهای دیگری باید در فیلم‌های سینمایی ساخته شده با حمایت پنتاگون مورد توجه قرار گیرد؟
آنان هرگز به فیلم‌هایی که با مشارکت خارجی‌ها تهیه می‌شود، کمکی نمی‌کنند. چرا که معمولاً در این فیلم‌ها، ارتش آمریکا به صورتی ناکارآمد نشان داده می‌شود. مثلاً در جریان ساخت فیلم حملات مارس، پنتاگون، حاضر نشد هیچ کمکی به تهیه آن نماید. همچنین این فیلم‌ها، باید فاقد صحنه‌های طنزآمیز باشد و به همین خاطر آنها از کمک به ساخت روز استقلال خودداری نمودند.
نکته دیگر این است که آنها به استعمال موادمخدر و یا مصرف مشروبات الکلی در فیلم‌های مورد حمایت ارتش هیچ علاقه‌ای ندارند. آنان همیشه از شما می‌خواهند که این صحنه‌ها را حذف کنید. همانند فیلم برهنگان که کارگردان علی‌رغم وجود بسیاری از این صحنه‌ها در فیلم‌نامه، مجبور به حذف آنها شد.
شما در کتاب خود، در مورد رویکرد پنتاگون به جلب توجه کودکان نسبت به ارتش با حمایت از ساخت کارتون‌هایی نظیر «باشگاه میکی موس» و «لاسی»، مطالبی نگاشته‌اید. در این مورد بیشتر توضیح دهید.
در این فیلم‌ها، آنان این رویکرد را مدنظر داشتند که کودکان امروز، سربازان آینده ارتش ایالات متحده خواهند بود. البته در کارتون موش تلوتلو می‌خورد هم آنها لوکیشن قصه را بر روی اولین زیردریایی هسته‌ای ایالات متحده یعنی «یواس‌اس‌ناتیلوس»، ساخته بودند. چرا که براساس اسناد موجود، پنتاگون این کارتون را فرصت مناسبی برای شناساندن نیروی دریایی هسته‌ای به نسل جدید، ارزیابی نموده بود. البته اهداف دیگری هم نظیر شناساندن محیط دوستانه داخل زیردریایی، عدم انتشار هرگونه تشعشع رادیواکتیو، وجود غذاهای خوب و وجود یک سینمای کوچک در داخل کافه‌تریای زیردریایی از سوی پنتاگون در حمایت از ساخت این کارتون، وجود داشته است.
همچنین باید خاطرنشان کنم که مقامات نیروی هوایی،‌ حتی به خاطر جلب بیشتر نوجوانان به فیلم‌های همسو با اهدافشان، با کاهش خشونت‌های موجود در فیلم “The Right Stuff”، آن را از یک فیلم ویژه افراد 17 ساله به بالا به یک فیلم مناسب همه سنین تبدیل گردند.
در این مدت به نظر شما بیشترین تغییرات اعمال شده از سوی پنتاگون در مورد کدام فیلم‌ها انجام گردیده است؟
بی‌تردید فیلمی به نام حمله هوایی که توسط کای روث ساخته شد، بهترین نمونه از فیلم‌هایی این چنین است. وی که اغلب به عنوان بدترین کارگردان‌ هالیوود نیز شناخته می‌گردد، تصمیم گرفته بود که فیلمی در مورد جنگ‌های هوایی در سال‌های جنگ جهانی دوم و نقش ناوهای هواپیمابر در آنها بسازد. نقش‌های اول این فیلم را یک خلبان جوان یهودی و یک خلبان جوان سیاه‌پوست برعهده داشتند. البته هر دو نفر آنها بر روی کشتی در معرض اقدامات نژادپرستانه قرار داشتند.
اما مقامات پنتاگون اعلام نمودند که اجازه ساخت هیچگونه فیلمی با این مفاهیم را نخواهند داد. لذا باید این فیلم‌نامه تغییر یابد. به علاوه، اعلام نمودند که ما متمایل به همکاری در ساخت فیلمی در مورد جنگ جهانی دوم نیستیم، بلکه شما باید در مورد هواپیماهای عصر مدرن فیلم بسازید. البته وی با این پیشنهادها مخالفت نکرد و فیلم موردنظر آن‌ها را ساخت. فیلمی که در آن از دو جوان یهودی و سیاه‌پوست و هواپیماهای ملخی خبری نبود. بدین ترتیب، پس از مشاهده این اثر، شما بایک فیلم معمولی و کاملاً تحریف شده مواجه می‌شوید.
اما شما معتقدید که این اقدامات، مخالف اصول قانون اساسی ایالات متحده است؟
این قانون نه تنها به افراد حق آزادی بیان اعطا می‌کند، بلکه حتی به دولت‌ها اجازه تعیین چگونگی این آزادی را نمی‌دهد. اما در دهه‌های اخیر و به ویژه از آغاز جنگ سرد، دولت ما به خود اجازه هرگونه مداخله‌ای را در این امر می‌دهد. همچنین عدم همکاری پنتاگون با فیلم‌های مخالف با خواسته‌هایشان، قطعاً در تباین با اصول قانون اساسی آمریکاست. البته کاری که سال‌ها پیش در جریان ساخت دو فیلم کلاه بره‌های سبز اثر جان وین و حمله اثر روبرت آلدریچ از سوی کنگره در مورد لزوم عدم مداخله ارتش در ساخت این دو اثر روی داد و تا حدودی نیز موفق بود، باید باز هم تکرار گردد. چرا که فیلم‌های بسیاری تنها به دلیل خودداری از ارائه کمک‌های لازم از سوی ارتش آمریکا، هرگز ساخته نشده‌اند.
در اینجا من می‌خواهم نکته مهم دیگری را برای شما بگویم:
سرلشکر جورجی که مشاور نظامی فیلم‌های بسیاری بوده است، گفته که یکی از اهداف اصلی این برنامه، ارائه تصویری مثبت از ارتش در جهت جذب بودجه 500 میلیارد دلاری سالانه می‌باشد. چرا که نمایندگان بسیاری از این فیلم‌ها را می‌بینند و به خواسته‌های ما، رأی مثبت می‌دهند. البته مطمئناً بسیاری از سربازان ارتش هم به شما خواهند گفت که پس از مشاهده این فیلم‌ها تصمیم گرفته‌اند که به ارتش بپیوندند. و به یاد آورید که پس از اکران عمومی فیلم «اسلحه برتر» بسیاری از جوانان و از جمله مسئول کنونی اداره فیلم‌های نیروی دریایی، به مراکز استخدام ارتش، هجوم آوردند. مطمئناً مسئولان ما به کارایی این روش ایمان دارند و مطمئناً عضویت مردم در ارتش آمریکا و اعزام به مناطق جنگی و کشته شدن آنها تا حدودی با ساخت چنین آثاری مرتبط است.
و سؤال آخر من این است که آیا این سیستم روزی تغییر خواهد کرد؟
من معتقدم که اگر مردم ما در مقابل این اقدامات بایستند، ما شاهد تغییری اساسی خواهیم بود. من معتقدم که آمریکایی‌های واقعی در برابر این وضعیت ساکت نخواهند نشست. و به خاطر داشته باشیم هنگامی که پرقدرت‌ترین رسانه دنیا در تسخیر قوی‌ترین ارتش دنیا قرار گیرد، تا تبلیغات موردنظر خود را به همه نشان داد، مطمئناً نتیجه نهایی در سینماها و تلویزیون‌ها به قیمت تأثیر برروان آمریکایی‌ها تمام خواهد گردید.
 
 
2 نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

تفنگم را برادر جان اگر یک دم به روی خاک میهن بگذارم / زمین میهنت را دیو خواهد خورد !!
 

امشب که داشتم کتاب هایم را رو به راه می کردم چشمم به کتابی از شهید آوینی با عنوان " رستاخیز جان " افتاد خیلی وقت بود که می خواستم آن را مطالعه کنم، گذرا آن را تورق کردم وشروع به خواندن نمودم، این گونه شروع می شد :جهان ما جهانی است که در آن هم" التزام" و هم "عدم التزام" - "تعهد" و "عدم تعهد" - هر دو، مورد تحسین واقع می شوند چه در هنر و چه در سیاست. خیلی برایم این حرف سنگین بود. چگونه می شود از طرفی انسانی و یا هنرمندی را در التزام و یا در عدم التزام به چیزی تا حد خدایی پرستید! اما به قول شهید، التزام به چیزی؟ التزام به بی بندوباری یا عدم التزام به اخلاقیات یا بلعکس. در جای دیگر کتاب، سید شهیدان اهل قلم سخنی را از کامو نقل می کند که اینگونه نوشته شده بود : "((شاعر ملامتی)) و یا شاعر ملعون که زاده جامعه ای تجارت پیشه است... سرانجام ازنظر اندیشه کارش بدین تحجر می رسد که می پندارد فقط در صورتی هنرمند، هنرمندی بزرگ است که به مخالفت با جامعه خود، جامعه هرجه باشد برخیزد.

 این فکر در اساس خود درست که هنرمند واقعی نمی تواند با جهانی که خدایش پول است همگام شود اما نتیجه ای که از آن می گیرد یعنی این که هنرمند باید مخالف هرچیزی بطورکلی ، باشد درست نیست.بدینگونه هنرمندان ما آرزو دارند که ملامتی شوند، اگر چنین نباشد وجدانشان ناراحت است و می خواهند که برایشان کف بزنند، هم سوت بکشند." نمی دانم چرا وقتی این سطور به پایان رسید بی درنگ یاد استاد شجریان افتادم همو که نوای ربنای ماه مبارک رمضانش سیقل دهنده میلیون ها روزه دار مسلمان است و آثار هنری اش مخدر روح هنردوستان ایرانی. انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث قبل وبعد از آن حاوی خاطرات خوب و بدی بود که در صفحه تاریخ ایران نقش بست ، در این میان افراد با توجه به علاقه سیاسی خود بعضا جهت گیری های متفاوتی را بر له ویا علیه نظام به شیوه های مختلف روا داشتند که در این میان هنرمندان نیز از قافله عقب نماندند...مخاطب من در این یاداشت استاد شجریان است! دوست دارم از ایشان بپرسم : استاد شما که با خیلی ها فرق می کردید و بنوعی جزء خواص و چهره های ماندگار این آب و خاک بودید؟ شما چگونه توانستید به رسانه هایی همچون "بی بی سی" و "صدای آمریکا " که با پول چپاول این آب وخاک سرپا شده اند بهاء دهید و آن رسانه ها را جهت انعکاس اعتراض خود مشروع بپندارید؟ استاد شمایی که خروش نوایاتان پشتیبان میلیون ها انقلابی سال ۵۷ بود چگونه امروز خروش ۴۰ میلیون رای را نشنیده گرفتید و آن را همانند دیگر خود فروخته گان به تبلیغات رنگین استعمار واستکبار دروغین نامیدید ؟و مردم این آب خاک را از صدایتان که گاها از صدا وسیما بخش می شد محروم کردید؟ استاد زمانی که صدایتان که از "بی بی سی" بخش می شد که می گفتید: نمی خواهم صدای این خس وخاشاک دیگر بخش شود! بخود گفتم به یقین استاد حرف های رئیس جمهور را بخوبی درک نکرده؟ چرا که منظور رئیس جمهور از خس و خاشاک همان جاسوسان ، منافقان و خودفروختگانی است که منافع گروهی اشان به خون مردم نجیب ایران با هر طرز تفکر ارجحیت داده اند. استاد یقینا شما آنچنان در قلب مردم جای دارید که لازم نبود جایگاه خود را به "شاعران ملامتی" تنزل دهید! می دانید استاد زمان حال به تاریخ تبدیل می شود و رفتارهای عجولانه و احساسی ما بر تارک تاریخ ثبت خواهد شد! استاد انسان مختار است،اما آزادی اش مقدم بر حقیقت و عدالت نیست که بخواهد به بهانه آزادی بیان هر حقی را کتمان کند این عین بی عدالتی است و البته بی عدالتی و بی انصافی بزرگ آن است که شما حرف حق را نشنیده بگیرید و در جهت عکس آن ، آنهم سوار بر موج کشنده احساسات حرف دیگری بزنید. خود بهتر می دانید که "محمدرضا شجریان" یک فرد است و "استاد هنرمند مسلمان ایرانی محمدرضا شجریان" یک فرد دیگر. اولی آزاد است که هر خطایی را انجام دهد که البته ضررش را خودش خواهد دید اما شما در برار "استاد" مسئول خواهید بود، در حیطه مسلمانی باید حواستان به رفتار ، کردار، و گفتارتان باشد، شما ایرانی هستید و مواضع شما پای میلیون ها ایرانی نوشته خواهد شد چرا که شما فرد ایرانی شناخته شده ای در دنیا هستید! و هنرمند که مسئولیتی بس سنگین خواهد بود نام محمدرضا شجریان را مزین کرده. استاد بهتر نیست کمی به این القاب ومسئولیت های آنها توجه می کردید و سپس آنگونه احساسی اعلام موضع می کردید. استاد شما ماندگارید اما بگذارید بدون نقص ماندگار بمانید وخود را کمتر هزینه خودفروختگان بکنید!!!

تفنگ شجریان (بسیار خواندنی)

 پژواکی در پاسخ آقای شجریان

کنون اما برادر جان

تو گر خود سینه ات را پیش او داری سپر ، آیا نباید گفت :

" تو از آیین انسانی چه میدانی ؟ "

که با یک این چنین شیطان آدمخوار ، دمخواری ؟

چگونه باورت دارم که این سان باورش داری ؟

نشسته با چنین دیوی ، فراز تلی از نعش هزاران کودک غزه

و با آن لحن شورانگیز و با مزه

برایم شعر می خوانی : (( تفنگت را زمین بگذار )) ! ؟

تفنگم را برادرجان اگر یک دم به روی خاک بگذارم

زمینِ میهنت را دیو خواهد خورد

و ذره ذره خاکش را به باد خشم خواهد برد.

تفنگ من برادر جان چه می دانی برای چیست ؟

برای جاودانه ماندن میهن

برای آن که دیگر بار اهریمن

اگر خواهد خلیج فارس را سازد به خون کودکانم سرخ

حسابش را به تیغ تیر بسپارم

به چنگالش رد شمشیر بگذارم !!!

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

حسن آفتابه رو بيار!!


يک روز سلطان جنگل شنيد که در دنيا کسي هست که از او قوي تر است و ان آدميزاد است! خيلي عصباني شد و رفت و رفت تا ادميزاد را پيدا کند .به موجود ظاهرا کوچکي بر خورد کرد که حيوانات او را از دور نشان ميدادند و ميگفتند : آدميزاد اوست گفت بياييد برويم پدرش را دربياوريم ،گفتند ما از او مي ترسيم . سلطان جنگل گفت : ترسوها خودم ميروم . غرش کنان رفت سراغ آدميزاد گفت :

آدميزاد تويي؟ آمده ام تو را بخورم و حسابت را برسم!

آدميزاد گفت : حالا چه عجله ايه ؟ بفرماييد داخل اين اتاق خستگي در کنيد . الساعه خدمت ميرسم !سلطان را در قفس کرد و به شاگردش گفت : حسن آفتابه را بيار!. 

حسن هم آفتابه آب جوش را اورد و آدميزاد آن را روي قفس ريخت و بعد در را باز کرد . سلطان سوخته نعره ميکشيد و ميدويد دوستانش به او رسيدند و گفتند اين حال و روز را چه کسي به سر تو آوده ؟ گفت : آدميزاد !!همه با هم جمع شدند تا به آدميزاد حمله کنند، آدميزاد که از دور آن ها را ديد پريد بالاي درخت ، شير ها بر پشت هم سوار شدند تا دستشان به آدميزاد برسد . آدميزاد که اوضاع را چنين ديد از همان بالاي درخت بلند صدا زد : حسن آفتابه را بيار ... شير سوخته که زير بود با شنيدن اين سخن پا به فرار گذاشت و همه شير ها پايين ريختند و به دنبال او ميدويدند ، از شير سوخته پرسيدند چرا چنين کردي ؟


شير سوخته گفت : شما نمي دانيد حسن آفتابه رو بيار يعني چه!!!!



امروز اسرائيلي ها معناي اين ضرب المثل قديمي ايراني را خوب درک کرده اند!!  


مقاومت فلسطين عمليات رواني را از طریق ارسال پيامک به تلفن هاي همراه هزارن صهيونيست انجام داد : با اين مضمون (وارد غزه شويد که مرگ در انتظار شماست ! ) شماري از صهيونيست ها پس از دريافت اين پيامک راهي بيمارستان شدند . بعد هم ارتش اسرائيل همه ي گوشي ها ي موبايل سربازان را جمع کرد !


 حسن آفتابه رو بيارررر......



پي نوشت:


مثل اسرائيل هم مثل همان هواپيمارباي ناشي ای است که :

وقتي هواپيما از زمين بلند شد و از فرودگاه دور شد رفت توي کابين خلبان و اسلحه رو گرفت طرف خلبان و با لحن خشني گفت: « مسير رو عوض کن و برو اسراييل» خلبان با لحن آرامي گفت: « برو بشين بچه بذار حواسم جمع کارم باشه » . بنده خدا از لحن آرام خلبان جا خورد. انگار نه انگار که تفنگ گرفته طرف خلبان. دوباره ولي با صدايي لرزان گفت:‏ « اصلا نمي خواد بري اسراييل. برو طرف دبي. برو و الا شليک مي کنم.» خلبان اين بار عصباني شد. زد پس گردن هواپيماربا و گفت: « د ... مگه بت نمي گم برو بذار حواسم به رانندگيم باشه؟!. برو بيرون. برو اين غلطا به تو نيومده» . هواپيماربا اشکش در آمد و با لحن التماس آميزي گفت : « خب... خب حداقل بذار يه بوق بزنم. جون من. فقط يه بوق!»

روز اول گفتند ميخوايم غزه را در هم بکوبيم! بعد از کمي گفتند اصلا هدف ما فقط حماس هست !بعدتر گفتند هدف ما پايگاه هاي موشکي حماس هست !بعد تر گفتند هدف ما ترساندن حماس هست ...


2 نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

فرمانده سپاه بخش ديگري از انقلاب مخملين را افشا كرد !!

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد."



فرمانده كل سپاه و عضو شوراي عالي امنيت ملي بخشي ديگر از تلاش هاي برنامه ريزي شده براي انجام انقلاب مخملين در كشورمان با استناد به اعترافات جديد برخي از افراد سياسي را تشريح كرد. 
با اشاره به اينكه خيلي ‌ها مي گويند نگوييد انقلاب مخملي چرا كه وقوع انقلاب در ايران ممكن نيست، گفت: ولي همين اتفاق در خيلي از كشورها از بستر انتخابات و دموكراسي انجام گرفته است.
بزرگترين نقطه آسيب انقلاب و محتواي نظام، همين جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته كمتر اين فرصت در اختيار مخالفين استمرار انقلاب اسلامي و راه امام قرار گرفته بود)، محل بروز چنين رفتارهايي است، اما در دهه چهارم انقلاب با اين موضوع بيشتر مواجه هستيم.
جعفري اضافه كرد: بعضي از آقاياني كه چند وقتي است دستگير شده‌اند، اعترافاتي داشته‌اند كه به صراحت اعلام مي‌كنند در گذشته نيز همين هدف‌ها دنبال مي‌شده، اما به شكل ديگر. البته برخي فكر مي‌كنند اين حادثه اخير يك اتفاق ساده بود و تنها يك رقابت سياسي به شمار مي‌رفت كه در درون نظام اتفاق افتاد. البته اينكه مي‌گوييم درون نظام، از يك نظر درست است، چون همه مردم در زير چتر نظام جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند. اما در جايي ديگر مفهوم از درون نظام آن است كه ما محتواي نظام را قبول داشته باشيم در حالي كه در اين انتخابات موضوع به اين سادگي نبود.
عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: پاسخ به اين موضوع در جملات و اطلاعاتي كه به آنها استناد خواهم كرد، نهفته است. وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد به آن معنايي كه آمريكايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح «تغيير رفتار جمهوري اسلامي» خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف آمريكايي‌ها نيز اكنون همين است.
جعفري يادآور شد: شايد برخي بگويند كه اين اعترافات منتشر شده همچون سخنان آقاي ابطحي بر اثر فشار و زور بوده است، اين افراد مدعي چاره‌اي ندارند جز اينكه دروغ بگويند. آقاي ابطحي در مدتي كه در زندان بود با خروج از جوي كه ديگر بر او حاكم نبوده و دور شدن از آن دوستان خود، با بحث آزاد، تحولي در او به وجود آمده و اين سخنان را گفته است. البته ايشان روزي بيرون خواهد آمد و آن موقع نيز مي‌توانيد در مورد استدلال‌هاي وي اظهارنظر كنيد. چراكه دانستن حق مردم است، مردم بايد بدانند.
وي در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخي از سخنان افراد اصلاح طلب اشاره كرد كه آنها هدف اصلي خود براي پيروزي در انتخابات را تضعيف ولايت فقيه عنوان كرده و اينگونه گفته اند:

* آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آنطور نيست كه ايشان هر جور بخواهد به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.

* آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: «خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود.»

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد. "

* آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد. "

* آقاي عطريان‌فر اعتراف مي‌كند كه «آقاي تاجزاده در انتخابات مي‌گفت "اگر بتوانيم ببريم، با تجربياتي كه در اين سال‌ها كسب كرده‌ايم به راحتي مي‌توانيم رهبري را مهار كنيم. " شايد تنها كسي كه انقلاب مخملي در ذهنش كاملا تئوريزه شده بود و بدون آنكه اسمش را بياورد همان ايده‌ها را مطرح مي‌كرد، آ‌قاي تاج‌زاده بود.»
* آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات مي‌گويد: «هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است. »

ابطحي استراتژي‌هاي اصلاحات را اينگونه بيان مي‌كنند: 

"1- دين ستيزي؛ يعني بي‌توجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بي‌بند و باري كه مهمترين شكل آن بي‌تفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي ". ابطحي مي‌گويد سعي مي‌شد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود. 

 ابطحي خصوصيات اصلاح‌طلبان را نيز اينگونه ذكر مي‌كند: 

"1- غرب باوري؛ بي‌هويتي اصلاح‌طلبان در سياست خارجي شاخص‌ترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانه‌ترين تقاضاهاي غرب بودند. " 

به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاح‌طلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود.


نقد زیبایی از رای اعتماد به مجلس (خواندنی)

 

2 نوشته شده در  جمعه 1388/06/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

جومونگ رو عمیق تر ببینیم !!



با سریال تاریخی ، رزمی و تم هایه های عاشقانه که انصافا زیبا ، جذاب و حرفه ای ساخته شده است !

اما این لایه های اولیه فیلم است در لایه های بعدی چیزهای دیگری نهفته است .

حقیقت اینه كه صهیونیسم ، از هر حربه ای برای رسیدن به هدف‌هاش استفاده می كنه. یه مثال می زنم تا این موضوع رو بهتر متوجه بشید.
عبارت «موش» كه سال ها در اروپا ، خطاب به یهودیان گفته می شد ، نه با مقابله به مثل یهودیان كه طی یك جریان فرهنگی - رسانه ای ، در مدت چند سال عملآ از بین رفت. چطور؟ اكثر ما انیمیشن «میكی موس» كه بازگو كننده ماجراهای موشی زیرك در مقابله با توطئه های دشمن بود را دیده ایم. بخش اول عبارت Mici Mouse (كه به معنای «میكی موشه» است) یعنی Mici ، در ذهن واژه Mike (مخفف میكائیل كه از اسامی عبرانی است) را تداعی می‌كند و از سوی دیگر واژه Mice ، به معنی جمع كلمه Mouse یعنی موش هاست و در كل ، در دل نام این انیمیشن ، ارتباطی چندگانه بین موش و یهود نهفته است. این موش زیرك و دوست داشتنی ، آنچنان در دل های بینندگان نفوذ می كند كه دیگر تركیب «موش كثیف» ، تركیبی ناخوشایند و ناچسب به نظر می رسد.
در موردی دیگر كه بی‌شك شاهكار انیمیشن سازی جهان است یعنی «تام و جری» ، پیروز بلامنازع داستان ، همیشه «جری» یا كاركتر موش است. تا جایی كه بیننده آرزو می كند كاركتر «تام» یا گربه نیز هر از چندگاهی پیروز شود. ولی گوبا قرار است این یك سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر تاریخ باشد كه همیشه «موش» پیروز خواهد بود ؛ موشی كه در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد.
به هر حال كودكانی كه طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را تماشا می كردند ، اكنون بزرگسالانی هستند كه دیگر عبارت «موش كثیف» به معنای «یهودی» مفهومی ندارد و در اروپای ضدیهود ، «موش كثیف» تركیبی نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرك و مهربان ، بار معنایی جدیدی یافته است.
پس می بینیم كه هیچ چیز ، اون چیزی نیست كه ما فكر می كنیم و صهیونیست ها ، كم كم دارن عقاید و تفكرات ما رو به نفع خودشون تغییر می دن. حالا به این مقدمه نسبتآ طولانی ، می رسیم به بحث اصلی خودمون یعنی «سریال جومونگ». جومونگی كه همچون موسی (ع) در خانه فرعون (امپراطور) رشد و نمو می كند ، برعلیه وی می شورد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (كه گذر موسی (ع) از رود نیل را تداعی می‌كند) ، به سرزمین خالی از سكنه (!) پدرانش یعنی چوسان قدیم (ارض موعود) وارد می كند.
چو سان در ذهن عبارت «جو سان - Jew Sun» یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفت‌آور می‌شود كه خورشید در تورات ، نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد! چوسان كه ارض موعود شد ، منجی این قوم - جومونگ - نیز راهبی یهودی می شود (Jew Monk = راهب یهودی) و پایه های ابتدایی امپراطوری خود را در جو لبن (Jew Lebun = لبنان یهودی) بنا می كند. در اكثر واژه های كلیدی این افسانه كره ای ، «جو» و یا چیزی شبیه آن (كه دقیقآ با همین تلفظ ، در زبان لاتین به معنای یهودی است) به كار رفته است. شایان ذكر است لازم نیست دقیقآ املای این لغات صحیح باشد. چراكه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامی و یا كلماتی بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامی و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزامآ املاء - اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات ، اسامی خاص هستند تا درصورت ترجمه و دوبله به زبان‌های دیگر ، تغییر نكنند.
البته آنچه ذكر شد ، سوای موارد متعدد نمادگرایی تصویری - صهیونیستی این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم كه بر روی پوست ترسیم شده را دیده باشید ، فقط كافیست تا نقشه فرضی ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلآ دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید. همچنین در زمینه سكانس‌های مختلف این سریال ، ستاره شش گوش و یا تصاویر متعدد پرچم هایی با نقش خورشید كه نماد ارض موعود صهیونیست هاست مواجه می شوید.
از اینها كه بگذریم ، نقش «كابالا» یا عرفان و سنت شفاهی یهود و پیشگویی هایشان در این سریال غوغا می‌كند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمی ، بدون اذن پیشگوهای زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یك «نوستراداموس» یا «ربی یهودا» ، «اری مقدس» ، «ربی شمعون» و دیگر كابالیست های یهودی لازم دارند تا برایشان ، واقعه 11 سپتامبر را پیشگویی كند و از آینده روشن قومشان بگوید. تأكید بسیار بر مسئله پیشگویی ، پرده از نیتی شوم و شیطانی برمی‌دارد كه آن چیزی جز نامگذاری دهه دوم قرن بیست و یكم به نام دهه كابالا نیست. آنچه در این سریال و دیگر فعالیت های فرهنگی - رسانه ای یهود به آن پرداخته می شود ، آماده سازی ذهن مردم جهان برای پیاد شدن مفاهیم دلخواهشان است. همانگونه كه فیلم ها ، سریال ها و آوازه خوانی‌های سبك متال و ... دهه نود ، جهان را برای ورود به عصر ترانس مدرنیسم كه همان Satanism و یا شیطان پرستی بود ، آماده كرد.
جومونگ كه گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند ، ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنی‌اسرائیل (طالوت و داوود) ، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادی كم ، بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینی‌ها (هان) پیروز می شود.
نقش زنان در این سریال (اعم از كاركترهای مثبت و منفی) ، انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود و یا حداقل دیگرانی چون ریوقا ، ساره ، یائل و ... می اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» ، بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودی است كه بنابر فصل های 4 و 5 كتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق ، بر سربازان سیسرا پیروز می گردد و یا اقدامات تجاری وی ، «گراسیا ناسی» زن تاجر معروف یهودی و عامل اصلی نفوذ یهودیان در دربار عثمانی را در خاطر زنده می كند. بانو سویا (همسر جومونگ) نیز كه ابتدا به اسارت می رود ، ولی پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش ، از معرفی مجدد خود سرباز می زند ، شما را یاد داستان «هدسه» كه بنابر فیلم صهیونیستی «یك شب با پادشاه» ، به زور از خانه عمویش مردخای ربوده شد و به همسری خشایار شاه درآمد ، می‌اندازد.
در بررسی شخصیت های زن این سریال ، از هدسه كه با نفوذ در دربار ایران ، مقدمات قتل 77000 ایرانی را فراهم نمود بگذریم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است) ، به یاد «ركسلانه» یا «خرم سلطان» یهودی می افتیم كه با نفوذ در دربار سلیمان ، پادشاه عثمانی به همسری وی درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفی» ، بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ های ایران و عثمانی شد. در دیالوگ‌های این سریال ، فراوان عبارات آوارگی ، اسارت ، سرزمین مادری و تاریخی ، كوچ و ... به چشم می خورد كه همگی یاأور فرازهایی از تورات است.
جومونگ برای دفاع از خود ، حق دارد از سلاح های نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی ، بمب های آتشزا و ... برعلیه دشمنان خود استفاده كند. تا جایی كه بیننده ، این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی می داند كه حاصل هوشمندی و تخصص كارگزاران اوست. همانگونه كه باید صدها كلاهك اتمی رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد.


دشمن اصلی جومونگ ، امپراطوری چینی ها یا همان «هان» است كه سربازهایش ، با پری كه بر روی كلاه‌خودهایشان دارند ، بی‌شباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقی هم به نظر می رسد. باید در مقابل نفوذ روزافزون اقتصادی چینی های كومونیست در مقابل ایالات متحده كه 80 درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداكثر 6 درصدی یهودیان است ، ایستاد. یكی از این راه ها ، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد امریكا و اسرائیل در حیاط خلوت چین است.
توجه بیش ار حد این سریال به مقوله تجارت ، بی شك برای یهودیان زرپرست ، زیبنده‌تر است تا شینتویست‌ها و مائویست‌های روح گرای شرق آسیا. شاید هم صهیونیست نمی تواند قبول كند كه پیروان مكتب كومونیسم (چین) ، امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند. لابد كره هم به عنوان هم‌پیمان ایالات متحده و اسرائیل ، با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) ، به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگی جهت سرازیر نمودن هرچه بیشتر تولیدات خود در كشورهای هدف (مانند ایران) است. چرا كه مناسبات اقتصادی 12 میلیارد دلاری بین ایران و كره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران ، چشم طمع چشم بادامی‌های كره‌ای را هرچه بیشتر به سوی این مرز پرگهر جلب كرده است.
این در حالی است كه نوادگان جومونگ ، بارها در مجامع بین المللی هم داستان با امریكا و اسرائیل ، فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته ای ما را محكوم نموده اند. نمی دانم چرا باید بازارمان را در اختیار كشوری بگذاریم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گذاره اقتصادی - تجاری این مجموعه نیست. بلكه موارد دیگری همچون نقش شركت گوگل در القاء تبلیغات غیرمستقیم نیز در این سریال مشهود است. آنجا كه قرار است امپراطوری نوبنیاد جومونگ «گوگوریو» نام گیرد ، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنی بر تأسیس كشوری به نام گوگوروا ( gogooroa ) در جزیره‌ای G شكل (لوگوی اصلی شركت گوگل) در اقیانوس آرام از سوی مدیران گوگل می‌اندازد.
البته با تمام تلاش و زبردستی‌ای كه نویسندگان و دست‌اندركاران كره‌ای - اسرائیلی این مجموعه به خرج دادند ، هیچگاه نخواهند توانست اسامی برخی شخصیت ها و كاركترهای این سریال مانند «مگول» ، «یاگاك» و «ماگاك» را كه از دیدگاه ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی ، همان «مغول» ، «یأجوج» و «مأجوج» خودمان هستند را با پوشش فرهنگی بپوشانند. چرا كه همواره در پشت این اسامی ، قتل ف غارت ، خونریزی و توحش نهفته است. البته این افراد ، بد نیست بدانند كه مردمان این سرزمین ، همان صاحبان فرهنگی هستند كه مغول ها را مسلمان نمودند و همچنین بنابر برخی تفاسیر ، این ذوالقرنین یا كوروش ایرانی بود كه اسلاف و اجداد آنها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند.

لینك های مرتبط:
جومونگ و نجات بخشی بنی‌اسرائیل
بازتاب سریال افسانه جومونگ در جامعه

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ناکامی کودتای‌مخملی ، قدرت‌رهبری و آستانه‌تحمل بالای‌نظام را نشان داد !!


دكتر حسن عباسي رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز گفت :

در كودتاي مخملي كه دو ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني، سياسي و سرمايه گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن، و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل چقدر بالا است.در حوزه علوم استراتژيك، اين تجارب را در شكل ادبيات پايه و كلاسيك حكومت‌داري مي‌توان به صورت مدرن تبديل به علم كرد و در اختيار نسل‌‌هاي بعد قرار داد.اگر به سابقه نيم قرن اخير ايالات متحده امریکا نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم، آن دسته از رهبران موفق ناميده شده‌اند كه صاحب ايدئولوژي براي اداره جامعه بوده‌اند، همچنان كه اين رويكرد را در كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه مي‌بينيم.

زماني كه صحبت از انديشه استراتژيك يك رهبر مي‌كنيم، 4 عنصر مد نظر ما است كه به ترتيب هرم جامعه سازي است و در دل آن ملت‌سازي، دولت سازي و سيستم‌سازي قرار دارد. اين 3 جز دقيقاً نظير بافت يك فرش عمل مي‌كنند، به طوري كه "ملت سازي" همان گره‌ها و نقش و نگارها هستند و "دولت سازي" و "سيستم سازي" تار و پودها را مي‌سازند.
امریکا امروز در افغانستان ملت‌سازي مي‌ كند، به‌طوری که افغانستان 25 ميليون نفر جمعيت دارد اما عملاً‌ ملت شكل نگرفته است و در عراق دولت سازي انجام می‌دهد، گفت: ملت سازي در حوزه علوم استراتژيك، يك دانش بسيار تخصصي است كه نرم افزار آن در اختيار 3، 4 كشور قرار دارد.
امروز در لبنان و فلسطين دعوا بر سر دولت سازي است، به خاطر همين است كه مي‌بينيم يك دولت نزديك به ايران (اسماعيل هنيه) شكل مي‌گيرد و يك دولت نزديك به اسرائيل و امریکا( محمود عباس).
ما از نظر دولت سازي، ملت‌‌ سازي و سيستم سازي بالاترين رتبه را در جمع كشورهاي منطقه داريم و در سطح آسيا در كنار ژاپن و چين حائز رتبه اول هستيم.
رهبر يك جامعه، زماني تفكر استراتژيك براي ادامه جامعه دارد كه افق آرماني‌‌‌اش به جامعه، مردم، حكومت و دولت را تعريف كند و بداند چطور بين حكومت و ملت، نظام سازي كند.
قبل از انقلاب، شاه مي‌خواست با توسل به انگاره‌هاي هخامنشي، دست به دولت سازي بزند، به همين خاطر است كه در جشن‌هاي 2500 ساله در پاسارگاد مي‌ايستد و خطاب به كوروش مي‌گويد بخواب كه ما بيداريم. در واقع شاه آن زمان مي‌كوشيد با ترويج فضاي باستان گرايي ظاهر و ماكتي از حكومت هخامنشيان را به وجود آورد اما به خاطر اين كه مختصات انسان آرماني‌اش به درستي معلوم نبود و بنيان‌هاي اين دولت سازي غلط طراحي شده بود، عملاً پاسخ مورد نظر را نداد و سيستم از هم پاشيد.
منشأ غايتي كه از انسان براي امام(ره) متصور بود، قرآني است، چرا كه حيات انسان را طيبه مي‌دانستند، از اين رو است كه مدل جمهوري اسلامي و دولت سازي‌ها و نهادسازي‌هاي مربوط به آن، متأثر از انگاره‌هاي جامعه بندي شكل گرفت.
دكترين امام راحل(ره)، تقريباً‌ يكي از منسجم ترين دكترين‌ها براي امروز و آينده جامعه بشري است و حداقل 50، 60 سال زمان مي‌برد كه ما با تبيين ديدگاه‌هاي نظري و رفتارهاي عملي ايشان، علم جديدي براي مديريت جامعه طراحي كنيم.

عباسي با اشاره به دوران 20 ساله زعامت مقام معظم رهبري گفت: وقتي اين 2 دهه را بررسي مي‌كنيم، متوجه حركت‌هاي شگفت انگيز و پيشرف‌هاي چشمگيري در حوزه علوم و فناوري در شاخه‌هاي پزشكي، فناوري‌هاي هسته‌اي، قضايي و نظاير آن مي‌شويم، به طوري كه امروز مي‌توانيم ادعا كنيم از پيشرفته‌ترين كشورها در حوزه علوم استراتژيك محسوب مي‌شويم.
شما امروز مي‌بينيد در كودتاي مخملي كه 2 ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني و سياسي و سرمايه‌گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان‌داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل نظام چقدر بالا است، در حالي كه رخدادهاي مشابه در چين و امریکا از فلج شدن سيستم در مديريت بحران خبر مي‌دهد، به طوري كه سال 1369 در ميدان تيان من، ارتش چين وارد عمل مي‌شود و جلوي دوربين‌ها، 3200 نفر دانشجو را قرباني مي‌كند.

در حادثه مشابه ديگري كه با قتل يك سياه پوست از سوي پليس امریکا در سال 1370 رقم مي‌خورد و سياه‌پوست‌ها به خيابان‌ها مي‌ريزند، پليس ايالتي، FBI ، گارد ملي و نيروي زرهي يكي پس از ديگري آن قدر در مانده مي‌شوند كه سر انجام كار به حضور سپاه تفنگداران دريايي امریکا با توپ و تانك وسط خيابان‌هاي لس‌آنجلس و نيروي زميني و ارتش 82 هوابرد مي‌كشد، در حالي كه ابعاد حادثه به هيچ وجه قابل مقايسه با رخدادهاي ايران نبود و آن جا تلويزيون BBC فارسي و Face book و Touiter وظيفه سازماندهي اجتماعي يك انقلاب مخملي را بر عهده نداشتند.
با وجود گستردگي توطئه‌ها و آگاهي از ابعاد بحران، نظام سياسي كشور بالاترين ظرفيت را براي انتخابات در نظر گرفت و يك خودروي زرهي يا تانك در خيابان‌ها حضور نيافت، در صورتي كه همان زمان در اعتراضي مسالمت‌آميز در چين 186 نفر مسلمان كشته شدند و حجم انبوهي از تانك‌ها و زره‌پوش‌ها در سطح خيابان‌ها ظاهر شدند.

این پژوهشگر مسائل استراتژیک با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 گفت: امروز نزديك به يك دهه از سخنان ایشان در آن دوران مي‌گذرد و در جمع بندي بيانات ايشان به اين نتيجه مي‌رسيم كه رهبري در ابتداي دهه سوم انقلاب، اركان دهه چهارم را كه همان عدالت، توسعه و پيشرفت باشد، تئوريزه كرده‌اند.
رهبر معظم انقلاب در دهه سوم قطعات اين تئوري را در قالب نقشه‌ جامع علمي كشور، مهندسي فرهنگي، نهضت توليد علم و طرح تحول دستگاه‌هاي مختلف پي ريزي كردند، تا پوست اندازي نظام در طول دهه چهارم عمر خود محقق شود.

بسياري از موازي كاري‌ها، نابساماني‌ها و اختلالاتي كه در حال حاضر در سيستم مديريتي دستگاه‌ها وجود دارد، ناشي از نبود همنوايي است، به خاطر همين است كه دستگاه‌ها مثل يك گروه موسيقي عمل نمي‌‌كنند، از اين جهت تأكيد مقام معظم رهبري بر تحولات ساختاري دستگاه‌هاي مسئول قابل درك مي‌شود.

وي مدل ذهني رهبر معظم انقلاب را 3 وجهي دانست و گفت: بر خلاف رهبراني كه در جهان تك بعدي مي‌انديشند، ذهن مقام معظم رهبري 3 وجهي است، كه در راهبردها و راهكارها به خوبي نمايان است، به عنوان مثال ايشان در حوزه سياست خارجي از 3 وجه عزت، حكمت، مصلحت نام مي‌برند و در سياست داخلي، مثلث عزت، رحمت و اقتدار را مي‌سازند كه اين دو، در ضلع عزت با هم همپوشاني مي‌كنند. حال اگر اين مثلث‌ها را بيابيد و ادامه بدهيد، با يك ساختار و شبكه مواجه مي‌شويد كه دستگاه فكري و نقشه‌ استراتژيك رهبري را تشكيل مي‌دهد.


این دو لینک را ببینید، تحلیل دنباله دار فوق العاده ایست!

قسمت اول

قسمت دوم

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

چیزهایی که باید در مورد ماجرای مشایی را بدانیم !!



در مورد موضوع نصب آقای مشایی به معاونت اولی رئیس جمهور توسط دکتر احمدی نژاد و صدور حکم لغو این انتصاب ایشان توسط مقام معظم رهبری ، بشکل خلاصه این نکات  گوشزد شدنیست : 

1- دولتهای قبلی بخصوص آقایان هاشمی و خاتمی در موارد زیادی فراتر از قانون اساسی عمل می کردند. آقای خاتمی شعار "تغییر قانون اساسی" و افزایش اختیارات رئیس جمهور را هم سرداد.

2- آقای احمدی نژاد در این مورد حتی یک اقدام فراتر از حقوق قانونی رئیس جمهور انجام نداده است. در مورد هیئت وزرا ، طبق قانون فقط مجلس نظر می دهد و در خصوص مابقی اعضاء هیئت دولت فرد دیگری مجاز به دخالت نیست.

3- احمدی نژاد با کسانی باید کار کند که حرفش را بفهمند ، بپذیرند و عمل کنند. برخی حرف رئیس جمهور را می فهمند ، اما آن را نمی پذیرند. برخی نیز می پذیرند ، اما قادر به عمل کردن به آن نیستند. این امر انرژی دولت را تلف می کند. عناصر اصلی دولت عوامل اجرایی رئیس جمهور برای پیشبرد اهداف ، برنامه ها و آرمانهای اعلام شده توسط وی هستند.

4- یکسری حساسیت ها در مورد آقای مشایی هست که البته در تمامی دولت ها افراد حساسیت زایی وجود داشته اند. اما تا بحال کسی اینگونه لشکرکشی نکرده بود. بر اساس این جوسازی ها، رهبری یادداشتی خصوصی و محرمانه برای رئیس جمهور نوشتند. امام خامنه ای (مد ظله) اگر قصد انتشار علنی این یادداشت مستقیم و محرمانه را داشتند خود اقدام می کردند و از کسی واهمه نداشتند. حتما قصد رهبری این نبوده است که دیگران این یادداشت محرمانه را ذره ذره و بشکل افشاگرانه به بیرون درز دهند. رهبر معظم انقلاب اسلامی برای رئیس جمهور این رهنمود را خیرخواهانه نوشته اند، نه برای انتشار علنی. این یک مکاتبه ی مستقیم ، بین رهبری و رئیس جمهور بوده است.

5- برای فهم این مکاتبه و رفتار ریاست جمهوری دو سناریو بیشتر منطقی بنظر نمی رسد :

a. یا اینکه فرض کنیم احمدی نژاد خواسته است فرمان رهبری را نادیده گرفته و نسبت به آن بی تفاوت باشد!

b. یا اینکه وی با کسب اجازه از رهبری ، فرصتی را درخواست کرده اند که طی این فرصت زمانی مشخص تا قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف ، بتوانند ضمن حفظ حرمت حقوق قانونی ریاست جمهوری و جلوگیری از تخریب شخصیت آقای مشایی ، حکم قبلی خود در خصوص ایشان را لغو و ایشان را جابجا نمایند.

6- از سوی دیگر باید پرسید آقای ابوترابی و دیگران با چه اجازه ای ،این مکاتبه ی خصوصی را منتشر کرده و آقای شریعتمداری نیز افشاگری را تعقیب نموده است. چه کسانی این اسناد را به بیرن درز داده و موجب نگرانی 25 میلیون رای دهنده به دکتر احمدی نژاد را فراهم اورده اند و چنان القاء کرده اند که گویا احمدی نژاد از اجرای فرمان ولایت فقیه طفره رفته است تا مردم نتیجه بگیرند که در انتخاب خود اشتباه کرده اند.

7- آیا این افراد ، واقعاً از آقای احمدی نژاد ولایت پذیرترند یا در اجرای اوامر و منویات رهبری در ایران و جهان از رئیس جمهور موثرتر بوده اند ؟ قطعا دکتر احمدی نژاد بیش از دیگران منویات رهبری را در ایران و جهان پی گیری کرده است.

8- در این زمینه یک سئوال منطقی را باید این آقایان جواب بدهند : آیا القاء شبهه سرپیچی احمدی نژاد از اجرای دستور رهبری ، خیرخواهانه است و خدمت به به ولایت فقیه و در راستای تقویت جایگاه رهبری نظام اسلامی محسوب می شود ؟

9- برای تشخیص انگیزه ی ناشران این مکتوب محرمانه چه نکاتی به ذهن خطور می کند؟ :

a. تلاش برای القاء این نکته که تبعیت پذیری احمدی نژاد نسبت به رهبری همانند آقای رفسنجانی ، خاتمی ، موسوی و کروبی است لذا باید همه ی آنها را با یکسان تلقی کرد و به همین دلیل خیانتهای آشکار کسانی را که در این انتخابات فتنه ای عظیم علیه نظام و ملت ایران را ساماندهی کردند به فراموشی سپرد و این آقایان از هر نوع محاکمه ای تبرئه شوند.

b. تلاش برای القاء این نکته که در نظام جمهوری اسلامی ایران نه فقط هاشمی رفسنجانی و موسوی و کروبی و بلکه حتی دکتر احمدی نژاد هم دیگر امر ولایت فقیه را نمی پذیرد تا چنین القاء شود که ولی فقیه در اداره کشور با مشکل مواجه شده است؟

10- البته می توان پذیرفت که افرادی همچون آقایان ابوترابی و توکلی و نظایر ایشان، نه بدنبال تبرئه خیانتکاران در این انتخابات هستند و نه تضعیف جایگاه رهبری را هدف گرفته اند و نه بدنبال ایجاد تزلزل در افکار و باور 25 میلیون حامیان احمدی نژاد می باشند . با پذیرش این فرض بنظر می رسد که این اقدام آقایان ، صرفاً به منظور کنترل احمدی نژاد و تحت تاثیر قراردادن ایشان در انتخاب افراد مورد نظر خود در کابینه ی آینده صورت پذیرفته باشد . لیکن در هر حال ، اقدام این آقایان خلاف عقلانیت، جوانمردی و قانونگرایی بوده است و در این امر هیچ خیری را نصیب نظام ، رهبری ، دولت و ملت بزرگوار ایران نکرده اند. 


تا زمانی که بر اساس مشورت با رهبری اجرای این دستور را اجازه داشتند به تاخیر بیاندازند ، همین کار را کردند و زمانی که رهبری بنا به فضاسازیهای بوجود آمده مصلحت را در انتشار علنی این مکاتبه دیدند طبیعتا آقای احمدی نژاد هم بلافاصله مطابق این فرمان علنی عمل کردند که این اقدام آقای احمدی نژاد هم عین حقیقت قانون اساسی و شریعت اسلامی است.


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/06ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

خاتمی فاز بعدی سازمان سیا را کلید زد!
بیانیه مبهم و نامفهوم مجمع روحانیون مبارز و سخنرانی خاتمی در همان مجمع در چند روز گذشته مبنی بر رفراندوم عمومی برای فرار از بحران(؟؟؟) ، باز هم نشان داد بحث ریشه کنی نظام جمهوری اسلامی ایران و براندازی نرم که از پیش از انتخابات مشخص شده بود، امری سازمان یافته و در راستای اهداف دشمنان این کشور است. این امر پس از ناکامی در مرحله اول اول و دوم که بر اندازی به وسیله شعار تقلب و نیرو کشی خیابانی و آشوب گسترده برای نا امن کردن جامعه پیش رفت، با این بیانیه و سخنرانی خاتمی و مانور وسیع همگانی روزنامه های زنجیره ای و وب سایت های وابسته بر روی موضوع رفراندوم، وارد فاز جدیدش شد!

مساله ای که تا کنون هواداران میرحسین و عقلای این جریان منکرش هستند این است که اصلاً بحث براندازی مطرح نبوده و نیست و کلاً همه مخالفین و دولتیان توهم توطئه آن هم از جانب غرب را دارند! با این حال، نوع رفتارهای این جریان خزنده پیش و پس از انتخابات نشان می دهد این امر کاملاً سازمان یافته و فاز بندی شده بوده است. مرحله اول آمادگی جامعه برای قبول تقلب از پیش از انتخابات با شعار«اگر ما پیروز نشویم حتماً تقلب شده است» شروع شد. و در مرحله دوم با شورشهای خیابانی و مانور بر روی شعار «تقلب گسترده» بدون داشتن هیچ نوع سندی ادامه یافت، و مرحله سوم در صورت عملی نشدن دو فاز قبلی بحث مانور گسترده بر روی رفراندوم و چانه زنی برای امتیاز گیری بیشتر از نظام و بالا بردن هزینه انتخاب احمدی نژاد برای نظام و شخص وی است. در این مرحله بیشتر سعی خواهد شد با کارشناسان و مثلاً خبرگان سیاسی مصاحبه های گسترده صورت گیرد تا از این طریق جامعه از نظام متوقع انجام رفراندوم شود. این همه در صورتی است که با بازگشت جامعه از فضای بحران بعد از انتخابات به روال عادی روزمره خود، اصولاً بحث از بحران توسط هاشمی رفسنجانی که این روزها نقش پیاده نظام دشمن را از قبل و بعد از انتخابات بر عهده گرفته است و خاتمی که سعی کرده بیشتر سکوت کند، این سوال را مطرح می کند که آیا واقعاً الان در جامعه بحران حاکم است؟

مبحث بعدی این است که چرا خاتمی باید فاز سوم طرح را کلید می زد؟ با نگاهی به این جریان خزنده مشاهده خواهد شد که در فاز اول، هاشمی رفسنجانی با نگارش یک نامه بی ادبانه به رهبر انقلاب ژیش از انتخابات، در لفافه بحث تقلب توسط دولت در انتخابات را به صورت رسمی کلید زد. بحثی که تا آن زمان حتی میر حسین هم نتوانسته بود خیلی به صراحت بیانش کند و همانی را هم که بیان کرده بود، در جمع هواداران خویش بود، نه در نامه به شخص اول کشور! بعد از این امر، در فاز دوم و بعد از انتخابات بیانیه های میرحسین موسوی نقش هدایتگر جریان را بر عهده داشت و توانست هواداران خود را به خیابان ها بکشاند. در این بین اما خاتمی سعی کرده بود تا می تواند ساکت باشد تا برای فاز سوم حرفهایی که وی می زند از زبان یک مهره سوخته نباشد. پس در فاز سوم که هم موسوی و هم هاشمی نتوانسته بودند دو مرحله قبلی را با موفقیت پیش ببرند، هاشمی در نمازجمعه ابتدا بدون اشاره به رفراندوم از راهکارهایی سخن گفت که در آینده در راه است که بعد از دو روز هم خاتمی این پیشنهاد را مطرح کرد!خیلی این روابط پیچیده نیست. در حالی که سازمان یافته بودن این امور هم به هیچ وجه مخفی نیست!

و جالب تر اینجاست که اصولاً در حال حاضر بحث از رفراندوم که در اصل 59 قانون ذکر شده و در مسائل و اعمال قوه مقننه است(نه قوه مجریه) با تصویب دو سوم نمایندگان برای انجامش صورت می پذیرد محلی از اعراب دارد؟ یعنی آقای خاتمی که 8 سال رییس جمهور این کشور بودند، فضای کنونی را طوری می بینند که نیاز به همه پرسی باشد؟ آیا ایشان در صورت انجام همه پرسی باز هم حرف از تقلب نخواهند زد؟ از کجا معلوم نخواهید فاز بعدیتان را با انجام این همه پرسی به سرانجام رسانید؟ یا اصلاً نکند می خواهید نیروهای سازمان ملل را بیاورید تا باز برایتان رفراندوم کند؟ آنچه ما از شما و همفکرانتان دیدیم این چنین بوده است که اگر نعوذ بالله خود خدا هم بیاید پایین و برایتان کاری انجام دهد، می گردید از بغلش راهی پیدا کنید تا هزینه انجام این کار را برای خدا هم بالا ببرید!!...جناب خاتمی! هر چند از همان سال اول حضورتان مشخص بود از کجا دستور می گیرید، ولی خواهش می کنم برای انجام نیات شومتان از ما مردم مایه نگذارید! اوضاع جامعه آرام است، مگر اینکه شما و دوستانتان دوباره بخواهید بحران سازی کنید!...یاعلی


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/30ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

کاروان جمل؛ از علی(ع) تا سیدعلی
دعوا سر تقلب در انتخابات نیست؛ این زخم، کهنه‌تر از این حرفهاست، چرک و عفونت‌هایی که از لای این زخم خارج شدند، قدمتی 20 ساله دارند، به وسعت سکوت میرحسین موسوی، به تعداد سال‌هایی که از هجرت روح فرسای روح خدا (قدس سره) گذشت و دقیقاً به اندازه ثانیه‌هایی که ردای ولایت و زعامت قوم بر قامت آن سلاله پاک پیامبر اعظم(ص) و امام حسین(ع)، نهاده شد و چه اسم با مسمایی دارد این ولی؛ "سیدعلی"!

علی(ع)، آیه و علامتی پرمعناست. در دل این واژه 3 حرفی چه جاذبه و دافعه‌هایی که وجود ندارد؛ از سلمان فارسی و مالک اشتر و عمار یاسر گرفته تا...؛ تا زبیر بن عوام و طلحه بن عبدالله و عایشه و...

تا قبل از هجرت روح فرسای حبیب خدا(ص)، طلحه که طلحةالاسلام بود و زبیر، سیف‌الاسلام، در جنگ‌های متعدد با شمشیر و کمان‌هایشان با همسنگرانی چون عمار و سلمان و ابوذر چه غم و غصه‌ها که از سیمای پیامبر اکرم و شریعت نوپای اسلام نزدودند، آنان از کودکی با علی(ع) بزرگ شده بودند، تا آن که رسول الله رفت...

چهاردهم خردادماه هم فرا رسید، همانگونه که بیست‌وهشتم صفر فرا رسید. «انا لله و انا اليه راجعون. روح بلند و ملکوتي پيشواي مسلمانان جهان حضرت امام خميني(ره) به ملکوت اعلي پيوست...»

امام رفت اما انگار تاریخ باید تکرار شود؛ شتر سرخ موی قدرت طلبی و تفاخر و اشرافیت دوباره بیدار شده بود و از دل تاریخ پای به انتهای دهه 60 ه.ش گذاشته بود؛ آقای خامنه‌ای؟ رهبری؟ ما آقا بزرگ هستیم! من همیشه کنار امام بودم، امام همیشه از من مشورت می گرفت، امام همیشه منتظر می ماند تا ببیند نظر من چیست و آن گاه تصمیم می گرفت، من نمایندگی از امام برای محاسبه وجوهات داشته ام، امام همیشه مرا با نام کوچک خطاب می کرد، امام من را فرزند فاضل خودش معرفی کرد، من، امام... من، امام... من...! امکان ندارد بگذاریم این صفت‌ها جابجا شود، ما آقابزرگ خواهیم ماند.

اما نشد! تیر آخری ترکش‌اشان هم کارگر نیفتاد؛ خبرگان به شورای رهبری رأی نداد و سقیفه در سقیفه باقی ماند و بر گارانتی خودساخته و مادام‌العمر آقابزرگان خودخوانده، مهر "باطل شد"، خورد.



گذشت و گذشت و 16 سال هم گذشت، هر چند وقت یک‌بار یک بچه جمل در جایی و مسئله ای ظهور پیدا می کرد. یک دم خواستند جام زهری دوباره به دست رهبری دهند، زمان دیگری دانشگاه را به خون می کشیدند!، خرم‌آباد را به هم ریختند، رقاصه ارمنی به ایران آوردند، کنفرانس برلین، مطبوعات زنجیره‌ای، قتلهای زنجیره‌ای و...

اگرچه آقابزرگ نبودند اما هنوز هم عکس های یادگاری‌اشان با امام(ره) برایشان نان آور بود و با سوء استفاده از آن شمشیر زدن‌ها و کمان کشیدن‌هایشان، سیستم یکی ما یکی رهبری و اگر کمی منصف‌تر بودند یکی ما دو تا رهبری را دنبال می‌کردند. خون دل‌ها خورده شد، رنج‌ها کشیده شد تا در این بقالی بسته شد و بدیهی‌ترین شعار اسلام و انقلاب یعنی عدالت دوباره به‌عنوان مطالبه عمومی مطرح شد و مردم، کسی را به‌عنوان مجری این شعار برگزیدند که در برابر ولایت فقیه ادعای "انا رجل" نداشت، او ملازم رکاب امام نبود اما بوی خوش سیب اویس قرنی را می‌داد، اویس پیامبر را ندید لکن در معرفت و ولایت‌پذیری انگار قرن‌ها بود که از طلحه و زبیر جلوتر بود. او همه چیز را برای رهبرش می‌خواست. «رییس‌جمهور: ما حاضريم شب و روز بدويم و براي كشور كار كنيم، موفقيت‌ها، پيشرفت‌ها را به نام رهبري و مردم بنويسند اما همه‌ي مشكلات به پاي احمدي‌‍‌نژاد نوشته شود.»

دیگر کارد به استخوان رسیده بود، کارد که به استخوان برسد، دیگر جای مصلحت اندیشی نیست، باید کار را تمام کرد. سناریوی یک جمل تمام عیار نوشته شد. «اگر تقلب بشه، شنبه قیامت میشه!»؛ هر نتیجه‌ای که در انتخابات دهم حاصل می‌شد، به فتنه ختم می‌شد و این، آن سناریوی تکراری بود.

فتنه موعود، ایجاد شد. خیلی از عوام‌الناس مردد شدند. آخر در این جبهه هم، آیت‌الله و حجت‌الاسلام و پاسدار و حواری امام و زندان رفته و سیلی خورده کم نیست! حق با کدام طرف است؟!

خدايا، حق با كدامين طرف است؟ در يك سو علي،‌ داماد پيامبر، سردار بزرگ اسلام،‌ كسي كه پيامبر در وصفش مي فرمود: «علي مع الحق و الحق مع علي» با جمعي از ياران صديق پيامبر است، و در سوي ديگر «ام‌المؤمنين، عايشه» و 2 تن از صحابه بزرگ پيامبر، «طلحه الخير» مرد خوش سابقه اسلام و زبير «سيف الاسلام» -دلاور ميادين نبرد- صف بسته‌اند. آيا مي شود هر 2 گروه بر حق باشند يا هر دو بر باطل؟!... به‌راستي كداميك بر حق است؟

سرانجام آن عوام سردرگم، چاره كار در اين ديد كه جواب را از علي (ع) بازجويد: «أيمكن أن يجتمع زبير و طلحة و عايشة علي باطلٍ؟» آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه بر باطل اجتماع كنند؟ علي (ع) در پاسخ، جوابي داد كه،‌ دانمشند سني مذهب مصري، دكتر «طه حسين» در وصف آن گفته است: پس از قرآن، هيچ كلامي از بشريت بدين پايه محكم و والا گفته نشده است:

«إنك لملبوس عليك. إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأفدار الرجال، إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله»

«همانا حقيقت بر تو اشتباه شده است. به درستي كه حق و باطل را با ميزان قدر و شخصيت افراد نمي توان شناخت.اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي و باطل را نيز بشناس،‌ اهل آن برايت آشكار مي گردد.»


 *. حرف دل من از زبان سید مصطفی میر محمدی


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/23ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

وقتی علـی(ع) می‌ترســــد!

سال ١١ هجری؛
اینجا مدینه است ...
همه منتظرند تا واکنش علی - علیه السلام- را ببینند. او به نتیجه شورا و انتخاب ابوبکر معترض است. همه نگاه‌ها به او دوخته شده است.
علی -ع- با چهره‌ای برافروخته سخن می‌گوید:
«و الله لولا مخافة الفرقة بین المسلمین و ... به خدا سوگند! اگر نبود ترس وقوع تفرقه بین مردم و از بین رفتن وحدت، به راستی که رفتار ما با آنان به گونه‌ای دیگر بود.»
علی-ع- به خانه می‌رود و شمشیر می‌نهد و سکوت در پیش می‌گیرد تا مبادا وحدت مسلمانان خدشه‌ای ببیند.


سال ٢٣ هجری؛
اینجا مدینه است ...
همه منتظرند تا واکنش علی -علیه السلام- را ببینند. او به نتیجه شورا و انتخاب عثمان معترض است. علی -ع- با چهره‌ای غضبناک می‌آید. همه چشم‌ها به سوی اوست. عده‌ای از شیعیان منتظرند تا با اشاره امام، شمشیر از نیام برکشند و حق علی -ع- را بازستانند: آیا بس نیست این همه حق را تباه کردن؟
علی -ع- به میان یارانش می‌رود، همه ساکتند، علی سخن می‌گوید:
«لقد علمتم انی احق ... همانا می دانید که من سزاوارتر از دیگران به خلافت هستم. سوگند به خدا! به آنچه انجام شده گردن می‌نهم تا اوضاع مسلمین از هم نپاشد ... و پاداش این گذشت و سکوت را از خدا انتظار دارم.»
علی -ع- در میان بهت یارانش به خانه بازمی‌گردد.


حاشیه:
پس چرا امام حسین -علیه السلام- سکوت نکردند تا وحدت مسلمانان آسیب نبیند؟ امام -ع- خود پاسخ می‌دهند: «و علی الاسلام السلام ... زمانی که مردم به حاکمی چون یزید گرفتار شوند باید فاتحه اسلام را خواند.»
گرچه امامان با خلفای قبل هم مخالف بودند اما آن خلفا علنا با اسلام دشمنی نمی‌کردند و امامان هم گرچه در برابر انحرافات آنان موضع می‌گرفتند اما هیچ گاه به مبارزه با آنان برنخاستند. اما یزید به گونه‌ای دیگر بود، علنا شراب می‌نوشید، میمون روی تخت خلافت می‌نشاند، به پیامبر -ص- توهین می‌کرد و احکام اسلام را به تمسخر می‌گرفت. استمرار حکومت او باعث نابودی اساس اسلام می‌شد نه اینکه تنها انحرافاتی را در جامعه ایجاد کند.





سوالاتی که ماند

پرونده انتخابات ریاست جمهوری بسته شد، اما سوالاتی ماند که نمی‌دانم چه زمانی پاسخ می‌شنوند:

١. اگر منظور آقای موسوی از تقلب گسترده، تقلب در صندوق‌هاست:
الف. چهل هزار نفر ناظر ایشان در صندوق‌ها چه می‌کردند که تقلبی ١١میلیونی رخ داد؟!
ب. حتی اگر تمامی صندوق‌هایی را که آقای موسوی در نامه خود به وضعیت آنها اعتراض کرده بودند را هم باطل کنیم، مجموع آرای این صندوق‌ها تنها چند درصد کل آراست، پس چرا ایشان اعلام می‌کردند که در انتخابات تقلبی گسترده رخ داده و خواستار ابطال ١٠٠درصد آرا و برگزاری مجدد انتخابات بودند؟
شاید منظور ایشان این بوده که در «کل صندوق‌ها» تقلب شده، یعنی در آن صندوق‌های مورد اعتراض تقلبی غیر از نحوه شمارش رخ داده و بقیه هم (با وجود ناظران آقای موسوی در ٩٠درصد صندوق‌ها) هنگام شمارش تقلب شده است.
در این فرض، شورای نگهبان آمادگی خود را برای بازشماری کل آرا با حضور نمایندگان نامزدهای معترض اعلام کرد اما آقای موسوی پاسخی منفی داد. پس قاعدتا ایشان نباید مشکلی با آرای صندوق‌ها داشته باشند.

٢. اگر منظور آقای موسوی از تقلب گسترده، نه تقلب در صندوق‌ها، بلکه «فضای قبل از انتخابات» است: در این فرض اگر فضای قبل انتخابات، آنقدر که ایشان این روزها می‌گویند، برضد ایشان مسموم بود چگونه حتی در روز انتخابات می‌گفتند: اگر تقلب نشود من قطعا پیروزم؟

٣. شاید منظور آقای موسوی از تقلب گسترده، نه تقلب در برخی صندوق‌هاست (چون برفرض صحت هم فقط چند درصد کل آرا را شامل می‌شود) و نه فضای قبل از انتخابات (چون خود اذعان می‌کردند که فضا کاملا به نفعشان است)؛ بلکه منظور ایشان از تقلب گسترده این است که شورای نگهبان نباید ناظر می‌بود هر چند دلیلی برای تقلب وجود نداشته باشد.
در این فرض، باید از ایشان پرسید که آیا شما هنگام ثبت‌نام نمی‌دانستید که شورای نگهبان ناظر انتخابات است؟ آیا پذیرفتنی است که تیمی با قبول داور و شرایط بازی، وارد زمین شود و پس از شکست، نظم ورزشگاه را به هم بزند و اعلام کند نه داور را قبول داریم و نه قوانین بازی را؟


2 نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

اينجا صفين است؛ مي‌خواهند مالك را از كنار خيمه معاويه بازگردانند !!

۱- شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبیر» پرسید؛ علی را چه می شود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علی تازه به خلافت رسیده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بیت المال رسیدگی می کرد.

آن دو آمده بودند برای ادامه ویژه خواری خویش در حاکمیت علی نیز تضمین بگیرند! وقتی علی شمع بیت المال را خاموش کرد و به همین اندازه هم حاضر به هزینه از بیت المال برای گفت وگو با ویژه خواران نشد، معلوم بود که پاسخ علی چیست. اما، پاسخ طلحه و زبیر به علی هم شنیدنی است، از مدینه بیرون رفتند و غائله جمل را آفریدند و به مقابله با حکومت عدل علی برخاستند؛ یعنی «خروج از حاکمیت».

دقیقاً مانند کسانی که همین چند سال پیش، وقتی احساس کردند دوران ویژه خواری و لفت و لیس آنان از بیت المال رو به پایان است، با «خروج از حاکمیت» دست به تحصن زدند و تابلویی به زبان انگلیسی- که برای حامیان بیرونی هم قابل فهم باشد - بر فراز سر خویش برافراشتند. چه می خواستند؟ ادامه حاکمیت اشرافی خود بر مردم. شعارشان اما، چیز دیگری بود، نگرانی از فقدان «دموکراسی»! که خود زیر پا نهاده بودند. چرا که بیان آنچه در دل داشتند رسواکننده بود. طلحه و زبیر هم پرچم دیگری، غیر از آنچه در دل داشتند برای مقابله با حاکمیت عدل علی برافراشتند. خونخواهی خونی که خود ریخته بودند و مظلوم کسانی که بی خبر از اصل ماجرا، زیر آن پرچم سینه می زدند!

2- اینجا «صفین» است. کسانی که در «بدر» با قرآن جنگیده بودند، اکنون پاره های قرآن را به فریب بر نیزه کرده اند. بوی شکست به مشامشان خورده بود. پس باید به چیزی متوسل شوند که برای جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادی ندارند! وقتی با پاره های قرآن می توان به جنگ «روح قرآن» رفت، درنگ چرا؟! حیله کارگر افتاد.

کسانی از سپاه علی(ع) دست از جنگ کشیدند و مالک از کنار خیمه معاویه بازگردانده شد. مثل امروز که نظام اسلامی با به کارگیری گفتمان امام و انقلاب در قوه اجرایی، حاکمیت اشراف و رانت خواران را با خطر جدی روبرو کرده است. اگر این روال و این نسخه ادامه پیدا کند... این بار، اما شال های سبز را واسطه کرده اند. می گویند نشانه سیادت است و راست می گویند، اما اگر به همین منظور وارد معرکه کرده اند چرا بر دست و سر و مچ کسانی آویخته اند که سید نیستند! این که چه هستند؟ بماند! بسیاری از آنها نمی دانند در کدام میدان به بازی گرفته شده اند.

نگوئید چرا بعضی ها را با معاویه و عمروعاص مقایسه می کنید. در مثل مناقشه نیست و این ترفند از آن روی که ترفند است با آنچه در صفین اتفاق افتاد یکی است. مگر وقتی گفته می شود فلان کار شیطانی است به معنای آن است که انجام دهنده آن شیطان است؟! اینجا هم سوءاستفاده از شال سبز، با آنچه در صفین اتفاق افتاد شباهت دارد. نه این که فلانی و فلانی- خدای نخواسته- با معاویه و عمرو عاص قابل مقایسه باشند، که به یقین نیستند.

3- اینجا «دمه الجندل» است، علی در اطراف صفین. آتش جنگ صفین بعد از آن ماجرا، موقتاً خاموش شده است.

علی را به «حکمیت» وادار کرده اند و برخلاف میل او «ابوموسی اشعری» را به عنوان حکم به امیرالمومنین تحمیل کرده اند. بقیه داستان را شنیده اید. چرا ابوموسی به عزل علی(ع) تن داد؟ می گویند ساده لوح بود و از عمروعاص فریب خورد. راست می گویند. اما ابوموسی یک خصوصیت دیگر هم داشت. او مردی بسیار ثروتمند بود تا آنجا که وقتی از شهری به شهر دیگر می رفت چندین شتر فقط اموال منقول او را حمل می کرد.

خب! آیا ابوموسی با آن ثروت انبوه می توانست به ادامه خلافت علی راضی باشد؟ معلوم است که نه! چرا؟! مگر علی در اولین روز از خلافت ظاهری خود نفرموده بود اگر با اموال به غارت رفته از بیت المال خشتی خریده و در ساختمانی هم به کار برده باشید، آن را بازمی ستانم؟

مگر همین علی نبود که می فرمود «هیچ ثروت انبوهی ندیدم، مگر آن که در کنار آن حق پایمال شده ای بود». آیا کلان سرمایه دارانی مانند جناب ابوموسی اشعری می توانند با خلافت او کنار بیایند؟! بنابراین چه فرصتی مناسب تر از «حکمیت» که او را عزل کنند!! اما با کدام بهانه؟ انگیزه اصلی، یعنی حفظ ثروت انبوه و زندگی اشرافی که قابل گفتن نیست! هست؟!... پس باید یک بهانه مردم پسند پیدا کرد. چه بهانه ای از این بهتر که ادامه خلافت علی «خطرناک» است!

علی که در خلافت باقی بماند، گریبان معاویه را رها نمی کند و خطر جنگ در پیش است! اصلا عیسی به دین خود، موسی به دین خود. به ما چه مربوط که حکومت معاویه خونریز و غارتگر است... ابوموسی نگفت که اگر ترس معاویه از علی نباشد، دست جنایت او از دمشق تا کوفه و مدینه و مکه و همه بلاد آن روز دراز می شود. حجاج بن یوسف که حاکم شد، تازه مردم متوجه شدند که چه فریبی خورده اند و چگونه مال و جان و ناموس خود را به خطر انداخته اند.

امروز هم، کسانی سخن از «تنش زدایی» بر زبان دارند و به روی خود نمی آورند که اگر ایستادگی دولت اصولگرا در برابر باج خواهی آمریکا و اسرائیل نبود، دست تجاوزگر آنان تا کجا دراز بود؟!... امروز هم ادامه دولت اصولگرا را خطرناک می دانند ولی نمی گویند یا نمی دانند تا بگویند که این دولت به گواهی همه شواهد و اسناد برای آمریکا و اسرائیل خطرساز و برای مردم ایران، امنیت آفرین بوده و هست.

4- اینجا «کوفه» است. مقر خلافت امیر مومنان و با فاصله نزدیک به 800 کیلومتر از دمشق، مرکز حکومت اشرافی معاویه. جنگ های جمل و صفین و نهروان تمام شده است. معاویه اما، هنوز نگران است. چرا که حاکمیت اشرافی خود را در خطر می بیند. اشراف دیگر هم در اضطراب به سر می برند.

اما، جنگ با علی که کارساز نبود. باید حیله دیگری اندیشید. بله، پیدا شد! «علی سخت گیر است»! «با این و آن درگیر می شود»! «آرامش جامعه را برهم می زند»! و... اما، نمی گفتند که علی با چه کسانی سخت گیر است؟ با ویژه خواران زورگو و زیاده خواه یا مردم محروم و مظلوم؟! آرامش چه کسانی را برهم می زند؟ آرامش خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا یا مردم کوچه و بازار؟! علی که آن پسرک یتیم را بر پشت خود سوار می کرد، نیمه شب برای محرومان نان و خرما به دوش می کشید. از اندوه آن دخترک فقیر به ملامت خویش می نشست. چهره به آتش تنور نزدیک می کرد و می گفت: بسوزان! و سوزندگی آتش دوزخ را به یاد پسر ابوطالب بیاور ... بسیاری در آن روزگار به فریب معاویه که از دمشق به کوفه می رسید و زبان به زبان در دهان خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا می چرخید، فریفته شدند...

امروز هم، انگار همان شیپور فریب که در آن می دمند، مبارزه با مفسدان اقتصادی را «مانع سرمایه گذاری» می دانند، کوتاه کردن دست غارتگران از بیت المال را بداخلاقی! می نامند، نشست و برخاست با توده های مردم را حرکت «پوپولیستی» معرفی می کنند، هزینه بیت المال برای محرومان را فریب انتخاباتی! قلمداد می کنند و...

5- بدیهی است که در این نوشته قصد مقایسه «مثل به مثل» میان هیچکس با هیچکس نیست. مرور گوشه هایی از تاریخ است. مگر نه این که مرور تاریخ برای عبرت گرفتن است؟ انگار باردیگر جنگ احزاب است و باز هم ماجرای آن روزهای مدینه و حجاز و کوفه در میان است. خوب که نگاه می کنی، انگشت حیرت به دندان می گیری. چه خبر است؟!

آمریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا،کلان سرمایه داران، محکومان به جاسوسی، مفسدان اقتصادی، خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا، دشمنان تابلودار امام و انقلاب، همه و همه با تمامی اختلاف نظرها و مقاومت های -گاه نزدیک به تضاد- گردهم آمده اند و در یک نقطه اشتراک نظر دارند. فقط یک نقطه. دولت اصولگرا نباشد... آنها که در گذشته ای نه چندان دور با یکدیگر رابطه ای شبیه «کارد و پنیر» داشتند، امروز به هم پیوسته اند، چنان که گویی از روز ازل «خاله خواهرزاده» بوده اند! چرا؟! مگر چه شده؟!

این جماعت ناهمخوان با کدام چسب به هم چسبیده و همخوان شده اند؟! آیا ایستادگی دربرابر باج خواهی بیگانگان جرم است؟ کوتاه کردن دست رانت خواران از بیت المال چه؟ ساده زیستی و پاکدستی چه گناهی دارد؟ حضور در میان مردم به جای نشستن در کاخ های افسانه ای که جرم نیست! هزینه کردن درآمدها برای محرومان، عمران و آبادانی کشور، گسترش علم و تکنولوژی، کار شبانه روزی و بی وقفه برای مردم، مقابله با حرامخواران، تبدیل خط سازش به خط مقاومت و ناامیدکردن دشمن از حمله به کشور و... اگر این همه جرم نیست- که نیست- این ائتلاف بیرونی و درونی در مخالفت با دولت نهم برای چیست؟!

6- و بالاخره یادآوری رخدادهای آن دوران برای تداعی علی این دوران است، یعنی ولی امر مسلمین و قافله سالار انقلاب وگرنه، بدیهی است که احمدی نژاد نه فرشته است، نه «معجزه هزاره سوم»! او سردار پا به رکاب و گوش به فرمان رهبر است و مانند هر سردار دیگر بی عیب و ایراد هم نیست. دشمنان بیرونی که طی 4 سال گذشته علیه او شمشیرها را از رو بسته اند، احمدی نژاد را فقط و فقط از آن روی که بر گفتمان امام و انقلاب اصرار دارد، مورد هجوم قرار داده و می دهند به ایرادهای او که کاری ندارند... که از آنان جز این انتظاری نیست، از مفسدان اقتصادی، عوامل وابسته به بیگانه، جریانات ضدانقلاب، شخصیت های چند چهره، رانت خواران و... که امروزه علیه دولت نهم شمشیر کشیده اند نیز انتظاری نمی رود.

اما از کسانی که با انقلاب همراه بوده اند، انتظار دیگری در میان است، به نفع دنیا و آ خرت خودشان، چرا که این قافله با همراهی توده های عظیم مردم به راه افتاده و ایستادنی نیست، بنابراین، بیدار بمانید که از راه نمانید.

حسین شریعتمداری


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

چرا کروبی آمد ؟

به سبک همون خانمه بخونید البته با این پیش زمینه که او که می داند رای نمی آورد پس چرا کروبی آمد ؟!

فیلم انتخاباتی مهدی کروبی بهانه ای شد تا بیایم و از گفتنی ها بگویم. واقعیت آن است که اصلا انتظار چنین فیلمی را نداشتم. می دانستم کروبی شخصیتی است که به منحرف ها و غرب زده ها میدان خواهد داد و از او حداکثر بهره برداری را خواهند کرد. اما با این همه فیلم تبلیغاتی این چنینی برایم دور از انتظار بود.

فکر می کنم هر انسان منصفی بخواهد قضاوت کند، گواهی می دهد که فیلم کروبی فیلمی ضعیف بود. به نظر من ضعیف ترین فیلم انتخاباتی را آقای کروبی در میان نامزدها داشت. اما چرا؟ دلیل آن روشن است. اصولا آقای کروبی قرار نیست برنده انتخابات باشند و اتفاقا دوستانی که گرد ایشان حلقه زده اند هم چنین نیتی به هیچ وجه ندارند!

اما کروبی در این انتخابات چه نقشی را می بایست ایفا می کرد؟ اولین رسالت او اعاده حیثیت از برخی چهره های به حاشیه رفته و منفور میان مردم بود. این را همه می دانند که کرباسچی وجهه ای مثبت میان مردم نداشته و ندارد. با این همه دلیل اصرار این چنینی بر حضور کرباسچی در کنار کروبی چه بود؟ چرا تصاویر کرباسچی در پوسترهای کروبی رخ نمایی می کند؟ چرا او در فیلم تبلیغاتی کروبی مدام سخن می گوید؟ آیا کرباسچی چهره محبوبی بود که کروبی می بایست برای رای آوری از محبوبیت او بهره می جست؟ چنین نبود.

در واقع در این میانه کروبی به کرباسچی خدمت کرد نه کرباسچی به کروبی. این همه را بگذارید کنار ایمیل هایی که این روزها با نام کرباسچی در فضای مجازی منتشر شده است و به نوعی از گذشته او سخن می گوید و تبرئه او را دنبال می کند. این همه را بگذارید کنار فیلم تبلیغاتی کروبی که در آن کرباسچی باب سخن را به صورت کاملا اتفاقی از قصه شهرداری تهران باز می کند. قرینه بیشتری برای این تحلیل لازم است؟!

دومین رسالت کروبی حفظ گفتمان تندروهای اصلاحات بود. همه می دانستند که میرحسین مرد اتخاذ شعارهای رادیکال نیست. او هر چه باشد و هر چقدر هم با تندروها راه بیاید از الگوی مطلوب اصلاح طلبان تندروها تبعیت نخواهد کرد. او حرف از اصلاح قانون اساسی قطعا نخواهد زد. حرف از پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض از زنان به میان نخواهد آورد.

اصلاح طلبان چه باید می کردند تا گفتمانشان به فراموشی سپرده نشود؟ یک نفر می بایست در نقش بدلی این شعارها و حرف ها را تکرار می کرد و حتی در صدا و سیما و مجامع عومی نیز باب طرح آنها را باز می کرد. این گونه بود که احزاب اصلاح طلب همگی رسما از میرحسین یعنی کاندیدای اصلی اصلاح طلبان حمایت کردند و در عین حال برخی چهره های اصلاحات برای امور وِیژه ای در کنار کروبی ماندند. اینها همه طراحی شده بود.

وظیفه سوم کروبی شکستن آرای احمدی نژاد با وعده و وعیدها و آماده کردن زمینه برای رای آوری میرحسین موسوی است. از وعده های انتخاباتی کروبی همه استقبال می کنند و انفاقا در روزنامه هم تیتر اولش می کنند. اما در فیلم تبلیغاتی آن گونه که باید این وعده را برجسته نمی کنند. نوع طرح این وعده ها در فیلم جدی نبود. مانور کافی بر روی آن ها انجام نشد. به این دلیل که این طرح ریزی می بایست فقط مخاطب خاص خود را پیدا کند. باید کروبی بیش از همه از سبد آرای احمدی نژاد کم کند.

در واقع اگر بخواهیم منصفانه و با توجه به شرایط موجود قضاوت کنیم باید بگوییم برخی از سادگی کروبی این روزها دارند سوء استفاده می کنند و کروبی بی آنکه بداند ابزار اعمال سیاست های بانیان حلقه کیان و خاندان هاشمی شده است. مگر امکان دارد هر یک از اعضای حلقه کیان یک گوشه میدان انتخابات بی دلیل پرسه بزنند؟ ساده اندیشی است اگر این را بپذیریم. قصه چیز دیگری است. هر کس ماموریت خاصی دارد.

در فضای انتخاباتی کنونی هر سه کاندیدای منتقد دولت در پازل هاشمی بازی می کنند. چگونه است که کارگزاران رسما از موسوی حمایت می کند، اعضای کارگزاران در ستاد کروبی حضور می یابند و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و از نزدیکان هاشمی همراه برخی چهره های نزدیک به رئیس مجمع در انتخابات حاضر می شود. این ها همه و همه بروز یک طراحی است. محسن رضایی و آقای کروبی مهره های سوخته هاشمی در این انتخابات هستند. این واقعیتی است که نمی توان آن را انکار کرد.


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/19ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

واکاوی ترور هاشمی در خرداد 58
بیان جزئیات ترور هاشمی پس از 29 سال، از زبان خانم عفت مرعشی، همسر آقای هاشمی، در مصاحبه با شماره 48 شهروند امروز : وقتی منافقین دكتر مطهری را شهید كردند، امام گفته بودند كه برای آقای هاشمی محافظ بگذارند. دو تا محافظ بودند، یك نفر نیز راننده بود. وقتی آقای هاشمی می‌آمد خانه، محافظان را مرخص می‌كرد و آنها می‌رفتند. آن روز یكی از آنها آمده بود تا با محسن در خانه درس بخواند. چون شام درست نكرده بودم، محسن را صدا كردم برود برای مهمان‌‌ها غذایی بخرد. وقتی محسن رفت، مهمان‌ها هم رفتند. برادرم هم رفت.

بعد از مدتی در خانه را زدند. كارگر ما رفت در را باز كرد. آمد گفت كه دو نفر هستند پیامی از طرف آقای ناطق نوری برای آقای هاشمی دارند. آقای هاشمی گفت: «اسمشان را سوال كنید» من گفتم حالا اسمشان هرچه باشد شما از كجا می‌شناسید كه كی هستند. اگر نمی‌خواهی آنها را ببینی، بگو نیایند اگر هم می‌خواهی، بگو بیایند داخل، آنها را دم در معطل نكن!

آقای هاشمی گفتند كه بگو بیایند داخل. من رفتم وضو بگیرم. آن زمان خانه ما خیلی جمع و جور بود. رفتم چادر نمازم را بردارم و نماز بخوانم. از مقابل اتاق كه ردم شدم، دیدم انگار دو سه نفر دارند كشتی می‌گیرند! تعجب كردم چون آقای هاشمی داخل آن اتاق بودند. در را باز كردم دیدم كه ایشان با یك نفر گلاویز شده‌اند. یكی از منافقین در اتاق بیشتر نبود. یك نفر هم جلوی در حیاط ایستاده بود. پاسدار ما نیز در حیاط بود كنار حوض. غروب بود و هوا تاریك شده بود. پاسدار از پشت شیشه می‌بیند كه آقای هاشمی با یك نفر دیگر گلاویز شده‌اند. من در را كه باز كردم و این صحنه را دیدم، رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود! بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فكر كردم كه یكی از پاسدارها برای كمك آمده، اما دیدم نه این آدم غریبه است. پریدم جلو! آقای هاشمی را پرت كردم روی زمین! یادم آمد كه منافقین به سر آقای مطهری شلیك كرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست‌هایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نكرد دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی كرد. یك تیر هم زد به دیوار اتاق و رفت. احتمال داد كه آقای هاشمی كشته شده است. او كه رفت، من بلند شدم دیدم خون از شكم آقای هاشمی بیرون زده .. .

هیچ‌كس نمی‌دانست كه تیر به كجای آقای هاشمی خورده. دكترها به من نگفتند. تا اینكه آقای مسعود رجوی آمد پیش من گفت كه خانم! تا فردا صبح وضعیت آقای هاشمی خطرناك است. چون تیر به كبد ایشان خورده و پرده دیافراگم نیز پاره شده است.

آن روزی كه اعضای فرقان آمدند آقای هاشمی را ترور كنند، برنامه داشتند تا آیت‌الله اردبیلی و شهیدبهشتی را نیز ترور كنند. در واقع قبل از اینكه به خانه ما بیایند، رفته بودند خانه دكتر بهشتی، اما نه ایشان را پیدا كردند و نه آیت‌الله اردبیلی را هیچ‌‌كدام نبودند پس به خانه ما آمدند.





در فرایند گزارش شده از ترور آقای هاشمی، جای شکر و شگفتی بسیار است، که به برخی از آنها اشاره می‌شود:



1. ترور یک شخص در خانه خودش خطرات بسیاری برای تروریست‌ها دارد. اما چرا برای ترور آقای هاشمی به خانه‌اش می‌روند؟

2. با توجه به ترور آقای مطهری، تنها 25 روز پیش از آن، و سفارش امام به گماردن محافظ برای آقای هاشمی، این همه خوش‌باوری در پذیرفتن دو ناشناس، کمی عجیب است.

3. یک تیم ترور شلخته چطور توانسته است هم منزل آقای اردبیلی هم منزل آقای بهشتی را در یک روز پایش کنند و به علت نبودن آنها، شرایط منزل سوم را بررسی و برای ترور مناسب ارزیابی کرده، اقدام به ترور کنند؟

4. خانم مرعشی از کجا فهمیده‌اند که آنان در همان روز قصد ترور آن دو شخصیت را داشته‌اند و به خانه‌شان رفته‌اند؟ ‌

5. چرا آقای هاشمی در مواجهه با ناشناسی که او را به شدت مضروب می‌کند، هیچ سر و صدایی نمی‌کند و از کسی استمداد نمی‌خواهد؟

6. در آن خانه "خیلی جمع‌وجور" چرا سر و صدای طبیعی زد و خورد ناشناس و آقای هاشمی به گوش پاسدار، کارگر یا اعضای خانواده آقای هاشمی نمی‌رسد؟

7. چرا با اینکه پاسدار، گلاویز شدن پیام‌رسان و آقای هاشمی را می‌بیند، اقدامی نمی‌کند؟

8. چرا هر دوی تروریست‌ها مسلح نبودند؟

9. چرا تروریستی که با آقای هاشمی گلاویز شده است حتی سلاح سرد هم نداشت؟

1۰ چرا تروریستی که مسلح است، ابتدائاً اقدام نمی‌کند و همکارش را با دست خالی برای پیام‌رسانی! می‌فرستد؟

11. چرا وقتی همسر آقای هاشمی و پاسدار صحنه گلاویز شدن آقای هاشمی را می‌بینند، پاسدار واکنشی نشان نمی‌دهد؟

12. چرا پس از ورود خانم مرعشی و ورود مسلحانه نفر دوم، باز هم پاسدار وارد نمی‌شود؟

13. چرا وقتی تروریست مسلح وارد می‌شود اقدام به کشتن آقای هاشمی نمی‌کند؟ آیا بانو مرعشی سریع‌تر از تیر شلیک شده به سمت آقای هاشمی می‌دود؟

14. وقتی آقای هاشمی به زمین می‌افتد و بانو مرعشی خود را به روی او می‌اندازد و پاسدار باز هم نمی‌آید، چگونه دو مرد، آن هم یکی مسلح، در برابر یک زن ـ آقای هاشمی که در زیر خانم مرعشی‌اند و قدرت انجام کاری نداردند ـ ناموفق عمل می‌کنند؟

15. بانو مرعشی می‌گوید من دستانم را دور سر آقای هاشمی گرفتم، بلافاصله می‌گوید: این پدرسوخته ـ احتمالا خانم مرعشی این فحش را نداده‌اند– ابا نکرد، دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر خالی کرد، اما بعدا می‌گوید خون از شکم آقای هاشمی بیرون زد، بالاخره در زیر دست ایشان، شکم آقای هاشمی بود یا سر وی؟

16. چرا تروریست‌ها مشابه ترور مطهری، همان‌طور که در آن لحظه به ذهن بانو مرعشی هم رسید، به سر آقای هاشمی شلیک نکردند؟

17. چرا حتی پس از شلیک تیر، پاسدار مسلح به معرکه وارد نمی‌شود؟ و آن خانه خیلی جمع و جور، نمی‌تواند از کنار حوض خود را به اتاق برساند؟

18. چرا تروریست‌ها فقط دو تیر به سمت آقای هاشمی شلیک می‌کنند؟

19. مگر یک زنی که روی یک مرد تیر خورده افتاده است، چقدر قدرت واکنش در برابر دو مرد داشته که آنها یک تیر به دیوار می‌زنند؟

20. چرا تروریست‌ها اول به مانع؛ یعنی خانم مرعشی شلیک نکردند و بعد به سوژه اصلی؟ آیا مامور به قتل سوژه نبودند ؟

21. چرا پس از احتمال کشته‌شدن آقای هاشمی، در می‌روند و مایل نیستند به کشته شدن سوژه یقین کنند؟

22. چرا در حین فرار تروریست‌ها، پاسدار اقدام به شلیک به سمت آنان نمی‌کند و آن ها، بی‌هیچ هزینه‌ای موفق به فرار می‌شوند؟

23. چرا خانم مرعشی به نقل قول مسعود رجوی ملعون، در مورد محل اصابت گلوله‌ها بسنده‌ می‌کند؟ آیا بعد از 29‌سال، هنوز هم باید محل اصابت برای مردم مبهم بماند؟

24. آیا پاسدار آقای هاشمی به جرم عمل نکردن به وظایف پاسداری و آن همه بی‌اعتنایی عجیب در تمام فرایند ترور، محاکمه شد؟
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

زنده باد نئو پوپوليسم!...

اين روزها فضاي رسانه اي و مخالفين احمدي نژاد پر شده است از جملاتي كه چهار سال اغلب رسانه هاي كشور سعي در محكوميتش داشتند...:« استقبال بي نظير...استقبال با شكوه...استقبال تاريخي...و...»

و اين جملات يعني همه آنچه احمدي نژاد محكوم به آن بود! به قول خودشان«استقبال اتوبوسي، سازماندهي شده، تشريفاتي و...» چيزي نبود كه بتواند پشتوانه محكم براي يك فرد، كشور يا نظام باشد!...آنجا كه استقبال ميليوني را هزاران نفري مي ناميدند و حال استقبال هزار نفري را تاريخي!!!....قصه ي عجيبي است...آن جا اين استقبال ها و سفرها ترويج و تبليغ پوپوليسم بود و اينجاحمايت! آنجا عوام فريبي بود و اينجا اهميت به توده مردم! آنجا سفرهاي استاني را عوام فريبي مي دانند و اينجا خود قصد ادامه دادنش را دارند! آنجا پژو قديمي رييس جمهور را عوام فريبي مي دانند و اينجا افتخارشان اين است كه پيكان مدل فلان دارند! آنجا نام امام زمان بر لب را خرافات مي دانستند و اينجا با دستمالهاي سبز از اهل بيت توسل مي جويند!...نمي دانم...كاش سياست كمي اخلاق داشت...كاش...

و دلم براي احمدي نژاد مي سوزد...

با همه اين احوال آنها كه بدون پشتوانه مي خواهند ماهي 70 هزار تومان به ملت بدهند او را محكوم به پوپوليسم و داراي طرح هاي عوام فريبانه ميدانند!...و در اين بين چه مي توان به اين جريان نو ظهور نام نهاد كه در عين محكوميت پوپوليسم، خود پوپوليست هايي تمام عيارند...و شايد براي آشنايي با اين دوستان نياز به يادآوري برخي اتفاقات داشت... دقت كنيد كه در اينجا حتي بعضي اجتماعات كوچك هم بي سابقه خوانده شده است...

اين لينك ها شايد بتواند در شناخت جريان نئو پوپوليسم به دوستان كمك كند...:

ميرحسين موسوي:

(+)(+)(+)(+)

مهدي كروبي:

(+)(+)(+)(+)(+) و آنجا كه اهل حق هم مهم مي شوند... (+)

محسن رضايي

(+)(+)

و قصه جالب اينجاست كه برخي از همين استقبال (احتمالاً) چند هزار نفري چنان تشكر مي كنند كه گويي...:

(+)(+)(+)(+)

و ديدن اين لينك هاي راي جمع كن هم خالي از لطف نيست!..

(+)(+)(+)(+)

اگر لينكي از دكتر احمدي نژاد نگذاشتم به اين دليل است كه مخالفينش اورا پوپوليست مي خوانند! پس نيازي به معرفي اش نبود...

***

و اگر اين جريان رويش مي شد زبان باز كند حتما مي گفت: « پوپوليسم آنقدر ها هم كه مي گفتيم بد نيست!»...بله! اين واقعيتي دردناك است...و من نامي بر اين جريان نو ظهور نمي نهم به جز... نئو پوپوليسم!...آنها كه كه هم عوام فريبي را محكوم مي كنند و هم تبليغ!...نئو پوپوليستها...به عرصه سياست ايران خوش آمديد...ياعلي


با تشکر از وبلاگ زیبای ((اکینانیوز))


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

راز محبوبیت احمدی‌نژاد به نقل از روزنامه امریکایی واشنگتن‌پست
جمعيت بسياري براي ديدن احمدي‌نژاد در زير آفتاب گرم و سوزان منتظر ورود وي بودند. جمعيت زيادي با تشويق و ابراز محبت نسبت به ورود احمدي‌نژاد خوشحالي مي كردند. مردم زيادي با مشت هاي گره كرده با سر دادن شعارهايي در حمايت از احمدي‌نژاد از حضور وي ابراز خوشحالي مي كردند جمعيت استقبال كننده از احمدي‌نژاد به قدري زياد بود كه محافظان وي با سختي فراواني مي توانستند جلوي ابراز احساسات مردم را نسبت به او را بگيرند. در اين ميان يكي بلند فرياد كشيد كه "مقاوت و استقامت احمدي‌نژاد در مقابل قدرت هاي جهاني باعث شده كه ما نسبت به كشورمان احساس غرور و سر بلندي كنيم، ديگركانديداها از صداقت احمدي‌نژاد در وحشت هستند."

روزنامه واشنگتن پست نوشت: علت اینكه احمدي‌نژاد اين‌همه مورد حمايت و محبت مردم است را بايد در دفاع وي از حق هسته اي ايران و اينكه او مي خواهد ايران را به يكي از قدرتمند ترين ملت هاي جهان تبدیل كند، یافت.

اينكه احمدي‌نژاد درخصوص هولوكاست تشکیک می‌کند و خواهان محو اسرائيل است نيز يكي از علت‌هاي عمده دیگری است كه باعث مي شود مردم وي را يك‌بار ديگر بعنوان رئيس‌جمهورخود انتخاب كنند، احمدي‌نژاد بار ها نشان داده است كه از غرب حمايت نخواهد كرد.

به نوشته اين روزنامه امريكايي، احمدي‌نژاد بعد از اينكه پست رياست جمهوري را به عهده گرفت، خطاب به آژانس انرژي اتمي اعلام كرد: "‌يا پلمب تأسيسات هسته اي ايران را جمع كنيد یا خودمان آنها را مي شكنيم و برايتان پست مي كنيم." اين جمله به شدت مورد حمايت مردم واقع شد. احمدي‌نژاد حقوق و دستمزد ها را افزايش داد و به‌خصوص با حمايت از مردم فقير روستايي توجه آنها را به خود جلب كرد.



واشنگتن پست در ادامه نوشت: احمدي‌نژاد در سمنان خطاب به مردم گفت "من شنيده ام كه شما خواهان كاهش بهاي كرايه خانه هستيد، من به شما قول مي دهم كه پروژه هاي خانه سازي را با سرعت بيشتري پيگيري كنیم." وی همچنين گفت همكارانش 28 پروژه جديد را براي كاهش بيكاري در دست كار دارند. و تا به حال 16 مجتمع ورزشي در این شهر ساخته شده است كه هشت‌تاي آنها مخصوص بانوان بوده است.

تصاویر بی احترامی شیراک به رییس جمهور سابق


2 نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

شوالیه ناتوی فرهنگی در فرهنگستان (!) مهندس موسوی چه می کرد؟




رامین جهانبگلو را که می شناسید!

رامین جهانبگلو ، روشنفکری بود که در عصر موسوم به اصلاحات۱۳۷۶-۱۳۸۴، بر پایه ماموریتی پنهان از سرویس های جاسوسی غرب، به ساختار فرهنگی سیاسی کشور راه یافت و با بهره گیری از منابع و نهادهای وابسته به دولت اقای محمد خاتمی، کوشید تا پروژه" جنگ نرم برای فروپاشی از درون" را در ایران تحقق بخشد.


او در اردیبهشت ۱۳۸۵دستگیر شد. پس از آن وزیر اطلاعات اعلام کرد که اتهام جهان‌بگلو «ارتباط با بیگانگان» است و وی در حال حاضر جهت تکمیل بررسی‌ها دربارهٔ موارد اتهامی در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفته‌است. پس از گذشت مدتی از دستگیری، وزیر اطلاعات، اتهام‌ وی را تلاش برای ایجاد «انقلاب مخملی» و نرم اعلام کرد

وی پس از مدتی اعتراف کرد که وظیفه راه اندازی یک شبکه وسیع تحت «وب» را برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از جریانها، گروه‌ها و عناصر فعال سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برعهده داشته‌است. (روزنامهٔ‌ کیهان در ۱۱ مرداد ۱۳۸۵)

مشروح اعترافات او و هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش در «به اسم دموکراسی» از سیما پخش شد.



ارتباط این شوالیه ناتوی فرهنگی با فرهنگستان هنر چه بود؟

پس از سوم تیر۸۴ و تغییر شرایط سیاسی کشور، در حالی که بسیاری از روشنفکران دین ستیز کوله بار سفر بستند، رامين جهانبگلو براي شركت در همايش بين المللي فرهنگستان هنر ايران با موضوع «طبيعت در هنر شرق» به تالار وحدت رفت و در كنار مهرداد احمديان، حبيب الله آيت الهي، ايندرانات چودهوري، از طبيعت در انديشه هاي گاندي و تاگور گفت.

چه ارتباطی میان این فرد سکولار و فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی(!) ایران بود؟

و اما منابع!

برای آنان که روز روشن را هم نمی خواهند ببینند!



روزنامه كيهان- شماره 19003 2/11/86 صفحه 8

خبرگزاری مهر:

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=261485

همشهری آنلاین:

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1384/840526/news/akhar.htm#s21507

و اما سایت خود فرهنگستان هنر:

http://www.honar.ac.ir/news/showone.asp?id=972&kind1=131

http://nature.honar.ac.ir/Essays/exter/ess10.htm

و حال یک سوال

به راستی چه ارتباطی میان یک روشنفکر سکولار و فرهنگستانی که تحت امر یک فرد مدعی خط امام است، می تواند باشد؟


2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

گاف‌ عجیب اعتماد ملی درباره آیت الله لنکرانی و انتقاد از احمدی نژاد!
بيانيه جامعه مدرسين در حمايت از دکتر احمدي‌ن‍ژاد آن قدر براي مخالفين دولت گران تمام شده که در تب و تاب لاپوشاني اين واقعيت، به ناچار به جعل خبر از آيت‌الله فاضل لنکراني نيز روي آوردند.

روزنامه اعتمادملي وابسته به رقيب انتخاباتي دکتر احمدي‌ن‍ژاد مدعي شد آيت‌الله فاضل لنکراني در جلسه اخير جامعه مدرسين جزو مخالفين حمايت از احمدي‌نژاد بوده اند! اين روزنامه اصلاح طلب نوشت:«آيت‌الله فاضل‌‌لنکراني که در اين نشست مخالف حمايت جامعه مدرسين از احمدي‌نژاد بود، بارها انتقادات خود از عملکرد دولت نهم را اعلام کرده است.

روزنامه اعتماد ملي البته به همين ميزان هم بسنده نکرد و ادعا کرد که شديدترين انتقاد آيت‌الله فاضل‌لنکراني به اظهارات مشايي در مورد دوستي با مردم اسرائيل باز مي‌گردد! اين در حالي است که مسائل در خصوص مشايي مربوط به حدود 8 ماه گذشته است و آيت‌الله فاضل نزديک به دو سال است که دار فاني را وداع گفته اند!


یکی جلوی این (( یونگ فو ))  رو بگیره ........!!


2 نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/31ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

موسوی مصداق صحبت های حضرت آقا !! و احمدی نجات !!


  1.آقای میرحسین موسوی: 
همین اقتصاد صدقه‌ای که به صورت رشوه‌ای درآمده تا رای مردم را جمع کند، فساد است.
همین رفتن به ژنو که به عنوان اقدامی حماسی در داخل مطرح شد از جمله انتقادات من است. مسئولان نباید در جایی که احتمال خطر می‌رود و یا منافع کشور به خطر می‌افتد، حضور پیدا کنند.
سفرهای استانی را به شیوه دیگری ادامه می‌هم ولی مردم را دنبال ماشین خود نمی‌دوانم.
...
و سخنانی غیرمنصفانه از همین دست توسط آقای کروبی و دیگران مطرح می شود...

قسمتی از بیانات رهبری در جمع مردم استان كردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ (۱۳۸۸/۰۲/۲۲)
نكته‏ى آخر در باب انتخابات این است كه نامزدهاى محترمى كه تاكنون نام‏نویسى كرده‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسیده، اما تبلیغات میكنند؛ اشكالى ندارد - سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائى را كه انسان میشنود، باور نمیكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میكند؛ كسى را هم به گوینده‏ى این حرفها دلبسته و علاقه‏مند نمیكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نكنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب كننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همه‏ى این آقایان اوضاع كشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم كه بسیارى از این مطالبى كه بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع كشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میكنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است. امیدواریم كه خداوند متعال براى این ملت خیر و صلاح و آبادانى كامل را مقدر فرموده باشد.

پی نوشت: فکر نمی‌کنم نیاز باشد سخن رهبری را تفسیر کنیم. کلام ایشان برای اهلش راهگشا و راهبر است. اما خیلی جالب است. از وقتی سخنان آقای موسوی را در قلم نیوز و کلمه دات آی آر دنبال کرده‌ام جز ناراحتی و افسوس برای وجودش نکشیده‌ام. سوء ظن و تهمت در کلام ایشان دیده می‌شود. به قول رهبری ان‌شاء الله اشتباه است. ضمنا بعضی از این نقل قول‌ها از موسوی از طرف سایت هوادارانش مطرح شده ولی بعدا برداشته شده! می‌توانید با جستجوی کلام "فساد؛ اقتصاد صدقه ای" در گوگل، و با توجه به کش گوگل به این حرف من برسید.
همچنین تصویری برای اثبات دعویم ضمیمه کرده ام.

پس نوشت:
با عذرخواهی از دوستان بزرگوار؛
من الان دوباره این عبارت رو جستجو کردم و در اولین لینک پیدا شده، عنوان "کلمه - فساد؛ اقتصاد صدقه ای است که به صورت رشوه درآمده" را دیدم. خوشبختانه می‌توانم صدق نقل قولم را دوباره از طریق سایت مخصوص آقای میرحسین موسوی اثبات کنم.



دنبالک ها:
سفرهای استانی را ادامه می‌دهم اما مردم را دنبال ماشینم نمی‌دوانم .
رفتن به ژنو که به عنوان اقدامی حماسی در داخل مطرح شد از جمله انتقادات من است .
همین اقتصاد صدقه‌ای که به صورت رشوه‌ای درآمده تا رای مردم را جمع کند، فساد است .


2.چرا احمدي‌نژاد عصر جمعه در انتخابات ثبت‌نام كرد؟

برداشت اول : عصر روز جمعه ...

در حالیکه روزهای انتهایی مهلت ثبت نام به دلیل اثرگذاری بیشتر ، زمان مناسب تری برای ثبت نام می باشد ، دکتر احمدی نژاد امروز (جمعه ۱۸ ارديبهشت) را برای ثبت نام خود انتخاب نمود.

" انتخاب تعمدی عصر روز جمعه " علی رغم پذیرش پیش فرض " انعکاس کمتر رسانه ای " این واقعه ، نمادی از جهت و مبنای حرکت است .

علاوه بر این ، انتخاب روز جمعه دلیلی دیگر نیز دارد . بخوبی بخاطر دارم که آقای ثمره می گفتند چند وقت پیش یکبار که برای بیان مطلبی راجع به انتخابات خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم ، هنوز در ابتدای مطلب بودم که ایشان به بنده گفتند : ساعت کاری زمان طرح این مطالب نیست ، این صحبت ها زمانش برای استراحت روز جمعه است ....



امروز نیز وقتی علت انتخاب این زمان را از دوستان پرسیدم علاوه بر دلیل پیش گفته ، گفتند که دکتر نمی خواست در ساعت اداری ، وقت خود را صرف امور انتخاباتی ....
 

 برداشت دوم : توصیه به ستادهای مردمی

- آقای احمدی نژاد وقتی پشت تریبون رفت به نقطه ای خیره شد و مدت زمانی سکوت کرد و لبانش آرام تکان می خورد . ..

- آقای احمدی نژاد گفتند بنده ستاد رسمی به معنای آنکه خودم سازماندهی کنم و وقت بگذارم و مدیریت کنم ، ندارم . وظیفه من اعلام آمادگی برای حضور است .

- عزیزانی بصورت داوطلب و مردمی در حال سازماندهی فعالیت ها هستند .

- باید در انتخابات راه باز شود و همه ظرفیت هایی که فکر می کنند توان دارند و برای کشور فکر و نقشه دارند ، بتوانند به میدان بیایند .

- وقتی آقا گفتند من تنها یک رای دارم ، فضایی دلنشین برای حضور همه افراد همه توانها و فکرها باز شد .

- حامیان نبایند غلو کنند و بایست نقاط ضعف را بپذیرند . انتخابات محل مشخص شدن نقاط ضعف و قوت است برای آینده بهتر کشور ...

- هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را بنام بنده از مردم ندارد.

- بهترین تبلیغ گفتگو است . نیازی به هزینه نیست . هزینه ها را به محرومین بدهید .

- تلاش در ستادهای انتخاباتی هیچ حقی برای عزل و نصب و یا موارد دیگر برای بعد از انتخابات ایجاد نخواهد کرد .

برداشت آخر : تا لحظه آخر ....

چند وقت پیش ، پرسیدم آیا در زمان انتخابات می خواهید به سفرهای انتخاباتی بروید ؟

گفت چه نیازی هست ؟

گفتم پس چه می خواهید بکنید ؟

گفت تا لحظه آخر برای مردم کار می کنیم .....

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/24ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

شباهت خاتمی با تسو
 

اون هم همش دغدغه آزادی داره !!

همش هم به فکر مردمه می ترسه برای اون ها اتفاقی بیفته . مهمتر از صلح وجود نداره  !!

همش مواظبه خدای نا کرده امپراطوری هان از دست مردم بویو نرنجه

تو حرف هاش مهمترین چیز رو  آزادی می بینی ولی اون آزادگی رو از یاد برده

و شده ملعبه دست امپراطوری هان !!

 




2 نوشته شده در  جمعه 1388/02/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

قابل توجه ملك عبد الله سعودي و ملك عبدالله اردني و حسني نامبارك !!
"رجب طيب اردوغان" نخست وزير ترکيه در اجلاس داووس سوئيس که درباره غزه بود در پي اعتراض پرز و سخنان وي در مورد فاجعه غزه خطاب به رييس رژيم صهيونيستي با عصبانيت گفت:
"خيلي با صداي بلند حرف مي زنيد، شايد اين ناشي از احساس جرمي است که مرتکب شده ايد، اگر صحبت از کشتن باشد شما کشتار را خوب بلديد.
 آناني را که در قبال اين ظلم (غزه) کف مي زنند، محکوم مي کنم، تشويق و کف زدن به قتل کودکان جرمي است که عليه انسانيت مرتکب مي شويد. "
در اين نشست که به طور زنده پخش مي شد، اردوغان خطاب به پرز گفت:
‌"ماده 6 تورات را فراموش نکنيد، اين ماده مي گويد که نبايد انسان ها را بکشيد."
در اين هنگام مجري برنامه با دست خود دايم به شانه اردوغان مي زد و او را دعوت به سکوت مي کرد.
اردوغان پس از گفتن اين سخن با اعتراض به مجري برنامه گفت: به من اجازه صحبت نمي دهيد، داووس براي من تمام شد و من ديگر به داووس نمي آيم.
بر پايه اين گزارش خبرنگاران که به دنبال اردوغان مي دويدند، از او علت ترک جلسه را پرسيدند.
اردوغان در سخنان کوتاهي به آنان گفت: او (شيمون پرز) 25 دقيقه حرف زد اما من تنها 12 دقيقة صحبت کردم و اين درحالي بود که دائم حرف هاي مرا قطع مي کردند.
 
و اينجاست كه يكي از بزرگترين نشانه هاي گسترش افكار احمدي نژادي در منطقه بشكلي كه منتخب مردم تركيه در اجلاس داووس با اقتدار  اسرائيل را قاتل و تروريست معرفي كرده و  با ترك جلسه بار ديگر عزت اسلامي را در جهان زنده ميكند.

در اين  اينجا از يكسو اقتدار  نخست وزير تركيه و از سوي ديگر حيرت و ترس و كوچكي را در چهره رئيس رژيم صهيونيستي ببينيد .

اردوغان هم که ، لابلای موج مردم مشتاق کشورش به ترکیه بازگشت و آنچه انجام داده را انجام وظیفه و صدای مظلومان سراسر جهان نام داد.

 جانم به این ترک با غیرت !!

 * مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد .
 
2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

باید ...... را طلا گرفت !!!

 

« اي سگ ! اين بوسه خداحافظي است ! اين از سوي بيوه‌ها ، يتيمان و

افرادي است كه در عراق كشته مي‌شوند ».

 

و اين سان بود كه مقاومت در برابر كفر رنگ تازه اي گرفت! در ميان خيل لشكريان دشمن!!همانان كه دم از آزادي مي زدند! در ميان محافظان بسيار جرج بوش! با نماد نفرت در سرزمينشان(پرتاب كفش) چنان بدرقه گرمي از يكي از بزرگترين جنايتكاران تاريخ كرد كه تا ابد در اذهان همه باقي خواهد ماند! با حركت شجاعانه اش چنان آبروي موفقيت دموكراسي دروغين مبتني بر سلاح و آتش را برد كه شايد سالها غرب نتواند بر موفقيتش در جنگ ها ببالد!!

"منتظر الزيدي" شايد تا ديروز خبرنگار گمنامي بود كه مي توانست تا آخر عمر آن سان كه دوست دارد زندگي كند،‌اما امروز نماد آزاديخواهي ملي است! ‌نماد زنده‌ي مبارزه با استبداد و استعمار! كاري كه او كرد تنها ابراز نفرت نبود! به لجن كشيدن تمام صحبت هايي بود كه بوش پيش از آن در رابطه با پيروزي اش در جنگ عراق گفته بود! نفرت از بوش و آمريكا نه تنها در ميان عوام مردم عراق،‌كه حتي در ميان قشر فرهيخته عراق و مردم تحصيلكرده اين كشور و بسياري از ملل ديگر وجود دارد! اگر چه معلوم نيست چه بر سر اين بنده مخلص خدا آورده و خواهند آورد،‌اما "منتظر" براي هميشه نماد مقاومت در برابر تمام كفر لقب خواهد گرفت. او شايد جانش را بر سر اين راه بنهد، اما در مقابل چند ميليارد انسان خفتي به سران منحوس آمريكا وارد كرد كه ميليون ها مقاله و فيلم نمي توانست چنين باشد. ايثار اگر تا ديروز معناي ديگري براي بسياري از انقلابيون داشت، اما اين حركت نشان داد هيچ گاه دستها خالي نيست...اگر تا ديروز سنگ نماد مقاومت با دستهاي خالي در برابر مستكبرين بود،‌از امروز كفش ها نيز به اين نماد پيوستند، اگر چه در مزايده اين كفش را 500 هزار دلار قيمت نهند، ارزش واقعي كفش ها حساب شدني نيست! چون اين كفش ها كاري را كردند كه هزاران بمب و موشك و... نمي توانست انجام دهد.

آفرين بر غيور مرد بزرگ عراقي كه عزتمندانه ايثار نمود، اگر چه بوش حركتش را خودنمايي در مقابل دوربينها قلمداد كند! و خود بوش تنها كسي بود كه معناي واقعي اين حركت را فهميد! اگر چه باز هم اين حركت را از آثار يك جامعه آزاد بداند!

و اي كاش... اي كاش تمام  سران جهان عرب به اندازه ي همين خبرنگار غيور غيرت داشتند...و اين چنين بر سر مردم غزه و عراق مصيبت نمي باريد...

پي نوشت:

-     بعد از ديدن صحنه پرتاب كفش، به شدت دچار غرور شدم! آن جا كه ترس را در چشمان آن رييس جمهور احمق آمريكا مي ديدم! آنجا كه حس كردم انگار خردِ خرد شد! تمام آنچه ريسته بود پنبه شد... و با خودم گفتم: « و مكروا و مكر الله. والله خيرالماكرين»... و اينجا بود كه دست خدا در ديدار خداحافظي اين جنايتكار از آستين يكي از بندگان مخلصش بيرون آمد و تمام كفر را بر زمين كوبيد...و شايد با خودم به نوعي تعبير : « و انّ حزب الله هم الغالبون» را دريافتم!...نمي دانم! خوشحالم! خوشحالم كه خرد شدن اين مرد كثيف را در مقابل تمام جهان ديدم! به والله كه اين حركت نماد جنبشي بزرگ در آينده خواهد بود...به لطف خدا...

-    لینک این مطلب در فارس نیوز !!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

۩۞۩... سرود نسل کشی ... ۩۞۩
 
آنچه در پایین آمده سرود ملی رژیم متجاوز صهیونیستی است ...


"تا زمانی که از ژرفای قلب،

روح یک یهودی هنوز در حسرت و آرزو است،

و پیش به سوی "شرق

چشمی صهیون را می‌‌نگرد،

امیدمان هنوز از دست نرفته،

امید دوهزار ساله‌مان،

که ملتی آزاد باشیم در سرزمین مادری خود،

سرزمین صهیون و اورشلیم." 

 

كربلا فقط یک شهر و یک نام نیست؛ هرجا که اهل حق در محاصره ناجوانمردانه یزیدیان زمانه باشند، 

آنجا کربلا ست.

 نباید اجازه دهیم روزمرگی و تکرار جنایت، ما را از انجام وظیفه باز دارد؛ در مقابل جنایت یزیدیان، در هر زمان و برای هزارمین بار هم که باشد، سکوت، معنایی جز خیانت ندارد و سکوت کنندگان را نامی جز "کوفی" نمی توان نهاد...

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مشاور امنيت ملي بوش اسامي همكاران خود در ايران را لو داد !!
 
يه وقتي براندازي از نوع سخت مي باشد که سخت افزار در آن مشهود است مثل : جنگ ، کودتا و ...
يه وقتي هم براندازي از نوع نرم است که روي روح و روان کار مي کند و بي هويتي و دنبال روي فرهنگی
بي فرهنگي و برهنگي را در پي دارد .
الان ما درگير دوميش هستيم .
مقابله با اين براندازي ها اول شناختن دشمن است !!
توي اولي راحته چون دشمن تو اولي مردونه اومده روبروت تا بجنگه
ولي تو دومي که دشمن تو لباسه بره رفته واقعا سخته
تو اين وضعيت يه استفان هادلي مشاور امنيت ملي بوش پيدا مي شه که مي گه ما با کيا کار مي کنيم
گروهک راه اندازي شده اش را معرفي مي کند .
دشمنان و منافقيني که وقيهانه در ميان مردم اند :
هاشم آغاجري(سازمان مجاهدين)، حسين مجاهد و جلال جلالي زاده (مشاركتي)، عباس عبدي، عبدالله مؤمني (ادوار تحكيم)، عيسي سحرخيز، حبيب پيمان، عزت سحابي، هرميداس باوند، كوروش زعيم، عبدالفتاح سلطاني، حسين شاه حسيني، سيدعلي صالحي، كيوان صميمي، تقي رحماني، بايزيد مردوخي، نرگس محمدي، فاطمه معتمد آريا و بابك احدي.

 
به سرکردگي شيرين عبادي
 
 
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

تفاوت فتح قلوب با فتح زمين ....!!

 
تفاوت را ببینید :
تمام مکان ها را بدست دارند .....زمین و هوا و دریا
جان و مال ها را........
ولی  بقول خودشان هر جا را می نگرند ردپای ایرانی ها را می بینند
ایرانی هایی را که تا چند سال قبل با آنان در حال جنگ بودند
اما نمی دانند قلب شان را نمی توان با زورگویی و وحشی گری تسخیر کرد
همه جا سایه انقلاب ما را بر روی سرتان احساس کنید
هنوز چند صباحی از زندگیتان باقیست
بدانید استخوان های پوک ابرقدرتیان درهم خواهد شکست .
 
(( آینده از آن حزب اللهی هاست )) .
 
 
 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
-راستی جمعه کتاب ((بی و تن)) رضا امیر خانی رو از نمایشگاه گرفتم
البته این بار سوره مهر چاپ نشده بود
از انتشارات نشر علم بود .
 
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

اگر رهبر قدرتمندترين، ثروتمندترين و پنجمين كشور پهناور دنيا باشيد ...؟!
 
فرض كنيد رهبرِ(پرزيدنت،رئيس جمهور،نخست وزير و يا هرچي كه خودتون مي خواييد بگيد...)
 قدرتمند ترين، ثروتمندترين و پنجمين كشور پهناور دنيا باشيد

تمام منابعِ قدرت در اختيارتون باشه، رقبايِ اقتصادي، سياسي و فرهنگي رو در دنيا كنار زده باشيد

حالا فقط مونده كه يه تنه، سكان قلب اقتصادي و منابع انرژي دنيارو بدست بگيريد

با هر ترفندي كه شده، حتي به قيمت گول زدن مردم كشورتون!

از هيچ راهكاري هم چشم پوشي نمي كنيد، به اون منطقه حمله كرده. حمله ي وحشيانه

چرا وحشيانه؟! چون فقط در يكي از كشورهاي مورد حمله، سالي 100هزار غير نظامي كشته ميشه!

:

به هرصورت بعد از طي تمام اين مراحل، به اين منطقه مسلط ميشيد و در اين راه از تمام ابزار هاي موجود بهره ميگيريد

مثلاً:

 گروه هاي تروريستي پرورش ميدين و براي فرافكني افتضاحاتتون، از اين " گروه هاي جنايت پيشه ساده لوح" استفاده مي كنيد

يا بدون هيچ مدركي كشورهاي ديگر منطقه رو در جناياتتون دخيل مي كنيد

يا....

:

اما اين وسط يه كشوري هست كه اذيتتون مي كنه!

شما تونستيد "گردن كشترين" كشورهاي دنيارو به "بندگي" وادار كنيد، حالا بين 200كشور بزرگ و كوچيك، يه كشور پيدا شده كه ازتون فرمانبرداري نمي كنه!

از راه فشار سياسي وارد ميشيد....فايده نداره

از راه فشار اقتصادي وارد ميشيد....فايده نداره

از راه فشار رواني وارد ميشيد...فايده نداره

از راه فشار نظامي وارد ميشيد....فايده نداره

:

ابهتتون دچار خدشه شده، فكر مي كنيد داريد حقير ميشيد... يه كشور با اون همه اهرم، نميتونه حتي يك مورد از پيش ببره!

مگه ميشه؟!

چشماتون رو باز مي كنيد، ميبينيد، يواش يواش از گوشه كنار دنيا، كساني پيدا ميشن كه جرات حرف زدن پيدا كردند

ديگه حالا كار بجايي رسيده كه هزاران هزار شهروند آرژانتيني، طي يك نامه به ملت اون کشور ، بشدت از امريكا انتقاد مي كنند و دروغ پردازي هاي دولت كشورشون رو ناشي از فشار "رژيم ستمگر" امريكا معرفي مي كنند!

خوب شما هم مياييد و اين كشور رو محاصره ي نظامي مي كنيد (بعد از محاصره ي اقتصادي و سياسي!)

و ناوهاي پيشرفته ي جنگيتون رو به مرزهاي آبي اون كشور ميفرستيد...

خوب فكر مي كنيد عكس العمل اون كشور چي باشه؟! كوتاه مياد؟! مثل كره شمالي، تمام راكتورهاشو در ازاي دريافت سالانه 1ميليون تن نفت، تعطيل ميكنه؟!

نه اشتباه نكيند اون كشور "ياغي و محور شرارت" نه تنها كوتاه نمياد، بلكه يه هواپيماي بدون سرنشين (دِرون) به فراز آبهاي كشور ميفرسته و 25دقيقه از ناو آيزنهاور شما فيلمبرداري مي كنه!

ناوهايي كه به انضمام حداقل سه ناوچه ي محافظ، در صدر غير قابل دسترسترين ادوات نظامي بشمار ميرن...!

خوب شما چيكار مي كنيد؟! چرا حمله نمي كنيد؟! بهانه هم كه زياده... نكنه ديگه خودتون هم به قدرتتون اطمينان نداريد؟!

ولي من ميگم چيكار مي كنيد... بعد از يه سري هياهو، يه ناو جنگي ديگه به منطقه گسيل مي كنيد

اينكار در زبان نظامي، "تهديد بسيار جدي" تلقي ميشه...

خوب ديگه فكر كنم ديگه وقتشه كه اون كشور از همه چي صرف نظر كنه نه؟!

بازم نه... جووناي ايراني به دل آبهاي خليج هميشه فارس ميزنند و ميرنو ميرن وَ "آرم سپاه پاسداران" رو روي ناو تازه وارد امريكايي "حك" مي كنند تا به دنيا ثابت كنند ايران كشوري بوده كه طي هزارن سال حتي براي 1روز هم مستعمره ي هيچ كشوري نبوده و حالا يك كشور با فقط 400سال پيشينه نميتونه براي ما خط و نشون بكشه.... (قابل توجه مردهاي نامرد عرب!

حالا شما اگه جاي مقامات امريكايي بودين، چيكار مي كردين؟!

كوتاه ميومدين يا بازم ادامه ميدادين كه آبروي رفتتون رو برگردونيد؟!

اما از من به شما نصيحت: آب رفته، باز نمي گردد بجوي!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

داش مجلسو ایول !!!

سرويس مجلس!

اصولا نماينده هاي مجلس هفتم كه ظاهرا مخالفين ما هم هستن و مثلا دوسته اين احمدي نجاته!آدماي خيلي باحالين!...خدايي اينقدر من باهاشون حال مي كنم كه نگو!! اصلا هر چي آدم باحال مشتيه اينجا جمع شده!!! اين مجلس همون مجلسيه كه فكر كنم يك شاعر باحال كه احتمالش هم هست از نماينده هاي همين هفتميا باشه سروده در وصفش گفته:

 

مجلسي كه در آن جمعند عالمان(؟!)دوعالم!!!     

نطق مخالفي به نام تو شد شد، نشد نشد!!!

 

اولي كه اين مجلس راه افتاد كلي غم گرفتيم! گفتيم اي واي! حالا ميان با بي عرضگي اين حاجاقا تازه وارد كه هشت سال گند زد به مملكت! دولتم ميگيرن و بعدم خر بيار و باقالي بار كن!!! اين اوضاع و نگراني ها ادامه داشت تا اينكه دولتم گرفتن و ديگه همون چيزي كه نمي خواستيم سر من و امثال من بدبخت اومد!! گفتيم: حالا اينقدر دل و قلوه ميدن و ميگيرن كه ما چهار سال ديگه كه هيچي، ده سال ديگه هم نمي تونيم با هماهنگي اين دوتا قوه به صحنه قدرت بر گرديم! خصوصا كه مثلا رييس مجلس اولين كسي بود كه به ديدار اين يارو بي ريشه هه رفته بود...ديگه كوچكترين اميدي نبود! اما خب، هر چه بيشتر پيش رفت مثل اينكه مثل هميشه پيش بيني هامون شكر خدا اشتباه از كار درمي اومد!!!

 از همون روزاي اول مجلسيا نشون دادن كه چون اين دوتا ظاهرا همفكرن پس بايد دولت احمدي نجات (كه 80 درصد همين نماينده ها تو انتخابات مخالفش بودن)، بعد انتخابات يه دفعه ورقشون برگشت و طرفدارش شدن خفن و بعدم اومدن و شروع كردن به سهم خواهي...حتي همون دوستاني كه بهش مي گفتن كوتوله سياسي!!! ...اما ما قبل انتخابات فكر مي كرديم اين ظاهر قضيه است و باطنش اينه كه اينا همه با همن!!! براي همينم اينقدر نگران بوديم و دلهره داشتيم... و ... از اين چيزا!! اما اصلا يك گوشه از معادلات رو در نظر نگرفته بوديم!! اونم اينه كه سياست خدايي اگه تو ايرانم باشه بازم بي پدر و مادره...يعني مثلا اگه اينا هردو تا اسولگرا!!! هم باشن بازم خب پاي منافع كه مياد وسط اسول مصول حاليش نميشه!!! ...

اينقدر حال كرديم اونجايي كه هي احمدي نجات! وزير معرفي ميكرد و هي مجلسيا ردش ميكردن...كاري كه حتي همفكراشون تو مجلس پنجم با خاتمي هم نكرده بودن!!!... آي اين دلمون خنك شده بود...آي دعا كرديم اينا رو!!! كاري كه اگه ما مي كرديم كلي مي كوبيدنمون خودشون داشتن با خودشون ميكردن!!! يه بلايي سرش در آوردن كه ديگه احمدي نجات! هيچ كس قابل اطمينان و واسه مهمترين وزارت خونش نداشت و آخرم از سر ناچاري يكي از كساني كه اي همچين هم بي ربط به حاجاقا پدر خوانده نبود رو مجبور شد سركار بزاره!! آخرم كه اينطوري شد(؟!) و مجبور شد برش داره!! آي دعا كرديم اين هفتميا رو!!!

يا مثلا اينقدر حال ميكرديم كه زرت و زرت اين وزرا رو ميخواستن و هي استيضاحشون ميكردن...الكي الكي... خيلي باحال بود... اگه حتي خود ما مي خواستيم اينقدر سنگ تو راه احمدي نجات! بندازيم عمرا مي تونستيم...اونم به اين راحتي!!! اونم بدون هيچ هزينه اي!!!

يا اينقدر دلمون خنك شد احمدي نجاته! اومد قانون سهميه بندي مصوب اينا رو اجرا كرد و بعد فرداي اون روز خودش و وزراشو مجلس خواستن و به خاطر اجراي سهميه بندي ميخواستن دو سه تا وزيراش و استيضاح كنن!!! اينقدر حال ميداد كه نگو... هي مردم به احمدي نجات فحش ميدادن!!! هي اون هيچي نمي گفت...آخه كي كار داشت كه احمدي نجات قانون مجلس و اجرا كرده..همه ميگفتن خود ناكسش بود كه اينكارو كرد!!... خب كي ميدونست همه مثل اين حاجاقا تازه وارد بي عرضه نيستن كه هر چي مجلس تصويب كنه به اونجاش بخوره(وارد جزييات نشين ديگه!!) و بگه اجرا نمي كنم...يا بگه مگه خدايي نكرده خر كلمو گاز گرفته كه راي دور بعد و بدم به مصلحت!!!...

اين آخر كاري هم كه همچين احمدي نجات و دور زدن كه ديگه هيچ جايي براي عمل ما نزاشتن!!! يعني با تصويب 1200 ليتر بنزينشون در ماه... هم فحشا رو سر احمدي نجات ريختن...هم بنزينشونو گرفتن... هم دورش زدن... هم نشون دادن واقعا سياست دين و ايمون حاليش نميشه...هم نشون دادن گور باباي احمدي نجات... هم نشون دادن گور باباي مردم....

خبرنگار حامي هميشگي مجلس...راننده سرويس مجلس!!

 

کاری از خبرنگار اکینا نیوز !!!

 

2 نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ماجراي جالب قرآن باز كردن رئيس جمهور

ماجراي جالب قرآن باز كردن رئيس جمهور

  در مراسم بدرقه رسمي در سفر به كشور بلاروس :

" احمدي نژاد به مانند گذشته پيش از سوار شدن به هواپيما قران به دست گرفت (به نيت استخاره يا استمداد ) و پس از زمزمه كردن كلماتي قرآن را مقابل روي خود باز می کند. 

احمدي نژاد پس از خواندن آياتي كه در آن صفحه آمده بود لبخندي بر لبانش نشست و قرآن را مقابل محمدي گلپايگاني كه براي بدرقه او به فرودگاه آمده بود گرفت و دو طرف به نشانه رضايت لبخندي زدند. البته پرويز داوودي نيز براي ارضاي كنجكاوي خود سركي كشيد تا دليل لبخند احمدي نژاد و محمدي گلپايگاني را در يابد.

" پس از پايان مراسم بدرقه من نيز براي ارضاي اين حس كنجكاوي به نزد محمدي گلپايگاني رفتم و از او در اين باره جويا شدم."

- حاج آقا ميشه بگيد وقتي آقاي احمدي نژاد قرآن را باز كردند چه آيه اي آمد؟
- بله.
"  انزلناه بالحق و نزل بالحق و ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا "
- حاج آقا ميشه بگيد اين آيه از كدام سوره است؟
- سوره اش ؟ نه خاطرم نيست ولي آيه اين بود.

من خودم شخصا حدس مي زدم كه ممكن است چنين آيه اي آمده باشد.
حاج آقا الان چند سفر است كه آقاي احمدي نژاد قرآن باز مي كنند و اين آيه مي آيد.اين از نظر شما عجيب نيست؟
- چرا، عجيبه.همينطوره كه شما مي گيد.
- آخه چه جوريه حاج آقا ؟
-حق با شماست .اما خوب تباني كه نبوده.ايشان قرآن باز مي كنند و اين آيه مي آيد . اين جزء عجايب است. حالا كه شما مي گيد مي بينم حق با شماست و عجيب هم هست.

وي همچنين با اشاره به مراسم بدرقه رسمي سفر قبلي احمدي نژاد به مقصد امارات مي نويسد:" ... پس از مستقر شدن محمدي گلپايگاني چند كلمه اي هم بين وي و احمدي نژاد رد و بدل مي شود :

احمدي نژاد : خاطرتان هست آن شب كه به عربستان مي رفتيم، قران باز كرديم چه آمد؟
گلپايگاني : آيه اش نه يادم نمي آيد!

احمدي نژاد : وما ارسلناك الا مبشراً و نذيرا . صبح مي خواستيم بياييم دوباره باز كرديم همين آمد.

گلپايگاني: خوب همين هم هست. جايگاه شما و شان شما همين است (در همين حد است).

احمدي نژاد: "خوب نه جمهوري اسلامي همينه."

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/07ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

غیب گویی رسواگر ، از سرناشی گری !
 

کیهان می نویسد :
پس ازگذشت يك روز از ناآرامي كه به دليل انتشار يك نشريه حاوي مطالب توهين آميز در دانشگاه اميركبير تهران رخ داد، آشكار شد كه اين اقدام توطئه آميز با همكاري ومشاركت برخي رسانه ها و احزاب مدعي اصلاح طلبي صورت گرفته است.


             

 از علائمي كه به روشني وجود اين ارتباط را آشكار مي كند، اقدام پايگاه خبري «روزنا» ارگان رسمي حزب اعتماد ملي است كه ساعت 30/10 صبح روز سه شنبه با انتشار خبري به نقل از فردي به نام «حكيمي نيا» - از دانشجويان عضو شاخه افراطي تحكيم در دانشگاه علامه- نوشت : دو نشريه «ديوار» و «سحر» توسط بسيج دانشجويي و با مطالبي توهين آميز به قصد بدنام كردن انجمن چاپ و در صحن دانشگاه پخش شده است.


در ادامه اين خبر همچنين گفته شده است كه اعضاي بسيج جمعي از دانشجويان عضو انجمن اسلامي را مضروب ساخته اند. اين خبر در حالي ساعت 30/10 صبح روي خروجي روزنا قرار گرفت كه اساسا تمام حوادث دانشگاه اميركبير مانند توهين نشريات موهن و درگيري هاي متعاقب آن ازساعت 30/13 به بعد رخ داد و صبح سه شنبه- يعني زماني كه خبر سايت حزب اعتماد ملي منتشر شده- اساسا در دانشگاه اميركبير اتفاقي رخ نداده بود.! اين پيش گويي دقيق درگيري در دانشگاه- 3 ساعت زودتر- نشان مي دهد هماهنگي هاي قبلي ميان طيف رسانه اي و دانشجويي فتنه گران وجود داشته است. نكته جالب اين كه پس از كشف اين موضوع توسط بسيج دانشجويي و انتشار آن روي اينترنت ، «روزنا» ساعت انتشار خبر فوق را از 30/10 به 30/16 تغيير داد ولي بعد، پس از مواجه شدن با اعتراض هاي گسترده ناچار آن را به صورت اصلي اش بازگرداند.

و رجا نیوز :
گاف عجيب سايت روزنا ( وابسته به روزنامه اعتماد ملي) از توطئه براي توهين به مقدسات و اغتشاش در دانشگاه ها پرده برداشت. به گزارش خبرنگار رجانيوز، در حالي كه اولين نسخه هاي نشريات موهن در ساعات پس از ظهر (پس از 12) در دانشگاه اميركبير پخش شد، سايت روزنا در ساعت 10:39 دقيقه در گفتگو با عباس حكيم زاده گزارش داده است: تعدادي نسخه مجعول از دو نشريه دانشجويي سحر و ريوار كه توسط اعضاي بسيج دانشجويي به منظور وارد آوردن اتهام به اعضاي انجمن اسلامي تهيه شده است در صحن دانشگاه پخش شد. اين در حالي است كه احمد قصابان مدير مسئول يكي از نشريات موهن در گفتگو با ايلنا تاييد كرده است كه در ساعت 13 اين نشريات پخش شده است. همچنين در حالي كه اولين تجمعات دانشگاه اميركبير از ساعت 14:30 دقيقه شروع شد، اين عضو دفتر تحكيم وحدت در ساعت 10:39 دقيقه از درگيري و مضروب شدن دانشجويان خبر داده بود !



پی نوشت :
فکر می کردم فقط به من گفته شده که دوستان بی اعتماد نا ملی ، مشکل را ::فنی:: و ناشی از ::سرور:: خوانده اند. اما با خواندن وبلاگ حسن روزی طلب مشخص شد که نــــــه ، این دروغ ضایع که به دلائل ::فنی:: مسخره بودنش روشن است به همه جا منعکس شده است ! سئوال ساده این است که چرااین مشکل فنی ،‌ناگهان ، در روز مشخص ،‌ساعت مشخص و در موضوع مشخص ، ظاهر می شود و در هیچ یک از صفحات و جزئیات قبلی این سایت تاکنون مشاهده نشد ؟ اگر می خواهند بفهمند خطای کد سرور چیست ،‌بد نیست به خروجی وب سرور پنچر رادیو دوره و زمونه نگاهی بیاندازند و ببینند که تمام ساعتهای ارسال کامنت ها چگونه درج می شود.


جالب است !‌ آنجا که بعد از فشارهای عمومی ،‌مجبور شدند ،‌دستکاری خود در همین مهر ساعت (را که به ساعت ۱۶ تغییر داده بودند )‌ را به حالت اول برگردانند.

حضرات بی اعتماد نا ملی !

مشکل نه ::فنی:: است و نه از ::سرور::

بلکه مشکل عمیقا ::سیاسی:: است و از ::نیت:: و ::فکر:: شما ناشی شده . به دوست رسانه ای دیگری می گفتم که در مکتبی که ::ماکیاول:: حجت آور شود ،‌دروغ مباح و مستحب و واجب می شود. در این مکتب دروغ اشکال ندارد بلکه جزو ابزار کار استاندارد است. پس بروید و مشکل اصلی را حل کنید.

 

2 نوشته شده در  جمعه 1386/02/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

وقتي ابتكار عمل دست ماست .
رئيس جمهور دستور آزادي 15 نظامي انگليسي را صادر كرد
 
 احمدي‌نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس رسانه‌اي امروز چهارشنبه خود با خبرنگاران داخلي و خارجي به مناسبت سالروز ميلاد پيامبر اسلام و عروج حضرت مسيح هر 15 انگليسي متجاوز به آب‌هاي سرزميني كشورمان را صادر كرد.
رئيس جمهوري گفت: 15 تفنگدار انگليسي بعد از اين جلسه به فرودگاه تهران رفته و نزد بستگانشان مي‌روند.
 
 

بلر نظاميان آزاد شده انگليسي را مجازات نكند

احمدي نژاد از دولت بلر خواست كه نظاميان بازداشتي انگليس را به جرم پذيرش اشتباه خود در ورود به آبهاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران مجازات نكند. همگان بايد بدانند ملت بزرگ ايران از حقوق و سرزمين خود با اقتدار دفاع كرده و خواهد كرد.
وي با بيان اين كه ايران از اين كه جوانان انگليسي در عراق مانده‌اند و در آب‌هاي سرزمين ايران دستگير مي‌شوند متاسف است، اظهار داشت: چرا سخت‌ترين ماموريت‌ها يعني گشت‌زني دريايي بايد به يك مادر واگذار شود،چرا تمدن غرب به ارزش‌هاي خانواده بي اهميت است؟!

وي ادامه داد: متاسفانه دولت آقاي بلر راه جنجال آفريني را انتخاب كرده و موضوع را به شوراي امنيت كشاند.
به گفته رئيس جمهور، شوراي امنيت بدون بررسي دقيق و مشاهده اسناد دقيق بيانيه‌اي صادر كرد، مردم جهان مي‌پرسند چرا؟ اتحاديه اروپا نيز بدون بررسي دقيق عليه ايران موضع گرفت، اما آيا خود اعضاي اتحاديه اروپا مي‌پذيرند كه تماميت اراضي‌شان مورد تعرض قرار گيرد؟از آقاي شيراك هم تعجب مي‌كنيم كه بدون بررسي اعلام موضع مي‌كند.
احمدي‌نژاد تصريح كرد:‌آيا احترام به حقوق انسانها و حق حاكميت ملت‌ها و دولت‌ها يك تعهد، يا يك ادعاست و تاسف‌بارتر اين كه دولت انگليس اين جرات را ندارد كه حقيقت را به مردم خود بگويد.
وي ادامه داد: ما قضاوت را در اين مورد به مردم جهان و انگليس وا مي‌گذاريم.

اعطاي نشان درجه 3 شجاعت به فرمانده مرزبانان دريايي جنوب

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران عصر امروز چهارشنبه در حين برگزاري كنفرانس رسانه‌اي خود با حضور بيش از 200 خبرنگار داخلي و خارجي ناوسالار يكم پاسدار ابوالقاسم آمانگاه فرمانده مرزبانان جنوب غرب كشور كه 15 نظامي انگليسي متجاوز به آب‌هاي سرزميني كشورمان تحت فرماندهي وي بازداشت شده‌اند را به دريافت نشان درجه سه شجاعت مفتخر كرد.
اعطاي نشان درجه 3 شجاعت به فرمانده مرزبانان دريايي جنوب توسط احمدي نژاد،رييس جمهور 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

15 متجاوز انگلیسی را محاکمه می کنیم؛ اما عجله نداریم
خبر دستگیری ۱۵ تفنگدار متجاوز انگلیسی به آبهای ایران در ایام نوروز بسیار مسرت بخش بود و شادی را در ما دو چندان کرد. چون هنوز تلخی آزاد کردن سریع و مرعوبانه ۸ نظامی انگلیسی که در سال ۸۳ در آبهای ایران دستگیر شده بودند، در کام دلسوزان انقلاب باقی مانده بود.

اما در مورد دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی که سوم فروردین ماه ۸۶ توسط جانبرکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آبهای ایران بازداشت شدند، نکاتی وجود دارد که هرگز نباید از ذهن دور داشت:

۱- رسانه های غربی طی چند روز گذشته تبلیغات بسیار وسیع و کم سابقه ای را برای آزادی این ۱۵ متجاوز آغاز کرده اند که اکثر آن بر این محور شکل گرفته است که این نیروها وارد آبهای ایران نشده اند. اما اعترافات صریح بازداشت شدگان، مستندات مربوط به دستگاه جی پی اس و اظهارات فرمانده گارد ساحلی عراق به وضوح نشان می دهد که حضور این ۱۵ نفر در آن قسمت از آبهای اروند رود که متعلق به ایران است، بسیار ناموجه بوده و آنها وارد مرزهای آبی ما شده اند و این حق انکارناپذیر ایران بوده که آنها را بازداشت کند.

۲- نیروهای دریایی انگلیس همواره توسط رسانه های غربی به عنوان شکست ناپذیرترین سربازان دریایی دنیا جلوه داده شده اند در حالی که دستگیری این ۱۵ متجاوز انگلیسی و همچنین دستگیری ۸ نفر دیگر از آنان در سال ۸۳ - که البته چند روز پس از دستگیری آزاد شدند- هیمنه پوشالی و افسانه شکست ناپذیری نیروهای نظامی آنان را شکست.

۳- قطعا انگلیسی ها و امریکایی ها از یاد نبرده اند که طی چند سال اخیر بارها و بارها شهروندان و دیپلمات های ایرانی را به بهانه های واهی ربوده اند و به خود اجازه داده اند که با دهن کجی به افکار عمومی دنیا، آنان را چندین و چند ماه در زندان های مخوف خود نگهداری کنند. پس قطعا ایران نیز می تواند این ۱۵ نفر را که مرزهای ما تجاوز کرده اند، مورد بازجویی و محاکمه قرار دهد که البته این کار زمانبر خواهد بود و شاید ماه ها به طول بیانجامد.

۴- بر اساس قوانین جمهوری اسلامی افراد مسلحی که بدون اجازه کشورمان وارد مرزهای ایران شوند، باید بر اساس قوانین ایران محاکمه شوند و قاعدتا اتهام آنان جاسوسی خواهد بود و حکم جاسوس نیز اعدام است. پس مسئولان ایران حق ندارند هیچ کدام از این ۱۵ نفر را قبل از محاکمه آزاد کنند.

۵- دستگیری این ۱۵ جاسوس برای ما یادآور دستگیری جاسوسان آمریکایی در ۱۳ آبان ۵۸ در جریان تسخیر لانه جاسوسی است و میخواهیم تا زمانی که دولت نجس انگلیس (به فرموده رهبری) از ایران عذرخواهی رسمی نکرده و ندامت خود را به جهانیان اعلام نکرده است، این متجاوزین را در ایران زندانی نگاه داریم تا درس عبرتی برای همه زورگویان جهان باشد. در این زمینه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اگر در سال ۸۳ با مسامحه دولت پیشین ایران، ۸ جاسوس انگلسی را محاکمه کرده بودیم و به جرم جاسوسی به چوبه دار می سپردیم، دیگر این زحمت ها پیش نمی آمد...

۶- انگلیسی تنها با گذشت ۶ روز از دستگیر نیروهای نظامی خود، رسما اعلام کردند که روابط تجاری انگلیس با ایران تا زمان آزادی این ۱۵ نفر قطع شد. ما از این جریان خوشحالیم. چون سالها بود که انتظار چنین روزی را می کشیدیم. اما کار ناقص مانده است. دلدادگان انقلاب اسلامی ایران زمانی خنکای غرور ملی و اقتدار اسلامی را با تمام وجود احساس خواهند کرد که نه تنها روابط تجاری بلکه همه روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و انگلیس برای همیشه قطع شود و درب سفارتخانه و موسسات انگلستان در ایران پلمپ شود و حقوق غصب شده ایرانیان - از جمله باغ قلهک- به ملت ایران بازگردانده شود.

۷- سپاه، وزارت خارجه و تمام مسئولانی که در جریان دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی به نوعی دست داشته اند باید بدانند که فرزندان معنوی حضرت روح الله بر دستان آنان بوسه می زنند و از تصمیم گیران در این زمینه انتظار دارند که این ۱۵ جاسوس پس از طی شدن مراحل قانونی بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه شوند.

در این زمینه مسئولان کشورمان باید توجه داشته باشند که هیچ عجله ای در کار نیست و باید با خونسردی و بدون توجه به جنجال های انگلیسی ها و غربی ها کار خود را بکنند چون هیاهوی غربی ها برای آزادی زودهنگام این ۱۵ متجاوز، معنایی جز آب در هاون کوبیدن ندارد.

* برای موافقت با عدم آزادی این ۱۵ انگلیسی متجاوز و محاکمه آنها می توانید فعلا این طومار را که یکی از دوستان زحمت تهیه آن را کشیده، امضا کنید.

 

2 نوشته شده در  جمعه 1386/01/10ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

تضعیف پایگاه مردمی احمدی نژاد؛ هدف مشترک دشمنان خارجی و داخلی
 
به فرموده رهبر حکیم انقلاب، امسال "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی" است.
اگر خوب به فضای سیاسی جامعه نگاه کنید، دقیقا به این نکته خواهید رسید که عده ای در داخل کشور، با انگیزه های شخصی برای مخالفت با رئیس جمهور و دولت نهم، دقیقا همان کارهایی را انجام می دهند که دشمنان قسم خورده خارجی می خواهند.

 انتقاد با دشمنی فرق می کند. اگر به لحن و چگونگی حرکت و صحبت برخی ها در داخل توجه کنید، به وضوح این نکته را درمی یابید که عده ای بدون آگاهی و عده ای هم با آرزوی نابود کردن دولت نهم، دقیقا با اهداف و حرکت های دشمنان خارجی نظام اسلامی همسو شده اند تا نگذارند هیچ یک از برنامه های مردمی این دولت به نتیجه برسد.

به اذعان همگان،پایگاه مردمی دکتر احمدی نژاد از جمله مهمترین نقاط قوت دولت نهم است و رهبری نیز همواره بر این نکته تاکید کرده است که این محبوبیت پیامدهای بسیار خوبی برای کشور دارد. پس قاعدتا ضربه زدن به پایگاه مردمی رئیس جمهور، ضربه زدن به منافع کشور محسوب می شود.

معاون ریچارد هالبروک، از مقامات ارشد در موسسه امنیت و صلح آمریکا چندی پیش در مصاحبه ای به غربی ها توصیه کرد که پایگاه مردمی احمدی نژاد را تضعیف کنند و  گفت: " در لحن تبلیغات خود، میان احمدی نژاد و ایران فرق بگذارید. اگر هدف ما این است که احمدی نژاد را از پایگاه مردمی آن محروم کنیم، این خط کشی و جدا کردن حتماً باید انجام شود.

اقداماتی که احمدی نژاد را تضعیف می کند را افزایش دهید. علائمی که از ایران می رسد نشان می دهد که تحریم های ضعیفی که تا کنون بر علیه ایران اعمال شده است، برروی مردم ایران اثر منفی گذاشته و به محبوبیت احمدی نژاد ضربه زده است . این نکته به ما این این انگیزه را می دهد که فراتر از آنچه تا کنون انجام داده ایم نیز برویم و اقدامات بیشتری انجام دهیم.

ارتباط خود را با سایر مقامات ایران افزایش دهید. اگر ایرانیان معتدل بیشتری قانع شوند که واشنگتن مصمم به راه اندازی جنگ با ایران است، آنها ممکن است انگیزه بیشتری برای حمایت از سران معتدل تر سیستم پیدا کنند .

اگر بر اساس نشانه های رسیده، این درست باشد که مردم ایران فکر می کنند اظهارات رییس جمهور در مورد هولوکاست به اعتبار کشورشان در دنیا ضربه زده است، از این می توانیم استفاده کنیم و محکومیت بین المللی شدید تری را در مورد این اظهارات انجام دهیم .

باید دقت کرد که تلاش های آشکار برای بی اعتبار کردن احمدی نژاد یا فشار برای ایرانیان برای دور شدن از او نتیجه معکوس به بار خواهد آورد."

حالا خوب دقت کنید و ببینید چه کسانی در ایران در حال انجام دقیق این دستورات هستند. از طریق به خوبی می توان دوست و دشمن را شناخت.

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/07ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

انتقال متجاوزان به تهران

نيروهاي انگليسي متجاوز به آب‌هاي سرزميني ايران به تهران منتقل شدند. به گزارش فارس، 15 نظامي انگليسي كه روز گذشته به خاطر عدم توجه به مرزهاي بين المللي و ورود غيرقانوني به آب‌هاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران، توسط مرزبانان كشورمان در محدوده شمال غربي دستگير شده بودند، ظهر امروز براي ارائه توضيحات نسبت به اين اقدام متجاوزانه خود به تهران منتقل شدند.   

نظاميان ياد شده شامل 8 ملوان و 7 نفر از نيروهاي موسوم به "رويال مارينز" و از نيروهاي زيرمجموعه‌ ناو كورناوال هستند كه با تجهيزات كامل نظامي و دستگاههاي پيشرفته جغرافيايي، دستگير شدند كه در ميان اين نظاميان انگليسي، ناوي‌ زن نيز ديده مي‌شود.

این عکس را ذخیره و دوباره مشاهده کنید. عکس از صفحه اول سایت بی.بی.سی .** قابل توجه کسانی که علیه بقیه مسلمانها در خصوص موضوع خلیج فارس اقامه دعوا کردند و مرتکب اصلی را فراموش کردند ! سایت بی.بی.سی الان محل دستگیری - اما به قول خودش دزدیده شدن و ربایش ! - این حضرات را خلیج نامیده و نام خلیج فارس را حذف کرده ! برای اینکه عکس را خوب ببینید ، ذخیره کنید و دوباره ببینید . اینها خیلی بی شرف هستند. ممکن است سریع مت نرابردارند. ولی مثل اینکه خیلی به حقارت دچار شده اند که اینگونه عقده گشایی می کنند !

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1386/01/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

کجا بودی عزيزززم ؟!

بسم الله .  

§ این هم از داداش شهرام !  

آخی... :))

البته مثل اینکه موقع دستگیری یه کم یحتمل تعارف داشته و ماموران –احتمالا دولت خارجی دستگیر کننده- هم یه کم اصرار کرده اند و تعارفات هم به درازا کشیده و چک و چونه و پاچش داش شهرام آثار این تعارفات را رو خودش داره ! موقعی که حرف می زد شده بود عین این ننه مرده ها . یقینا فکککرشم نمی کرده بیان کجااا ؟ خارج اونم تو یه ده کوره ، گوششو بگیرن بیارنش خونه ! همچی شاخش شیکسسه بود دل آدم براش کباب میخواست.

حالا بره خودشو برای 122 میلیون دلار جریمه و 60-70 میلیون دلار استرداد عین مال بسرقت رفته و ده دواز ده سال زندان و ده دوازده سال انفصال و رسیدگی به پرونده جیم شدگی اش و جعل اسناد منجر به فرارش و –ماشششالا ! ، آدم کم میاره از تعدد عناوین مجرمانه ! - ... آماده کنه !

اما من به ماجرا از زاویه دیگری هم نگاه می کنم .  

در ماجرای شهرام جزایری ، دولت کمترین نقش را در برخورد با وی از نظر قانونی بر عهده داشت ، اما دستگاه اطلاعاتی به محض فرار او ، بشکل اتوماتیک فعال شده و پس از اینکه خاطیان و قاصران با سرافکندگی و شرمندگی از وزارت اطلاعات درخواست کردند تا به پرونده وارد شود ، در فاصله زمانی کوتاهی برای اینگونه اقدامات ، فراری را شناسایی و تحویل می دهد. 

این شهرام کجا ، اون شهرام کجا ! :))این درحالیست که کشورهای خارجی ، حتی از حضور او در خاک کشور خودشان اطلاع نداشتند ، اما این ، امکانات و تحولات سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران است که به او اجازه می دهد ، نه تنها از جزئیات تحرکات تمامی عناصر تحت تعقیب ، اطلاع داشته باشد ، بلکه در صورت لزوم برای گرفتن گوش نامبردگان و عودت به منزل ! ، زحمت زیادی هم متحمل نشود !  

با ورود به سال 86 ، آرام آرام به نیمه دوم طول خدمت دکتر احمدی نژاد در مسئولیت ریاست جمهوری نزدیک می شویم و فکر می کنم ، این یکی از نشانه های آشکارشدن میوه های درخت خدمتگذاری صادقانه و پیگیرانه است. وقتی کاری را به تمامه به حوزه مسئولیتی دولت واگذار کنند و نه تنها از دخالت و ورود در آن به هر نحو خودداری کرده ، بلکه سرافکنده از سستی واهمال و قصور خویش ، از دولت بخواهند تا وارد ماجرا شود ، نتایجی شبیه آنچه که در دستگیری شهرام دیدیم رخ می دهد. همچنین ، این دستگیری ، نشان از آن دارد که احمدی نژاد در بهسازی درونی سیستم های مختلف کشور  نیز ، گامهای موثر و موفی را برداشته که شیرینی و میوه این تلاشها و اقدامات ، آرام آرام در نیمه دوم فعالیتهای دولت آشکار خواهد شد.

خبر دستگیری شهرام ، بهترین خبری بود که می شد به ملت ایران داد. ملتی که اگر الان شهرام را در خیابان ول کنی دیگر نمی توانی پیدایش کنی ! تیکه بزرگش گوششه !

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/01ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

شهرام جزايري متواري شد
درخصوص اخبار منتشره راجع به متواري شدن شهرام جزايري عرب متهم به تحصيل مال نامشروع و استفاده از سند مجعول و پرداخت رشوه، به اطلاع مي‌رساند، نامبرده كه در معيت مامورين مراقب و به صورت تحت‌الحفظ جهت شناسايي اموال، در حال اعزام به محل استقرار كارشناسان منتخب دادگاه بوده، در نتيجه اغفال مامورين، متواري گرديده كه در جهت دستگيري وي اقدامات زير معمول گرديده است:

1ـ از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران حكم جلب متهم به كليه مراجع نظامي و انتظامي و امنيتي صادر گرديده است.

2ـ مامورين مراقب وي جهت تحقيقات لازم، تحت تعقيب كيفري قرار گرفته‌اند.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/02ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

فرمول استاندارد يک توطئه ء انگليسي-آمريکايی

يك مقام آگاه امنيتي در پي دستگيري عوامل بمب گذار حادثه تروريستي در زاهدان، ابعاد ديگري از توطئه‌ اخير آمريكا براي ايجاد فتنه قومي و مذهبي در كشور را افشا كرد.  

يك مقام آگاه امنيتي در گفت و گو با خبرگزاري فارس با اشاره به اعتراف عوامل تروريست بمب گذار در زاهدان اظهار كرد: اين افراد اجير شده بوده‌اند و هيچ‌گونه سازماندهي در داخل كشور و استان سيستان و بلوچستان نداشته‌اند. آنان افراد شروري بوده‌اند كه از سوي سرويس‌هاي اطلاعاتي و آموزشي خرابكاري ديده‌اند. در اين حادثه تروريستي كه صبح چهارشنبه انجام شد، يك اتوبوس حامل كارمندان سپاه پاسداران در ميدان ثارلله زاهدان منفجر گرديد كه بر اثر آن 12 تن شهيد و 24 نفر هم مجروح شدند. اين مقام آگاه افزود: در اعتراف يكي از عوامل بمب گذار اشاره شده كه افرادي كه به وي آموزش بمب گذاري و ترور داده‌اند با زبان انگليسي صحبت مي‌كرده‌اند و مترجمين احتمالاً از اعضاي منافقين بوده‌اند.  

اين منبع مطلع به علت اين اقدامات تروريستي اشاره كرد و گفت: در اعترافات افراد دستگير شده اشاره شده كه در راهپيمايي گسترده 22 بهمن، حضور اهل تسنن در كنار شيعيان باعث ناخرسندي آمريكا شده و براي بر هم زدن اين وحدت، همدلي و تابعيت از نظام و رهبري تصميم گرفتند كه چند اقدام خرابكاري در استان سيستان و بلوچستان انجام شود. اين مقام آگاه امنيتي در ادامه گفت و گو با فارس به نقل از دستگير شدگان تصريح كرد: اين افراد پس از بمب گذاري و به شهادت رساندن تعدادي از شهروندان شيعه و سني، قصد داشتند برخي از مولوي‌هاي اهل تسنن و سران طوايف در استان سيستان و بلوچستان را ترور كنند و از اين طريق فتنه قوي مذهبي در استان و حتي كشور ايجاد كنند.  

به گفته اين منبع مطلع، يكي از افراد دستگير شده نحوه دستگيري خود را اين گونه بيان كرده است: «من فكر نمي‌كردم كه مردم به ما حمله كنند؛ زيرا ما را توجيه كرده بودند كه مردم با شما هستند اما پس از انجام انفجار، مردم به سوي من حمله كردند و مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد از آن از سوي مامورين دستگير شدم.» افراد دستگير شده با اظهار ندامت و پشيماني از اقدام خود به اغفال خويش و دريافت وجوه كلان براي اقدامات تروريستي اشاره كرده‌اند.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

رحيم‌پور ازغدي از گلسرخي مي گويد:
پخش فيلم اظهارات خسرو گلسرخي در دادگاه شاهنشاهي از شبکه سوم سيما، واکنش‌هاي بسياري داشت. 

رحيم پورازغدي که در جمع گروهي از دانشجويان در محل موزه عبرت (کميته مشترک ضد خرابکاري ساواک) به تحليل وقايع انقلاب مي‌پرداخت‌، با اشاره به اظهارات گلسرخي در دادگاه گفت: او نماد جريان چپ بود، اما همين فرد ظاهرا چپ و غيرمذهبي در لحظه مقاومت در دادگاه نام مارکس و لنين را نمي‌آورد، او نام علي (ع) و حسين (ع) را ذکر مي‌کند‌؛ چرا که مي‌بيند براي تئوريزه کردن مقاومت، بايد خودش را به مذهب و عاشورا گره بزند.

ازغدي افزود: اين گروه‌ها دنبال عدالت بودند، اما از اسلام در آن زمان تصوير اسلام سازشکار را داشتند و تحت تاثير مارکسيست‌ها قرار گرفتند. در حقيقت آنها قرباني و مستضعف فکري بودند.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

خاطرات کروبی از امام
مهدي کروبي در بيست ‌و هشتمين سالروز پيروزي انقلاب، به روايت خاطرات و تحليل‌هايش از دوران مبارزه مي‌پردازد:

 روحانيت به خاطر مشروطه احساس سرخوردگي و انفعال داشت و تنها قدرت امام بود كه توانست مبارزه را يك فرهنگ كند.
امام دو قدرت داشت:
الف ـ جامعه و روحانيت را وارد مبارزه كند.
ب ـ حمله به شاه را طبيعي نشان دهد.

من يادم مي‌آيد بچه بودم كه شاه‌عبدالعظيم مي‌رفتم. مردم صف كشيده بودند و براي ناصرالدين شاه فاتحه مي‌خواندند. رضاشاه به خاطر برنامه كشف حجاب و... در ذهن مردم نكوهيده بوده. در كتاب تاريخ بيداري هست كه ناظم‌الاسلام مي‌گويد: وقتي ناصرالدين‌شاه كشته شد، هرجا مي‌رفتيم، ابا داشتيم بگوييم اهل كرمانيم. سلطنت اصل ريشه‌داري در ايران بود و قدرت امام كه پايه‌هاي سلطنت را متزلزل كرد و توانست اين مسئله را جا بيندازد، خيلي مهم بود؛ يعني هم توده مردم را به مبارزه كشاند و هم پايه‌ها را متزلزل كرد. ديدگاه‌ها حول اين محور بود كه پارلمان عوض شود يا ... خود گروه‌هاي مبارزاتي مي‌گفتند: ما نبايد به سلطنت متعرض باشيم. حركت امام، حركتي ريشه‌اي در برابر سلطنت بود. اين‌ كه توانست رايج كند كه هدف خود شاه شود، از كارهاي امام بود.

امام همچنين اقشار مختلف را وارد مبارزه كرد، به گونه‌اي كه مبارزه از دست نخبگان به سطح جامعه كشانده شد؛ يعني سال 42 كه امام دستگير مي‌شود، هم حوزه، هم دانشگاه، هم كارگران، هم كشاورزان و هم اصناف شهيد مي‌دهند و معترض مي‌شوند. او همچنين روحانيت را در صفوف مختلف وارد كرد. در آستانه رفراندوم، سران جبهه ملي و نهضت آزادي نوعا بازداشت شدند و هيچ واكنشي رخ نداد. يك سري خانواده‌ها پرچم به دست جلوي قزل قلعه يا دادگستري خيابان شريعتي رفتند؛ يعني تحرك در سطح خانواده و هم‌حزبي‌ها بود. در حالي كه امام كه دستگير شد، كشور به هم ريخت. غير از كاشان و تهران و ورامين كه كشته دادند، در شهرهاي ديگر هم تعطيلي و تجمع بود؛ اين نشانه وارد كردن توده‌هاست...

در بخش ديگري از اين گفت‌وگو آمده است: به تدريج روحانيت ديگر به اين صورت و با رهبري مراجع و در رأس آنان، امام وارد مبارزه شد. امام تعيين نمي‌كند كه چگونه. همه را تأييد مي‌كند و رابطه دارد و كمك مي‌كند. اينها پايين‌تر كه مي‌آيد، دسته‌بندي مي‌شوند.
عده‌اي اعلاميه امام را چاپ، عده‌اي پخش و عده‌اي كار مسلحانه مي‌كنند و عده‌اي نيز به وعظ و خطابه مي‌روند. بسته به استعداد و توان افراد، اما امام همه را زير پوشش خود دارد و همه را رهبري و كمك مي‌كند...

امام ضمن اين‌كه مستقيم به هيچ كس نمي‌گويد اين كار را بكنيد، ولي همه را حمايت مي‌كند. مثلا در امور مالي به سمت خود و وكلا مي‌نويسد كه به بهترين وجه خانواده‌هاي ايرانيان را حمايت كنيد. درباره گروه‌هاي مسلح هم به كسي نمي‌گويد مسلح شو، اما كساني كه منصور را ترور مي‌كنند، بعد مورد توجه امام قرار مي‌گيرند. مرحوم حاج‌آقا مصطفي مي‌گفت: بورسا كه بوديم (جايي بندري است كه در تركيه امام را آنجا مي‌برند ) امام مي‌گفتند: روزهايي من چهارصد مرتبه در اذكارم طيف بخارايي را دعا مي‌كنم. امام علني نمي‌گفت، اما قبول داشت. يك‌سري گروه‌ها را هم مثل مجاهدين اصلا از اول قبول نداشت. كسي در زندان نقل مي‌كرد كه امام براي صرف وجوهات گفت به مجاهدين كمك نكنيد. همان اوايل تشكيل مجاهدين كه خود آن آقا مي‌گفت، من وجدانا عذاب مي‌كشم كه به حرف امام گوش نكردم و فكر كردم او اشتباه مي‌كند...
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

وزير دفاع آمريکا : در شرايط فعلي فقط مي توانيم التماس کنيم

وزير دفاع امريكا پشت پرده استراتژي جديد رئيس جمهور كشورش درباره عراق و نحوه تعامل با ايران را فاش كرد. 

دو خبرگزاري فرانسه و رويترز گزارش دادند، «رابرت گيتس» كه در خاورميانه به سر مي برد روز پنج شنبه درجمع خبرنگاران در منامه پايتخت بحرين گفت: «امريكا بايد ابتدا موضعش را تقويت كند و سپس با ايران وارد گفت وگو شود». وي اضافه كرد: «به صراحت مي گويم كه اكنون ايران هيچ نيازي به مذاكره با ما ندارد. بنابراين در هرگونه مذاكره اي در شرايط كنوني، امريكا طرف التماس كننده خواهد بود و تنها از ايران خواهد خواست از انجامx ،y ياz خودداري كند».

پس از اعلام استراتژي جديد بوش درباره كنترل بحران عراق در هفته گذشته كه در آن تأكيد شده بود از اين پس نيروهاي امريكايي در عراق به افراد و شبكه هاي ايراني حمله خواهند كرد، برخي تحليلگران در داخل و خارج چنين نتيجه گيري كردند كه بوش قصد دارد با ايران درگير شود. افزايش شمار نظاميان و تقويت ناوگان دريايي امريكا در خليج فارس نيز بر شدت اين گمان مي افزود، اما در همان ايام نيز كارشناساني در داخل ايران از اين ديدگاه دفاع مي كردند كه امريكا درواقع تواني براي رويارويي با ايران نداردو استراتژي جديد درباره عراق هم بيش از آنكه واقعيت داشته باشد، يك ژست است. از ديد اين تحليلگران هدف نهايي امريكا مذاكره با ايران است اما پيش از ورود به آن ابتدا مي خواهد موضع تضعيف شده خود در مقابل تهران را تقويت كند. اظهارات جديد وزير دفاع تازه كار امريكا اين ديدگاه را به طور كامل تأييد مي كند.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

دست‌نوشته دواني: آقاي احمدي‌نژاد نگوييد تنها هستم

آخرين نوشته استاد فقيد علي دواني درباره سخنان دكتر احمدي‌نژاد در دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.

به گزارش فارس، استاد علي دواني اين نوشته 16 دي ماه و دوز پيش از وفاتشان براي انتشار به يكي از هفته نامه هاي سراسري سپرده بودند. اين نوشته به خوبي مواضع سياسي ايشان را در آخرين روزهاي حيات نشان مي‌دهد.

متن كامل اين نامه به اين شرح است:

چرا بايد آقاي دكتر احمدي‌نژاد خود را تنها ببيند؟!
شنيده ام كه آقاي دكتر احمدي‌نژاد رياست محترم جمهوري در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ضمن سخنراني از جمله گفته اند : «بعد از اينكه عليه دولت نوشتند، يك نفر پيدا شده چيزي عليه آنها گفته. بعد آمدند ديدند ايشان نسبتي با اعضاي دولت دارد. آن را گذاشتند كنار، فحشش را به دولت مي‌دهند. اينها همان كساني هستند كه مي‌گفتند همه اشخاص براي خودشان مستقلند. زماني يك خانمي آمد و مردانگي كرده است، خدا شاهد است من نديدم و نخواندم و نه در جريان بودم. در روزنامه ها نوشتند كه او پول داده، امكانات داده كه به كساني حرفي زده شود. اين دروغ است، حتي من شنيدم وزارت ارشاد احتياط كرده و آن امكانات معمولي عادي را كه به همه مي‌داده، به ايشان نداده است.»

با اين كه من منزوي هستم و سر در كار خود دارم و روزنامه هم نمي خوانم و گاهي اوضاع جاري را از سيما مي‌بينم، يا از اين و آن مي‌شنوم و كاري به نفي و اثبات مسايل سياسي ندارم، زيرا به قدر كافي هستند، اما شنيدن اين جمله مختصر و تاثر انگيز رياست جمهوري باعث تاثر بسيار من شد؛ به خصوص كه ربطي هم به من دارد.
خانم فاطمه رجبي همسر آقاي دكتر الهام كه ايشان او را تنها حامي و مدافع خود دانسته اند، دختر انديشمند من است كه بيش از افراد خانواده عاطفي است و نمي تواند آنچه را مي‌انديشد كه بر خلاف انتظار است از بيان آن خودداري كند.

آقاي دكتر احمدي‌نژاد! ناراحت نباشيد. غير از مشاراليها، بسياري هستند كه درباره شما و عملكرد شما و از انتقاد مغرضانه از كارهاي شما ناراحت و در تب و تاب مي‌باشند. از همه مهمتر توجه خاص مقام معظم رهبري است كه در فرصت هاي مناسب، از جمله در شهر شما (گرمسار) به آن گونه از انديشه ناب و عملكرد شما تمجيد نمودند و به نحو دلسوزانه‌اي مخالفين را نصيحت كردند كه دست از سم‌پاشي و بي انصافي بردارند و خلاصه در هر مناسبتي شما را تاييد مي‌كنند.

بهترين گواه پشتوانه مردمي شما، احساسات بي شائبه ميليونها مردم مسلمان و خيرخواه هستند كه در بازديد جنابعالي از استانها و شهرستانها ابراز داشته و مي‌دارند.

كارهاي ابتكاري و موضع گيري هاتان در برابر مطامع بيگانگان و كارشكني هاي آمريكاي جهانخوار و صهيونيسم بين‌الملل و اروپائيان كينه توز، به خصوص درباره مساله انرژي هسته اي كه قهرمانانه آن را به پيش برده‌ايد و به خواست خدا پيش مي‌بريد را مورد حمايت كامل قرار داده و بي صبرانه منتظر پايان كار توسط شما هستند.

نامه تاريخي شما به بوش رئيس جمهور آمريكا كه شنيدم در داخل باعث سخنان مغرضانه شده بود، در كشور ارمنستان براي تحسين آن همايش منعقد كرده و گفته اند براي داشتن يك زندگي آرام و سالم، همين است كه رئيس جمهور ايران ارائه داده است، راه انبيا و تعاليم و رهنمودهاي آنها.

همين ديشب (10 آذر) در سيما ديديم كه يك مرد آمريكايي گفته بود‌: آنچه رئيس جمهور ايران در نامه اش خطاب به ملت آمريكا گفته است، حرف دل ما را زده است‌!

از قضاوت و اظهارات ديگران در نقاط مختلف جهان اطلاع ندارم ولي اين را مي‌دانم كه اگر من و يا روحانيوني كه قلم به دست داريم و سياستمداراني كه سر در كار سياست دارند، مي‌خواستند اين دو نامه را بنويسند شايد نمي توانستند بهتر از اين را ارائه بدهند.

حال چرا ما به جاي تقدير از كارهاي شگفت‌برانگيز و خيرخواهانه رئيس‌جمهور محترم، به وجدان خود اجازه دهيم كاري كنيم كه ايشان خود را تنها ببينند و فقط حمايت و دفاع يك زن دلسوز و با ايمان را مايه خوشوقتي خود بدانند؟!
مگر نشنيديم همان ماه‌هاي اوليه انتصاب ايشان به رياست جمهوري و موضع‌گيري‌هايي كه ابراز داشتند، بوش رئيس جمهور آمريكا گفت: «‌احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران مرد عجيبي است»!

راستي، چه كسي از مسئولان‌ ما به ياد داشت و به فكر افتاد كه در اوضاع و شرايط كنوني داخلي در مقابل صهيونيسم بين‌الملل و آمريكاي جنايتكار و پشتيباني ملل اروپا از اسرائيل، مسئله‌ هولوكاست را مطرح كند، و بگويد اگر اين مسئله‌ راست است چرا بايد ملت فلسطين تاوان آن را بدهند؟!

و بگويد‌: «اين درست است كه ملت آلمان پس از 60 سال هنوز بايد سالي دويست و پنجاه ميليون يورو غرامت به اسرائيل بپردازد»؟!

و از اين راه به پژوهشگران بي طرف و منصف در سراسر دنيا جرأت تحقيق و اظهار نظر نسبت به اين دو مسئله‌ بدهد؟ و شنيديم اين سخن در خود آلمان انعكاس وسيعي يافته و از آن موقع نسبت به مردم ايران با چشم ديگري نگاه مي‌كنند؟!

شنيدم در روزنامه‌اي از خانه مجلل آقاي دكتر الهام ياد كرده اند، حال آن كه دكتر الهام سالها معاون امور مالي سه دادستان كل آقايان‌: صانعي، موسوي خوئيني ها، و ري شهري و معاون آقاي يونسي رئيس دادسراي تهران بود. اگر او مانند بعضي‌ها بود، اقلاً يك خانه معمولي در شهر داشت، حال آن كه يك خانه يك طبقه در يك محله مستضعف نشين و دور از شهر با چه امكاناتي چند سال پيش بنا كرد كه قسمتي از پول آن را من به دخترم دادم، بقيه را دو بار از صندوق قرض الحسنه گرفتم. گمان نمي كنم يك مسئول درجه سوم در آن محله سكونت داشته باشد. بعد از قبول پست جديد هم كه در خانه كنار رئيس جمهور است، خانه اش همانجاست كه بود.

خود رئيس جمهور محترم هم در همان خانه كه قبلا بوده مهمانان خود را مي‌پذيرد، و شايد كسي اطلاع نداشته باشد. حال انسان با اين اوضاع و جو چه كند كه مقبول عامه باشد؟!

شايد باور نكنيد كه پس از يك سال و اندي من غير از دو بار كه آقاي رئيس جمهور را ديدم و آن هم در مجلس ختم پدرشان بود و فقط تسليت گفتم، و ايشان هم آهسته تشكر كردند، حتي به اندك صحبتي هم نكشيد . من در اينجا لازم مي‌دانم غزل نغز فيلسوف و محدث نامي ملامحسن فيض كاشاني را بياورم كه گويي اين روزها آن را گفته و به ما پند داده:

درج در پست بعدی!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

امدادهای غیبی به حزب الله از زبان رییس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) ایت الله مصباح

 

آیت الله مصباح یزدی رییس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) که با سفربه لبنان ودیدار با سیدحسن نصرالله پیام تبریک این مجمع را به دبیر کل حزب الله لبنان ابلاغ کرده است امشب گزارشی ازاین سفرارائه کرد. وی در این گزارش مواردی ازامدادهای غیبی که در جنگ 33 روزه به كمك نیروهای مقاومت اسلامی آمده بود را نیز برای حضار بیان نمود.

ایشان با تأکید بر اینکه برخی از پیروزی­های حزب الله عظیم تر  ازمعجزات صدر اسلام بوده به موارد زیر اشاره کرد که در دیدار با سید حسن نصرالله بلاواسطه از خود وی شنیده است:

 

دوربین دید در شب!

دشمن در اين جنگ دو برگ برنده داشت. يكي اينكه مجهز به دوربين مادون قرمز بود و در شب به راحتي ما را هدف قرار مي داد اما ما در شب هيچ ديدي نسبت به آنها نداشتيم ودومين ترفند بزرگ آنها گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هلي برن و تخليه نيروهاي مجهز در پشت خط بود.

فرمانده يكي از قرارگاه­هاي مهم ما كه كاملا مورد اعتماد و وثوق من است براي من تعريف كرد: شبي كه از اين جنگ گسترده و حربه اسرائيلي ها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هلي كوپتر در حال پياده كردن نيرو در خط مقدم بود و به علت در اختيار نداشتن وسايل ديد در شب كاري از دست ما برنمي­آمد، از شدت خستگي به خواب رفتم. در خواب حضرت زينب(س) را ديدم و از اوضاع نزد ايشان گله  كردم. ايشان با اشاره بنده را متوجه قسمتي كردند كه خانمي ايستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا(س) را مشاهده و درد دل هاي خود را به او عرض كردم. حضرت فرمودند: ما به فكر شما هستيم و براي شما دعا مي كنيم .من اصرار كردم و وضع وخيم جبهه  را كه به خاطر هلي كوپترهاي اسراييلي ها به وجود آمده بود يادآور شدم .حضرت مرا به صبوري دعوت كردند. اما من همچنان اصرار كردم! حضرت كه اصرار مرا مشاهده كردند با دست خود اشاره اي كردند و سپس فرمودند: برو تمام شد.

 من درهمين حين از خواب بيدارشدم و به خاطر سماجتي كه كرده بودم ناراحت وپشيمان بودم . معمولا اخبار خط مقدم جبهه با تاخير پانزده دقيقه اي به قرارگاه مي رسيد. بعد از حدود پانزده دقيقه از لحظه خواب من ، به من اطلاع دادند كه يك هلي كوپتر اسرائيلي با عده اي از افراد زبده سقوط كرده ومن متوجه شدم در همان لحظه­ي اشارٍه حضرت، اين حادثه براي هلي كوپتر اسراييلي اتفاق افتاده و همين سقوط باعث ترس شديد دشمن و عقب نشيني آنها گرديده است.جالب اينكه دشمن صهيونيست، پس از اين حادثه تصور مي­كرد كه حزب الله از ابزار پيشرفته­ي ديد در شب بهره­مند است.

ادامه آتش، بدون مهمات!

در یکی ازجبهه ها که مهمات بخشي از نيروهايمان تمام شده بود دستورعقب نشینی را صادر کردیم . این نیروها در کنار رودخانه ای بودند که اسراییل می خواست تا ساحل آن پیشروی کند وآن را مرز خود قرار دهد.این رزمندگان با گروهی که پشت رودخانه بودند تماس می گیرند که ما درشرف سقوط هستیم و تقاضای کمک می کنند. آنها هم پاسخ می دهند که امیدی به ما نداشته باشيد  چون ما هم مهمات نداریم.در همین اثناء می بینند آتشی بر سر اسراییلی ها فرود آمد. نیروهای خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جایی را زدید همین جا را بزنيد! آتش ادامه پيدا می کند وبراثرشدت حجم آن، اسراییلی ها موفق به پیشروی نمی شوند و فرار می کنند. بعد از فرار آنها، نيروهاي جلو از نيروهاي پشت رودخانه تشکر می کنند ولی آنها هم پاسخ می دهند ما که گفتیم: سلاح ومهماتي نداریم و آن آتش هم کار ما نبود! و بالاخره هم معلوم نمی شود که چه کسی این آتش را بر سردشمن ریخته بود.

تواضع و  نورانیت سید حسن نصرالله

آنچه برای خود من اهمیت داشت تشرف خدمت آقای سید حسن نصرالله بود.برخورد و تواضع ایشان بسیار برای من عجیب بود. هر شخصی که به چنین پيروزي­هاي برسد و موقعيت جهانی پیدا کند به طور طبیعی تغییراتی در منش ، رفتار ، گفتار و موضع گیری های وی پیدا  می­شود. اما چیزی که ما از ایشان ديديم اين بود كه نه تنها تغييري در وي ایجاد نشده بود بلکه بر تواضع وی افزوده هم شده بود.

ایشان به قدری نورانی، پاک و با صفا بود که من احساس می کردم خدمت یکی از سربازان امام زمان(عج) نشسته ام .

 

من به شخصه بی واسطه چیزهایی از کسی شنیدم

که تا پارسال فرمانده سپاه حزب الله بود!

این که نفرات درگیر حزب الله در جنگ کمتر از ۱۰۰۰ نفر بود.

واین که اسرائیلی ها در این جنگ ۳ بار تمام مهماتشون تموم شد

و توسط امریکا و انگلیس جایگزین می شد.

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه 1385/10/15ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

چهارمین دولت ایرانی؟

در هر دو صورت  شیعیان در اکثریت میباشند   طبق قانون اساسی لبنان، رییس جمهور باید یک مسیحی، نخست وزیر سنی و رییس مجلس باید  یک شیعه باشد. جدای از استعماری بودن اصل این تفکیک عجیب و غریب، شاید برای شما جالب باشد که آخرین سرشماری در این کشور در سال1932 توسط فرانسه انجام شد که به دروغ اعلام کردند 55٪ لبنانیها مسیحی 25٪ سنی و 18٪ شیعه هستند و بر همین اساس این قانون تقسیم قدرت را وضع کردند و از آن تاریخ تاکنون(75 سال) سنی ها و مسیحیان اجازه ندادند هیچ سرشماری دیگری در این کشور انجام بگیرد ولی طبق تخمین خود سنی ها و مسیحیان این کشور، حدود 35% شیعه، 32%مسیحی و 20%سنی و 13% متفرقه می باشند. هرچند شیعیان معتقدند که مسیحیان تنها 20درصد می باشند و از 4میلیون نفر جمعیت این کشور حدود 1.8میلیون نفر آن شیعه هستند یعنی 45%.

   بعد از فرار اسراییل از جنوب لبنان، بسیاری خواهان تقویت حزب‌الله در عرصه سیاسی، برای به دست گرفتن قدرت شدند و اینکه آنان اسلحه را فراموش کند ولی تدبیر حزب‌الله و رهبر معظم انقلاب این بود که اسراییل دست از شرارت بر نداشته است. (چنانکه ثابت شد.) شاید ورود حزب‌الله به پارلمان و پذیرفتن وزارت کار و وزارت انرژی تحت همین شرایط صورت گرفت. از دلایل دیگر عدم حضور جدی حزب‌الله در امور سیاسی شفاف نبودن فضای سیاسی در لبنان است چنانکه 20درصد مسیحی این کشور بسیار ثروتمند میباشند و بسیاری از رسانه های این کشور و بنگاههای اقتصادی نیز در دست ایشان است و با پشتوانه خارجی (غرب و مخصوصا فرانسه) فضای سیاسی و روانی تاریکی ایجاد میکنند. استضعاف بسیار شدید مردم شیعه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ مالی به این علل اضافه می شود. البته حزب‌الله با مشکل دیگری هم روبرو بود و آن جنبش امل می باشد. این جنبش که علیرغم شروع خوب نتوانست با تاریخ مبارزه در لبنان حرکت کند نه تنها از قافله جهاد جا ماند بلکه با ناسازگاری با حزب‌الله باعث ایجاد تفرقه در بین شیعیان می شد.

  بهرحال آنچه پیش رو داریم فضایی متفاوت از قبل از جنگ است. جبهه شیعیان متحدتر شده است و جوسازی های رسانه‌ای،علیه حزب‌الله نیز دیگر کارایی ندارد. چندی پیش سیدحسن اعلام کرده بود شرط خلع سلاح حزب‌الله خروج اسراییل از مزارع شبعا و ایجاد یک دولت و ارتش قوی در لبنان است. به تعبیر من، شرط اخیر در فضای دیپلماتیک چنین معنی می شود: واگذاری حق مشارکت سیاسی حزب‌الله در دولت طبق بافت جمعیتی و نیز به دست گرفتن ارتش توسط شاخه نظامی حزب‌الله.

      البته در هردو مورد به نفع دولت لبنان است. ارتش لبنان تقریبا ضعیفترین ارتش منطقه است و می توان گفت این کشور اصلا ارتشی ندارد. به این وسیله حزب‌الله سعی خواهد کرد هم حقوق اجتماعی مردم شیعه را استیفا کند و هم عملا خلع سلاح نشده است .

  به هرحال حتی اگر منظور سید حسن نصرالله هم این نبوده است، این پیشنهاد خوبی می باشد و 2میلیون شیعیان لبنان که تاکنون دل به یک دولت شیعی 70 میلیونی بسته بودند بهتر است به فکر ایجاد یک انقلاب مستقل دیگر در منطقه باشند همانطور که ایرانی ها در سال57 و شیعیان  در عراق  و حماس در فلسطین چنین کردند.

موانع 

 هرچند حزب الله 2سال وقت دارد تا با رایزنیهای مختلف برای انتخابات بعدی این کشور آماده شود ولی وظیفه ج.ا.ا نیز نباید فراموش کرد چون دیگر کشور های صاحب نفوذ در این کشور(فرانسه و عربستان) بیکار نخواهند نشست و برای به قدرت رساندن مجدد همپیمانان خود  از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چه آنکه امروز هم، رییس جمهور این کشور رفیق فابریک ژاک شیراک و نخست وزیر این کشور دوست‌دختر(!) عربستان است ضمن اینکه تمام امکانات تبلیغاتی این کشور در دست ایشان می باشد (قابل ذکر است که این کشور به چاپخانه خاور میانه معروف است و نیمی از مطبوعات عربی در این کشور منتشر می شود و از دهها شبکه تلویزیونی این کشور تنها یک شبکه ازآن حزب الله است) و فرانسه و عربستان پول بیشتری برای اینگونه مسایل هزینه میکنند ولی ایران دارای محدودیتهای زیادی است و آخرین مشکل موجود برای حزب الله، بافت جمعیت ناهمگون شیعیان در این کشور است چراکه تمام 1.8 میلیون شیعه در این کشور در محدوده بسیار کوچکی ساکن شده اند (به علل تاریخی:فشار عثمانیها و استعمار و نیز فقر مالی) حتما تراکم مناطق شیعه نشین را در تلویزیون در ساختمانهای چندطبقه و کوچه های 3-2 متری دیده اید!

    ولی بسیاری از این موانع یا قابل رفع است و یا در انتخابات تاثیر چندانی ندارد و نیز فراموش نکنیم، روزی که شاهنشاه ایران جشنهای 2500ساله برگزار میکرد خوشبین ترین آدمها هم باور نمی کردند بزودی یک مرجع تقلید در ایران حاکم شود و روزی که جوانان ایرانی زیر آتش فانتومهای بعثی تکه تکه می شدند گمان نمی کردند یک روز در عراق حزبی بر سر کار بیاید که دوست صمیمی ولی فقیه آنها باشد (عبدالعزیزحکیم _رییس ائتلاف شیعه- با تمام وجود به ولایت فقیه اعتقاد دارد) و روزی که نتانیاهو، سرکار آمدن حماس را به ایستادن ایران بر دروازه های بیت المقدس تشبیه می کرد هرگز گمان نمی کرد که این کابوسش تعبیر شود!

    ... و آیا واقعا با این لطف الهی یک قدم دیگر به ظهور منجی نزدیک خواهیم شد.

  انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

* آخرين سخنان صدام قبل از اعدام

 * آخرين سخنان صدام قبل از اعدام

 درباره ي نحوه شكست ايران بود !

ژنرال آمريکايى مسوول بازداشتگاه صدام گفت : رئيس جمهور مخلوع عراق در آخرين ساعات عمرش خواست به او اجازه ي گفتگو با ۱ مقام ارشد آمريكايى داده شود .

اين ژنرال آمريکايى گفت : صدام چند ساعت پيش از اعدامش به من ‌گفت اگر زمينه ي ديدار با مقام ارشد آمريکايى را برايم فراهم کني ، طرحهايى ارايه خواهم کرد که هيمنه ي ايران را بشکند و نيز امنيت نفت منطقه ي خليج فارس را براى آمريکا تامين کند .

اين ژنرال آمريكايى در پاسخ به اين سوال که چرا با اعدام صدام پيش از رسيدگى به ساير پرونده‌هاى اتهامى‌اش موافقت کرديد ؟‌ گفت : اين دستور از واشنگتن به ما ابلاغ شد !

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

جوانی های یه بنده خدا!

سمت چپي را كه مي‌شناسيد؟...اره خودشه...

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

جواب رهبری به وهابی ها
فهمیدین که ۴ تا از علمای شیعه را در عربستان کشتن!
تازه می خوان برای کشتن هر شیعه جایزه بگذارند
برای خوش امد امریکا و صهیونیست ها
حال بخوانید صحبت های رهبری در این مورد
در پیام به کنگره عظیم حج:
 
امروز هر حركت تفرقه‌انگيز در دنياي اسلام، گناهي تاريخي است. آنان كه عنودانه گروه‌هاي عظيمي از مسلمين را به بهانه‌هاي واهي تكفير مي‌كنند، آنان كه با گمان‌هاي باطل، به مقدسات فرقه‌هائي از مسلمين اهانت مي‌كنند، آنان كه به جوان‌هاي از جان گذشته‌ي لبنان كه مايه‌ي سربلندي امت اسلامي شدند، از پشت خنجر مي‌زنند، آنان كه براي خوشامد آمريكا و صهيونيست‌ها از خطر موهومي بنام هلال شيعي سخن مي‌گويند، آنان كه براي شكست دولت مسلمان و مردمي در عراق ناامني و برادركشي را دامن مي‌زنند، آنان كه دولت حماس را كه محبوب و منتخب ملت فلسطين است از هرسو زير فشار قرار مي‌دهند، چه بدانند و چه ندانند مجرماني به شمار مي‌روند كه تاريخ اسلام و نسل‌هاي آينده از آنان با نفرت ياد خواهند كرد و آنان را مزدوران دشمن غدار خواهد دانست.

مسلمانان در همه‌ جهان بدانند كه دوران تحقير و عقب ماندگي جهان اسلام به سر آمده و دوران تازه‌ئي آغاز شده است. اين گمان باطل كه كشورهاي مسلمان بايد براي هميشه در پنجه‌ اقتدار فرهنگي و سياسي غرب اسير باشند و در انديشه و عمل و رفتار فردي و جمعي از آنان تقليد كنند، به دست خود غربي‌ها و بر اثر طغيان و افراط و غرور آنان، از ذهنيت توده‌هاي مسلمان زدوده شده است.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

توپ تانک ترقه ، ديگه اثر نداره !

توپ تانک ترقه ، ديگه اثر نداره !

داشتم فيلم حوادث اخير دانشگاه اميركبير را باز مرور مي كردم .

نمي دانم چه بگويم ...  

از خود حوادث و حواشي آن مهمتر ، سخنان احمدي ن‍ژاد است. 

لذت بردم از این که ارزوی سوختن مثل شهید رجایی را دارد

مومن باید این طوری باشد

مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد 

به آنهايي هم كه از ريخت روستايي و حرفهاي دانشگاهي احمدي ن‍ژاد خوششان نمي آيد هم بگويم ، لا اقل براي اينكه از ما عقب نمانيد ( چون ما تمام سخنرانيهاي خاتمي را تاجايي كه مي شد در تلويزيون مي ديديم  و متنش را هم در روزنامه هاي خودتان مي خوانديم ) شده يك بار حرفهاي احمدي ن‍ژاد را بشنويد. رفقايتان كه شنيدند. نترسيد . نمي ميريد :)

 

اين را هم حتما ببينيد . كليپ دلنشيني است

2 نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/10ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

يهوديان ارتدوكس: دولت يهودي،‌ بدعت در يهوديت است

يهوديان ارتدوكس كه بخش مهمي از يهوديان دنيا به شمار مي‌روند، معتقدند تشكيل دولت يهودي در يك كشور، خلاف آيين يهوديت است.

 «رابي آرون كوهن»، خاخام يهودي ارتدوكس كه از منچستر، به كنفرانس هولوكاست در تهران آمده، در معرض شكايت چند تن از صهيونيست‌هاي شهر منچستر قرار گرفته است.
برخي از صهيونيست‌ها در منچستر مي‌گويند: حضور او در جلسه بررسي هولوكاست، موجوديت يهود را زير سؤال مي‌برد.

كوهن كه  عضو ارشد فرقه‌اي به نام «نوتوري كارتا»ست كه اعتقاد دارند بنا بر آيين يهوديت، اين بسيار اشتباه است كه يهوديان براي خود دولتي به وجود آورند و تبعيد و انزواي يهوديان، تنها وقتي پايان مي‌يابد كه پيامبر غايب قوم يهود، پا بر زمين بگذارد و حكومت جهاني يهود را برپا كند.

زماني كه خاخام كوهن وارد تهران شد، گفت، به اينجا آمده است تا نقطه‌نظرات جمعيت زيادي از يهوديان ارتدوكس را بازگو كند.
يهوديان ارتدوكس بخش سنتي و قديمي يهوديت مي‌باشند كه خود را به آيين دين يهود، وفادارتر از ديگر فرقه‌هاي يهوديت مي‌دانند.

او همچنين در مراسم دو روزه كنفرانس هولوكاست گفت: من مطمئنا مي‌گويم كه هولوكاست وجود داشته است، اما اين امر نمي‌تواند براي كشتار فلسطينيان مورد استفاده قرار بگيرد.

2 نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

نتیجه جالب یک جستجو
نتیجه جستجوی کلمه failure (ناتوانی، شکست، درماندگی، واماندگی) در موتور جستجوی گوگل، نشانی صفحه بیوگرافی جورج بوش را به عنوان اولین نتیجه از بین بیش از 560 میلیون مورد برای شما برمی گرداند!
 
 
2 نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ایت الله مصباح را بهتر بشناسیم؟
برنامه های سازنده ی موسسه در راه حق (که تحت مدیریت استاد مصباح یزدی اداره می شد) آنقدر مورد توجه حضرت امام(ره) بود که از بدو پیروزی انقلاب تا رحلتشان تمام هزینه های برنامه های آموزشی موسسه را که نسبت به آن زمان مبلغ قابل ملاحظه ای نیز بود را مرحمت می کردند و  حتی فرموده بودند که اگر موسسه توسعه نیز پیدا  کند هزینه های را تامین خواهند کرد.
مقام معظم رهبری نیز که نزدیک به چهل سال است ایشان را می شناسند  و به عنوان یک فقیه،فیلسوف،متفکر و صاحب نظر در مسایل اساسی اسلام از ایشان یاد کرده وبا حمایت های مالی و معنوی از  موسسه در راه حق ، و نیز اشارات روشن گرانه ای چون «عقبه ی تئوریک نظام» «و «پر کننده خلاء اساتیدی چون استاد مطهری و علامه طباطبایی » چراغ هایی روشن بر مسیر طلاب حقیقت جو قرار داده و از توجه جوانان به ایشان رضایت خود را اعلام نموده و در واقع  مهر تاییدی بر فعالیتهای ایشان می زنند .

 


 

2 نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مارادونا رو ول کنید غضنفر رو بگیرید
 
یه بار تیم فوتبال استان ؟ با تیم آرژانتین مسابقه فوتبال میذاره مربی تیم ؟ چند بازیکن را مامور میکنه که فقط مارادونا رو مهار کنن ولی توی مسابقه، اونقدر غضنفر به تیم خودی گل می زنه که مربی داد میزنه میگه : "مارادونا رو ول کنین غضنفر رو بگیرید."

داستان این سایت بازتاب عزیز هم داره همینطور میشه. دیروز توی اخبارش زده بود که احمدی نژاد نشسته رقاصه های عربی رو تماشا کرده و کلی هم حال کرده و به همین خاطر شیعیان خلیج فارس هم کلی از احمدی نژاد بدشون اومده! (اینجا)

  در حالیکه اصل خبر اینطور بوده که رییس‌جمهور بعد از پایان رژه کاروانهای ورزشی از مراسم خارج شده بود(اینجا).  من نمیدونم این سایت منظورش از این شایعه چی بوده ولی یک نکته ذهن مرا مشغول کرده آن هم این است که بلافاصله بعد از این مراسم (زمان انتشار این شایعه) خبرنگار بازتاب از کجا فهمیده که شیعیان خلیج فارس بخاطر این عمل احمدی نژاد بشدت از او متنفر شده اند مگر این شیعیان رسانه‌ای مستقل دارند و یا اصلا هیچ رسانه‌ای در این کشورها نظرات آنها را منعکس می کند ویا در بین 10کشور خلیج فارس چگونه چنین اجماعی بین همه‌ی شیعیان آنها اتفاق افتاده آنهم بلافاصله بعد از مراسم افتتاحیه و این خبرنگار هم ازآن مطلع شده؟! مگر همه آنها نشسته اند و تا پایان مراسم رقص آواز افتتاحیه مسابقات ورزشی.... را دیده اند؟  

جالبتر اینکه این سایت با کمال پررویی با اصرار بر ادعای خود فیلم افتتاحیه  (رقص و آواز) را منتشر کرده (اینجا) که هیچ‌جای آن نشانی از تماشای این مراسم توسط رییس جمهور نداره (بجز یک صحنه از رژه ورزشکاران کشورها و نه رقص و آواز)!!! (+) و سوال آخر اینکه بازتاب می خواهد با این شایعه چه چیزی را ثابت کند؟

البته بازتاب در طرح شایعه در لابلای اخبارش ید طولایی دارد. فقط توی سه ماه تابستان امسال شاید بیش از 10 بار خبر از تعویض افراد کابینه  احمدی نژاد داد  که البته 3-2 تغییر بدون سروصدایی هم که در کابینه اتفاق افتاد هیچکدام پیشگوییهای بازتاب نبود بلکه این سایت فقط تمایلات گروهی خودشان را در قالب شایعه رواج می‌دهد تا به‌نوعی به دولت اعمال فشار کند یا با جوسازی ایجاد تنش کند..

   سايت خبري مذكور پيش از اين نيز در يك استدلال عجيب تشييع پرشكوه پيكر آيت‌الله تبريزي را "هشدار مردم به دولت" خوانده بود! اين در حالي بود كه همين سايت به خاطر سكوت مقطعي آيت‌الله تبريزي در جريان جنگ 33 روزه لبنان مطلب وهن آميزي را عليه اين مرجع تقليد و نيز آيت‌الله وحيد خراساني منتشر كرده بود.

  جالبترین قسمت این سایت انتخاب تیترهای کذایی است: مثلا خبری زده بود درمورد اثرگذارترین سرمقاله نویسان جهان از نظر فایننشال‌تایمز و با گذاشتن عکس شریعتمداری(کیهان) تیتر زده بود "سرمقاله نویس فاشیست محافظه‌کار! " در حالیکه حتی نویسنده فایننشال تایمز هم این لقب را به سرمقاله‌نویس استرالیایی داده بود و نه آقای شریعتمداری! که البته فردایش تیتر را عوض کرد.

   یا در بحبوحه حوادث نا امنیهای امسال سیستان که سرنخهای آنها با محرکها انگلیسی پیدا شد، تیتر زده بود "مسوولین کشور ناتوان در حفظ امنیت.. " (اینجا) یعنی دقیقا همان تیتری که بانیان این حوادث دوست داشتند مطرح شود!.... این درحالی است که رهبر معظم انقلاب برخي رسانه‌ها را به خاطر "بدگويي، لجن پراكني و بد دهني و بي انصافي" در قبال رئيس جمهور و دولت مورد ملامت قرار داده بوده و فرمودند : "این اشکالات اگر درست هم بود مطرح کردنش جایز نیست چه برسد حالا که دروغ هم هست."

 

2 نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

اقا: من هم از این حرفها بلدم!
 
 
2 نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

گاف رسانه ای

توجیه یک خبر دروغ به قیمت گاف رسانه ای بزرگتر

پس از افشاگري رسانه هادرباره اقدام موهن يك سايت خبري در لجن پراكني عليه رئيس جمهور، سايت مذکور در واکنش به این موضوع، اقدام به انتشار فيلم تقطيع شده و 4 دقيقه اي از مراسم افتتاحيه بازي هاي آسيايي در دوحه كرده است.

 گزارش خبرنگار رجانيوز در اين باره به نکات جالب توجهی اشاره دارد که رجا قسمتهایی از آن را در این خبر منتشر می کند:

1- اين سايت در خبر اوليه اش از «آوازخواني يكي از خوانندگان زن مصري در زمان حضور رئیس جمهور» خبر داده بود، اما ساتيار امامي از عكاسان حرفه اي كشور كه در مراسم افتتاحیه دوحه به تصوير برداري مي پرداخته و اين سايت وي را روزنامه نگار اصلاح طلب معرفي كرده است ،در وبلاگ شخصي خود نوشت:«اين تصوير مربوط به بخشي از برنامه است كه پس از استقرار كامل تيمها در ميدان اجرا شد» و اين در حاليست كه رييس جمهور پس از پايان رژه تيم ها ورزشگاه را ترك كرده است!

در این میان نكته جالب آنكه سایت مذکور، ذیل انتشار فیلم 4 دقیقه ای، در توضیحاتی ضمن اذعان به این نکته که خبر اولیه اش در مورد حضور احمدی نژاد در زمان برگزاری مراسم خوانندگی زنان مصری و هندی و ... اشتباه بوده ، نوشته است:« از نمایش بخشی از مراسم از جمله برنامه خواننده زن هندی که بلافاصله پس از رژه انجام شده و همچنین خواننده زن مصری و انگلیسی معذوریم (!) »

پيش از اين رجانيوز گزارش داده بود: پس از پایان مراسم رژه تیمهای ورزشی از مقابل جایگاه و خروج رئیس جمهور کشورمان، در قسمتی که نمادهای فرهنگی و آداب کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا (از جمله هند،چین و...) معرفی می شده، برنامه هایی با حضور خوانندگان زن و رقصهای مردانه و زنانه اجرا شده که سایت مذکور، ناشیانه( و یا عامدانه) با کنار هم قرار دادن آن تصاویر و صحنه های حضور احمدی نژاد در ورزشگاه دوحه تلاش کرده تا به هر نحو ممکن خبر مورد نظر خود را بسازد.

 

2- مراسم افتتاحيه بازي هاي آسياي حدود 8 ساعت به طول انجاميد و رئيس جمهور فقط حدود 5/2 ساعت از برنامه در ورزشگاه حضور داشته است. این در حالیست که چندين قسمت از فيلم مورد ادعاي اين سايت از مراسم مربوط به بعد از پايان رژه تيم ها و خروج رئیس جمهور از ورزشگاه انتخاب شده است.

3ـ هر بيننده آماتوري با ديدن فيلم مورد ادعاي اين سايت در خواهد يافت كه اين فيلم به صورت غير حرفه اي تقطيع و مونتاژ شده است. نكته جالب آنكه سايت مذكور در تقطيع اين فيلم از رعایت ظرایف کار نیز غافل بوده و مرتکب يك گاف بزرگ در دقيقه 57/1 فیلم منتشره خود شده است. در این لحظه و در حاليكه تصاوير مربوط به حركات موزون زنان آسياي جنوب شرقي (قسمتی از برنامه كه بنا بر صريح گزارش رجانيوز و همچنين اظهارات ساتيار امامي در غياب رئيس جمهور اجرا شد) نمايش داده مي شود،قسمت دیگری از مراسم که در آن زن محجبه ای(ام الحنایا) در حال خواندن دكلمه ديده مي شود ( قسمتي كه در زمان حضور احمدی نژاد اجرا شده ) و پس از 15 ثانيه دوباره فيلم به پخش حركات موزون برمي گردد!

این گاف بزرگ رسانه ای به خوبی نشان دهنده آن است که برخي قسمتهای این مراسم در فیلم انتشار یافته جابجا شده تا سایت مذکور بتواند خبر کذب ارسالی خود را به خوبی و البته کاملا ناشیانه توجیه نماید.

براي ديدن عكسهاي اين مراسم كه در سايت رسمي برگزار كننده آن منتشر شده است، اينجا راكليك كنيد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

و باز هم عدو شود سبب خیر
سفارت آمريكا در امارات، عامل دستگيري متهم به قتل مقدس!
داستان از این قرار است:
شخصی به نام مجید کاووسی خود را به سفارت امریکا در ابوضبی
می رساند و می گوید که قاتل قاضي مقدس است!
وکلی اعتراف  می کند و می گوید که برای سران دیگر نظام هم برنامه دارد
ولی خو شبختانه از انجا که پلیس اینترپل با خبر بوده و او هم تحت تعقیب
موفق می شود با همکاری پلیس امارات او را بگیرندو
تحویل مقامات ایرانی دهند.
2 نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ازعرب جماعت نمي شه بيشتر از اين توقع داشت اون هم از نوع قطريش
 در افتتاحيه سراسر حماسي و تاريخي سه ميليارد دلاري بازي‌هاي آسيايي :
سيمرغ، يكي از پرندگان اسطوره‌اي ايرانيان - مصادره ابوريحان بيروني و ابن‌سينا به نفع قوم قطر بود - حتي در جایی جالب از افتتاحيه و روي بزرگ‌ترين پرده LED جهان كه تصاوير را در اين مراسم نشان مي‌داد، نام بيروني به صورت البيروني نگارش شده بود!-استفاده از اسطرلاب به عنوان سمبل اين كشور -از طرفی، قطري‌ها در حالی خود را وابسته به آب و دريا و موجودات آن مي‌دانستند، که نه در نقشه گرافيكي و نه در گفتار، هيچ گاه نامي از خليج فارس به ميان نياوردند و تنها ژست يك شهروند ساحلي را به خود گرفته اند.
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

729 رو یادت نره.

بسمه تعالی

 اسرائیل باید از بین برود(حضرت امام خمینی)

( بار کد کالاهای ساخت اسرائیل ) 

 شما هم براي فلسطينيان کاري را نکنيد.تمامی تولیدات صنعتی ، کشاورزی و ... در کشورهای مختلف جهان دارای بار کد مخصوصی است که نشان دهنده کشور سازنده و ویژگی های مخصوص آن محصول است . شماره 729 سه رقم اول بار کد کالاهای ساخت اسرائیل است . به نمونه زیر توجه کنید : 7290000000008 بارکد یکی از کالاهای اسرائیلی است که شماره 729 از سمت چپ نشان دهنده این مطلب است که این کالا ساخت اسرائیل بوده و رقم های بعدی در واقع کد شناسایی محصول تولید شده است .

2 نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

دست مافيا را باز مي‌دانم

 

 

 

 

 

 

 

برای تمام خوره های سیاسی و تمام ان هايي که پيگير اخبار

فاطمه رجبي هستند يا حتي اسم او را شنيده اند

اینک مصاحبه او را با سایت رجا نیوز را بخوانید:


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/09ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

سلاح‌هاي آمريكايي حزب‌الله!
داستان از اين قرار است که چند ماه پيش از حمله اسرائيل به لبنان و آغاز جنگ 33 روزه ، نيروهاي امنيتي حزب‌الله از پهلو گرفتن يک کشتي حامل انواع سلاح هاي آمريکايي به بندر بيروت مطلع مي شوند . اين در حالي بود که کشتي مذکور با رعايت همه نکات امنيتي و تحت عنوان يک کشتي حامل کالاهاي غير نظامي وارد بندرگاه شده بود. اين کشتي از مبدا يکي از بنادر آمريکا و با ليست جعلي کالاهاي غيرنظامي عازم بيروت شده و قرار بود تا اين محموله نظامي در اختيار برخي از گروههاي لبناني که دستي دراز در جنگ هاي داخلي لبنان داشتند قرار بگيرد .

خبر ورود اين کشتي همان شب به اطلاع سيد حسن نصرالله دبير کل حزب‌الله لبنان مي رسد. وي صبح روز بعد که يکي از جلسات گفتگوي ملي لبنان بود ، آرام و مثل هميشه وارد محل اجلاس شده و در حالي که بحث هاي داغ گفتگوهاي ملي ادامه داشت، يکباره با صراحت و متانت خاصي خبر رسيدن کشتي حامل سلاح هاي آمريکايي را به اطلاع حاضران در جلسه مي رساند و رو به برخي از رهبران احزاب حاضر کرده و از آنان مي‌پرسد که آيا سلاح هاي رسيده براي آنها ارسال شده است ؟ آنها به شدت پاسخ منفي مي دهند و وي پس از شنيدن پاسخ منفي از اين افراد، با طعنه و کنايه اظهار مي دارد که حتما آمريکا اين سلاح ها را براي مقاومت فرستاده است .

سکوت معنا دار رهبران سياسي حاضر در جلسه ، راه تسلط حزب‌الله بر سلاح هاي آمريکايي که وارد بندر بيروت شده بود را تسهيل مي‌کند و عملا اين سلاح‌ها به حزب‌الله تعلق مي‌گيرد تا مقاومت اسلامي فقط چند ماه بعد ، از اين سلاح ها عليه ارتش اسرائيل در جنگ 33 روزه استفاده کند .

وقوع جنگ وسيع و همه جانبه اسرائيل عليه لبنان پس از اين حادثه نشان داد که آمريکا با هدف سرکوب حزب‌الله و زمينه سازي خلع سلاح آن، در صدد بوده است تا هم زمان با حمله اسرائيل ، برخي درگيري هاي داخلي در لبنان ايجاد و افکار عمومي لبنان را به سوي خلع سلاح مقاومت اسلامي هدايت کند. اما دست تقدير چيز ديگري را رقم زد و اين توطئه خطرناک در نطفه خفه شد .
 
این یکی از اون خبر هایی بود که از خواندن ان واقعا لذت بردم
ادم ياد قران مي افتد:
 
خداوند كافران را با سلاحهاي خودشان به جهنم مي فرستد.
 
  • و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين

    ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم
  •  
    2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    « شوخي بكن اما جنگ نه!»

    خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمز آمريكا براي فروپاشي نظام حاكم بر جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد  جدیدی را پیش پای سردمداران کاخ سفید گذاشته است .

     «باربارا گارسن» خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمزدر تحليلي با  عنوان« شوخي بكن اما جنگ نه» در اين روزنامه نوشت:
    درحاليكه اين امكان وجود دارد كه با توسل به شوخي هاي قومي و رايج كردن «جوك» عليه قوميتها قلوب مردم كشورهاي متخاصم را  فتح كرد ديگر چه لزومي به براندازي اين گونه رژيمها با  حمله و اشغال خاك كشورشان است.
     

    گارسن که ظاهرا روی آشوبهای چندی پیش شمال غرب كشور بسیار حساب باز کرده بود، بدون اشاره به حرکت عظیم مردمی آذریها و اعلام ایستادگی تا پای جان در حمایت از جمهوری اسلامی، به بزرگنمایی برخی اعتراضها پرداخته و گفته است: چندي قبل با انتشار مطلب طنز آميزي در ايران  كاسه صبر اذريها در ايران لبريز شد و اذربايجانيهاي ايران به  نشانه اعتراض به درج كاريكاتوري در يكي از روزنامه هاي معروف ايران كه وابسته به احمدي نژاد است(!) تظاهرات خشم آلود شديدي عليه فارس ها(!)كردند زيرا كه در اين طنز فارسها اذريها را بعنوان سوسك خطاب كرده بودند  آذريها بر خلاف آنچه انتظار مي رفت جواب اين شوخي را با شوخي ندادند و اسلحه بدست وارد صحنه شدند،وارد ساختمانهاي واقع در مسير تظاهرات شده آنها را آتش زدند و حتي در اين راهپيمايي تلفاتي نيز برجاي ماند .
     
    این تحليلگر لوس آنجلس تايمز در ادامه گفته است: با استفاده از اين ترفند مي توان خشم و غضب قوم آذري ايران را بر
    افروخت ، زيرا اقليتهاي قومي ايران شوخي بردار نيستند. بهتر است آمريكا از اين نقطه ضعف وارد و از واكنش شديد اقليتهاي قومي ايران براي فروپاشانيدن نظام حاكم برجمهوري اسلامي ايران بهره برداري كند.

    2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    وقتي نصرالله گريه مي‌كند!
    «هر بار كه خبر درگيري جريان‌هاي سياسي شما را مي‌شنوم، به شدت متأسف شده به گريه مي‌افتيم».
    «شما قدر نعماتي را كه داريد، نمي‌دانيد»؛ اين جملات، بخشي از سخنان حجت‌الاسلام سيدحسن نصرالله، دبير كل حزب‌الله لبنان است كه چندي پيش در ديدار يكي از مسئولان ارشد ايران مطرح كرد.

    احتمالا برخي خوانندگان محترم نيز با سخناني از اين قبيل، كه حاكي از نگراني علاقه‌مندان جمهوري اسلامي ايران از وضعيت روابط نيروهاي انقلاب در سراسر دنياست، روبه‌رو شده‌اند.
    در اين باره، نكاتي به نظر مي‌رسد كه اجمالا مطرح مي‌شود:

    1ـ پيگيري و دنبال كردن تحولات سياسي داخلي ايران، به گونه‌اي كه در جريان جزييات نزاع‌ها و برخوردهاي گروه‌ها و جناح‌هاي سياسي هم قرار داشته باشند، نشان از ميزان علاقه و دلبستگي حاميان جمهوري اسلامي به حكومت ايران در جهان دارد. در مقابل اين حسن نظر، ما چه كرده‌ايم؟

    2ـ واقعيت آن است كه پيروزي حزب‌الله لبنان بر اسرائيل در جنگ 33 روزه، از نقاط عطف تاريخ سياسي منطقه است؛ امري كه آيت‌الله خامنه‌اي، آن را مهم‌ترين رخداد منطقه پس از پيروزي انقلاب اسلامي خواندند. اين در حالي است كه به واقع، مي‌توان حزب‌الله لبنان را از مهم‌ترين مصداق صدور انقلاب اسلامي ايران در جهان دانست و علاوه بر اين موضوع، هم‌اكنون رويدادهاي گوناگون،‌ از عراق گرفته تا بخش‌هاي ديگر منطقه، اوضاع و شرايط مناسبي را براي جمهوري اسلامي و مردم ايران فراهم كرده است.
    اما آنچه هم‌اكنون مي‌تواند به عنوان نقطه تهديد كشور مورد توجه قرار گيرد، آسيب‌هاي دروني است كه منشأ آن، چيزي جز باندبازي و گروه‌گرايي نيست.

    3ـ اگر اين‌گونه منازعات براي ناظران دلسوز خارجي تا اين اندازه ناراحت‌كننده و ناگوار است، پس وفاداران و معتقدان به نظام در داخل كه از گرايش‌هاي سياسي و جناحي فارغ هستند، چه اوضاع و احوالي دارند؟ چگونه بايد اين درگيري‌هاي بي‌پايان را نظاره‌گر باشند و تحمل كنند؟ آيا اساسا توجهي به اين نكته شده است كه در صورت دلزدگي هواداران و سينه‌چاكان انقلاب از دعواهاي مخرب جناحي، تاوان دلسرد شدن و نااميدي آنان از رسيدن به آرمان‌هاي انقلاب را كدام جريان خواهد پرداخت؟ در اين ميان، تفاوتي بين دوستداران داخلي و خارجي وجود ندارد (موارد بسياري از اين نااميدي را مي‌توان براي مصداق ارايه كرد).

    نيم‌نگاهي به وضعيت كنوني جامعه در آستانه دو انتخابات شوراي شهر و مجلس خبرگان بيشتر مي‌تواند موضوع را ملموس كند. اكنون چه از جريان به اصطلاح راست يا اصولگرا و چه در جناح چپ يا اصلاح‌طلب، بحث و لفاظي شديدي درباره نحوه ارايه ليست حضور در انتخابات جريان دارد، به گونه‌اي كه بعيد به نظر مي‌رسد توافق يكپارچه‌اي در هر يك از اين دو جناح به دست آيد و البته اين اوضاع پديده جديدي است، چراكه در طول سال‌هاي پس از انقلاب، كمتر شاهد اين‌گونه تشتت و تفرق در بين احزاب هر دو جناح بوده‌ايم و معمولا در يكي از طرفين، انتخابات وحدت نسبتا كاملي برقرار بوده است.
    اصولگرايان كه بي‌شك موفقيتشان در چند انتخابات اخير، به ويژه شوراي شهر دوم و مجلس هفتم، ناشي از اتفاق و اتحادشان در روزهاي انتخابات بوده، امروز چندان از هم فاصله گرفته و در برابر هم صف‌آرايي كرده‌اند كه ارايه فهرستي مشترك از سوي آنان، بيشتر به رويا شبيه است.

    قصد نداريم در اين يادداشت، بيش از اين به بررسي اوضاع جريان‌هاي سياسي در آستانه انتخابات بپردازيم، هرچند رخدادها در چند ماه اخير، صفحه جديدي از منازعات سياسي جناح‌ها را به تصوير كشيده كه پيش از اين، كمتر سابقه داشته است و جاي بحث و بررسي بسيار دارد.

    4ـ امروز دوستان ايران در خارج از مرزها مي‌پرسند، اگر هدف خدمت است، چرا تلاش نمي‌كنيد مسئوليت كنوني خود را بهتر انجام دهيد و مدام به فكر تغيير مسئوليت خود هستيد؟ رهبري در آغاز سال فرمودند: «هركسي يك گام به جلو بردارد». با اين حال، گويا برخي در حال دويدن هستند، اما به كدام سو؟ مطمئنا حركت آنان رو به جلو و پيشرفت نيست. بزرگان جناح‌هاي ما توجه كرده‌اند كه در كشورهاي غربي، هيچ‌گاه منازعات جناح‌ها، به تخريب اصول اساسي حكومت و ضربه زدن به منافع اصلي جامعه منجر نمي‌شود؟ (مثلا در جريان حملات 11 سپتامبر رخدادها، بهترين زمينه را براي دمكرات‌ها فراهم كرده بود تا به دولت جمهوريخواه آمريكا حمله كرده و پايگاه اجتماعي آن را به شدت تخريب كنند، لكن به دليل منافع كلان كشور از اين شيوه خودداري كردند).
    به نظر مي‌رسد خط قرمزهاي دوستان عوض شده است و از اصول و مباني انقلاب و اعتقاد به امام و رهبري به حضور فلان شخص در ليست و نبودن بهمان شخص در يك مسئوليت خاص رسيده است.
    برادران انقلابي را چه شده است؟!

    شايد نگراني و اشك ريختن سيدحسن، اين باشد كه نكند برادران حزب‌اللهي او هم، آن هنگام كه پايه‌هاي قدرت و حكومتشان به حول و قوه الهي استوارتر شد، به اين‌گونه آفاتي دچار شوند!
    و شايد تأسف او از عملكرد اشخاص و جريان‌هايي باشد كه رهبري در خفا و آشكار مجبور مي‌شوند در مورد بسياري امور ساده و بديهي به آنان امر و نهي كنند و بعد هم، «آنچه البته به جايي نرسد، فرياد است»!

    ****

    بيراهه نيست اگر ادعا كنيم تا آن زمان كه در جناح‌هاي داخل كشورمان نزاع‌هاي شديد سياسي، تخريب‌هاي سازمان يافته و بعضا برخوردهاي فيزيكي وجود دارد و در آستانه هر انتخابات جناح‌ها (و به تازگي كه درگيري‌هاي داخل جناحي، بيش از نزاع‌هاي بين‌جناحي شده است) بر سر گوشت قرباني انقلاب، به جان هم مي‌افتند، درخواست برقراري وحدت و اتفاق نظر در جريان‌‌هاي گوناگون اسلامي در ديگر دول، خاصه در ميان شيعيان عراق، كه در طرفين آن جوانان احساسي كم‌تجربه (نه به مانند سياسيون روزگار ديده ما) قرار دارند، اقدامي چندان منطقي و پذيرفتني نيست كه «كل اگر طبيب بودي سر خود دوا بكردي»!

    ****

    نگارنده به هيچ وجه اعتقادي به جامعه تك‌صدايي، وجود يك حزب فراگير و يا جريان كشورشمول ندارد، لكن اختلاف‌نظر و عقيده، كه همواره مورد تأكيد و تأييد رهبر انقلاب بوده و امري سازنده و تحول‌ آفرين است، متفاوت از تخريب، توهين، سنگ‌اندازي و بسياري زشتي‌ها و پلشتي‌هاي ديگر است كه متأسفانه، به صورت روزمره در جريان‌هاي سياسي و صاحبان قدرت ديده مي‌شود. در اين‌باره سخن بسيار است و مجال اندك.

    ****

    خوب و پسنديده است بزرگان گروه‌هاي سياسي، آن هنگام كه چشم خود را بر همه واقعيت‌‌ها مي‌بندند و به سوي منافعشان مي‌تازند، اندكي بينديشند كه «شما قدر نعمت‌هايي را كه داريد، به درستي نمي‌دانيد» يعني چه؟ كه خدا با هيچ قومي عهد و پيمان نبسته است.

    2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    وباز هم سقوط واین بارسقوط هواپيماي آنتونف سپاه در فرودگاه مهرآباد
     هواپيمای نظامی كه حامل ‪ ۳۲‬تن از پرسنل سپاه و ‪ ۶‬خدمه بوده و بنا بر اظهارات مقامات مسئول ماموريت نظامي نداشته، هنگام تيك‌آف كردن در انتهاي باند آتش گرفته و سقوط كرد. که بر پايه آخرين گزارش ها و اعلام رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، سي وشش تن از سرنشينان آن كشته و دو نفر زنده مانده اند. خلبان اين هواپيما، سيد حسن بطحائي يكي از بهترين خلبانان نيروي هوايي سپاه پاسداران بوده است كه خود نيز در اين حادثه به شهادت رسيد.
     بنا بر اظهارات برخي منابع آگاه،
    هواپیما حامل هيچ يك از فرماندهان سپاه نبوده است.
     2 نفر از کل سرنشینان زنده مانده اند.

     
    2 نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/06ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    روايت آماری احمدی‌نژاد از پيشرفت در اقتصاد کشور

    در آن جلسه گفتم شعار دو تا بچه غلط است اين خبر طور ديگري مطرح شد و مورد تمسخر و جعل قرار گرفت. احمدي نژاد تصريح كرد:رقيبان ما به رشد جمعيت جايزه مي‌دهند اما به ما مي‌گويند كنترل كنيد، در حالي كه كشورهاي قدرتمند پر جمعيت هستند و اين يك فاكتور است.

     

    رییس جمهور امروز در چهارمین کنفرانس مطبوعاتی خود، از آمارهایی سخن گفت که وضعیت بسیار مثبتی از اقتصاد کشور ترسیم می کند.

    به گزارش خبرنگار بازتاب، دکتر احمدی نزاد از 3 برابر شدن ایام شاخص مثبت در بورس، دو برابر شدن حجم معاملات بورس، 3 برابر شدن سرمایه گذاری خارجی و کاهش سه درصدی واردات در سال جاری نسبت به سال گذشته خبر داد.

    رئيس جمهور با انتقاد از سرمايه گذاري سرمايه‌هاي ملت در بخش‌هاي ديگر گفت: دولت تلاش كرد تا درآمد نفت را به زندگي مردم بازگرداند و اين تغيير رويكرد به پائين‌ترين سطح زندگي مردم رسيده و يك ميليون و چهار صد هزار نفر هر يك 500 هزار تومان سهام عدالت دريافت كرده‌اند كه تا سقف دو ميليون تومان افزايش خواهد يافت.

    احمدي نژاد با اشاره به اتخاذ ساز و كارهاي گوناگون دولت براي واگذاري بخش دولتي به مردم گفت:با فراهم شدن زير ساخت‌ها، كارخانه‌ها بايد با پرداخت ماليات‌ها و بدهي‌ها وارد بورس شده و در سهام عدالت مشاركت نمايند.

    وي گفت: توزيع سهام عدالت به سرعت ادامه مي‌يابد و ظرف دو سال آينده تمامي مردم ايران وارد چرخه سالم اقتصادي كشور مي‌شوند.
    احمدي نژاد ساماندهي وضعيت كشاورزي را به عنوان پايه اقتصادي كشور در دولت نهم مورد اشاره قرار داد و گفت:تقويت بخش كشاورزي نقش اجتماعي گسترده‌اي هم دارد و باعث كاهش مهاجرت هاي گسترده مي‌شود و برنامه ريزي‌ها را بهبود مي‌دهد.

    احمدي نژاد گفت: خريد به هنگام محصولات كشاورزي از اقدامات
    ارزنده دولت در تقويت بخش اقتصادي است و بخش اهمي از بودجه متمم دولت در سال گذشته پرداخت بدهي دولت به كشاورزان طي سالهاي گذشته بوده است.

    رئيس جمهور با انتقاد از مشكلات ايجاد شده در تاخير پرداخت خريد محصولات كشاورزي گفت: دولت آن دسته از محصولات كشاورزي مانند گندم، چاي و برنج را كه موظف به خريد آن است به روز خريده و قيمت آن را به موقع پرداخت مي‌كند.

    طي سه چهار سال آينده دغدغه اشتغال در كشور نخواهيم داشت

    وي خاطرنشان كرد: روزانه 2 هزار طرح در سراسر كشور در شوراي اشتغال بررسي و به بانكها معرفي مي‌شود، ان‌شاء الله در سه چهار سال آينده دغدغه اشتغال در كشور نخواهيم داشت.

    وي تاكيد كرد: در همين مدت اندك و با راه اندازي طرح‌هاي زود بازده 144 هزار فرصت شغلي ايجاد شده است.

    وي با اشاره به بحران بورس طي سال 83 و بعد از آن و عوامل بروز آن گفت: وقتي دولت جديد شرايط را تحويل گرفت، روند نزول بورس به شدت ادامه داشت، ولي اينك روند بورس تثبيت و اطلاعات داده شده شفاف است.

    احمدي نژاد افزود: رقم معاملات ما در بورس اينك تصاعدي بوده و در 7 ماه بازده فعاليت بورس‌ها 12 درصد است كه رقم مناسب و خوبي است.

    وي گفت: در سال 84 تنها شاخص كل بورس در 38 روز مثبت بود ولي از ابتداي سال 85 تاكنون 68 روز شاخص بورس مثبت بوده است.

    رئيس جمهور افزود: 325 هزار ميليارد ريال در سال 84ميزان معاملات بورس بود كه تنها در 7 ماه اول سال به 334 هزار ميليارد ريال با بازده بيش از 12 درصد رسيده است كه امري مطلوب و پذيرفتني براي سرمايه گذاري است.

    وي به صادرات غير نفتي و افزايش آن طي 15 ماه گذشته اشاره كرد و گفت: در سال گذشته 7 و 2 دهم ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشتيم و عليرغم پيش بيني برنامه توسعه صادرات غير نفتي طي هفت ماه گذشته بيش از 8 و 4 دهم ميليارد دلار رسيده كه نشان از روند مثبت دارد و اميدواريم تا پايان سال در 14 ميليارد دلار برسد.

    وي گفت:در هفت ماه گذشته با افزايش صادرات نفتي ميزان واردات كشور هم 3 درصد كاهش يافته است.

    رئيس جمهور خاطرنشان كرد: از شاخص‌هاي ديگر قابل توجه،رشد سرمايه گذاري هاي خارجي در ايران، برخلاف تبليغات منفي عليه كشورمان است و امروز شاهد يك رشد جهشي بوده‌ايم.

    وي گفت:در سال 82 بيش از هزار و 685 ميليون دلار، در سال 83، 2 ميليارد و هفتصد ميليون دلار، در سال 84، 4 ميليارد و 310 ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي در ايران صورت گرفته كه در 7 ماهه اول سال،به هفت ميليارد و دويست ميليون دلار رسيده است.

    وي گفت: در سال 82 سيصد و نود و دو ميليون دلار، در سال 83، دويست و هشتاد و يك ميليون دلار، در سال 84 سيصد و پنجاه و هفت ميليون دلار جذب سرمايه‌هاي مردمي داشتيم كه در 7 ماهه اول به 678 ميليون دلار رسيده است.

    رئيس جمهور در خصوص نتايج انتخابات امريكا و شكست بوش و تاثير آن بر ديپلماسي اين كشور در برابر ايران گفت: اين بوش نبود بلكه شكست امريكا در برابر ملت‌هاي دنيا به خاطر تجاوز، يك جانبه گرايي، زورگويي و تحقير ملت‌هاست كه در سياست‌هاي دولت آمريكا نمايان گرديده و باعث تحقير ملت آمريكا نيز شده است.

    وي گفت:كساني كه با راي اندكي از مردم انتخاب شده‌اند، فكر نكنند حالا هر كاري مي‌خواهند مي‌توانند،بكنند.

    احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه رفتار امريكا ارتباطي به مردم آمريكا ندارد، گفت: اگر گروه جديد بخواهد همان شيوه قبلي دولت بوش را ادامه دهد، با سيلي ملتهاي جهان رو برو شده و به همان سرنوشت دچار خواهند شد.

    وي گفت: به زودي در پي درخواست ملت امريكا به ملت اين كشور پيامي خواهم فرستاد كه هم اينك در مرحله نگارش آن هستم و با ملت اين كشور گفتگو خواهم كرد.

    وي با تاكيد بر اين كه دوست داريم روزنامه‌ها روزانه 10 ميليون تيراژ داشته باشند،در ادامه با اشاره به جلسه خود با نمايندگان و اينكه در آن جلسه گفتم شعار دو تا بچه غلط است و توانمندي كشور ما زياد است،بيان داشت:اين خبر طور ديگري مطرح شد و مورد تمسخر و جعل قرار گرفت.

    احمدي نژاد با بيان اين كه در هيچ جاي دنيا همبستگي بين رشد اقتصادي و كنترل جمعيت مشاهده نمي‌شود و مشكلات اقتصادي ما ربطي به رشد جمعيت ندارد،تصريح كرد:رقيبان ما به رشد جمعيت جايزه مي‌دهند اما به ما مي‌گويند كنترل كنيد، در حالي كه كشورهاي قدرتمند پر جمعيت هستند و اين يك فاكتور است.

    وي در ادامه گفت:ما خوشحاليم كه جمعيت ما جوان است، جوانان باعث حركت هستند،اما با اين رشد جمعيت كشور تا چند سال ديگر دانشگاه‌هاي ما خالي مي‌شود، آيا مي‌توانيم 20 سال ديگر جمعيت پير خود را كنترل كنيم؟

    احمدي نژاد با بيان اين كه رسانه‌هاي ما از دولت پول مي‌گيرند تصريح كرد: آنها كه مي‌خواهند فضاي رسانه‌ها را مخدوش كنند بدانند كه سودي نمي‌برند.

    خبرنگار شبكه العالم در باره دستاوردهاي هسته‌اي ايران همچون رسيدن به زنجيره سه هزارتايي سانتريفيوژ پرسيد كه وي اظهار داشت: تا رسيدن به 60 هزار تا سانتريفيوژ راه زيادي است.

    متن کامل را در ستون گفتگو بخوانيد

    2 نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    يك عراقي در حال نشان دادن راه‌‌هاي ورودي دمكراسي آمريكايي به خانه‌اش!

     

    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/11ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    پرچم حزب‌الله
     تغيير رنگ پرچم  حزب الله لبنان از زرد به مشكي و نيز اضافه شدن آيه «وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة» در نوار پايين آن
     
    که باعث شد بنویسند:
    الشرق‌الاوسط: تغيير رنگ پرچم حزب‌الله، نشانه جهاد است.
    2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/03ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    همه جهان در يك تالار
    مجمع عمومي سازمان ملل پر از نكات ريز و بامزه است
     
    011028.jpg
    طبق معمول هر سال، اين روزها سران و مقامات كشورهاي مختلف به مجمع عمومي سازمان ملل رفتند تا سخنراني كنند. اين كه سازمان ملل در اين همه سال چه گلي به سر جهان زده، همه مي دانند كه هيچي. ولي هر چه نداشته باشد، براي 50 هزار كارمند و هزاران نفر حافظ صلح ديگر، آب و نان خوبي دارد. سازمان ملل، 6 ركن اصلي دارد و هر ركنش هم كلي شاخه. (بالاخره آن 50 هزار نفر بايد بينشان تقسيم كار باشد!) اما بين اين اركان، مجمع عمومي چيز ديگري است. در عرض يك ماه (از اواخر شهريور تا اواخر مهر) همة آدم  معروف ها در زير يك سقف جمع مي شوند، حرف مي زنند، مذاكره مي كنند و به هم بد و بيراه سياسي مي گويند و خلاصه خيلي شلوغ است. امسال رئيس جمهور كشورمان به همراه 121 رئيس جمهور ديگر در شصت و يكمين جلسة مجمع عمومي حاضر شد. به همين بهانه رفتيم سراغ چيزهاي حاشيه اي از سازمان بي در و پيكر ملل كه بعد از فيفا، پرعضوترين سازمان جهاني است. طبقه بندي ها، سازمان  هاي مرتبط و آمار و ارقام اين نهاد بين المللي، چيزهاي حوصله سر بري بود كه بي خيالش شديم.

    ايران اسلامي در مجمع جهاني
    بعد از پيروزي انقلاب، مجمع عمومي، شش بار ميزبان چهار دولتمرد جمهوري اسلامي بوده است.
    011046.jpg
    شهيد محمد علي رجايي
    او موقعي به سازمان مي رود كه ايران به دليل اعدام هاي انقلابي، متهم به خشونت افـــراطي اســت.محمدعلي رجــايـي، كفش و جورابش را از پا مي كند. كف پايش را نشان مي دهد و مي گويد: ما خودمان قرباني شكنجه ايم و كسي را شكنجه نمي كنيم.
    رجايي اولين و آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي است كه در مجمع سخنراني مي كند و چند ماه بعد قرباني خشونت مي شود.
    011013.jpg
    آيت الله سيد علي خامنه اي
    دو ماه بعد از تصويب قطعنامه 598، آيـــــت الله سيدعلي خامنـه اي در ششــمـــين ســال ريـاســـت جمــهوري شان راهي سازمان ملل مــــي شـــوند. 31شهريور 1366، ايشان با سخنراني در مجمع عمومي، علل وقوع جنگ را عنوان و به شدت از آمريكا انتقاد كردند.
    011007.jpg
    حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي
    آيت الله هاشمي رفســنجانــي، در 8سـال ريــاســت جــمهوري  اش سري به سازمان ملل نزد. تا حدود 10 سال، خبري از حـضــور رئيــس جمهور ايران در مجمع نيست. اما حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي دو بار در مجمع سخنراني مي كند. طرح گفت  و گوي تمدن هاي او باعث مي شود تا سازمان ملل، سال 2001 را سال گفت و گوي تمدن ها اعلام كند. خاتمي بعد از رياست جمهوري هم جزو چهره هاي مورد توجه سازمان ملل است.
    011043.jpg
    دكتر محمود احمدي نژاد
    رئيــس جـمهــور اصـول گراي ايران، دو سال پي در پي است كه در مجمع سخنراني مي كند. دكـتر مـــحمــود احمدي نژاد امسال به عنوان سومين سخنران، خواستار تغيير ساختار شوراي امنيت شد.
     
    چه جوري درست شد؟
    011085.jpg
    همان سالي كه جنگ جهاني دوم تمام شد، كشورهاي پيروز جنگ، سازمان ملل متحد را درست كردند. محل اوليه آن هم در لندن بود و در منشور آن آوردند فقط ما ـ  آمريكا، شوروي، فرانسه، انگليس، چين ـ حق تصميم گيري نهايي را داريم. يك سال بعد، راكفلر يهودي، زميني را در مانهاتان نيويورك به اين سازمان هديه كرد. ساخت ساختمان، حدود 5 سال طول كشيد و با 65 ميليون دلار ساخته شد. معمار آن، اسكار ني مه ير برزيلي بود و نظارت بر طرح به عهدة والاس هريسون آمريكايي و هيأت مشاور از 10 كشور ديگر. اولين جلسة مجمع عمومي هم در 1952 برگزار شد.
    به غير از مجمع عمومي، سازمان ملل 5 ركن ديگر هم دارد: شوراي امنيت (5 عضو دائم + 10 عضو غيردائم)، ديوان دادگستري در لاهة هلند، دبيرخانه (همين برج بلند) ، شوراي اقتصادي (54 عضو)، شوراي قيموميت (كجا، دست كي باشد!)
     
    كدخدا هاي تزئيني
     
    تا به حال هفت نفر، دبير كل سازمان ملل شده اند. دبير كل ها بيشتر جنبة تزئيني دارند و جز ابراز نگراني و تأسف، كاري ندارند. طريقة انتخاب آن ها هم اين است كه اعضاي شوراي امنيت يكي را پشت در بسته انتخاب مي كنند و در مجمع عمومي بايد به او رأي بدهند! امسال دورة دوم عنان هم تمام مي شود. بايد ديد كله  گنده ها با كي حال مي كنند تا رئيس اش كنند.

    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    موضع مقام معظم رهبری در مورد پایان جنگ و قطعنامه
    ایشان در همین زمینه به بزرگنمایی مسائلی كه اخیرا درباره پایان جنگ و قطعنامه بیان شده اشاره كردند و افزودند: اگر این حرفها و گله گزاریها بیان نمی‏شد بهتر بود اما حالا كه صورت گرفته نباید درباره تأثیر آن اغراق كرد و به گونه ای حرف زد كه انگار حادثه مهمی اتفاق افتاده است.


    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حقایق و واقعیات جنگ تحمیلی افزودند: هم مسئولان سیاسی و هم مسئولان نظامی در جنگ خدمات فراوان و ضعفهایی داشتند كه برآیند آنها موجب تصمیم گیری امام راحل درباره قطعنامه شد كه اطلاعات آن به طور مناسب و به تدریج در اختیار مردم قرار می‌گیرد اما آنچه به عنوان برآیند همه تواناییها، ضعفها، و كوتاهی‌ها‌ اتفاق افتاد مطلقا به معنای شكست و تسلیم طلبی نبود چرا كه امام عظیم الشأن امت، مظهر استقامت، ایستادگی و امید به آینده بود و در همه تصمیمات جنگ، پذیرش قطعنامه و دیگر حوادث بر همین اساس عمل كرد و به ما نیز همین روش را آموخت.


    آیت‌الله خامنه‌ای شجاعت همراه با تدبیر را، منش و منطق انقلاب و امام دانستند و افزودند: امروز نیز نظام اسلامی تصمیمات خود را با تدبیر و بصیرت اما با دلیری و شجاعت و تكیه بر توان ملت مؤمن ایران اتخاذ می‌كند و با به كارگیری تاكتیك‌های صحیح و منطبق با اقتضائات روز، اهداف خود را محقق می‌سازد، همچنانكه در موضوع هسته‌ای نیز همین راه پیگیری شده است.

    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    پيام‌هاي واقعي نامه امام چه بود؟
    انتشار نامه مورخ 25/4/1367حضرت امام خميني (ره) درباره دلايل پذيرفتن قطعنامه 598 در آخرين روزهاي هفته دفاع مقدسِ امسال، فضاي مناسب‌تري براي درك بهتر اوضاع كشور و جبهه‌هاي جنگ در آن مقطع زماني براي علاقه‌مندان به موضوع بررسي چگونگي پايان يافتن جنگ تحميلي، فراهم مي‌آورد.

    دكتر حسين علايي ، از فرماندهان ارشد دفاع مقدس در يادداشتي تحليلي به مندرجات نامه تاريخي امام خميني(ره) پرداخته است.در بخشي از اين يادداشت آمده است:

    هرچند براي تحليل محتوايي اين نامه، بهتر است تا شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نظامي و بين‌المللي آن دوران كه منجر به صدور متن نامه شده است، بررسي شود و از طرفي، ديگر نامه‌ها و مكاتبات و بحث‌ها‌يي كه در اين زمينه در آن روزها انجام شده نيز، مورد مطالعه قرار گيرد، در عين حال، بررسي همين نامه هم، مسائل زيادي را براي مردم و محققّان تاريخ، روشن و شفاف مي‌نمايد...

    با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، صدام حسين اعلام كرد كه او قطعنامه را نخواهد پذيرفت و براي همين، به برقراري آتش‌بس تن نداد و حمله گسترده خود را براي اشغال دوباره سرزمين‌هاي ايران آغاز كرد و توانست يك بار ديگر، خرمشهر را اشغال و با تصرف جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر تا نزديكي‌هاي شهر اهواز در خوزستان پيشروي كند و از سوي ديگر، با شكستن خطوط دفاعي در غرب كشور، منافقين را با خودروهاي زرهي، عازم تهران كند كه آنان هم تا نزديكي كرمانشاه جلو آمدند و در آنجا در كمين رزمندگان سلحشور اسلام نشستند و طرح صدام ناكام ماند؛ بنابراين، حضرت امام خميني در آخرين فرصت باقي مانده كه ارتش بعثي عراق به مرزهاي بين‌المللي رسيده بود، قطعنامه را پذيرفت تا با ايجاد يك فشار سياسي عظيم از ادامه تهاجم بيشتر دشمن جلوگيري كند...

    مشخص مي‌شود كه در آن دوران، بحث‌هاي جدّيِ جنگ با ارائه نظريات گوناگون به امام منتقل مي‌شده است و واقعيت‌هاي جنگ به درستي و با شجاعت از سوي دولتمردان و نيز فرماندهان جنگ در اختيار حضرت امام و مسئولان سياسي كشور قرار مي‌گرفته است. ايشان نيز با بررسي آخرين وضعيت دشمن و توانايي‌ها و استراتژي و سياست‌هاي وي و نيز تحليل شرايط توان خودي در هر زمان، تصميم مناسب را مي‌گرفته‌اند. گاهي از لزوم شكست حصر آبادان سخن مي‌گفته‌اند، گاه شعار «جنگ جنگ تا پيروزي» را مطرح مي‌كرده‌اند و در تيرماه سال 1367 نيز با توجه به اطلاعات ارائه شده به ‌ايشان و شرايط جبهه‌هاي جنگ و اقدامات نظامي دشمن، امام در مورد پذيرش آتش‌بس به نتيجه رسيده‌اند.

    هرچند پذيرش آتش‌بس براي امام تلخ بود و چنين تصميمي براي ايشان چون زهر كشنده بوده است، حضرت امام خميني، شجاعانه‌ترين تصميم دوران حيات خود را در يك فرصت مهم گرفتند، به گونه‌اي كه اگر ارتش بعثي صدام، پس از پذيرش اين تصميم جمهوري اسلامي ايران و در ادامه تهاجم دوباره خود به خاك ايران در روزهاي اوايل مرداد ماه 1367 موفق مي‌شد بخشي از خاك ايران را در اشغال خود نگه دارد.

    قطعنامه 598 پايه حقوقي مناسبي براي آغاز مذاكرات بين‌المللي براي رسيدن به صلح بود. در مجموع، به نظر مي‌رسد كه نحوه پايان يافتن جنگ با پايان دادن به موج تهاجمات و حملات نظامي دشمن از سوي رزمندگان اسلام، براي حضرت امام شيرين شده است، زيرا امام، خود ديدند كه در شرايط بسيار نابرابري كه صدام، دوباره ارتش بعثي را به سوي سرزمين‌هاي ايران گسيل داشت و پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، دشمن دوباره بخش‌هايي از خاك خوزستان را اشغال كرد و ارتش بعثي صدام تلاش مي‌كرد تا مناطق تصرف شده را در اختيار خود نگه دارد، در اين وضعيت، رزمندگان اسلام با فداكاري بسيار و با كمبودهاي وسيع تسليحاتي، توانستند يك بار ديگر، دشمن را در خاك ايران منهدم كرده و باقي‌مانده ارتش بعثي را از كشور بيرون و منافقين را فراري دهند و قواي دشمن را به پشت مرزهاي بين‌المللي برانند و صلابت ارتش اسلام را براي چندمين بار به صدام و حاميانش نشان دهند.

    البته خود امام هم در اين مقطع از جنگ، يك بار ديگر با شجاعت تمام و با خلق حماسه‌اي بي‌نظير به صحنه آمدند و در واكنش به اشغال دوباره خرمشهر از سوي دشمن، به فرمانده وقت سپاه اعلام كردند: «يا خرمشهر يا سپاه» و چه خوب رزمندگان پرنشاط اسلام، توانستند آخرين نبرد دشمن را نيز با ناكامي محض روبه‌ور كنند و آنچنان در قدرت خود اوج بگيرند كه رئيس‌جمهور وقت، پس از حضور در جبهه‌هاي جنوب به حضرت امام اعلام كردند كه جبهه‌ها پر از نيروي داوطلب مردمي است و بسيجيان و قواي مسلح آماده ادامه نبرد در خاك دشمن هستند و حضرت امام هم در پاسخ ايشان، فرمودند كه: «ما در صلح جدّي هستيم»...

    2 نوشته شده در  جمعه 1385/07/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    تحریم ایران=خودکفایی (دستاوردهاي مهم انديشمندان ايراني)
    ‏ـ ورود موفقيت‌آميز و هم‌زمان با ديگر كشورهاي پيشرفته به عرصه علوم جديد مانند: ليزر، نانو تكنولوژي، ‏ميكروالكترونيك،
    ‏ـ پيوستن‌ ايران‌ به‌ جمع‌ چهار كشور پيشرفته ‎داراي ‌فناوري‌ توليد زيركونيوم‌ اسفنجي‌ هسته‌اي‌ و محصولات‌ جانبي‌ ديگر، ‏از جمله‌ شمش‌ منيزيم‌ با خلوص‌ 99/99 درصد و اكسيد هافنيم‌، كه‌ از ‎فناوري‌ بسيار پيچيده‌اي‌ برخوردار بوده‌ و در ‏رآكتورها و ديگر زمينه‌هاي‌‏‎ ‎استراتژيك‌ كاربرد دارد.‏

    ‏ـ دستيابي به فناوري و دانش كامل چرخه سوخت هسته‌اي و قرار گرفتن در رديف پنج كشور برتر جهان در اين ‏زمينه و تداوم‌ حركت‌ بالنده‌ پژوهشگران‌ ايران در مسير دستيابي‌ به‌‏‎ ‎فناوري‌ صلح‌آميز هسته‌اي.‏
    ـ ورود به علم ساخت روبات و به دست آوردن موفقيت‌هاي جهاني در مسابقات روبوتيك.
    ـ دستيابي به دانش كشت سلول‌هاي بنيادين.

    ‏ـ خودكفايي در ساخت انواع واكسن.
    ـ قرار گرفتن در رديف كشورهاي برتر پيوند كليه.
    ـ به دست آوردن تجارب ارزشمند براي مقابله با بيماري‌هاي ناشي از عوامل شيميايي.
    ـ رسيدن به مرز ورود به بازار داروهاي بيوتكنولوژي.
    ‏ـ ريشه‌كني فلج اطفال و ديگر بيماري‌هاي فراگير.‏
    ‏ـ ساخت هواپيما و بالگرد سبك و نيمه سنگين (شخصي و عمومي) كه براي نخستين بار در تاريخ كشور رخ داده است.

    ـ افزايش و توسعه كارخانجات خودروسازي با انواع خودروهاي سبك و سنگين و صدور اتومبيل به کشورهاي جهان. ‏
    ـ افزايش و توسعه پالايشگاه‌ها و مراكز پتروشيمي. ‏
    ـ ساخت بيش از سي كارخانه بزرگ نفت و گاز در 25 سال گذشته.‏
    ـ قرار گرفتن جمهوري اسلامي ايران در رديف چهارمين كشور سازنده سد.
    ـ ساخت انواع هواپيما و جت‌هاي آموزشي و جنگنده مانند جت جنگي آذرخش. ‏
    ‏ـ ساخت و توليد انواع موشك‌هاي بالستيك و دوربرد زمين به زمين، زمين به هوا. ‏

    ‏ـ ساخت زيردريايي.
    ـ خودكفايي در توليد و ساخت انواع هواپيماهاي بدون سرنشين.
    ـ تقويت و توسعه صنايع اپتيك و صدور برخي از اين محصولات به 32 كشور جهان. ‏
    ـ موفقيت اخير در ساخت هواپيماي جنگي صاعقه كه مشابه هواپيماي جنگي اف 18 آمريكا البته با كارآيي بيشتر ‏است.
    ‏ـ افزايش تعداد مشتركين تلفن ثابت (خطوط تلفني مشغول به كار) از 850 هزار اشتراك در پيش از انقلاب به هجده ‏ميليون اشتراك در حال حاضر. ‏

    ـ تعداد روستاهاي برخوردار از شبكه مخابراتي از 312 روستا به 44 هزار روستا. ‏
    ‏ـ خودكفايي 100 درصد در توليد برق و گستردگي قابل توجه شبكه برق. ‏
    ـ روستاهاي برخوردار از برق از چهار هزار روستا به 47 هزار روستا. ‏
    ‏ـ استقرار همه مراكز استان‌ها و بسياري از شهرهاي بزرگ و كوچك به فرودگاه.
    ـ توسعه ناوگان دريايي از 217/2 تن ظرفيت در سال 1979 به 876/17 تن در سال 20002‏....
    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    مقابله به مثل
    مدتهاست كه هيئت‌هاي ورزشي، اساتيد دانشگاه‌ها و هيئت‌هاي علمي آمريكا از هموطنان ما در مبادي ورودي كشورشان انگشت نگاري مي‌كنند و برخورد تحقير آميز و توهين آميزي را اعمال مي‌كنند، بر اساس قانون جدید مجلس  بازرسي دقيق و انگشت نگاري از اتباع آمريكايي كه وارد كشور مي‌شوند تصویب کرد.
    اين قانون از تاريخ ابلاغ لازم الاجرا خواهد بود و به محض لغو مقررات مشابه در كشور آمريكا، اين قانون به تعليق در مي‌آيد.
    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    نبرد ايران و آمريکا در بازي‌هاي کامپيوتري
    نزديک به يک سال پس از عرضه بازي «حمله به ايران» توسط يک شرکت بازي‌هاي کامپيوتري آمريکايي، اينک يک موسسه دولتي در ايران ضميمه بازي جديدي را طراحي کرده است که به بازيکنان امکان حمله فرضي به يک نفتکش آمريکايي در تنگه هرمز را مي‌دهد.

    به گزارش «بي.بي.سي»، نهادي به نام «انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس» در ايران، روز شنبه هشتم مهر ماه (30 سپتامبر) اعلام کرد که در جديدترين بازي توليد شده در کانون بازيهاي رايانه اي اين انجمن «راه بستن تنگه هرمز از طريق انفجار کشتي براي کاربران به نمايش گذاشته مي‌شود».

    چنان که از گزارش‌ها برمي‌آيد اين بازي به عنوان بخشي از بازي جنگي معروف ويدئويي موسوم به «ضد حمله» طراحي شده است که به چگونگي بمب‌گذاري در يک نفتکش آمريکايي در خليج فارس و در دهانه تنگه هرمز مي‌پردازد.

    خبرگزاري «رويترز» گزارش داده است که اين بازي مي‌تواند منعکس کننده هشدار آيت‌الله علي خامنه‌اي باشد که در ماه ژوئن گذشته در واکنش به احتمال اقدامات نظامي عليه ايران گفته بود: ايران جريان صدور نفت از خليج فارس را در صورت هرگونه اقدام اشتباه آمريکا به خطر خواهد انداخت.
    روزنامه جمهوري اسلامي خبر داده است که اين بازي جديد توسط يک تيم هشت نفره در مدت سه ماه به مناسبت سالگرد جنگ ايران و عراق طراحي شده است.

    به نظر مي‌رسد اين بازي قرار است پاسخي به بازي معروف «حمله به ايران» شرکت آمريکايي «کما وار» باشد که سال گذشته بر روي اينترنت عرضه شد.
     
    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/13ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

    خاتمی اشتباه كرد
    گفتگوبا فلاحیان وزیر اطلاعات در زمان اقای هاشمی
     
    مطلب واقعا جالب است و خواندنی
    اگه می خواهید از زمان سه رئیس جمهور چیز های مهمی بدانید
    از زبان کسی که در گیرودار مسائل بوده و تحلیل واقعا جالبی دارد.
    مواظب باشید از دستتون در نره
     
    هیچ تفاوتی با گذشته نكرده است؛ همان خنده‌ها‌ و همان لحن آرام. آن قدر آرام كه بعضی وقت‌ها‌ صدایش را نمی‏شنوم. شاید لازمه كار اطلاعاتی این است. كسی كه قریب یك دهه از عمرش را در صدر امنیتی ترین وزارت خانه دولت گذرانده، قاعدتا با آن فضا خو بگیرد. شمرده سخن می‌گوید: چرا این قدر اصرار داشتید كه با من مصاحبه كنید؟ هیچ كس اندازه شما اصرار نكرده بود. به شوخی می‌گوید: مصاحبه با من پول خوبی برای همشهری خواهد داشت؟ شوخی اش را انكار می‌كنم، اما جاذبه اش را برای مخاطبان پیگیر دنیای سیاست نمی‏شود كتمان كرد، چرا كه هر گاه نام فلاحیان به میان می‌آید، همه نگاه‌ها‌ متوجه می‌شود؛ گوش‌ها‌ هم تیز. هر چند آرام حرف می‌زند، اما خیلی راحت و در عین حال شفاف و صریح. به نظر می‌آید از همه چیز اطلاع دارد. مثلا می‌فهمم آخرین كتاب داریوش شایگان را خوانده است و كتاب سیر تكاملی بانكداری در ایران با رویكرد بدون ربا روی میزش است؛ یعنی قرار است خوانده شود. اكنون مشاور دولت هستم. این پاسخ صریح علی فلاحیان در پاسخ به سوال من است كه: حاج آقا الان چه كاره اید؟ در كنار آن، موسسه فرهنگی فلاح را بنیاد گذاشته كه آموزش قرآن می‌دهد و هم چنین آموزش مجازی. اضافه می‌كند: نگران نباشید همه چیز عیان است؛ ثبت وزارت ارشاد را هم داریم!

    ادامه مطلب
    2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

     





    Powered by WebGozar