تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
واقعه كربلا و روز عاشورا از ديدگاه انديشمندان بزرگ جهان
 
* "فراياستارك" نويسنده انگليسي، از جمله انديشمنداني است كه پيرامون واقعه عاشورا در كتاب معروف خود "صور بغدادي" فصلی مستقل و مفصل درباره "نجف اشرف" در مي‌گويد:
"و درمسافتي نه چندان طولاني از اين بقعه، فرزندش حسين(ع) در طرف باديه رسيد. او اسبش را حركت و جولان داد تا در سرزمين كربلا فرود آمد و در همان مكان خيمه زد. در حالي كه دشمنانش او را احاطه كرده و راههاي آب را بر او مسدود كرده بودند. و هميشه تفصيلات اين وقايع واضح و آشكار تا به امروز در افكار مردم بوده است. امكان استفاده و زيارت از اين شهرهاي مقدس وجود ندارد مگر با اطلاع و آگاهي از اين واقعه زيرا واقعه مصيبت بار حسين(ع) بر هر موجودي نفوذ كرده تا به حدي كه به ريشه‌ها رسيده است و اين واقعه از جمله قصه‌هاي نادري است كه انسان با خواندن آن نمي‌تواند جلوي گريه خود را بگيرد."

* "پرفسور ادوارد براون" مستشرق معروف نيز درباره مصيبت امام حسين(ع) در كربلا مي‌گويد: "يادآوري واقعه كربلا كه در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسيد كافي است تا در سردترين و سست‌ترين افراد اثر گذارد و حتي كساني را كه به امور حماسي و حزن‌آور اعتنا و توجهي ندارند به خود آورده و روح آنان را به مدارج كمال بالا برد، به حدي كه درد و مرگ براي آنان چيزي بي‌ارزش و سست شود." او همچنين مي‌گويد: "آيا قلبي پيدا مي‌شود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش او مي‌رسد، مالامال حزن و اندوه نگردد، حتي غير مسلمانان هم نمي‌توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در برداشت انكار كنند."

* "چارلز ديكنز" نويسنده انگليسي نيز درباره قيام عاشورا اينگونه مي‌نويسد: "اگر مقصود حسين (ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيوي خود بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و كودكانش را همراه خود برد، پس عقل چنين حكم مي‌كند كه او به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد."

* "توماس ماساريك" نيز در مقايسه‌اي بين امام حسين (ع) و حضرت عيسي(ع) مي‌گويد: "مصايب مسيح نسبت به مصايب حسين (ع) مانند پر كاهي است در برابر كوهي بزرگ."

* "جستيس آ.راسل" شاعر انگليسي نيز منظره غم‌انگيز عاشورا را چنين ترسيم مي‌كند: "آنها دهان مبارك امام را باچوبهاي خود نواختند.اي پيكري كه زير سم اسبان لگدكوب شدي! تو همان بدني بودي كه بينندگان را مسحور مي‌ساختي. خوني كه از رگهاي مباركت ريخته و خشك شده، معجوني آسماني است كه تاكنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است. اي زمين برهنه و باير كربلا كه در روي تو نه علفي است و نه چمني! براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون كه در سرزمين تو بدن پاره پاره مقدس پسر فاطمه افتاده است آن كه روح خويش را به خداوند تقديم نمود."

* "نيبلت" نيز در ترسيم شب عاشورا چنين مي‌نويسد: "آن شب، هنگامي كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي‌زد، امام پيروانش را جمع كرد و در يك سخنراني طولاني فرمود: كساني كه با من بمانند فردا شهيد خواهند شد. سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد كه نشانه آگاهي كامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداكاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود. به پيروان خود فرمود: هر كس جرات و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي‌بيند در تاريكي به طور ناشناس و بدون خجالت برود.
صبح روز عاشورا كه ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي‌شد، 72 نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند."

* "گيبون" مورخ انگليسي نيز پيرامون واقعه عاشورا مي‌نويسد: "با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي را كه امام حسين (ع) تحمل نمود احساسات سنگدل‌ترين خواننده را برمي‌انگيزد، چنان كه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي‌يابد."

* "موريس دوكبري" مورخ آمريكايي درباره عزاداري واقعه عاشورا نيز مي‌نويسد: "اگر تاريخ‌نويسان ما حقيقت روز عاشورا را درك مي‌كردند، اين عزاداري را غير عادي نمي‌پنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري براي امام خود مي‌دانند كه نبايد زير بار ذلت، پستي و سلطه استعمار بروند، زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين (ع) در راه شرف، ناموس، مردم، بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيد و يزيديان و بيگانگان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم. و اين است خلاصه تعاليم اسلام. ملتي كه از گهواره تا گور تعاليمش اين چنين است پيداست كه داراي چه مقام و مرتبه‌اي خواهد بود. چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار است، چون همه افراد آن سرباز حقيقت و عزت و شرف است."

* "بولس سلامه" شاعر مسيحي نيز مي‌گويد: "شبهايي كه بيدار بودم و با درد و رنج مي‌گذراندم و افكار و تخيلاتم مرا به ياد گذشتگان مي‌كشاند و در تاريخ گذشته دو شهيد بزرگ امام علي (ع) و سپس امام حسين (ع) سير مي‌كردم، يك بار براي مدتي طولاني به جهت علاقه‌اي كه به آن دو بزرگوار داشتم گريستم و سپس شعر علي و حسين را سرودم."

* "گابريل دانكيري" نيز درباره وحشي‌گري سپاه يزيد مي‌گويد: "سربازان يزيد در آن روز "عاشورا" چنان وحشي گري از خود نشان دادند كه تا آن روز كسي نظير آن را به خاطر نداشت.
آنها حتي به‌كودكان شيرخوار و خردسال هم رحم نكردند و سر خونين حسين(ع) را به دمشق بردند و يزيد پنداشت كه ديگر با اين پيروزي خواهد توانست از دنيا لذت ببرد. اما خاطره آن هر سال و تا به امروز، در ميان سيل اشك و نوحه خواني‌ها و مرثيه‌ها تجديد مي‌گردد."

* "جرج جرداق" نويسنده و محقق مسيحي مي‌نويسد: "يزيد وارث همه بديهاي اسلاف خود بود و از آنها نيز فزون داشت. از هر نوع شرارت و فساد و اعمال شيطاني كه ديگر مردان بدكار و بي‌آبرو داشتند، يزيد بهره‌مند بود... كسي از اخلاق انساني بي‌بهره تر از يزيد نبود... و در مقابل، هيچ كس در خلق انساني كاملتر از حسين بن علي (ع) نبود، كه در آن واقعه شهيد شد. در يزيد همه صفات زشت و ننگين و رياست طلبي و سودجويي و خونريزي و بي ارادگي وجود داشت. و در طرف مقابل يعني فرزندان علي (ع) همه صفات عالي و ستوده انساني، از قبيل خلق كريم و شجاعت و آزادگي و شهادت، به كمال معنا وجود داشت."

* "دكتر ژوزف" مورخ فرانسوي نيز چنين مي‌گويد: "شيعيان در ايام عزاداري به ذكر مصيبت و گوش فرا دادن به مصايب حسين (ع) مي‌پردازند، و مي‌كوشند كه فضايل خاندان نبوت و رنجهاي آنان را به نيكوترين وجهي بيان كنند."

* "كلودين رولو" مفسر روزنامه لوموند، درباره امام حسين (ع) و واقعه عاشورا مي‌نويسد: "شيعيان هر سال در ماه محرم به تذكر واقعه كربلا و مصيبت امام حسين (ع) كه نمادي از دليري، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است، مي‌پردازند و ستمكاران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه مي‌كنند."

* "ساور جيني نايد" شاعر هندي، عزاداري عزاداران حسيني را در هر سال موجب زنده نگه‌داشتن واقعه جانسوز كربلا مي‌داند و قيام حسيني را استوار نمودن دين بزرگ حضرت محمد (ص) ذكر مي‌كند كه امام حسين(ع) عشق نهايي خود به خدا را با شهادتش ثابت كرد. او مي‌گويد: "شب شهادت حسين (ع) مريدانش با پيراهنهاي سياه و پاي برهنه با چشمان اشك بار به ياد واقعه جانسوز دور هم جمع شده با بيان اتفاقات آن واقعه سراپا مي‌گويند: حسين... "اي حسين! چرا هزاران هزار دوست تو اين طور اشك مي‌ريزند؟اي مقدس عالي مقام! آيا اينها براي فداكاري بي‌نظير تو نيست؟ زيرا پرچم دين بزرگ پيامبر (محمد (ص) را برافراشتي و در مقابل شگفتي جهانيان عشق عجيب خود را به خدا ثابت كردي."

* "ايرونيك" مورخ آمريكايي مي‌گويد: "كشته شدن حسين (ع) سرگذشتي است كه به‌علت ناگواري و هولناكي آن واقعه، دوست ندارم سخن را در موردش طولاني كنم زيرا در اسلام كاري زشت تر از آن به وقوع نپيوسته است. اگر چه كشته شدن اميرمومنان (ع) مصيبت بسيار بزرگي به شمار مي‌آمد، ليكن سرگذشت حسين (ع) كشتار فجيع و مثله كردن و اسارت را دربرداشت كه از شنيدن آن بدن انسان به لرزه مي‌افتد زيرا كه از مشهورترين مصيبت هاست."

* "ماربين" محقق آلماني مي‌گويد: "حسين تنها كسي است كه در  14 قرن پيش در برابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد.او اول شخص سياستمداري بود كه تا به امروز احدي چنين سياست موثري را اختيار ننموده است. حسين (ع) شعار هميشگي را سر مي‌داد كه من در راه حق و حقيقت كشته مي‌شوم ولي دست به ناحق نمي‌دهم... "حسين (ع) ديد حركات بني اميه كه سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال مي‌كردند نزديك است پايه‌هاي استوار و مستحكم اسلام را در هم بريزد و اگر بيش از اين مسامحه كند، نام و نشاني از اسلام و مسلمين باقي نخواهد ماند، لذا تصميم گرفت تا در برابر حكومت ظلم و جور بايستد..." ماربين مي‌افزايد: حسين (ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، درس فداكاري و جانبازي به جهانيان آموخت و نام اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. اگرچنين حادثه جانگدازي پديد نيامده بود ، قطعا اسلام و اسلاميان محو و نابود مي‌گرديدند."

* "جرجي زيدان" نيز درباره امام حسين(ع) مي‌نويسد: "منظره سر بريده حسين (ع) همه را متاثر و محزون ساخت... وقتي چشمان يزيد به سر بريده افتاد، سر تا پا بلرزيد و دانست چه عمل فجيعي مرتكب شده است."

* "نيكلسون" نيز پيرامون واقعه كربلا چنين مي‌نويسد: "حادثه كربلا مايه پشيماني و تاسف امويان شد، زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد و براي انتقام خون حسين (ع) هم صدا شدند."

* "مهاتما گاندي"، معمار استقلال هند و رهبر ملي مردم اين كشور براي آزادي هندوستان از سلطه انگلستان نيز پيرامون امام حسين (ع) و واقعه كربلا مي‌گويد: "من براي مردم هند چيز تازه‌اي نياوردم، فقط نتيجه‌اي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آورده‌ام، ارمغان ملت هند كردم.
اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي پيمود."
 
2 نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ما شيعيان علي(ع) و راه وروش او ...

در حکومت کردن که هيچ ، آيا در زماني که حاکم جامعه نيستيم به راه او مي رويم؟

و آيا تفاوت ما و رقيب سياسي ما در حد تفاوت علي(ع) و غاصبان خلافت اوست؟

 

سيره فراموش شده علي (عليه السلام)

سيره متروك و فراموش شده شخص مولاي متقيان علي (عليه السلام) ، قولاً و عملاً ، كه از تاريخ زندگي آن حضرت پيداست بهترين درس آموزنده در زمينه  وحدت است .

علي (عليه السلام) از اظهار و مطالبه حق خود و شكايت از ربايندگان آن خودداري نكرد ، با كمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامي را مانع آن قرار نداد، خطبه هاي فراواني در نهج البلاغه شاهد اين مدعي است

در عين حال اين تظلمها موجب نشد كه از صف جماعت مسلمين در مقابل بيگانگان خارج شود، در جمعه و جماعت شركت مي كرد ، سهم خويش را از غنائم جنگي آن زمان، دريافت مي كرد ، از ارشاد خلفا دريغ نمي نمود ، طرف شور قرار مي گرفت و ناصحانه نظر مي داد.

در جنگ مسلمين با ايرانيان كه خليفه وقت مايل است خودش شخصاً شركت نمايد علي پاسخ مي دهد: خير! شركت نكن زيرا تا تو در مدينه هستي دشمن فكر مي كند: فرضاً سپاه ميدان جنگ را از بين ببرد، از مركز، مدد مي رسد ولي اگر شخصاً به ميدان نبرد بروي، خواهند گفت: «هذا اصل العرب» ريشه و بن عرب اين است ، نيروهاي خود را متمركز مي كنند تا تو را از بين ببرند و اگر تو را از بين ببرند با روحيه قويتر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت.
منصبي را از هيچيك از خلفا نمي پذيرد ، نه فرماندهي جنگ و نه حكومت يك استان و نه امارة الحاج و نه يك چيز ديگر از اين قبيل را زيرا قبول يكي از اين منصب ها به معني صرف نظر كردن او از حق مسلم خويش است.

و به عبارت ديگر كاري بيش از همكاري و همگامي و حفظ وحدت اسلامي است اما در عين حال كه خود منصبي نمي پذيرفت، مانع نزديكان و خويشاوندان و يارانش در قبول آن منصب ها نمي گشت زيرا قبول آن ها صرفاً همكاري و همگامي است و به هيچ وجه امضاي خلافت تلقي نمي شود.

سيره علي(عليه السلام) در اين زمينه خيلي دقيق است و نشانه متفاني بودن آن حضرت در راه هدفهاي اسلامي است در حالي كه ديگران مي بريدند او وصل مي كرد ، آن ها پاره مي كردند و او مي دوخت.

ابو سفيان فرصت را مغتنم شمرد، خواست از نارضائي او استفاده كند و انتقام خويش را به صورت خير خواهي و احترام به وصيت پيغمبر، به وسيله وصي پيغمبر از پيغمبر بگيرد ، اما قلب علي آگاه تر از اين بود كه گول ابوسفيان ها را بخورد ، دست رد بر سينه اش زد و او را از خود راند . در هر زماني ابوسفيانها و حيي بن اخطب ها در كارند، در عصر ما انگشت حيي بن اخطبها در بسياري از جريانات نمايان است، بر مسلمين و بالاخص شيعيان علي(عليه السلام) است كه سيرت و سنت آن حضرت را در اين زمينه نصب العين خويش قرار دهند و فريب ابو سفيان ها و حيي بن اخطبها را نخورند.

علي (ع) بزرگ منادي و عامل وحدت

علي(عليه السلام) پس از رحلت پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) با وجود اين كه خلافت و امامت را حق مسلم خويش مي دانست و معتقد بود كه ربايندگان خلافت، ظلم نا بخشودني در حق او كرده اند: «ما زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبيّه(صلي الله عليه وآله وسلم)». ولي همين كه احساس نمود كه زمينه براي احقاق حق خويش فراهم نيست و قيام او جز تفرقه ميان امت اسلامي حاصل ديگري ندارد: «وأيم اللّه لولا مخافة الفرقة بين المسلمين ... لكنّا علي غير ما كنّا لهم عليه». اگر ترس تفرقه ميان مردم نبود با هيئت حاكمه طور ديگر برخورد مي كردم.

روي همين جهت وقتي با دشوارترين ظلم ها مواجه گرديد، سخت ترين مصيبت ها را تحمل نمود: صبر پيشه كردم در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلويم بود و مي نگريستم كه چگونه حق و ميراث مرا به غارت مي برند ولي حاضر نشد وحدت و انسجام جامعه اسلامي پاشيده شود.

علي (عليه السلام) با اين كه در باره خليفه اول و دوم معتقد بود دروغگو، فريبكار و خائن هستند، طبق صريح كتاب صحيح مسلم عمر خطاب به علي (عليه السلام) و عباس مي گويد:پس از رحلت رسول گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من خليفه پيامبرم ولي نظر شما دونفر اين بود كه وي دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن هست و همچنين پس او فوت ابوبكر من گفتم: خليفه پيامبر و ابوبكر هستم، شما نيز مرا دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن دانستيد.

ونكته جالب اينجاست كه اين قضيه در اواخر خلافت عمر صورت گرفته و هنگامي كه عمر به علي(عليه السلام)و عباس مي گويد: شما ابوبكر را دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن مي دانستيد «فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً»، و آن دو اين نظريه را انكار نمي كنند و اين عدم انكار، نشانگر استمرار و اصرار بر اين نظريه است.

ولي با تمام اين حال، اين نظريه باعث نشد كه بدون داشتن نيروي كافي در برابر آنها بايستد و موجب ضعف و تباهي امت اسلامي شود بلكه در هر موردي كه تشخيص مي داد كه رهنمودهاي او به صلاح اسلام و جامعه اسلامي است از هر گونه مساعدت مضايقه نمي كرد.

آري! چون علي(عليه السلام) بر اين باور بود «الخلاف يهدم الرأي» انسان در محيط آرام مي تواند نظريه درست ارائه دهد ولي در جو آكنده از برخورد و اختلاف ، دچار انحراف و كج فكري مي شود.

ومعتقد بود كه «ما اختلف دعوتان إلاّ كانت إحداهما ضلالة»، اگر دو نظريه در برابر هم قرار گرفت، قطعاً يكي از آن دو باطل است، يعني همواره حق در برابر باطل است حق و باطل هرگز با هم جمع نمي شوند.

و روي همين بود وقتي يكي از يهوديان، بخاطر اختلاف مسلمانان در مسأله امامت در صدد مقام طعنه و عيب جويي به حضرت گفت: قبل از آنكه پيامبرتان را به خاك بسپاريد درباره او اختلاف كرديد!!

حضرت پاسخ داد: ما در باره خود رسول گرامي اختلافي نداشتيم بلكه اختلاف ما پيرامون سخنان آن حضرت بود، اما شما يهوديان هنوز پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه به حضرت موسي گفتيد: همانند خداي بت پرستان براي ما خدايي قرار ده، آنگاه حضرت موسي گفت: شما چه ملت نادان و جاهلي هستيد.

و فرياد علي (عليه السلام) است كه در فضاي تاريخ طنين افكنده: ملازم جامعه اسلامي باشيد، چون دست خدا همواره با جماعت است، و از تفرقه به پرهيزيد، زيرا گروه اندك، طعمه شيطان مي شود، همانطوري كه گلّه اندك، نصيب گرگ مي شود.

در نامه 47 نهج البلاغه مي خوانيم:براي همبستگي تلاش كنيد به همديگر بذل و بخشش كنيد و از پشت كردن به هم و قطع رابطه با يكديگر به پرهيزيد.

در دين خدا از تلون و هر روز به يك رنگ درآمدن پرهيز كنيد زيرا وحدت و همبستگي در مسير حق كه مورد علاقه شما نيست از تفرقه در راه باطل كه دوست مي داريد بهتر است.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/09ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

از مَحرم تا نامحرم !!
 
 
و مُحرم در راه است و مَحرم می‌خواهد

بیرق‌ها و پرچم‌های سبز و سرخ و مشکی، کتیبه‌های پر خاطره‌ی "باز این چه شورش است" و هزاران نشانه‌ی دیگر، از آغاز شور و عشقی جاودانه خبر می‌دهد؛ مُحرم.

و برای ورود عاشقانه به مُحرم، باید مَحرم اسرار باشی.

دانستن کم و زیاد این سِّر و مَحرم بودن، به دل است و نه به ظاهر، که چه زیادند مَحرمانی که مُحرم، منتظرشان است برای عشق‌بازی.

و چه بسا هستند یا هستیم! مُحرَم دوستانی، که مَحرم اسرار نیستند و یا نیستیم!

اما حسین(ع) همه را یک‌جا می‌خرد، چه مَحرمان اسرار و چه نامحرمان را.

اما مَحرمان با دل و جان درک می‌کنند، آن شور و عشق را و نامحرمان، ریزه‌خوار سفره‌ی مُحرَم می‌شوند و قطره‌ای از دریای دلداگی آن‌را می‌چشند.

خدایا؛ دلمان را مَحرم سِّری کن تا درک کنیم مُحرم را.

تا درک کنیم "قتیل العبرات" را.

تا بفهمیم خون خدا که بود، چه کرد و چرا تا قیامت، داغ و مصیبتش عالم‌گیر خواهد ماند.
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

سبزیم که از نسل بهاران هستیم سرخیم که از تبار باران هستیم
 
بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند

زخمها لاله باغ بدنش را بردند

نيزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه گرم دهنش را بردند

اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است

كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند

تا كه معلوم نگردد ز كجا مى‏آيد

اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند

دشنه‏ها دوروبر پيكر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقيق يمنش را بردند

چهره‏ها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم

جمع گشته تبر بت شكنش را بردند

بادها سينه زنان زودتر از خواهر او

تا مدينه خبر سوختنش را بردند

يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب

گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند

 
2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

پرچم سرخی در اهتزاز است !!

 

بگذار این "سالهای حرام" بگذرد!


امام صادق(ع)[فرمودند]:

"كُلُّ شَهْرٍ مُحَرَّمْ وَ كُلُّ یوْمٍ عَاشُورا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلا"

در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مكّه "زمین حرام" بود و چهار ماه رجب، ذی‌قعده، ذی‌الحجّه و محرّم، "زمان حرام". یعنی كه در آن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم می‌جنگیدند، تا وارد ماه حرام می‌شدند، جنگ را موقّتاً تعطیل می‌كردند، امّا برای آن‌كه اعلام كنند كه در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه محرّم رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنّت بود كه بر قبّه‌ی خیمه‌ی فرمانده‌ی قبیله، پرچم سرخی بر می‌افراشتند، تا دوستان، دشمنان و مردم، همه، بدانند كه جنگ پایان نیافته‌است.
آن‌ها كه به كربلا می‌روند، می‌بینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه‌ی جنگ، آرامش مرگ سایه افكنده‌است.
امّا می‌بینند كه بر قبّه‌ی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این "سالهای حرام" بگذرد!
*****
از كتاب حسین وارث آدم
اثر دكتر علی شریعتی

 

 

روضه خوانی مقام رهبری Play Download

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

بر کران برکه بیکران !
 
آیات آلهی :
 
الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِى الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ» مائده 67

«الْیَوْمَ یَئس الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلا تخْشوْهُمْ وَ اخْشوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْت لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتمَمْت عَلَیْکُمْ نِعْمَتى وَ رَضِیت لَکُمُ الاسلَمَ دِیناً» مائده 3
 
 
خطبه غدیریه امیرمؤمنان(ع) در زمان حکومت
در دوره حاکمیت علی بن ‏ابی‏طالب(ع) اتفاقا روز عید غدیر با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم‏گیری پیدا کردند و آن حضرت برای اقامه نماز جمعه و خواندن خطبه‏ های آن در برابر مردم قرار گرفت. حسین بن‏ علی(ع) می‏گوید: پنج ساعت از روز گذشته بود [قبل از اذان ظهر]، که پدرم خطبه‏ ها را آغاز کرد. او نخست به حمد و ثنای حضرت حق پرداخت، صفات ربوبی‏ اش را برشمرد، حاکمیت مطلق را از آن وی دانست، نعمت‏هایش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالی امروز دو عید بسیار بزرگ [جمعه و غدیر] را برای شما در یک زمان قرار داده است؛ دو عیدی که هر یک فلسفه وجودی دیگری را تکامل می‏بخشد و به وسیله هر یک هدایت در دیگری اثر می‏بخشد... سپس فرمود: توحید و ایمان به یگانگی خداوند پذیرفته نمی‏شود مگر با اعتراف به نبوت پیامبرش محمد(ص) و دین و شریعت محمد(ص) پذیرفته نمی‏شود مگر با قبول ولایت امر کسی که خدا فرمان ولایتش را داده است؛ و همه این امور سامان نمی‏پذیرد مگر بعد از توسل و تمسک به اهل ولایت.

غدیر از نگاه مولی الموحدین علی(ع)
سپس فرمود: خداوند در روز غدیر آنچه در باره منتخبین خود اراده کرد بر پیامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولایت و وصایت را ابلاغ کند و مجال را از کافران و منافقان بگیرد نگران گزند دشمنان نباشد .روز غدیر قدر و منزلت بسیار دارد، در آن روز گشایش های الهی فرا رسیده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگری و اظهار عقیده از جایگاه بلند و روشن است، امروز روز تکامل دین و روز وفای به عهد است. غدیر روز [رسول الله(ص)] و مشهود [علی بن‏ ابی‏طالب(ع)] است، روز در هم ریختن پیمان های زیر پرده کفر و نفاق است، روز آشکار شدن حقایق اصیل اسلام است، روز ذلت و خواری شیطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف کسانی است که آن را تکذیب می‏کردند امروز بزرگترین روزی است که عده‏ ای از شما از آن اعراض کردید، روز هدایت و امتحان بندگان خداست، روز آشکار شدن کینه‏ های نهفته در دلها و سینه‏ هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پیامبر (ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص‏] است، غدیر روز شیث پیامبر(ع) است، روز ادریس و یوشع و شمعون و ...
منشور علوی(ع) در عید غدیر
امیر مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما ای مسلمانان، بعد از برگشت از این اجتماع بزرگ امروز [غدیر] را عید بگیرید: [و با انجام امور ذیل آن را بزرگ بشمارید] .

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خویشاوندانتان گسترش دهید و نیکی و بخشش پیشه کنید .

ب) به برادران دینی خویش به قدر توان نیکی و بخشش کنید.

ج) خدای را در برابر نعمتهایی که به شما ارزانی داشته، شکرگزار باشید.

د) کنار یکدیگر جمع شوید تا خداوند اجتماع شما را فراگیر و گیراتر سازد.

ه) به یکدیگر نیکی کنید تا خداوند به شما الفت و مهربانی بیشتر عنایت کند.

و) نعمت‏های الهی را به یکدیگر تبریک و تهنیت گویید همان طور که خداوند [در این روز] با اعطای اجر و ثوابی بیش از دیگر اعیاد به شما تهنیت می‏گوید. بعد فرمود: کمک‏های مالی به دیگران در امروز (غدیر) به اموالتان برکت می‏بخشد و بر عمرتان می‏افزاید: مهربانی به دیگران سبب رحمت و عنایات حق خواهد شد.

ز) با خوش‏رویی و شادمانی یکدیگر را در آغوش بگیرید.

ح) خداوند را بر توفیقات خویش سپاس گویید.

ط) از فقرا و ضعیفانی که چشم به کمک شما دارند دیدن کنید، به زیارتشان بروید و با آنان در خوراکشان همراه شوید. بعد حضرت فرمود: یک درهم کمک به فقرا در روز عید غدیر با دویست‏ هزار درهم برابر است، بلکه بیشتر خواهد بود.

ی) وقتی یکدیگر را ملاقات کردید مصافحه کنید، به هم تبریک بگویید و سلام کنید، که پیامبر خدا(ص) به من چنین فرمان داد.
 
 
2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

2 نکته در مورد حضرت علی اکبر (ع)
 

اشبه الناس خلقَ و خُلق برسول الله

تولد بزرگ مرد کربلا و روز جوان مبارک

گفتم حالا به این مناسبت برای اشنایی بیشتر با این شاهزاده چند تا نکته

رو بهتون بگم که احتمالا تا بحال نشنیده اید (یادگاری بمونه ) :

۱.باور اکثر مردم اینه که ایشون در زمان واقعه کربلا ۱۸ ساله بوده اند

اما ایشون در ان ایام ۲۷ سال داشته اند !

۲. باز به گمان ما وقتی می گوییم السلام علیک یا علی ابن الحسین (ع)

منظور از این علی امام زین العابدین است

ولی منظور از علی ذکر شده در زیارت عاشورا علی اکبر است .

 

يا علي مددي

2 نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مادر ما مادر تموم عالمه
نام گل بردىّ و بلبل گشت خاموش اى بلال!

مادر مظلومه ما رفت از هوش، اى بلال!

بوستان وحى را بيت الحزن كردى، بس است

با اذان خود مكن ما را سيه پوش، اى بلال!

دير اگر خاموش گردى، زودتر گردد ز تو

مادر ما را چراغ عمر، خاموش، اى بلال!

مادر ما بر اذانت گوش داد، اينك تو هم

بر صداى گريه زينب بده گوش، اى بلال!

مرگ پيغمبر، شكسته قامت ما را به هم

بار غم مگذار ما را بر سر دوش، اى بلال!

غنچه، پرپر گشت و گل از دست رفت و باغ، سوخت

كرد حقّ باغبان، گلچين فراموش، اى بلال!

گرد غم بر روى ما بنشسته و، دانسته ايم

خاك گيرد لاله ما را در آغوش، اى بلال!

تا زبان حال ما يكسر به نظم «ميثم» است

اشك و خون از چشم اهل دل زند جوش، اى بلال!
 
 
ولي ...
 
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
 
گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود
 
2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

خون گریه برای امام حسین در بریتانیای کبیر !!!

يك سند تاريخى انگليسى به صراحت گوياى آن است كه در سال 61 هجرى

 آسمان بريتانيا خون گريست!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته همداستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:
• امام صادق عليه السلام خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند: وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛ وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.
• حضرت ابراهيم ـ عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله ـ هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.
• حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند: ولطمت عليك الحور العين؛ در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.
• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است. ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد: واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.
• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند: أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛ آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟
• در كتب عامه آمده است: لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد: هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.
• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت.
روايت زير مؤيد اين معناست:
زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.


سند انگليسي


اين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون ( (THE ANGLO – SAXON CHRONICLEترجمه وويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:

 Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood

معناى عبارت فوق چنين است:
در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.
اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.

الا لعنة الله على أمة قتلت ابن بنت نبيها

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

به قرآن محمد گوش نکنید.اینها سحر است ...!
کسی حق ندارد به قرآن محمد گوش کند.اینها سحر است جادوست.مراقب باشید.نگذارید فرزندانتان به محمد گوش فرا دهند.

در تاریکی شب کنار کعبه ایستاده بودند و به صدای محمد که داشت قرآن میخواند گوش میکردند....اصلا" متوجه روشن شدن هموا نشده بودند.با طلوع خورشید چهره های همدیگر را دیدندو....

-تو اینجا چه کار میکنی؟

-خودت برای چه از دیشب تا به حال این جا ایستاده ای؟

-هر دوی شما حماقت کرده اید نمی گویید....

-پس شما چه؟

-من می خواستم بدانم این که ادعای پیامبری میکند چه چیزی در چنته دارد.همین!

-خجالت بکشید سحرتان کرده برای شما زشت است.

-یکبار که عیبی ندارد قول بدهیم دیگر این بار پیدایمان نشود.آخر...

-بله اگر مردم مارا این جا ببینند روزگارمان سیاه میشود

-بهتر است زودتر برویم آفتاب کاملا" بیرون آمده است.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

دردانه ی امام حسین رقیه (ع)

السلام علیک یا رقیه بنت الحسین

 من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم

 

هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

  

پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم

دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم

 

کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانـــــــدربــــــــلابـود

دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــلابـــود

 

من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینــــم،نازنینـــــــم

نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

گر تو خواهی در جهان هر دم شوی با افتخار

واجب است ای دل بخوانی این سخن معشوق وار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

هر که خواهد در جهان هستی و فخر و اعتبار

گو بخواند هر دمی این جمله را با افتخار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

عاشقی در مکتبش جلوه کند بیش از هزار

عاشق است هر کس که گوید این سخن را بی قرار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

شیر حق مولای من ای جلوه ای از کردگار

تا که عشقت را بفهمم گویم این بی اختیار

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

گاه مستم من گهی بیدار و گه گه هوشیار

گویم این جمله که باشد در جهان با اعتبار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

من کجایی ام؟
...

ما مرید نسل پاک هل عطاییم

عاشق بچه های شیر خداییم

هر کی می خواد بدونه کجایی هستیم

ما اصالتا واسه کرب و بلاییم

............

............

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

 





Powered by WebGozar