<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مسلمان ایرانی</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/</link>
<description>و آنگاه که وبلاگ سلاح من است !!!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Dec 2009 12:35:22 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>وقتی دین سبز به عزای پیر سبز می نشیند</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-704.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت ا... منتظری فوت کرد. اما این اتفاق هم مانند بسیاری دیگر از وقایع پس از انتخابات، حواشی اش بر اصلش غلبه داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چندی پیش در همایشی که انجمن به اصطلاح اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با عنوان &quot;سبزها و دین!&quot; برگزار کرده بود، حسن محدثی در قسمتی از اظهاراتش و در کمال صداقت گفته بود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&quot; جريان سبز، دين جديدي به نام دين سبز را خلق كرده است، دين سبز ديني است كه همجنس گراها، لائيك ها و دين ستيزها را به رسميت شناخته و تفاوتي بين اين گروه ها با گروه دينداران قائل نيست. در درون جنبش سبز، گروه هاي گوناگوني حضور دارند كه بعضي از آنها ملحد (بي دين) و برخي ديگر هم همجنس گرا هستند&quot;&lt;/STRONG&gt; وی در قسمتی دیگر از اظهاراتش هم تاکید کرده بود كه دين سبز چيزي فراتر از انديشه سيدمحمد خاتمي در خصوص “تحمل مخالف “ است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و این چنین بود که چارچوب های دین نوظهور سبز پس از 1400 از  بعثت رسول ا... (ص) توسط  محدثی اعلام شد! اما حقیقتا دین سبز با مختصات فوق چه کسی را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شخصا معتقدم، آقای صانعی و مر حوم آقای منتظری با تمام انتقاداتی که بر آن ها از سوی علمای دینی وارد است، اما نوعی ظلم به آن هاست که آن ها را مرجع تقلید حقیقی این طیف بدانیم. چون انچه که عیان است بی دینی طیفی است که برای زنده ماندن خود به دنبال مرجع تقلید می گردد اما از قدیم الایام گفته اند حرمت خانه به صاحبخانه است ... وقتی که آقای صانعی در حال حاضر و هم چنین مرحوم منتظری تا وقتی که در قید حیات بود، حاضر به اعلام برائت از جنبش سبز و به تبع آن نیز دین سبز نبودند، ما چرا باید به جای آنها نگران باشیم؟ مگر وظیفه یک مرجع تقلید نیست علیه فرقه های انحرافی منتسب به خود موضع گیری کند؟ پس چرا این دو بزرگوار حاضر به چنین کاری نبوده و نیستند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لذا همین دین سبز اگر بخواهد برای پیر سبز (آنچه که خودشان به آقای منتظری نسبت داده اند) عزاداری کند فکر می کنید قاری قرآن آن چه کسی خواهد بود؟ عبدالباسط؟ شحات انور؟ غلوش؟ پرهیزگار؟ فروغی؟ تاج زاده؟ امام جمعه؟ سبزعلی؟... خیر! سیاوش قمیشی! این آخرین هنرنمایی هواداران دین سبز در سوگ پیر سبز است. وقتی سایت ضد انقلابی که چه عرض کنم، ضد دینی بالاترین، می شود پاتوق سبزها برای اعلام چگونگی مراسم ختم و عزاداری و ... شعارهای زیر تابوت هم به جای لا اله الا الله می شود یاحسین میرحسین! و سیاوش قمیشی هم نوحه خوان این مصیبت بزرگ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 502px; HEIGHT: 231px&quot; border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://pixup.ir/images/g3h091g89l3cm3rezc.jpg&quot; width=502 height=231&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاید بپرسید خوب این موضوع  چه ربطی به منتظری دارد؟ یک نفر در یک گوشه جهان چنین کلیپی را با صدای سیاوش ساخته و آن را در اینترنت قرار داده است. اما من فکر می کنم این پاسخ روشنی دارد. چرا هیچ کس چنین کاری را مثلا برای مرحوم آیت الله العظمی بهجت انجام نداد؟ کاملا روشن است. چون ایشان بگونه ای زندگی کرد که هم بیتش و و هم هوادارانش از این امور منزه بودند و به عبارتی دیگر هواداران وی یک طیف اقلیت خاص نبودند، یک ملت مسلمان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شخصا معتقدم تنها نکته مثبت و آبروی بجا مانده برای بیت آقای منتظری  پس از فوت وی پیام تسلیت رهبری بود. پیامی که در عین صراحت و صداقت، تفسیری تمام عیار از قاعده &quot;العفو عند الکریم&quot; بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;نداند قدر طاووس &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;،&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; جغد و کرکس ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;*                 *                  *&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اگر هنوز در بین سبزی ها کسی هست که رویش می شود ادعا کند خط امامی! هستند &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;لطفا این عکس را برای من تفسیر کند:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://pixup.ir/images/ifq0gw9zmwnussl8u7l.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 12:35:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=704</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-704.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> عزّ اسلام </title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-703.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.ecapic.ir/image/ECA-091211090638.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;متن زیر قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا هست که در پایان یکی از مجالس حضرت زهرا (س) در مورد مقام معظم رهبری می فرمایند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنده روی منبر امام حسین ، در خانه خدا ، آن هم در مجلس حضرت زهرا اگر چیزی را یقین نکنم نمیگویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدانید و آگاه باشید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !&lt;/font&gt;این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هر کس با این مرد بزرگ ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند خدا از او نمی گذرد !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;678 کیلوبایت&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;دانلود کلیپ صوتی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.4shared.com/download/170648146/a3fbda7e/Fateminiya.mp3&quot;&gt;مستقیم&lt;/a&gt; یا &lt;a href=&quot;http://www.4shared.com/file/170648146/a3fbda7e/Fateminiya.html&quot;&gt;غیر مستقیم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; &lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Thu, 24 Dec 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=703</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-703.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراماسونري</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-702.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;يك تشكيلات مخفي است كه در سطحي جهاني‏ و با عمق و دامنه بسيار وسيعي در بسياري مسائل سياسي و اقتصادي‏ و فرهنگي دخالت و اعمال نظر مي‏نمايد و در بسياري از رويدادهاي‏ عمده تاريخ نقش مؤثري داشته و دارد.&lt;br /&gt;فراماسونها معمولا اعضاء خود را از بين افراد سرشناس و ذي‏نفوذ جوامع انتخاب كرده و با تمهيدات و تدابير خاصي آنان را واردجرگه خود مي‏نمايند و با استفاده از انواع وسايل از تطميع و تهديد گرفته تا محاصره ذهني و انجام مراسم خاص،از افراد معمولي،اشخاصي سرسپرده و مطيع به وجود مي‏آورند كه از هر گونه منطق و استدلال شخصي و مستقل تهي شده و همه روابط عاطفي و اخلاقي و خانوادگي را نفي نموده و تنها در اختيار كامل اين سازمان قرار گيرند و با اطاعت محض،در جهت منافع آنان گام بردارند.طبيعي است كه‏ در چنين تشكيلات مخفي ، حفظ اسرار از اهم وظائف است و به كار بردن رموز و اشارات و نشانه‏ها و علامات از وسائل ضروري مي‏باشد.&lt;br /&gt;فراماسونها،جلسات خود را در محلي كه معمولا ساختمان‏ مخصوصي هم دارد و«لژ»ناميده مي‏شود تشكيل داده و مقيد به اجراء آداب و مراسم ويژه خويشند.آنها درجات و مراتب متعددي دارند كه‏ براي عبور از هر كدام و صعود به درجه بالاتر بايد آموزشهاي لازم را ديده و مراتب اعتماد و سرسپردگي را به طور كامل ثابت كرده باشند. &lt;br /&gt;اينان در مراسم خويش از وسايل و ابزاري استفاده مي‏كنند(مثل گونيا و چكش و پرگار و پيش‏بند و غيره)كه براي آنها قائل به رموز و مفاهيم‏ و معاني ويژه‏اي هستند و به هر حال همه اين آداب و رسوم،براي رشد روحيه اطاعت و ايمان قلبي به اين تشكيلات است. هر لژ فراماسونري يك رئيس كل به نام استاد اعظم دارد كه همه‏ اعضاء بايد مطيع او بوده و از صميم قلب استادي و رياست او را پذيرفته‏ باشند.سه مركز اصلي فراماسوني(در پاريس،لندن و آمريكا) فرماندهي اصلي همه لژهاي تابعه را در كشورها و شهرهاي جهان به‏ عهده دارند كه در عين حال نقش سازماندهي و هماهنگي را نيز ايفا مي‏كنند.فراماسونها با تشكيلات مفصل و منظم و پيچيده و حفاظت‏ شده و با سابقه طولاني كه طي قرون و به ويژه از اوائل قرن هيجدهم، داير كرده‏اند در بسياري از حوادث تاريخ نقش داشته‏اند:جرج‏ واشنگتن اولين رئيس جمهور آمريكا و بسياري از رؤساي جمهور ديگر آن كشور تا امروز،ادوارد هفتم پادشاه انگليس و بسياري از گردانندگان انقلاب كبير فرانسه از قبيل منتسكيو و روبسپير و مارا و دانتون و...و قبل از آنها علماء و هنرمندان در فرانسه مثل مولير و اصحاب دايرةالمعارف و...و بسيار افراد سرشناس ديگر از اعضاء مشهور فراماسوني هستند. &lt;br /&gt;در ايران نيز افراد مؤثري قبل و بعد از انقلاب مشروطيت‏ فراماسون‏اند:ميرزاآقاخان نوري(عامل قتل اميركبير و جانشين‏ وي)محمدحسين فروغي و پسرش محمدعلي فروغي،ميرزاملكم‏خان‏ و پدرش ميرزا يعقوب،حاج سيد نصراللّه تقوي،تقي‏زاده،اديب الممالك، بسياري از شاهزادگان قاجار،تعداد زيادي از وكلاي مشروطه و زعماي‏ دولت،افراد بيشماري از نويسندگان و مشاهير صدر مشروطيت و بعد از آن،همگي فراماسون بودند تا برسد به حسين علاء و شريف‏امامي و آل و تبار اينان كه كم و بيش هر كس كه با كتاب و مطالعه و تاريخ‏ سر و كار دارد تا حدودي با كار و حال اينان آشنايي دارد ..........&lt;/div&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 13:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=702</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-702.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;قلب جهان&quot;</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-701.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;موقعيت ژئودكترين جمهوري اسلامي ايران در گفتگو با حسن عباسی:&lt;br /&gt;موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت &quot;قلب جهان&quot; است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;................&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر نظام جهاني يك پيكر واحد در نظر گرفته شود، جمهوري اسلامي ايران، قلب اين پيكرة جهاني محسوب مي‌شود. در مقابل، آمريكا طيّ نيم قرن تلاش نموده است تا به مغز جهان تبديل شود. اكنون ايالات متحده، با وجود سازمان گسترده‌اي همچون «NSA» توانسته است به ايجاد اينترنت در جهان مبادرت نموده و حافظة جهان را در 9 هكتار مساحتي كه سوپر كامپيوترهاي آژانس امنيت ملي آمريكا (NSA) در زيرزمين اشغال كرده‌اند، پديد آورد. اين حافظة جهاني، روزانه سه ميليارد پيام را دسته‌بندي و ذخيره مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موقعيت ايران به عنوان قلب در كنار موقعيت آمريكا به عنوان مغز اين پيكره، شرايطي را پديد آورده كه در بدن يك انسان مي‌توان ديد: قلب انسان بدون مغز، زنده مي‌ماند، مانند بيماراني كه مرگ مغزي مي‌شوند، امّا مغز انسان، بدون قلب او زنده نمي‌ماند. موقعيت استراتژيك جمهوري اسلامي ايران متضمن سه نكته است:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;الف ـ در ميان 200 كشور جهان، جمهوري اسلامي قلب جهان «Global heart» محسوب مي‌شود.&lt;br /&gt;ب ـ آمريكا مغز جهان«Global brain» محسوب مي‌شود.&lt;br /&gt;ج ـ قلب، بدون مغز زنده مي‌ماند، امّا مغز بدون قلب زنده نمي‌ماند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به يك نكته بايد توجه داشت و آن‌هم اينكه وقتي كشوري داراي موقعيت جهاني است، به‌عنوان ثقل جهاني يا منطقه‌اي عمل مي‌كند. مانند آمريكا، كه چون موقعيت جهاني دارد، لذا خود را مركز عالم مي‌پندارد و ساير نقاط و مناطق را با خود مي‌سنجد. براي نمونه، در قاعدة «مركز ـ پيرامون» كه آمريكا خود را مركز عالم مي‌شناسد، در يكصد سال اخير، جزيرة جهاني يا قاره‌هاي به هم پيوستة آسيا ـ اروپا را كه در موقعيت شرق آمريكا قرار دارند، با نام كلّي «خاور» مي‌شناسد، سپس آن را به سه قسمت: خاورنزديك، «خاورميانه» و خاوردور تقسيم مي‌كند. در يك صد سال اخير كه منطقة ما از سوي آمريكايي‌ها خاورميانه خوانده شده است، هر يك از مردم اين منطقه كه واژة خاورميانه را برتافته و بازگو كند، در واقع پذيرفته است كه در حاشية قطب! عالم امروز، يعني آمريكا قرار دارد. حتي در 6 سال اخير، آمريكا تلاش نمود با طرح خاورميانة بزرگ، ابعاد آنچه را در يك‌صد سال گذشته توسط آدميرال آلفرد ماهان تعريف شده بود، گسترش دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موقعيت جمهوري اسلامي به‌عنوان «هارتلند» جهان، در برابر موقعيت آمريكا به عنوان «برين‌لند» جهان، مفهوم خاورميانه را متزلزل ساخته است و اكنون اين پرسش مطرح است كه «شرق ميانة چه كشوري؟!». مانع اصلي طرح خاورميانة بزرگ، جمهوري اسلامي بوده است، و لذا موقعيت فعلي ايران، به عنوان «قطب جهان خداگرا» و همچنين هارتلند جهان، نظام بين‌الملل را وارد صورت بندي جديدي نمود كه در سوي ديگر آن، آمريكا به عنوان «قطب جهان بشرگرا» و برين‌لند جهان مطرح است. اكنون اگر كسي آمريكا را به تبع موقعيت آن مركز عالم اومانيسم بداند، مفاهيمي همچون خاور نزديك، خاورميانه و خاور دور موضوعيت دارند، امّا هنگامي كه موقعيت ايران كنوني، آن را مركز عالم خداگرا قرار داده، مي‌توان از باخترنزديك (كشورهاي اروپايي ارتدوكس و كاتوليك)، باخترميانه (كشورهاي پروتستان مركز و شمال اروپا با محوريت آلمان) و باختردور (كشورهاي آنگلوساكسن، شامل انگليس، آمريكا، كانادا، استراليا و نيوزيلند) نام برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه عواملي اين موقعيت ايران را تهديد مي‌كند و آن را مي‌فرسايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عوامل متعددي به عنوان تهديد اين موقعيت ايران مطرح هستند. فهرست بلندي از تهديدهاي غربي‌ها عليه جمهوري اسلامي وجود دارد كه همواره در تلاش‌اند تا اين موقعيت را متزلزل، نابود و بي‌اثر سازند: سكتاريزاسيون (فرقه‌گرايي)، بالكانيزاسيون (تجزية سرزميني)، گلوباليزاسيون (ذوب در نظام سياسي، اقتصادي و فرهنگي غرب به بهانة جهاني‌سازي)، واتيكانيزاسيون (تحديد نهاد ولايت فقيه)، ليبراليزاسيون فرهنگي و اقتصادي، سكيولاريزاسيون، اينديويدوآليزاسيون تربيتي، امانيزاسيون اعتقادي، پرنوكراتيزاسيون سياسي، اليناسيزاسيون اجتماعي و هويت زدايي به ويژه در نسل جوان و موارد ديگري.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;............&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 10:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=701</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-701.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> روشنفكرترين زن ايراني!</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-699.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;زهرا رهنورد را مي شناختيم. لااقل با آثار مكتوب‌اش آشنا بوديم، هرچند گاهي كم مايگي،‌ شتاب و حرف هاي تأليفي و جمع آوري شده، كتاب هاي او را برايمان از سنخ كتاب هاي علمي خارج مي كرد ولي خودمان را با اين اميد كه بالاخره زن ايراني مي نويسد و مي انديشد، راضي نگاه مي داشتيم و گاه‌گاهي مطالعه‌ي برخي كتاب هايش مانند &quot;حكمت هنر اسلامي&quot; را به‌خاطر نثر روزنامه اي و ساده اش براي نوآموزان رشته‌ي هنر توصيه مي كرديم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن هنگام كه ديديم مهندس موسوي در معركه‌ي انتخابات، خود را پشت چهره اي حقوق بشري و در پوششي كليشه اي از تبليغات زنانه مخفي كرده و دست در دست همسر شادمانش، پيام هاي عاطفي به هوادارانش مي پراكند،‌ مسأله برايمان جذاب‌تر شد. كار به جايي رسيد كه مهندس موسوي، همسرش را &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; معرفي كرد و شگفتي ما را بر انگيخت. براي حرفه اي هاي كار تبليغات سياسي، سوءاستفاده‌ي اينچنيني از زنانگي البته حركتي منطقي، مدرن و هوشمندانه بود اما بسياري از انقلابي هاي با سابقه از اين رفتار موسوي شگفت زده بودند. اين كار را حتي اصلاح‌طلبان پيشين نيز انجام نداده بودند و حتي از سيد محمد خاتمي هم چنين فرافكني تبليغاتي نديده بوديم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرين فيلم تبليغاتي مهندس موسوي اما حاوي نكته‌ي مهمي بود. او نياز داشت به همگان اثبات كند كه همسرش &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; است. مشاوران مهندس موسوي براي اثبات اين مدعا، پوپوليستي‌ترين روش را انتخاب كردند. اين فيلم حاوي سكانسي شعاري بود كه در آن زهرا رهنورد به همراه فاطمه معتمد آريا –هنرپيشه‌ي محبوب ايراني!- در ميزگردي مشغول احصاء مسائل مربوط به زنان بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما شنبه‌ي پس از انتخابات، شايد مهم‌ترين بزنگاه براي كشف چگالي روشنفكري &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; بود. من هم مانند بسياري از رفقاي دانشگاهي‌ام اگر به رأي العين مصاحبه‌ي رهنورد را با بي‌بي‌سي پرشين نمي ديدم، باور نمي كردم كه او، در اين مختصات زماني، هزار و چهارصد و اندي پس از بعثت رسول الله و تولد اسلام، سي سال پس از انقلاب اسلامي ايران، در عصر ديجيتال، در حالي كه كشور مان نزديك به چهار ميليون دانشجو و چندين هزار محقق و استاد دانشگاه دارد،‌ در حالي كه قرار است در 1404 كشور اول منطقه در علم و فناوري باشيم، در حالي كه همسرش -مهندس موسوي- رقيب انتخاباتي‌اش را به نخبه‌گريزي، تعصب و خرافاتي بودن متهم كرده است و... چنين سخنان عجيبي بر زبان بياورد. هنگام شنيدنش سرم را به زير انداختم و به‌حال روشنفكري ايراني،‌ به‌حال سياست ایرانی، به‌حال مدرك دكتري ايراني، به‌حال بازار كتاب‌مان، به‌حال خودمان و به‌حال همه تأسف خوردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مغز استدلال &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; براي اثبات تقلب در انتخابات و پيروزي همسرش اين بود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;«يک سري نقاطي هستند که اصلاً مشخص است که خودش ملاک تشخيص نادرست بودن نتايجي است که وزارت کشور اعلام کرده است، مثلاً آذربايجان و ترک زبان‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند که به کس ديگري رأي بدهند... خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين، اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهند. اين دو تا ملاک است و باقي موارد هم شبيه همين است.»&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همان ايام به طنز مطايبه مي گفتند كه معلوم نيست لرها بايد به دامادشان -موسوي- رأي بدهند يا به فرزندانشان -كروبي و رضايي-؛ و مي گفتند احمدي‌نژاد به آمار تهران اعتراض كرده و گفته من داماد تهراني‌ها هستم و تهراني‌ها هيچ وقت دامادشان را رها نمي كنند و به يك ترك زبان رأي بدهند!... و من با خود انديشيدم كه اگر چنين مهملاتي از زبان يكي از طرفداران احمدي‌نژاد شنيده مي شد با شامورتي‌بازي‌هاي تبليغاتي روزنامه ها و سايت هاي &quot;آينده&quot;ساز دوم خردادي چه بلاي خانمان براندازي بر سر او و تمام جريان اصيل انقلاب اسلامي نازل مي شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به يادآوردم كه از كسي شنيده بودم &quot;فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند&quot;؛ و اين بار هم تمام انبان فرهنگي و فكري ايران زمين و ميراث متعالي و مترقي خميني كبير(ره) توسط &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; به سخره گرفته شده بود تا بار ديگر تاريخ روشنفكري ايران از فرط شرمساري به كنج مطرود خويش بخزد و ادعاي رهبري و نخبگي را به كناري نهد، چه در حالي كه نصاب شكني و حضور 85 درصدي مردم مي توانست دستمايه‌ي سال ها تفاخر دموكراسي ايراني در جهان باشد، دخيل دانستن چنين انگيزه هاي جاهلانه و عصر حجري در انتخابات، طعم تلخ و گس عقب ماندگي تاريخي روشنفكري ايراني را در دهان ها باقي گذاشت و تمام رشته ها را پنبه كرد.&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;روز گذشته در اخبار خوانديم كه مجله‌ی امریکایی فارین پالیسی Foreign Policy در شماره‌ی اخیر خود (دسامبر 2009)، در گزارشی ویژه فهرستی از 100 متفکر برتر جهان را که ایده‌های بزرگ آن‌ها، جهان را در سال 2009 تغییر داده، منتشر کرده است و زهرا رهنورد را پس از باراك اوباما در رده‌ي سوم ليست قرار داده است! اينكه در اين ليست كساني چون اوباما، جرج سوروس، بيل گيتس، ديك چني و والكاو هاول حضور دارند، حقيقت را روشن مي كند اما شگفتي از آن است كه رهنورد براي كدام ايده‌ي بزرگ جهاني، متفكر برتر شناخته شده است؟! حسي كه پس از شنيدن اين خبر برانگيخته شد، ما را ياد شنيدن خبر اهداي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي انداخت و دوباره ياد اين جمله كه: «فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند»؛ و تا وقتي موجود جانداري باشد كه محمل زيست و تكثير انگل باشد، انگل به حيات خود ادامه مي دهد. انگل ها موجوديت قابل ذكري ندارند. آنها از جهل و هيجان متعصبانه‌ي مردم ارتزاق مي كنند. حيات آنها بالعرض است و تا وقتي محملي براي رواج جهل باشد، به حياتشان ادامه مي دهند. سالهاست روشنفكري مغرور و متبختر ايراني در كنج تاريك جهل از بدن بخشي از اقشار روشنفكرزده ارتزاق كرده و هرگاه فرصتي يافته، مدعي رهبري توده شده است. يادمان باشد امام(ره) بارها گوشزد كردند كه :&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;((روشنفكري غرب‌زده، مايه‌ي همه‌ي بدبختي‌ها و عقب‌ماندگي‌هاست.))&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;دکتر وحید یامین‌پور&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 20:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=699</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-699.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ژئوپوليتيك شيعه و مثلث آمريكا، عربستان و يمن</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-698.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پيش از انقلاب اسلامي ايران در سال 1357ه.ش به زحمت مي توان در جهان افرادي را يافت كه به تشيع توجه كرده باشند&quot;( هالم،1384،14) پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و ارائه نظريه ولايت فقيه سبب شد كه انقلاب ايران به عنوان الگويي براي جنبش هاي اسلامي در سراسر جهان تبديل شده و در اين ميان شيعيان نيز در جهت بازسازي جايگاه سياسيخود تحريك گردند.(جاودانيمقدم،87،6)همين امر ترسهايي را به دنبال داشته است.(هالم،1384،14)خصوصا اينكه بيش ترين جمعيت 215 ميليوني شيعه كه در حدود 15درصد جمعيت مسلمانان جهان است در كشورهاي ايران(62 ميليون نفر)،پاكستان(33 ميليون نفر)، عراق(18 ميليون نفر)، و تركيه( 14 ميليون نفر) قرار دارند. در بحرين با  75درصد جمعيت، شيعيان حداكثر جمعيت را به خود اختصاص داده اند و در لبنان نيز با 45 درصد جمعيت،شيعيان بزرگترين گروه جمعيتي را تشكيل مي دهند.(ناصر،2006)تخمين جمعيت شيعه عرب هم بالغ بر 14 ميليون نفر است كه عمدتا در كشورهاي حاشيه خليج فارس سكني گزيده اند.(فولر،1384 ،23) بنابراين شيعيان در خليج فارس 70 درصد جمعيت را تشكيل مي دهند و علاوه بر سراسر كرانه شمالي (ايران) و بخش گسترده اي از كرانه جنوب آن (بحرين،الحساء و كويت)كه داراي جمعيت بومي شيعه مي باشند در مناطقي از فلسطين تا پاكستان، جمعيت 140ميليون از 400ميليون نفر منطقه را شامل مي شوند.شيعيان در قلب بزرگترين منطقه نفت خيز خاور ميانه كه 75 درصد از ذخاير نفتي جهان را در اختيار دارد قرار گرفته اند و با اكثريت جمعيت شيعي ايران،عراق و آذربايجان بر 30 درصد ذخاير نفت دنيا دسترسي دارند كه اگر قسمت شيعه نشين شرق عربستان سعودي به اين ارقام اضافه شود اين مقدار به 50 درصد مي رسد. در اين ميان ايران با اكثريت مطلق جمعيت شيعي، قلب ژئوپوليتيك شيعي محسوب مي شود و مركز اصلي مذهب شيعه و حمايت از شيعيان به حساب مي آيد.(wikipedia)&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در كنار اين موقعيت استراتژيك اين نكته را نيز بايد مورد توجه قرار داد كه انقلاب اسلامي ايران نظام موجود جهاني را به چالش كشانده و در مقابل تجويزهاي موجود از نوع سرمايه داري و سوسياليستي تفسير و راه حلي جديد ارائه نموده است. ( هالم،1384،14)جاذبه هاي تشيع كه بعد از انقلاب اسلامي روز بروز آشكار تر گرديده گرايش به اين مذهب و خاصیت ظلم ناپذیری آن را سرعت ويژه اي بخشيده است.به عنوان نمونه در يمن كه  45 درصد آن را اهل سنت تشكيل مي‌دهند - حدود 25 درصد جمعيت يمن مذهب شافعي، 5 درصد مالكي و 15 درصد نيز مذهب حنفي - و شيعيان بين 42 تا 46 درصد جمعيت را تشكيل مي‌دهند - بين 32 تا 38 درصد شيعه زيدي، 4درصد شيعه جعفري و 6درصد هم شيعه اسماعيلي - تشيع به سرعت رو به گسترش است تا جايي كه یکی از نویسندگان معروف متعصب ضد شیعه در یمن پیشبینی کرده است که اگر وضعیت گرایش به تشیع در یمن به همین شکل ادامه یابد، تا 20 سال دیگر، در این کشور نیز وضعیتی همانند ایران پیش خواهد آمد و شیعیان در اکثریت قرار خواهند گرفت. هم اكنون نيز رابطه نزديكي ميان برادران اهل سنت و شيعيان در اين كشور بر قرار است.يقينا اقدام عربستان در حمله به شيعيان يمن با همراهي دولت وابسته يمن و با حمايت آمريكا در راستاي احساس خطر از گسترش شيعه و جلوگيري از بروز قدرتهايي در منطقه همچون حزب الله لبنان است كه با منطقي روشن به حمايت از تماميت ارضي و حيثيتي خود در مقابل آمريكا، اسرائيل و اذناب آنها مي پردازند و موجبات تحسين همگان را فراهم كرده اند. قطعا تكثير اين مساله خطرات بسياري را براي حكام مستبد و وابسته و فاسد عربستان و ديگراني از اين دست به دنبال خواهد داشت.هم اینک دولت یمن و وهابیون با حمايت آمريكا همسو هستند و تلاش میکنند تا با نابودی آثاری مربوط به تشیع و نیز چاپ کتبی بر علیه تشیع، از ترویج این فرهنگ جلوگیری کنند. عبدالملك بدرالدين الحوثي -رهبر مبارزان حوثي‌ها- با تاكيد بر اينكه هدف جنگ در صعده كسب قدرت سياسي نيست، بيان كرده كه  اتهاماتي اين چنين عليه مبارزان الحوثي افترايي بيش نيست و ما براي چنين اهداف پوچي حاضر به كشتار و آوارگي مردم و تخريب منازل آنان نيستيم بلكه ما از خود دفاع مي‌كنيم. اين گروه هيچ داعيه تجزيه طلبانه نداشته و فقط بيان ميدارد كه دموکراسی واقعی در یمن حاکم نیست و خواستار بازگشت به فرهنگ قرآنی و برابری هستند. امروز شیعیان یمن نه به خاطر تجزیه طلبی بلکه به خاطر عقیده شان در معرض وحشیانه ترین نسل کشی قرار گرفته اند و این در حالی است که ابرقدرتها داعیه آزادی و حقوق بشر دارند و این حادثه نیز صفحه تاریک دیگری در کتاب عملکرد آنها خواهد بود.بیشک ملک با کفر می ماند اما با ظلم نه.قطعا عربستان و کشورهایی از این دست مجبور خواهند بود که به تغییرات عمده ای در حوزه ساختار سیاسی و مبانی و اعتقادات و فعل و انفعالات مذهبی شان تن بدهند اما در این میان لازم است دولت جمهوری اسلامی ایران در حد توان و مقدورات نسبت به حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده یمن اقدام نماید.
 &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 12:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=698</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-698.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>أينَ عمار...؟!</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-696.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://pixup.ir/images/y2lpd9yot5oz1tgl37hz.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;OBJECT data=&quot;http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8122&quot; width=340 height=25 type=application/x-shockwave-flash&gt;
&lt;embed height=&quot;25&quot; width=&quot;340&quot; 
href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8122&quot; 
type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; 
pluginspage=&quot;http://www.macromedia.com/go/getflashplayer&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزهايي را پشت سر گذاشته‌ايم و مي‌گذاريم كه پر از شبهه است. پر از اختلاف و آشوب.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حق هست، باطل هم هست، اما نه صاف! نه خالص و نه روشن! كه تاريك، مخلوط و خاكستري، به رنگ شبهه!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن روزها نبوديم، اما يادمان هست كه مولا مي‌فرمود: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« شبهه را كه شبهه مي‌گويند، به خاطر اين است كه شباهت با «حق» دارد. دوستان خدا در مواردي كه مطلب مشتبه است، از نور يقين و دليل هدايت كمك مي‌گيرند، اما دشمنان حق، گمراهي، آنان را جذب مي‌كند و برهانشان هم كوردلي است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کلیپی بسیار زیبا برای دانلود :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با فرمت 3gp&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;2،6 مگابایت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://alimohsen.persiangig.com/video/Ammarha%20%28Kanoon%29.3gp&quot;&gt;دانلود کلیپ تصویری&lt;/A&gt; یا &lt;A href=&quot;http://www.mediafire.com/?yntniu0awm0&quot;&gt;غیر مستقیم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با فرمت wmv /  کیفیت خوب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;17،3 مگابایت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mediafire.com/?5l2rdztmjdw&quot;&gt;دانلود کلیپ تصویری غیر مستقیم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 19:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=696</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-696.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طرح آشتی ملی !!</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-694.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است!&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;به تازگی طرحی موسوم به طرح آشتی یا وحدت ملی مطرح شده است که سوالهای بی پاسخ زیادی دربارهی آن مطرح است؛ اختلافات سر چیست؟ مرز اختلاف کجاست؟ در مورد چه چیزی باید متحد شویم؟ با چه کسی باید وحدت داشت؟ اینها سوالهای بیپاسخ این طرح است که منجر به مبهمتر شدن فضای این فتنه خواهد شد و ظاهرا طرح­کنندگان واقعی آن به دنبال اهدافی چون فرار از قانون و اجرای عدالت، زنده نگه داشتن گفتمان بحران، حفظ محوریت برای بعضی شخصیتها، توقف فرایند روشنگری علیه خائنان و منافقان و ترمیم آبروی قانونشکنان و حامیشان است. در ادامه به بررسی این مساله میپردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادامهی یک سناریو. ظاهرا رویکرد این طرح همان طرح دستمالی شده دولت ائتلاف ملی است که قبل از انتخابات برای کنار زدن احمدینژاد مطرح شد و آقای لاریجانی همهی دوست و دشمن نظام را در همایش 30سال قانونگذاری جمع کرد نا شاید بتواند بحث دولت ائتلافی محسن رضایی و یا شبیه آن را با پشتوانه هاشمی به اجماع برساند ولی نهایتا منجر به برخورد تند مقامات عالی نظام در خصوص این همایش شد و حتی پولهای خرج شده در آن هم شرعا زیر سوال رفت. این نطفه گویا امروز به شکل دیگری در حال انعقاد است و خواصی که به گفتهی مقام معظم رهبری در شرایط بحران سکوتشان هم بیتقوایی است و بعد از انتخابات به اشتباه سكوت كردند، امروز ژست بیطرفی بین حق و باطل گرفتهاند و دستاویز فتنهجویان شدهاند. بهرحال بیطرفی در بین حق و باطل خودش حمایت از باطل است لذا این سادهاندیشان بهتر است الان نیز سكوت كنند و دم از وحدت نزنند. چون مطرح كردن این مباحث با هدف متوقف كردن روشنگری‌ها صورت می‌گیرد. كسانی که امروز طرح وحدت ملی را مطرح می‌كنند كه تا دیروز با تمام قوا بر خلاف آن عمل کرده اند. مثلا جناب آقای محسن رضایی در بحرانیترین شرایط هرچه توانست در صحت انتخابات تشکیک کرد و آب به آسیاب کودتاگران ریخت حالا دم از وحدت میزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است! نظر میرحسین موسوی هم درخور تامل است: « در دیداری که با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد. در آستانه انتخابات، زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه‌آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود.» یعنی از نظر ایشان وحدت ملی به معنی وحدت اقلیت طرفدرانش است. به عبارت دیگر هنوز هم میخواهد که اقلیتِ خیابان ولیعصر را بر کل کشور حاکم کند و اسم آن را وحدت ملی بگذارد. البته طراحان اصلی این طرح چندان در پی جذب مجدد موسوی نبوده و راهکاری برای آن تدارک ندیدهاند بلکه هدف اصلی، ترمیم وجهه بعضی شخصیتهای دیگر است. لذا موسوی هم در مصاحبهای از هماهنگ نشدن این طرح با او اعلام نارضایتی کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسن نیت کافی نیست. عدهای بحث حکمیت بزرگانی مثل مهدویکنی را مطرح کردهاند. اولا هر نیت خیری حتما منجر به عمل خیر نمیشود. چه بسا با نیت خیر اشتباهات بزرگی رخ میدهد. چقدر سادهاندیشی است اگر گمان کنیم منافقانی که تیغ بر روی نظام و ولایتفقیه کشیدهاند حالا بیایند و حکمیت فرزند همان نظام و ولایت فقیه را بپذیرند! عجیبتر اینکه بعضی دوستان گفتهاند که امام حسن هم صلح کرد! وقتی کشور در اوج اقتدار، بحران را پشت سر گذاشته و موفقیتهای دیپلماسی خارجی بیشتر آشکار شده، در حالی که ملت ایران نشان دادند که با مردم کوفه در زمان امامحسن بسیار متفاوت هستند، اکنون نظام به چه حقی آبرو و اقتدار این مردم را زیر پا بگذارد و دست قانونشکنان را بفشارد؟ چگونه میتوان با جریانی متحد شد که دولت امریکا و رژیم اشغالگر قدس رسما از آنها حمایت کرده و گروهکهای سلطنتطلب، منافقین، مسعود رجوی و رضا پهلوی در حمایت از آنها بیانیه صادر میکنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محور واقعی طرح وحدت ملی. اگر محور وحدت قانون اساسی است، پس چرا پدرخوانده اصلاحطلبان از قانون­شکنان حمایت کرده و میکند؟ محور وحدت اگر پذیرش حکم ولایت فقیه باشد، تنها باید یک طرف این دعوا یعنی قانون­شکنان و کسانی که ولایت فقیه را نادیده گرفتند عذرخواهی کرده و به این اصول بازگشت کنند. ولی شواهد نشان میدهد که محورهای واقعی این وحدت شخص دیگری میباشد. ظاهرا هدف این طرح بیشتر آرام‌سازی و کنترل فضای اطراف ‌هاشمي‌رفسنجانی است، طراحان این طرح قصد ندارند از جانب نظام مشروعیت رفتارهای بعد از انتخابات را تايید کنند. بلکه با توجه به اینکه در این فتنه بعضی از اصولگرایان از هاشمی فاصله گرفتهاند و بعضی از اصلاح طلبان هم از ایشان ناخشنودند، این طرح تلاشی برای بازگشت همهی آنها بر این محور است! به عبارت دیگر این طرح تنها برنامهای برای احیاء بعضی شخصیتهاست. وگرنه چگونه ممکن است نماینده آقای رضایی در جلسه نمایندگان کاندیداها با مقام معظم رهبری به شدت از شخص ولیفقیه انتقاد کند و بعد هم خود رضایی او را تحسین کند که؛ تنها نمایندهی من جرات انتقاد بیپرده را داشته است، ولی حالا دم از وحدت حول محور ولایت فقیه را بزند. شاید هم به تازگی ولی فقیه بعضیها عوض شده باشد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابزاری برای موجسواران. البته دلیل دیگری برای مطرح کردن این طرح بی سر و ته و بیخاصیت میتواند زنده نگه داشتن گفتمان بحران و تنش باشد. چرا که موجسواران همواره در شرایط نا آرام میتوانند موجسواری کنند. همانطور که بعد از نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از انتخابات و دعوت به قانون توسط ایشان، فضا به سمت آرامش می­رفت ولی خطبهی هاشمی رفسنجانی با تشکیک در انتخابات، اعلام شرایط بحرانی و  ارایه راهکارهای فرا قانونی در تضاد با منویات مقام معظم رهبری، منجر به تشدید تنشها شد. امروز هم در حالی که چند هفتهای است که آشوبگران دستاویز جدیدی ندارند، آقایان دوباره این خدمت را به به این موجسواران میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وحدت با جنایتکار! بدون روشن شدن تکلیفِ تهمتهای بزرگی مثل تقلب 11میلیونی، کشتار بیحساب مظلومین و یا تجاوز جنسی، میخواهیم سر چه چیزی متحد شویم. اگر اصلاح طلبان هنوز معتقدند که این نظام به راحتی چنین جنایات بزرگی را مرتکب میشود چرا میخواهند با جنایتکاران دست وحدت بفشارند؟ اگر هم این اتهامات را به دروغ منتشر کردهاند باید با صدای بلند معذرتخواهی کنند. بهرحال بدون توجه به ریشه این اغتشاشات نمیتوان راه حلی برای آن جست. اینجا دعوای دو همسایه نیست که با روبوسی مسایل حل شود، اینجا شخصی علیه امام عادل، تنفیذ و حکم او تحریک و قیام کرده است. اخیرا خاتمی در سخنانی گفته است که اگر به معترضین اجازه تجمع داده نشود آنها بعد از این &quot;هستهی عمل&quot; تشکیل میدهند. سوال اینجاست که آنها تا کنون چه عمل دیگری انجام نداده­اند که به آن تهدید میکنند، از این کلمات بوی ترور و گروهکهای منافقین به مشام میرسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرار از افکار عمومی. زمانی که آقایان آشوبطلب به خیال پشتوانهی مردمی، پشت سر هم علیه نظام تندترین بیانیهها را صادر کرده و تهدید میکردند باید به فکر وحدت ملی بودند. زمانی که آقازاده ها آشوبها را هدایت میکردند باید به فکر اتحاد میافتادند، روزهایی که آبروی نظام را به حراج گذاشته بودند و گمان میکردند که میتوانند نظام را به زانو دربیاورند باید به فکر آشتی ملی میافتادند. حالا که غبار فتنه در حال  فرو نشستن است و اسناد ارتباط با جرج سورس آشکار شده، دروغها یکی پس از دیگری افشا شده و با رو گردانی همان میزانِ حداقلیِ افکار عمومی مواجه شدهاند به فکر آشتی افتادهاند. بهرحال اگر همهی حسن نیتها را هم بپذیریم چه تضمینی برای پایبندی طرفهای قانونشکن به نظرات میانجی باشد. چرا که آنها یکبار با استفاده از ظرفیتهای قانونی وارد انتخابات شده و قانون­گرایی را شعار اصلی خود قرار دادند ولی زمانی که همه چیز را به ضرر خود دیدند همان قانون را لگد مال کردند. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وحدت بدون اجرای قانون غیرممکن است. حتی اگر دعوتکنندگان به قانونشکنی عذرخواهی هم کنند باز هم مسایلی از قبیل حقوق پایمال شده شهروندان باقی میماند که نظام هم نمیتواند یکطرفه آنها را ببخشد. در آشوب‌هاي پس از انتخابات، 37 تن از هموطنان مظلوم کشته شدهاند و آبروی نظام در جهان هتک شده است و اين هزينهی هنگفت، چيزي نيست كه به آساني چشمپوشی کرده و فراموش كنيم. كساني كه تهمت تقلب و تجاوز زدند و كساني كه به‌جاي پيگيري قانوني اعتراض، طرفدارنشان را به خيابان‌ها كشاندند، همه بايد در دادگاه محاكمه و مجازات شوند. تا وقتي مسببان آشوب، تحريك‌كنندگان، جنايتكاران و افترا زنندگان محاكمه و مجازات نشده و قانون اجرا نشود وحدت بیمعناست و تفاهم و آشتي به معني تبرئه گناهكاران و جنايتكاران است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 20:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=694</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-694.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محمد جواد لاريجاني: دوم خردادي ها به ترور روي مي آورند !</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-693.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اينکه ميرحسين موسوي بر خلاف همه مقررات و قوانين مربوط به انتخابات و بر خلاف راي شوراي نگهبان و تنفيذ مقام معظم رهبري خود را پيروز انتخابات اعلام کرد اين نوعي خروج بر امام عادل است.&lt;S1&gt;&lt;S1&gt;&lt;S1&gt; برخي فکر مي کنند صورت مساله دعواي بين دو نفر است، اگر روبوسي کنند مشکل تمام مي شود. اين درست نفهميدن صورت مساله است.آنچه که رخ داد يک کودتاي تمام عيار با همکاري دول غربي بود، موسوي چه بداند و چه نداند وارد اين بازي ابلهانه شد و تمام دنيا هم از او حمايت کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همان سيري که منافقين در قبل از انقلاب در پذيرش مارکسيسم مرتکب شدند دوم خرداديها در پذيرش ليبراليسم مرتکب شدند،اين پذيرش آنها را به وادي نفاق انداخت و اين نفاق هم منجر به خروج بر حاکميت شد.کودتاي دوم خرداديها ناکام و مفتضح شد، دولتهاي غربي هم فهميدند نظام تنومندتر از آن است که فکر کرده اند، استحکام نظام به واسطه فرهنگ ولايت وتشيع است. &lt;BR&gt;لاريجاني با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمي حرفي زده است که قابل تأمل است، وي گفته : &lt;STRONG&gt;اگر&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها مي روند هسته عمل تشکيل مي دهند.&lt;/STRONG&gt; سوال اين است که چه عملي است که باقي مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعني آنها به همان نقطه اي رسيده اند که منافقين رسيده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;منافقين بچه مسلماناني بودند که مجذوب مارکسيسم بودند،اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند.مسير آنها در نهايت به خشونت مي رسد و اين علامت ختم کارشان است.دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتي که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدي است خود را معطل اينها نمي کند. آنها دست به انتحار سياسي زده اند،نظام بايد مدل جديدي را براي طراحي رقابت سياسي در نظر بگيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کاري که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاري ديني در اين انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حيثيت مردم بود و در تاريخ ايران بي نظير است و بايد اين حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود.حتي کساني که بي دين هستند اما طرفدار دموکراسي مي باشند بايد دست رهبري انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوريت نظام دفاع کردند.عده اي در داخل و خارج با کارگرداني بيگانگان اسلاميت و جمهوريت نظام را به بهانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هدف قرار داده بودند اما هوشياري رهبري و بيداري مردم مانع از شرارت آنها شد. ما بايد شکر نعمت رهبري را به جا آوريم و اين کار فقط با درک درست وقايع و فهم رهنمودهاي معظم له و حمايت مومنانه از ايشان امکان پذير است.حفظ تمايز ما با ديگر مکاتب اعتقاد و التزام به ولايت است، ما ولايت را در اصول در کنار توحيد و معاد و در فروع جزء پايه هاي اسلام در کنار زکات، حج، نماز و روزه مي دانيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ولايت کليد بهشت و اکسير اعظم است،رکن اول ولايت حساسيت به مشروعيت حکومت است، ولايت با دغدغه نان شروع نمي شود با دغدغه مشروعيت شروع مي شود. دغدغه مشروعيت بيداري سياسي را در پي دارد.بايد بيرق اسلام در دست کسي باشد که شرايط آن را داشته باشد. يک شيعه بايد ملاک مشروعيت و مصداق آن را بداند و اين در ادبيات اهل بيت(ع) رکن بزرگي است. اگر کسي نخواهد تولي و تبري را رعايت کند نوعي کاهلي در امر ولايت را مرتکب شده است و اين از کاهلي در نماز و روزه مهلک تر است. ممکن است اين کاهلي منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج هميشه با شمشير نيست، خروج يعني به هر دليل در برابر امام عادل قرار گيريم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=693</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-693.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کارنامه دولت  اصلاحات</title>
<link>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-692.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;خاتمی بعنوان سومین رییس دولت جمهوری اسلامی -که مدت زمان قابل ارزیابی- رییس دولت بوده است در خرداد 1376 در رقابت با ناطق نوری با اختلاف فاحشی رییس­جمهور ایران شد. در ادامه به خلاصه ای از رویکردها و نتایج حوزه های مختلف دولت ایشان می­پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;سیاست داخلی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;دولت خاتمی با 10یا11 وزیر از حزب مشارکت که ریاستش به عهده برادر رییس جمهور بود مطمئنا حزبی­ترین دولت جمهوری اسلامی محسوب می­شود. باز شدن فضاي سياسي از مهمترين نكات دوران اصلاحات محسوب مي­شود ولي نكته اينجاست كه تيغ اين آزادي­ها اغلب گردن نهادهاي انقلابي چون سپاه، بسيج و یا شورای نگهبان را مي­زد و اگر كسي كوچكترين انتقادي از دولت مي­كرد با سیل حملات روزنامه­هاي زنجيره­اي به « درك نكردن پيام دوم خرداد» متهم مي­شد. از توجیهات معروف اصلاح­طلبان برای ناکارامدی دولت خاتمی، شعار «هر 9روز یک بحران» است. یعنی حدود 145 بحران که هیچگاه اصلاح­طلبان نتوانستند اين 145 بحران را نام ببرند. البته بحرانهایی مثل قتلهای زنجیره­ای، آشوبهای کوی دانشگاه، روزنامه­های زنجیره­ای و یا اختلافات قومی و یا رسوایی کنفرانس برلین بطور مشخص ایجاد شدند ولی در واقع ایجاد و مدیریت این پروژه­ها توسط عناصر دولت در خود وزارت اطلاعات و یا وزارت کشور انجام می­شد تا برای به بن­بست کشاندن نظام دینی در ایران حداکثر استفاده را کرده باشند. در ماجرای قتلهای زنجیره­ای و انتخاب بازجوهای بی­دین توسط حجاریان و عباد برای شکنجه سعید امامی و خانواده­اش و انحراف پرونده از موضوع اصلی، همگي با اطلاع خود آقای خاتمی بوده است که سازمان قضایی نیروهای مسلح در بیانیه­اش مجبور شد به اطلاع خاتمی از آن جنایات تصریح کند و حتی چند قاضی و وزیر را برای روح­الله حسینیان فرستاد که وساطت کنند و دیگر افشاگری­هایش را ادامه ندهد. بهرحال هدف نابودی نظام بود که عباس عبدی گفت ما ترجیح می­دهیم وزارت اطلاعات ضعیفی داشته باشیم و منافقین در تهران به مقر حکومت خمپاره بزند! اصلاحات که مست رای 20میلیونی بود با تحلیل غلط از انتخابات به این نتیجه رسیده بود که مردم آنها را در مقابل نظام انتخاب کرده­اند و سودای براندازی از درون را در سر می­پروراندند تا جایی که ابطحی مسئول دفتر خاتمی در نهاد ریاست جمهوری به روح­الله حسینیان گفت: «...آقای خاتمی 20 میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه‌ای هشت میلیون رای آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقای خامنه‌ای پیروز نخواهد شد!»&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;مجلس پنجم که علیرغم اکثریت جناح موسوم به راست در آن، در ابتدای معرفی کابینه به همه وزاری خوب و بد خاتمی یکجا رای داده بود، مجبور شد وزیر کشور را بخاطر فعالیتهای علیه نظام، استیضاح و برکنار کند. شدت هجمه علیه نهادهای قانونی کشور در دوران انتخابات مجلس هفتم بود که بعد از رد صلاحیتها، در مجلس، اصلاح­طلبان حرفهایی علیه رهبر و انقلاب گفتند که هیچ روزنامه­ای جرات نکرد وقاحت آنها را منتشر کند و حرمت­شکنی را به حداکثر رساندند و دولت هم اعلام کرد نمی­خواهد انتخابات را برگذار کند و تعدادی از وزرا و خود خاتمی تهدید به استعفا کردند. ولی رهبر انقلاب زیر بار این حرفهای زور نرفت و گفت این انتخاباتِ قانونی هر طور شده برگزار خواهد شد. در این دوران که بعضی اصلاح­طلبان صراحتا خاتمی را گورباچف ایران خطاب کردند، تلاش برای براندازی نرم با انواع و اقسام نقشه­ها و برنامه­ها اجرا شد و روزگار سختی را بر دوستداران نظام مقدس جمهورری اسلامی ورق زد که هرگز تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. ولی نهایتا اختلافات گروههای دوم خرداد در تقسیم قدرت با منحل شدن شورای شهر تهران  بخاطر ناکارامدیِ حاصل از جنجالهای سیاسی بیفایده باعث شد تا نامیدی مردم از این جریان به اوج برسد تا انتخابات شورای شهر بعدی با رای به اصولگرایان اولین میخها به تابوت اصلاحات کوفته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;سیاست خارجی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;درحاليكه اصلاح­طلبان نقطه قوت خود را در امور خارجه و سیاست تنش­زدایی می­دانند ولی در واقع این وادادگی در مقابل غرب بود که مورد استقبال غربیها واقع شده بود. عقب­نشینی از مواضع اصولی جمهوری اسلامی و آرمانهای امام راحل&lt;sup&gt;ره&lt;/sup&gt; بارها و بارها موجب دلسردی مستضعفان و نهضتهای آزادیبخش جهان از ایران شد. حتی نامه­ای خطاب به جرج بوش بعدها افشا شد که در آن وزیر خارجه حاضر شده بود بازای خارج کردن ایران از محور شرارت، حزب لبنان و حماس را بفروشد. در این فضا کسی جرات نداشت از آرمانهای امام و فتح قله­های جهان توسط اسلام و یا نابودی اسراییل سخن بگوید و اصلاح­طلبان گمان داشتند مشروعیت و عزتشان را از غرب و توجه غرب به آنها می­گیرند. بعبارت واضح­تر ایران در حال هضم شدن در نظام سلطه بود. تلاش برای راضی کردن غرب از حکومت اسلامی که تضاد بنیادی با هم دارند باعث شد که ایران یکجا مستضعفان جهان و نقش آنها در سیاست و اقتصاد را فراموش کند تا جایی که در سفر خاتمی به افریقا در سال آخر ریاست جمهوری­اش گفت: ای­کاش سال اول به افریقا می­آمدم. اوج ذلت در برابر غرب در دوران مذاکرات هسته­ای و قرارداد سعدآباد بود که در ایران به قرارداد ترکمنچای2  لقب گرفت و ما همه چیز را پذیرفتیم. علیرغم تمام این عقب­نشینی­ها، امریکا باز هم ایران را محور شرارت معرفی کرد، غرب اجازه نداد حتی یک سانتریفیوژ برای تحقیقات در دانشگاه ما فعال باشد و هر روز ایران را ناقض حقوق بشر خواندند. کار به جایی رسید که ظهره‌وند سفیر سابق کشورمان در ایتالیا گفت: «بعد از رسمیت جلسه سعدآباد جک استراو به نشان تحقير، در حضور وزیر خارجه پایش را روي ميز دراز كرد! و یوشکا فیش هنگام خروج از تهران با ادبیات تحقیرآمیزی گفت که به ایرانیان گفتیم که بساط خود را جمع کنند.» ما در افغانستان تمام میراث امام خمینی را فروختیم و زیر پای هم­پیمانان مظلوم خود یعنی مجاهدان افغان را خالی کردیم و همانند امریکا آنها را جنگ­طلب خواندیم تا بعد از این همه همکاری باز هم هر روز توسط امریکا تهدید به حمله نظامی شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;فرهنگ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بعد از سیاست داخلی، پررنگ­ترین جنبه فعالیت دولت خاتمی حوزه فرهنگ بود. این حوزه با وزارت مهاجرانی آغاز شد. فردی که بعدها بخاطر رسوايي و شکایت مسئول دفترش و... مجبور به ترک ایران شد و امروز وزیر فرهنگ ایران، لندن­نشین شده و علیه جمهوری اسلامی هر روز با مصاحبه­هایش آب به آسیاب کشورهای استعمارگر می­ریزد. وی که پیگیر سیاست سمحه و سهله بود بارها اعلام کرد باید كلمه­ي ارشاد اسلامی از آخر نام این وزارتخانه حذف شود. با این موضعگیری وزير، دیگر نباید انتظاری از مطبوعات داشت چه آنکه آنها نیز در هجمه به مبانی جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشتند و در پروژه­هاي مختلف، روزنامه­های زنجیری که با وامهای بلاعوض 4-3 میلیاردی وزارت فرهنگ، راه­اندازی می­شدند طبق برنامه­ای منظم به یک نهاد انقلابی هجمه می­بردند. مهمتر از نهادها مبانی انقلاب بود؛ یکی از آنها نوشت اندیشه­های امام خمینی به زباله­دان تاریخ رفته، عمادالدین باقی بشدت علیه امام خمینی سخنرانی می­کرد. جالبتر اینکه مرکز نشر آثار امام، اینگونه افراد را در سالگرد امام خمینی دعوت می­کردند تا سخنرانی کنند. البته آنها به کاریکاتور امام خمینی و دشنام به انقلاب اکتفا نکردند و گام را جلوتر گذاشتند و تخریب اسلام و اهلبیت را آغاز کردند. عاشورا را نتیجه خشونت­طلبی پیامبر در بدر معرفی کردند و یا دین را افیون ملتها گفتند. مراجع تقلید و مقلدین را به میمون تشبیه کرده و مسخره کردند. بقدری این وقاحتها زیاد شد که بعد از دهها سال بار دیگر علمای قم دست به تحصن زدند. تا اینکه نوبت به وزیر ارشاد بعدی یعنی مسجدجامعی رسید. وی که با نام آیت­الله زاده رای اعتماد گرفت همان سیاستهای مهاجرانی را ادامه داد و تنها بعضی ظاهرسازی­هایی مثل افزایش نمایشگاه­های قرآن را اضافه کرد. ابزار تمام تغییرات دلخواه استکبار همین فرهنگ بود لذا با برنامه عمل می­کردند و در یک شتاب فزاینده­ای بسیاری از ضدانقلاب­ها و افراد محارب از مسعود بهنود گرفته تا جهانبگلو و بسیاری از توده­ای­ها و یا کانون نویسندگان در کنار حلقه کیان به صحنه مطبوعاتی کشور برگشته و علیه اسلام و مبانی انقلاب طبق برنامه در روزنامه­ها و مجلات متعددی مطلب می­نوشتند. لذا رهبر انقلاب در آن زمان روزنامه­ها را پایگاه دشمن توصیف کرد. البته این جریانات فکری تنها محدود به رسانه­ها نبودند بلکه بسیاری از این جاسوسان فرهنگی مثل جهانبگلو بعنوان مشاور مجلس، دولت یا مشاور رییس دولت فعاليت می­کردند. جریان فمینیستی نیز در این میان بشدت مشغول بود نشریات زن و یا پیام هاجر و افرادی مثل مهرانگیز کار و شیرین عبادی باعث 
&lt;/p&gt;&lt;table style=&quot;WIDTH: 225px; HEIGHT: 176px&quot; border=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;1&quot; width=&quot;225&quot; align=&quot;left&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://tarnama.parsiblog.com/1044929.htm&quot;&gt;&lt;img style=&quot;WIDTH: 313px; HEIGHT: 226px&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; alt=&quot;تجمعات مدني و تظاهرات سكوت جنبش سبز&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://tarnama.persiangig.com/image/Tehran-3-88/23.jpg&quot; width=&quot;423&quot; height=&quot;178&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://tarnama.parsiblog.com/1044929.htm&quot;&gt;نيروي انتظامي در حال آتش زدن؛ جنبش سبز در حال تظاهرات سكوت&lt;/a&gt;!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;شدند تا بارها علمای قم به فریاد بيايند.
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt; در این دوران فیلمهای سينمايی از لحاظ کمیت افزایش یافت ولی محتوا بشدت علیه مقدسات و مذهب بود علیرغم پیش­بینی دولت مبنی بر اینکه فساد در سینما باعث افزایش تماشاچیان سینما می­شود ولی بازدیدکننده­های سینما از 60میلیون صندلی در سال به نزديك 3میلیون در پایان دولت خاتمی رسید. هرچند دولت ورود ماهواره یا لوح فشرده را علت این ورشکستگی سينمای ایران مطرح می­کرد ولی در واقع این دو پدیده در تمام کشورهای دنیا رخ داده است و در هیچکدام منجر به کاهش 20برابری نشده و بعبارت دیگر سینمای هیچ کشوری را نابود نکرده است. در حوزه کتاب بخاطر اینکه کمتر در معرض نمایش همگانی بود، اوضاع دین ستیزی و امثالهم به مراتب وخیم­تر بود. فهرست مفصلی از این شبیخون همه جانبه فرهنگی در دوران دولت آقای خاتمی در گزارش تحقیق و تفحص مجلس هفتم آمده است که به قول سخنگوی کمیته؛ یک وانت مستندات دارد، لذا در این مختصر نمی­گنجد. &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;اقتصاد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;نقاط مثبت اقتصادي دولت خاتمي عبارت است از يكسان­سازي نرخ ارز، شروع ایجاد بانكها و بيمه­هاي خصوصي، توسعه بورسهاي استاني و پايه­ريزي شبکه شتاب است. هرچند در نحوه اجراي اين موارد نقاط مبهم بسيار زيادي است خصوصا در مجوز و وام به بعضي بیمه­ها و بانكهاي خصوصي ولي آنچه در كل اقتصاد دولت خاتمی پررنگ است ادامه سياست تعديل اقتصادي دولت قبلي البته با هماهنگي كمتر و اختلافات بیشتر تيم اقتصادي است. بهرحال اين سياست به شكاف طبقاتي دامن زد و ضریب جینی را در سال81 به 0.42 یعنی بیشترین فاصله طبقاتی بعد از سال 62 رساند بطوري كه این بی توجهی به محرومین در دور بعدي انتخابات دامن اصلاح طلبان را گرفت. شايد علت عمده اين موضوع بي­توجهي رييس دولت به مساله اقتصاد باشد چون دغده­هاي وي اغلب مسايلي همچون گفتگوي تمدنها بود، چه آنكه مقام معظم رهبري بارها در تريبونهاي عمومي از دولت خواست به مشكلات معيشتي مردم بيشتر توجه شود. مردوخی دبیر وقت هیات امنای صندوق ذخیره ارزی هم اخیرا اعلام کرد: «در دولت اصلاحات برای برداشت بیحساب و غیرقانونی از صندوق، مسابقه گذاشته بود و شرکتهای صوری بسیاری ایجاد شدند که در پناه شهرت سیاسی صاحبانش برای وامهای خارج از روال قانونی از بانکهای عامل فشار زیادی می­آوردند.» بانك جهاني پول، طرح پژوهشي نقدي كردن يارانه­ها را به كارفرمايي وزارت رفاه ارايه كرد ولي هيچگاه دولت جسارت اجراي آن را نداشت و در پايان هشت سال هم خاتمي گفت: اي­كاش هدفمند كردن يارانه­هاي اجرايي مي­كرديم. اختلافات تيم اقتصادي خاتمي مخصوصا بعد از فوت نوربخش به اوج خود رسيد و افراد تيم اقتصادي يكديگر را متهم به فساد اقتصادي مي­كردند. در اين دوران فساد اقتصادي دستگاهها بقدري زياد شد كه بعضي وزرا با گستاخي تمام از ريخت پاشهاي تشريفاتي خود دفاع مي­كردند. اوج اين مسايل رشوه 15 میلیون دلاری یک آقازاده از شرکت استات اویل بود که وی از سوی پلیس نروژ تحت تعقیب قرار گرفت ولی در کشور اسلامی خودمان هرکاری دلش می­خواست انجام می­داد و یا دكوراسيون 1.5 ميليارد توماني اتاق وزير راه و مراسم افتتاحيه 1.7 ميليارد توماني فرودگاه نيمه­تمام امام خميني که از دولتي با اين رويكرد نبايد انتظار اجراي سياستهاي ارتقاء كارايي، بهينه­سازي مصرف سوخت يا اصلاح الگوي مصرف را داشت. لذا مصرف سوخت در کنار بی­توجهی دولت به شدت در حال رشد بود به طوری كه با اختلاف بسیار زیاد، بالاترین رشد مصرف سوخت در جهان را داشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;البته گاهي آمار عجيب و غريب هم ارايه مي­شد مثل اينكه دولت گفت سالانه رشد اقتصادي 7درصد بوده يعني طي هشت سال اقتصاد كشور 50درصد رشد داشته است در حالی که رشد چشمگیر مهاجرت از روستاها به شهرها، کاهش فعالیتهای عمرانی و طولانی شدن مدت اجرای پروژه­ها نشان از نقض اینگونه ادعاها داشت. آمار رسمی وزارت صنایع در پایان دولت اول خاتمی تصریح کرد که 2500 واحد صنعتی دچار بحران هستند که حدود 1500 واحد آن تعطیل شدند. تا آنجا که دكتر غنيمي­فرد رييس وقت خانه صنعت استان تهران در ارديبهشت 84 گفت: دولت با واردات بي رويه، توليد را نابود كرده و بيكاري و ورشكستگي صنايع را به اوج رسانده است. هرچند حسين عبده علت اين شكستها را ضعف در اجرا دانست و سياستهاي اقتصادي را بي­نقص خواند. نهایتا مستندات آماري بانك مركزي نشان مي­دهد، تعهدات خارجي كشور شامل بدهي­هاي قطعي و احتمالي كه در ابتداي دولت دوم اصلاحات يعني سال 80 حدود 20 ميليارد دلار بوده است، به بيش از 40 ميليارد دلار در پايان سال 83 افزايش يافت. &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;نسل خمینی&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 08 Oct 2009 08:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosalmanirani&amp;postid=692</comments>
<dc:creator>mosalmanirani</dc:creator>
<guid>http://mosalmanirani.blogfa.com/post-692.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
